De eerste 200 regels.
هی اگه کسی رو پاره وقت تو مغازه نیاز داشته باشن میتونم پیدا کنم
خیلیخب میدونی چیه ناربرت من پول میخوام
کرایه م ۳ هفتهست که عقب افتاده و تو کمک نمیکنی
میتونی یه چیزی بفروشی
چطوره به جاش فقط یه کم پول از پس اندازت بهم قرض بدی؟
میتونی تموم سری اتحادیهی عدالت آمریکا
علیه بیگانهها رو بهم بفروشی. هار
یه یارویی تو سایت یکیش رو هفته پیش ۵۰۰ تا فروخت
برای تموم سری مزخرفه بخدا.
رفیق، حراجی بوده بعلاوه من بیشتر از این حرفا نیاز دارم
میخوای بدونی چی رو میتونی بفروشی تا...
بتونی کرایه ات رو مثلاً برای ۳ ماه بعد پرداخت کنی؟
چی؟ گردباد آبی ۱۹۴۱
چاپ اولش
به هیچ وجه ممکن.
نمیتونم اینکارو بکنم. به راحتی ۳۰۰۰ تا می ارزه.
خودم میدونم چی می ارزه ناربرت
من ۲۵۰۰ تا بهت میدم
همین الان بهم گفتی ۳۰۰۰ تا. خب؟
تا چه اندازه وضع کرایه ت بهم ریخته ست؟
راه نداره هرگز نمیفروشمش
در واقع با خودم به گور میبرمش این توی وصیتمـه
آره باشه.
لدى؟ الرى؟
لری هستی؟
صبح بخیر بچه ها. صبح بخیر.
صبح بخیر نیت
شب سختی بود؟
یکم سخت.
دلم برای خوابیدن تو تختم تنگ شده.
دلم برای پسرا تنگ شده برای ونسا.
من نه مثل یه نوزاد خوابیدم
مایا رو گذاشتم خونهی بتینا پیش مامان
حالش چطوره؟ مایا خوبه
اگه میخوای حال مامان رو بدونی
پیشنهاد داده که خودت زنگ بزنی و بپرسی
کی برمیگرده؟
هیچ نظری ندارم
ظاهرن، هنوز نیاز داره با خودش باشه
خب تو که میخوای برگرده خونه درسته؟
معلومه. خب با کمال احترام
چرا اون کونو تکون نمیدی بری اونجا
و تا هر اندازه ای که باید اظهار ندامت کنی بکنی و برش گردونی خونه؟
چون این کاریه که اون میخواد من انجام بدم و...
منم این بازی رو نمیکنم
آره.
آره منم همینکارو میکردم
شماها بیشتر از من رقت انگیزید.
نصف شب پا شدم و نبودی.
بازم اینجا نشسته بودی تلویزیون میدیدی.
آره اره ۳ رو تماشا میکردم
یه عالمه چای سبز خوردم دم و دقیقه میرفتم دستشوئی
خیلی خوشحالم که دیگه اون بساط...
روشن فکری رو (سکس با کس دیگه) انجام نمیدیم
منم همینطور.
آره؟ راست میگی؟
بخاطر این نمیگی که چون گفتم خوشحالم؟
نه
دیوید باید دربارهی چیزی باهات شفاف باشم.
چی؟
بعد از اینکه تصمیم گرفتیم ...با کسی خارج از رابطه مون
سکس نداشته باشیم، من سکس داشتم.
ولی گفتیم که دیگه اینکار و انجام نمیدیم
میدونم ولی من گند زدم
خب با کی خوابیدی هاویر؟
نه، سلسته.
خیلیخب دری وری نگو
جدی میگم.
سلسته که زن نیست؟
هست.
ولی من که قبلاً با زنها خوابیده بودم
خودت میدونی
جدی میگی؟ تو با سلسته خوابیدی؟
فقط یه بار بود اتفاقی شد.
آهان داشتی برای خودت رد میشدی یهو افتادی رو مهبلش؟
اتفاق افتاد دیگه ببخشید که افتاد ولی شد دیگه
و حس میکردم باید بهت بگم
مخفیانه که تصمیم نگرفتی جفتت رو عوض کنی گرفتی؟
نه به هیچ وجه.
خیلیخب.
ولی باشه.
ایدی؟
اه، اینجا چکار میکنی؟
اه، سلام؟
من دوست ایدیم، آنیتا.
فقط باید باهاش حرف میزدم.
اون خونه ست؟
آره. خب میشه بیام داخل؟
نمیخواد باهات حرف بزنه برای چه کوفتی؟
فعلاً داره با مسئلهی تو کنار میاد همین.
10 onci2.
چرا؟
چون حدوداً سر و ته دو دقیقه تشخیص دادی لزبینی
و بعد یهوئی فهمیدی نیستی
و بدتر از این میگه تو کلاً اظهار بی میلی
نسبت به مهبلش کردی این اصلاً کار باحالی نبوده
خیلیخب باید اضافه کنم که من اظهار بی میلی نسبت به مهبلش نکردم
خیلیخب خود مهبل منو بی رغبت نکرد.
فقط نمیدونستم دقیقاً باهاش چکار کنم
شخصی نبود
فقط رو من جواب نداد میفهمی؟
حرفتو میرسونم.
نه فامیل نیستیم.
قبلاً تو های.دی.هو با همدیگه کار میکردیم.
