De eerste 200 regels.
«عطش»
خوابالو
اینجا چی میخواین؟ - عذر میخوام. اتاق رو اشتباهی اومدم -
چی بود؟
خوب مراقب اطرافت باش
مگه اینجا مار داره؟ - البته -
بیا برگردیم به قایق - خوب توی آب هم مار هست -
کاش میشد تمام تابستون همینجا پیش تو باشم
دور از همهی تمرینات و بدون کفشهای باله
...خیلی عالیه اما من وظایف دیگهای هم دارم
فردا باید برگردم پیش زن و بچههام
مگه تو متاهلی؟ - آره. مگه تو غیر از این فکر میکردی؟ -
اگه مردی در سن من باشه و زن و بچه نداشته باشه یه احمقه
اما این واسه ما هیچ دردسری درست نمیکنه
فقط دوست داشتم محل زندگیت رو ببینم
این یه جور بازرسیـه؟
من همسرش هستم - همسر کی؟ -
همسر کی؟ مگه با چند نفر رابطه داری؟
معذرت میخوام
واسه این کار پول هم بهت میده؟
باید از خودتون خجالت بکشین
تو وجدان نداری؟
یه تصویر دیگهای از تو برای خودم ساخته بودم
تو حتی خوشگل هم نیستی
خیلی برام عجیبه
من دوستش دارم
تو غرور نداری؟
شما چطور؟
زنی که سه تا بچه داره دیگه زیاد نمیتونه به غرور فکر کنه
اما تو چرا
غرور زینتبخش هر زن نجیب و آراستهایه
جن خونگی من
جن خونگی خوشگل من
تو اینجا چیکار میکنی؟
میخواستم جن خونگی تو رو ببینم
که اینطور
واقعا این کار لازم بود؟
مردم دارن پشت سرمون حرف میزنن این ماجرا باید تموم بشه
بهتره اینجا نمایش اجرا نکنیم
ما آدمهای متمدنی هستیم توقع دارم که فرمانبردار و موقر باشی
برو خونه - تو هم همینطور. و دیگه هم برنگرد -
خوب گوش کنین. با هر دوتونم
من مرد صادقی هستم
من هیچوقت سعی نکردم این حقیقت رو مخفی کنم که دو تا زن توی زندگی من هست
هر مرد سالمی باید دوتا زن داشته باشه
بیشتر از اون نهایت بیشرمی و نشانهی شهوترانیـه
نه... دوتا، عدد مناسبیـه و شما هم باید به نام شرافت زندگی، باهاش کنار بیاین
به چی میخندی؟
دارم از حق قانونی خودم استفاده میکنم
میتونی هرچقدر میخوای بخندی عقاید من درجهی یک هستن
همه برای ابراز عقایدشون آزادن بر بخیلش هم لعنت
مطمئنم که خودش آروم میشه
به من اعتماد کن
داری گریه میکنی؟ یه صدایی شنیدم... چی شده؟
برو بخواب - آسترید اذیتت کرده؟ -
به من بگو
آخه چی شده؟
چی بگم؟ حالا دیگه کار از کار گذشته
میخوای بگی که... تو حاملهای؟
- فکر میکنم - پس مطمئن نیستی
چرا... هستم
پس توی مدرسهی باله به شما چی یاد میدن؟ یه باکرهی 20 ساله که هنوز از محافظت و جلوگیری چیزی نمیدونه
- خیلی میترسم رائول - نه... نترس
- خیلی راحت میشه از شرش خلاص شد - نه... من این رو نمیخوام
خیلی میترسم... خواهش میکنم تنهام نذار
خوب... وقت رفتنه
همینجا بمون عزیزم... من قهوه درست میکنم
ببخش که مثل یه احمق رفتار میکردم
داری میری؟ قهوه نمیخوای؟
- چند وقته که این رو از من مخفی کردی؟ - چی؟
- چند وقته که حاملهای - فکر میکنم سه ماه
