Times Square

Times Square

Download Farsi Persian ondertitel

Release informatie

Times Square 1980 1080p BluRay REMUX AVC DTS-HD MA 5 1-BLURANiUM
Een commentaar door warez
Translated subtitle from English to Persian Times Square 1980 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Gepubliceerd op: 2025-12-20
Downloads: 6
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 161 regels.

می‌دونی، صدات تا اون تو میاد؟

خب که چی؟

نه تنها این، بلکه نوازندگی‌ت هم ریده

اوه، نوازندگی‌م ریده، ها؟

آره

در ضمن، بساطتو پهن کردی رو ماشین صاحب‌ اینجا

ماشینِ رئیسه؟

آره

آره؟

عزیزم، تا نیومده بیرون و دخلتو نیاورده

بهتره بزنی به چاک

ماشینِ رئیسه؟

آره، همون ماشینِ رئیسه

نوازندگی‌م ریده، ها؟

و داری یه مشت آشغال می‌زنی

این به نظرت چطوره؟

هان، از این صدا خوشت می‌آد؟

این یکی چطوره؟

وقتی من توی دانشکده حقوق ییل بودم، اون یه جوون بود

هنوزم جوونه

ولی یه رفیق قدیمی برای نیویورکه

با یه لیست طولانی از مبارزات اجتماعی

از جمله تعاونی‌های مهدکودکِ وست‌ساید

بهترین برنامه‌های پارک‌های محلی

و همون‌طور که اکثرتون می‌دونین، موزه‌ی سیار

ما اینجاییم تا توی ماموریت جدیدش باهاش همراه بشیم

برای نوسازیِ زیباترین و معروف‌ترین نماد نیویورک

تا دوباره چراغ‌ها رو توی "راهِ سفیدِ بزرگ" روشن کنیم

پس بفرما، اینم مردی که پشتِ رنسانسِ میدان تایمزه

دیوید پرل

ممنونم

ممنون، چارلز

سوالی که امروز می‌خوایم از خودمان بپرسیم

مخصوصاً اونایی که بچه دارن، اینه:

آیا ما می‌خوایم توی یه شهرِ "مخصوصِ بزرگسال" زندگی کنیم؟

هفته‌ی پیش، دخترم پاملا ازم خواست که بره ببینه

"دیوانه از قفس پرید"

اون ۱۳ سالشه، امروز بعدازظهر اینجا پیشِ منه

قشنگ نیست؟

خب، من فیلم رو دیدم

فیلمِ خوبیه

برام مهم نیست اگه برای رفتن توش مجبور بشه در مورد سنش دروغ بگه

هر چی باشه، من یه لیبرالم

اما وقتی بهم گفت اون وامونده رو کجا دارن نشون می‌دن

خیابان چهل و دوم و تقاطع هفتم؛ مجبور شدم جلوش وایستم

خب، ابایی ندارم که بهتون بگم

یه خرده با هم دعوامون شد

و اونم طبیعتاً شروع کرد به بحث کردن با من:

"آخه بابایی، بابایی، درجه‌بندی فیلم فقط R هست."

دروغه

دیوید: گفتم "خب، شاید این‌طور باشه."