مغازهی خواروبار فروشی؟
مغازهی داستانهای مصور فروشی تو سانتا مونیکا.
خانواده ای داره کسی که همینجاها باشه یا خارج از ایالت که بتونیم باهاش تماس بگیریم؟
فقط خودمونیم.
گمونم برای همین منو برگزیده بود که...
وصی داراییش باشم.
ما همگی تو انجمن گردباد آبی غربی بودیم.
گردباد آبی؟
همون یارو که میتونست به انسان طوفانی تبدیل بشه؟
آره یا تیرانداز کوچکتر طوفانی
از نوک انگشتاش با قدرت اف ۵ شلیک میکرد.
اون قویترین قدرتمندی بود که وجود داشت. اسمش آلن تلبوت بود و...
یه دانشمندی بود که روی یک ماشینی که اختراع کرده بود
تحقیق میکرد اسمشو گذاشته بود گردبادی شکل
یک نمونهی آزمایش برای شتابندهی اتمی بود
یه چیز وحشتناکی پیش اومد
و اون تبدیلش کرد به گردباد آبی
وقتی بچه بودم خوندمش
فکرشم نمیکردم به انجمن داشته
یه جورایی کلوپ غیر رسمی هوادارا بود.
بهرحال...
اون میخواست با این...
بشه.
این چاپ شماره اول از سال ١٩٤١.
شدیدن نایاب
شدیدن قیمتی
آخرین حرفی که زد ...قبل از اینکه قفسه کتاب
بیفته روش این بود که میخواست با این خاک بشه
وقتی این اتفاق افتاد پشت تلفن داشتیم با هم حرف میزدیم
این صدا رو از خودش در آورد.
و بعدش من گوشی رو قطع کردم و زنگ زدم ۹۱۱
بابت از دست رفته تون خیلی متأسفیم.
اه عزیزم، این فوق العاده ست.
وکیل مارسیا سیخ کرده ...تو یه عالمه سوراخ از پرونده
فدرال مرکزی هم تموم اتهامات رو رد کرده. معرکه ست!
خب من از وکلا خوشم نمیاد
ولی اگه لازم بود یه دهنی براش بزن.
باشه، شیرینم.
بزودی باهات حرف میزنم باشه خدافظ.
اه اینو بش میگند تسکین
حتماً همینطوره.
میخوای به مامان بزرگ کمک کنی لباسا رو تا بزنه؟
نه. نه؟ اشکالی نداره.
فقط بشین اونجا تا من قربون صدقه ت برم
باید بزنیم بیرون و یه کاری بکنیم
خیلیخب چه کاری؟ من باغ وحش رو پیشنهاد دادم.
حالا نوبت توئه که یه چیزی بگی.
میتونیم بریم پارک الان دو هفته میشه که اینجایی،
تقریباً هر روز هم داریم میریم پارک
مایا عاشقه پارک.
قبلاً هم این بساط رو داشتیم.
رو اعصابتیم، آره؟ آره.
میخوای ما بریم؟ من اینو نگفتم
مطمئنی؟
باور کن اگه میخواستم بری بهت میگفتم.
بزرگ فکر کن فیشر.
متفاوت فکر کن یه چیزی در حد...
آسمون.
خسته شدم از بس که تو این زندگی مشترک پیشنهادات رو، من دادم
این زندگی مشترک نیست
داره این حسو میده که هست.
فرض میکنم که دلت نمیخواد بری خونه و با شویت کنار بیای؟
آمادگیش رو ندارم
اگه به نیت بگم مایا رویه چند روزی بذاره مهد کودک چی؟
این شروعه. چکار دوست داری بکنی؟
نه داری منحرف میشی
تو چکار دوست داری بکنی؟
جرج همیشه دربارهی سفرهاش صحبت میکنه
فکر کردم یه ماجراجوئی با هم داشته باشیم
تا حالا که منو جایی نبرده خب؟
بزنیم به جاده
حالا به حرف اومدی.
کجا میخوای بری؟
یه جای بیگانه
چقدر عاشقتم
چیه نمیتونی هضمش کنی؟ بیخیال.
نمیتونی مگه نه؟
ای خدا، بیخیال برن، ...من فقط یه سر اومدم اینجا
که چی یه سکس حساب باهام داشته باشی؟
میدونی چیه تو راست میگی فعلاً نمیتونم اینو هضمش کنم.
من باید بدونم حست نسبت به من چیه نیت
حسی داری؟ آره معلومه که دارم برندا
عجب ببین من فقط این سال گذشته رو داشتم با از دست دادن یه نفر کنار میومدم باشه؟
از دست دادن هر چیزی که خودم رو بهش متعهد کرده بودم
میدونی حتی اونقدرها هم خوب نبود وقتیکه کاملاً با خودم صادق هستم
برای همین نمیخوام یه...
ولی تو میخوای من در دسترس باشم برای سکس بدون ...
نه من هیچی نمیخوام باشه؟
این بدجوری برام سخته!
دیگه من یه دختر دارم. این دیگه خیلی چلاقی
دختر داشتن چیش چلاقی؟ ازش به عنوان بهانه استفاده کنی.
اه خدا.
میتونم جزئی از شما دو تا... نه نمیتونی
باید برم آره باشه برو.
ببین، متأسفم... فقط برو برو برو.
الو؟ سلام ونسا، منم.
No comments yet. Be the first to leave one.