De eerste 200 regels.
این برنامه ممکنه از همون اول صحنههایی داشته باشه که بعضی از بینندهها رو ناراحت کنه
و یه سری حرفای نامناسب
.اون گرهه چطور؟ گره بولاین متغیر
گره دریایی. کی این کار رو باهاش کرده؟
.اصلاً میدونی ایدی اون همه پول رو از کجا آورده؟ هیچی نمیدونم
.چند تا صورتحساب کاغذی نیست
.رابرت اومد دیدنم
گفت: "یا پشت ری میایستی..."
"...یا دیوید رو از دست میدی."
!چرا اینو گزارش نکردی؟
.گروهبان مککیب اون موقع اینجا بود
منظورت رفیق رابرت تولوکه؟
...میدونستی جس رفته بود پیش ایدی تولوک
واسه اینکه بچهشو به فرزندی بده؟...
.نه. نمیدونستم
...چند تا پیک رو دستگیر کردیم که داشتن مواد میآوردن
واسه کالاگِنها. میخوام اسمشون رو برام پیدا کنی...
اگه نخوام چی؟
اگه من کاری برات بکنم چی؟
.میخوام دخترم رو ببینم
.لَودِنه؟ شنیدم دنبال کار میگردی
.آخه ممکنه امشب یه کاری داشته باشم
.خیلی متاسفم
!نگاه کن کی رو دیدم
.چطوری، اِد؟ خوبم
!لَودِن؟
ناله کردن
...!اوه
.و خبر فوری
.دفتر هواشناسی وضعیت هشدار قرمز برای طوفانهای شدید صادر کرده
.این هشدار کل جزایر شمالی رو در بر میگیره
.و از امروز بعدازظهر شروع میشه
.پیشبینی میشه طوفان کایل تمام امشب و فردا ادامه داشته باشه
رادیو را خاموش میکند. فکر میکنی کجا داری میری؟
.باید خودمو نشون بدم
.تو شوکه شدی، باید استراحت کنی
!خوبم
.موراگ! بیلی. الکی شلوغش نکن
.حداقل یه چایی بخور
چیزی از پاسگاه شنیدی؟
درباره استیوی؟
.فقط میدونم آزادش کردن
خب، حالا کجاست؟
.برگشته پیش خواهرش
.امیدوارم همونجا بمونه
.گوشی ویبره میرود
.تاش؟ من بیرونم
میشه حرف بزنیم؟
چی؟ الان؟
این موقع شب اینجا چه غلطی میکنی؟
.بیا تو
بیلی، میشه بیای تو؟
.داشتم حسابهای تولوکها رو بررسی میکردم
.یکی از صورتحسابها گم شده بود
.واسه همین از بانکشون خواستم یه کپی برام بفرسته
.بیلی، یه پرداخت ده هزار پوندی از حساب رفته بود بیرون، توی می ۲۰۰۱
.به یه حساب شخصی
.حساب من
.یه وام بود... از طرف رابرت
.واسه پیشپرداخت خونه
.من و موراگ تازه ازدواج کرده بودیم
.به یه جا نیاز داشتیم
.من پول نداشتم
.واسه همین رابرت پیشنهاد داد
چرا اینو به ما نگفتی؟
!تاش، یه مسئله شخصی بود
.قبل از اینکه ایدی کشته بشه شاید شخصی بود
.اما بعد از اون، وظیفه داشتی بهمون بگی
.آه میکشد
.آره، باشه
.اشتباه کردم. من... فکر نکردم
.اما گذشته، گذشته
رابرت تولوک رشوه میگرفت؟
.خب، ما نمیتونیم منبع اون پول رو پیدا کنیم
.رابرت بجز حقوقش منبع درآمد دیگهای نداشت
.و اینها واریزیهای نقدی بزرگ بودن، هزاران پوند
.رابرت تولوک مرد محترمی بود
.یه شاهد دارم که ادعا کرده اون برای یه مظنون پاپوش دوخته
.و خانوادهشون رو تهدید کرده
"یه شاهد"؟
منظورت جینا پاوله؟
چرا حرفای اون زن رو جدی میگیری؟
!چون مجبورم
...اگه رابرت فاسد بود
اگه پول توی اون حساب از منابع غیرقانونی اومده بود...
پس اون پولی که به تو داد...