- فکر میکنی؟ - شاید هم چهار
- کدومش - احتمالا همون چهار
- فکر میکنی یا مطمئنی؟ - شاید هم سه
- نه... سه ماه پیش من رفته بودم ماموریت - پس همون چهارـه
اوه... واقعا؟
پس چهار ماهه
من کاملا مطمئن نیستم رائول
- حالا دیگه مطمئن نیستی - غیرممکنه که آدم بتونه خودش دقیقش رو بفهمه
نمیتونی گولم بزنی من که بچه نیستم
اون بچه مال من نیست... هرزه
هرزه
هرزه
باز داری گریه میکنی؟ امروز حالت چطوره؟
پرستار؟ من باقی زندگیم رو نابود کردم؟
دختر جوانی در سن تو نباید دربارهی نابودی زندگی صحبت کنه
یعنی... به نظر تو من دیگه نمیتونم بچهدار بشم؟
کی این رو گفته؟
میدونی که با من چی کار کردن
- همیشه همین کار رو میکنن؟ - بستگی داره
- بهتره با دکتر صحبت کنی - این کار رو کردم
خوب؟
جواب درستی نگرفتم اون از جواب دادن طفره رفت
تو هم بهتره که فراموشش کنی
این روزها زنها خیلی کارهای بهتر و زیباتر از بچهداری هم انجام میدن
با این شغل هیجانانگیز ...و زیبایی که تو داری
مشهور میشی و همه به تو حسادت میکنن ...پس بهتره که
من نمیخوام عقیم باشم
یه کم هوای تازه برات خوبه
بیداری؟
میدونم که بیداری نقش بازی نکن
دیگه به اندازهی کافی خوابیدی
ممکنه پردهها رو بزنی کنار؟ دارم خفه میشم
خوب... شروع شد
چی؟
این بوی چیه؟
من چای درست کرده بودم شاید زیاد مرغوب نبوده
لطفا بیا بالا
چه ایدهی مسخرهای تمام تابستون صدای این قطارها رو بشنویم
- این ایدهی تو بود - ایدهی من؟
نبود؟
"هتلخانهی تابستانی مشرف به ریلها رو اجاره کنیم" این دقیقا حرف تو بود
""اینطوری از شلوغی شهر فرار میکنیم
اما ناسلامتی تو مردی تو باید تصمیم درستی میگرفتی
- داری چیکار میکنی؟ - میخوام صبحونه سفارش بدم
من حتى مطمئن نیستم که بتونم کرایهی این اتاق رو بپردازم
سه روزه که داریم از گرسنگی میمیریم پس چرا این اتاق گرون رو گرفتی؟
چون مطمئن بودم دل تو اینجا توی این اتاق گیر کرده
پس بازم تقصیر من بوده
- پولمون ته کشیده... همین - اما مسئول خرج تو بودی
پس خدا رو شکر کن که من بودم
قیافهی مردها وقتی کیف پولشون رو در میارن دیدنیه
قیافهی زنها هم وقتی مردها کیفشون رو درنمیارن دیدنیه
مردها... با اون تن صداشون، نوع راه رفتنشون خنگ بودنشون و اون هیکل زشتشون
لعنتی
بیا تو
روزنامه
- یک فرانک؟ - آخه این همه راه آوردش بالا
یک فرانک برای یه تکه کاغذ که نمیخونیش. در حالی که همین کاغذ رو توی ایستگاه میتونی 10 سنت بخری
برای چیزهایی که دوست داری خوب خرج میکنی اما حاضر نیستی صبحونه سفارش بدی
- حتی مشروب قبل از خواب رو هم نگرفتی - باور کن که برات بهتره
شبها بدون مشروب خیلی بهتر و راحتتر میخوابی
میخوای بگی من دائمالخمرم؟
میخوای بگی من دائمالخمرم؟
آره، اینطور فکر کن
روث... منظوری نداشتم معذرت میخوام
اینقدر ادعای نزاکت داری...