دروغه. اما اون خیابونِ بیرون

درجه‌بندی‌ش X هست

دروغه، داری دروغ می‌گی

خب، فکر کنم هنوز از دستم عصبانیه

گمونم دخترم از وست‌ساید خوشش نمی‌آد

چون می‌دونه باباش هنوز یه خرده روش تسلط داره

پس تکلیفِ سازم چی می‌شه، مرد؟

نمی‌تونی همین‌طوری وسایلم رو اینجا ول کنی

خیلی خب عزیزم، بیا

فقط سوار ماشین شو

اونا وسایل شخصی منه

نمی‌تونی وسایلم رو اون‌جوری توی خیابون رها کنی

نگرانش نباش

رفیقات ردیفش می‌کنن

حالا برو تو. کی قراره ردیفش کنه؟

هیچ‌کسِ کوفتی، اون وسایل باید با من بیاد

می‌شه بری توی ماشین؟

این دیگه چیه؟

همش مزخرفه

چرته محضه‌

چرت، همش چرته

من یه وضعیتِ کوفتی دارم، حاجی

هر لحظه ممکنه تموم کنم

ازت شکایت می‌کنم لعنتی! مریضی، مامان، بیخیال

بریم. ازت شکایت می‌کنم

از کل این شهرِ وامانده! این‌طوریه؟

هی، من حق و حقوقمو می‌دونم. حالیته؟

منم واسه خودم آدمم

اون آهنگای کوفتیِ منه، مرد! همون، فهمیدی؟

اون مریضیتو تموم کن و برو، می‌شه؟

نیکی: لعنت بهش

بپای

توی این شهر بزرگ هشت میلیون قصه هست

مردم می‌گن من دیدِ همه‌جانبه دارم

که هر شب این بالا کز می‌کنم

و به تپش‌ها و ضربانِ

شاهرگ‌های اصلی شهر نگاه می‌کنم

درست زل می‌زنم به قلب این هیولا

بله، وقتِ قصه‌ست

من جانی لاگواردیای شما هستم

از اون شب‌هاست و از اون حس و حال‌ها

خب، یه داستان داریم

داستانِ دختر جوونی که یه نامه می‌نویسه

واسه یه مرد توی رادیو

«آقای لاگواردیای عزیز

به نظرتون اشکالی داره اگه تظاهر کنم یه زامبی‌ام؟

مادرم خیلی وقت پیش مرده

اما پدرم پولدار و مشهور و همه‌چی‌تمومه

ولی من نمی‌تونم شبیه اون باشم

اون ازم انتظار داره شاد باشم، ولی من دست‌وپاچلفتی و زشتم

دلم نمی‌خواد کسی بهم نگاه کنه

هیچ کاری از دستم برنمی‌آد

اهل ورزش نیستم

نمی‌تونم برقصم

نمی‌تونم رفیق پیدا کنم

قبلاً هم براتون نوشته بودم

ولی فقط توی دفتر خاطرات خودم.»

پای نامه امضا شده: «یه زامبی واقعی.»

تو یه چیز خیلی خاص درون خودت داری، دخترِ جوون

بذری که خودِ منحصربه‌فردت رو توش داره

باید یاد بگیری اون بذر رو پرورش بدی

شاید خیلی تنها باشی

تنهایی جای خیلی ترسناکیه

میدونم چیه

شاید مجبور بشی بپری تو دل تاریکی

آدم لحظه‌های قبلِ پریدن چقدر احساس بیچارگی می‌کنه

اما بعضی وقتا فقط باید دل بزنی به دریا

باید خودتو جمع و جور کنی و

باید بپری

بله، اینجا برنامه "وقتِ قصه"ست از رادیو WJAD، در قلب میدان تایمز

نیویورک، نیویورک

شهری که اونقدر خوبه، دو بار اسمشو روش گذاشتن

و جک هم خیلی خیالم رو راحت کرد

اون گفت به ازای هر یه مورد تشنجِ واقعی

ده‌ها موردِ دیگه می‌بینه که فقط می‌ذاره به حسابِ

یه سندروم استرسِ مرموزِ دوران نوجوونی

ولی خب معلومه که می‌خوایم کاملاً مطمئن بشیم

خب بابا، شاید اصلاً هیچ مشکلم نباشه

کاملاً احتمالش هست

خب عزیزم، ساعت یک توی بنیاد فورد جلسه دارم

بعداً می‌بینمت

تو بهترین دخترِ منی

باعث افتخارمی

یه لحظه صبر کن

پاملا، اینم از اتاقِ تو

و یه هم‌اتاقی هم داری، نیکی ماروتا

دوشیزه ماروتا؟

می‌خوام پاملا رو بهت معرفی کنم، هم‌اتاقیِ جدیدت

این خانمِ جوان هم برای همون آزمایش‌هایی اومده

که تو براشون اینجایی

نیکی، یکی رو آوردم که باهاش آشنا بشی

نیکی، صدام رو می‌شنوی؟

نیکی؟

نیکی، می‌دونی که اینجا سیگار کشیدن ممنوعه

خواهش می‌کنم اون سیگار رو بذار کنار، باشه؟

نیکی ماروتا، می‌خوام با پاملا پرل آشنا بشی

مطمئنم دوستای خوبی برای هم میشید

نیکی، فکر نمی‌کنی رفیقت پاملا

از این آهنگ کلافه شده باشه؟ حالمون چطوره

امروز، عزیزم؟

دوست خودمون دکتر جک زیمانسکی رو که یادت هست؟

پاملا، ایشون دکتر هیوبر از بیمارستان کلمبیا پرسبیترین هستن

استاد روان‌پزشکیِ مغز و اعصاب

ایشان این ماه اینجا مشغولن و ما خیلی خوش‌شانسیم

که ایشون رو کنارمون داریم

والتر، می‌شه با کمیسر دیوید پرل سلام و علیکی کنی؟

از دیدنتون خوشحالم دکتر

والتر: باعث افتخاره

خب، نتایج آزمایش‌های مغزیش نشون می‌ده

که کاملاً سالمه

Times Square subtitles in other languages

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left