!من همشو پس دادم، حتی یه پنیاش هم نموند
...فرقی نمیکنه! اگه تلاش کردی که
اگه تلاش کردم چی؟
.بیلی، صورتحساب نبود
.همون که وام رابرت به تو رو نشون میداد
.فقط همون یکی گم شده بود
!بهتره مراقب حرفات باشی، دختر
!تو حق نداری منو متهم کنی... من تو رو متهم نمیکنم
.خب، به نظر میاد که داری! من وظیفه دارم تحقیق کنم
.اوه، این حرفا رو با من نزن
...شاید این حرفا برای بقیه جواب بده ولی
.ولی تو منو میشناسی و یادت نره، منم تو رو میشناسم
.یادمه سر شیفتها با سردردِ خُماری میاومدی
.و من باید جات رو پر میکردم
.وقتی که داشتی مشروب دیشبو توی دستشویی بالا میآوردی
.ببین، همه اشتباه میکنیم، تو هم همینطور، تاش
.باشه
.فکر کنم باید بس کنیم
!تو دیگه نگو
.با این اوضاع، فکر نمیکنم بهتر باشه بیای سر کار
.تا وقتی که بیشتر تحقیق کنم
و اگه من قبول نکنم، چی؟
.اون وقت من با چیزایی که دارم میرم بخش تخلفات
.و تو خودت میتونی باهاشون سروکله بزنی
.باورم نمیشه
!این مسخرهست
.پرستار گلویش را صاف میکند
حالش... حالش الان چطوره؟
.حالش پایداره ولی هوشیار نیست
.باشه
فکر میکنید به هوش میاد؟
.الان تنها کاری که میتونیم بکنیم اینه که صبر کنیم و ببینیم چی میشه
.آره
شماره تماسی از نزدیکترین خویشاوندش دارید؟
...اِم
.اون... اون یه همخونه داره
.اون جزئیات رو داره. من بهش زنگ میزنم
گوشیش توی اون کیفه؟
.گوشی نداشت
مطمئنی؟
.تنها چیزی که توی جیبهاش بود یه کیف پول و یه دسته کلید خونه بود
!روث؟ اوه
اینجا داری چیکار میکنی؟
.فقط داشتم دنبالت میگشتم
به خانه کشیش سر نزدی؟
...آره، خب داشتم همین الان میرفتم، اما
.فقط فکر کردم بیام و یه کم بشینم
.همه چی خوبه؟ آره
.همه چی خوبه
مطمئنی؟
آره. آره، چرا... چرا نباشه؟
اِم؟
.به نظر میرسید داشتی دعا میکردی
.نه. فقط نشسته بودم
...راستش، آلن، من
.میخوام که اون کار... اون کار بیمارستانیتو انجام بدی
کار من؟ چی...؟
.آره، میدونی، همون کاری که میکنی
.ملاقات بیمارها، کنار تختشون نشستن و دستشون رو گرفتن
.و اون کارای دیگه. خب
روث، چی شده؟
.هیچی
.هیچی
...یه بچه آسیب دید. و... اون
.خب، اون... اون در واقع بچه نیست
.یه جوونه و توی بیمارستانه
.و... من میشناختمش
.خیلی وحشتناکه. متاسفم
.اِمهم
.مسئله اینه که، من مستقیماً مسئول نیستم
...برای اتفاقی که براش افتاد، اما من، اِم
.یه جورایی حس میکنم که هستم
.او گلویش را صاف میکند
.به همین دلیله که میخوام بری بیمارستان و کارت رو انجام بدی
خب، اسمش چیه؟
.اسمش ویل هست
.ویل لودن. باشه
نظرت چیه با هم بریم ویل رو ببینیم؟
.چی، الان؟ آره
.میتونیم کنارش بشینیم، دعا کنیم
...اِم
.فکر کنم شاید برای ملاقات خیلی زوده
.میدونی، من یه کم نفوذ توی بیمارستان دارم
.مطمئنم مشکلی پیش نمیاد
.آره
.خب، ببینید، معلومه که میرفتم
...ولی کار دارم، پس
...اگه میتونی بری بیمارستان و کارت رو انجام بدی
.من... خیلی ممنون میشم و یه دونه بهت بدهکارم
.باشه؟ آره
.آره، بعداً میبینمت
.پیشبینی میگه تا امشب قرار نیست بیاد
.باشه، خانم فوربس. باشه، مواظب خودت باش
.سر تلفن خیلی شلوغ شده
.از وقتی که اون هشدار آب و هوایی رو دادن
.آره
.من... من در مورد ویل لودن شنیدم
...حالش چطوره؟ اِم
.خب، اون توی کماست
.اون توی بیمارستان خوابیده و کلی لوله بهش وصله
.و نمیدونم که زنده میمونه یا نه
.فکر میکردم داشت بهبود پیدا میکرد. آره. آره، همینطور بود
.هشت ماهه که پاک بود
.فکر نمیکنم این اوردوز کاملاً خودش باعثش شده باشه
فکر میکنی کسی بلایی سرش آورده؟
.لودن دیشب به من زنگ زد
.گفت نزدیکه که یه اسم برای رابط کلاگان پیدا کنه
.پس رفتم ببینمش و وقتی رسیدم، بیهوش بود
یه کم تصادفیه، مگه نه؟
.اِم... خب
.میخوام به الکس بگی بره بازار ماهی
.ببینه میتونه گوشی لودن رو پیدا کنه
.و اگه نتونست، ازش بخواه سوابق تماس رو بگیره
.و ببینه از دیشب هیچ فیلم دوربین مداربستهای هست یا نه
No comments yet. Be the first to leave one.