اما هنوز یادت میره که شبها مسواک بزنی
تندیس مربوط به "الههی جنگ"
تو نباید اینقدر سیگار بکشی به فکر سلامت قلبت باش
قلب به چه درد رقاصای میخوره که حتی نمیتونه از پاهاش استفاده کنه؟
دیگه هیچ کاری رو نمیتونم درست انجام بدم
به هر حال مراقب خودت باش به خاطر من
تو میترسی من برم بیمارستان و صورت حسابهای سنگین روی دستت بذارم
البته
بازم حالت خوب میشه و میرقصی
تو همیشه مثل یه حیوون شکنجه دیده به نظرم میای انگار که خودم عذابت دادم
همیشه نگاهت به ساعتته اون مقدسترین چیزیه که داری
و البته اون سکههای قدیمیت
تو با اون کراوات مخصوص دستیار سخنرانت
خوب من خودم دستیار سخنرانم
سر زانوهای شلوارت گرد شده چون هیچوقت اونها رو به جالباسی آویز نمیکنی
اما حتما قبل از این که به دیدن اون زن دیگهت بری صافش میکنی
- دهنت رو ببند - آفرین
منظورم این نبود
میدونم که منظورت این نبود
دیشب تا ساعت 3 دربارهش حرف زدیم دوباره شروع نکن
اوه... بازم شروع میکنم تو هر روز احتیاج به یه کم گوشمالی داری
ویولا هیچوقت من رو دوست نداشت اون عاشق شوهر مرحومش بود
من فقط یه جایگزین بودم
اصلا تو ساخته شدی واسه همین کار عزیزم
یه جایگزین
رائول خیلی مکار بود اما یه مرد واقعی بود
من همیشه دلم برای ویولا میسوخت
- ولی برای من نه؟ - تو که دچار آماس مغزی نشدی
ولی کم کم دارم دیوونه میشم
نمیتونم که ناگهانی تنهاش بذارم
- مثلا خود تو اگر... اگر چی؟ -
اگر به خاطر خسته و بیحوصله بودنم تنهام بذاری چی میشه؟ فکرش رو نکن... راحت بذارم کنار
نمیخوام مثل ویولا آویزونت باشم
ویولا... چه اسمی هم داره
وقتی مهربون میشی خیلی جذابتر میشی
داره دیر میشه برو لباس بپوش
بذار من برم
- تو هیچوقت من رو قلبا دوست نداشتی - باید وسایلمون رو ببندیم
- من به اندازهای که تو رو راضی کنه زیبا نیستم - هیچوقت به این خوشگلی نبودی
پس قبلا زشت بودم؟ چرا زودتر نگفتی؟
آفتاب تاثیر خوبی روی پوستت گذاشته
چقدر خوب شد که اون بورس تحصیلی رو گرفتم
آره
اما بهتر بود تنهایی سفر میکردی
تو من رو دوست نداری
یه کم شراب بخور کمک میکنه که حالت بهتر بشه
برو به جهنم... با اون بطری حصیریت
دوباره شروع نکن
تو هیچوقت من رو درک نکردی
- داری چرند میگی - شاید... ولی الان مثل یه قاضی هوشیارم
روراست باش... بگو که دیگه ازم سیر شدی این شرم ساختگی رو بذار کنار
باید بزنم تو دهنت اما شجاعت این کار رو ندارم
- متوجه چیزی نشدی؟ البته که شدم -
- این بدن تو رو به هیجان نمیاره؟ - اصلا
توی این ازدواج صحنههای لخت، زیاد دیدم
تا من صورتحساب رو میپردازم لباس بپوش
قبل از این که استکهلم رو ترک کنیم پیتر رو دیدم
میگفت گولان من رو توی سونا دیده
و گفته من قشنگترین سینههای استکهلم رو دارم
من دارم میرم. مواظب باش به پیکنیک گاز دست نزنی تا گازش تموم نشه
در آلمان واگن رستوران وجود نداره
یه دوش آب سرد صبحگاهی
روث... پول کافی برای صبحونه داریم نون، پنیر، مارمالاد، کره
No comments yet. Be the first to leave one.