De eerste 200 regels.
- آنچه گذشت - بوون 13 نفر رو کشت
دوتا بچه اونجا بودن
دوقلو ... یه پسر و یه دختر.
پایبندی تو به انتقامت
کاملا از برادرت عالی تره
من واسه عید شکرگذاری به همپتونز میرم
- با ردول ها - من حامله ام!
هی شنل
گوش کن , من نمیخوام اینو اشتباه متوجه بشی
اما فک نمیکنم بتونم الان ترتیبتو بدم
دم و دستگاهم خیلی استرس گرفته
من با یه دختر گردن بسته ی دیوونه بچه دارم
که باید باهاش ازدواج کنم و تا آخر عمرم بدبخت باشم
تو نباید با هستر , اون گاو دیوونه ازدواج کنی
چون بچه ای تو کار نیست
اگه بفهمی منظورمو ...
نه من ... من نمیفهمم منظورتو
من واسه عشق کشتمش , چد
من واسه عشقمون کشتم
چ ... چی؟!
چد , هستر اصلا حامله نبود .
اون فقط اینو گفت که تو به عیدشکرگذاری دعوتش کنی
با خانوادت تو همپتونز
اما بعدش
یه تصادف کوچیک واسش اتفاق افتاد
تو پله ها
چه اتفاقی؟
وایسا , تو داری میگی تو هستر رو کشتی؟
جاذبه هستر رو کشت
من فقط یه کوچولو هلش دادم
هستر دیگه نمیتونه بین ما دوتا باشه , چد
میتونیم از همونجا که رها کردیم ادامه بدیم
تو میتونی منو واسه عیدشکرگذاری ببری خونه
و به فامیلای آیندم معرفیم کنی
وایسا ببینم
با جسدش چیکار کردی؟
واضحه , تو انبار گوشت گذاشتم
جایی که همه جسدای مرده رو میذاشتیم
اوه خدای من
شنل , این خیلی جذابه
میخوام ببینمش
من باید ببینم جسد رو
بیبین میتونیم با جسد سکس سه نفره داشته باشیم چی ؟ نه
اه , بیخیال , من به این نیاز دارم
اگه تو از من توقع داری که رابطه مون رو ببریم مرحله بعد
با بردنت به خونمون تو همپتونز واسه عید شکرگذاری
باید بهم ثابت کنی که میتونی نیازهامو رفع کنی
اخ ؛ باشه , جسدو نشونت میدم
اما نه بخاظر اینکه باهاش سکس کنی
نشونت میدم
که باهم یه راز خطرناکو نگه داریم
که رابطه مونو قوی تر کنه
و مارو بهم نزدیک تر کنه
امکان نداره , اون کجاست؟
من نمیفهمم این چرا هی اتفاق میوفته!
نکنه این انبار گوشت مثه یه سیاهچاله
به جهانای موازی یا یه چیزی مثه اون باشه؟
اوکی , شنل , تو باید آروم باشی
باور کن هیچکس ناامید تر نیست
ازینکه بدن جذاب هستر اینجا نیست!
گوش کن
من کاراگاهی چیزی نیستم
اما اگه هستر نمرده باشه
و تونسته باشه فرار کنه چی؟
امکان نداره
خودم دیدم از پله ها افتاد پایین
بعد ازینکه از پله ها افتاد , نبضشو چک کردی؟
نه چد , من که یه پرستار رسمی نیستم
خب شنل , به نظر من میرسه که
تو تلاش کردی هستر رو بکشی و کاملا خراب کردی
پس باید یه مامور امنیتی
با خودت بیاری
به همپتونز چون ... دخنره دیوونس
اون هیچوقت بیخیال نمیشه
تا وقتی که انتقامشو با کشتنت نگیره
بی احترامی نباشه ها
اما من نمیخواستم تعطیلاتمو اینطوری بگذرونم
من باید در حال تماشای رژه ی میسی باشم
و در حال ساختن بوقلمون های دستی تزِئینی با دوست پسرم , وس , باشم
بجای اینکه کل عید شکرگذاری رو تنها بگذرونم
و این رژه مسخره رو با تو تماشا کنم
بازم ازینکه کنار منی ازت متشکرم
هیچکس نمیخواد که تنها
عید شکرگذاری رو بگذرونه
تو اصلا قرار هست صحبت کنی؟
ببین , من میفهمم
تو خیلی ناراحتی ازینکه باید برادرتو میکشتی
اما صادقانه بگم
تو نباید از دست من ناراحت باشی
بوون دیگه از کنترل خارج شده بئد
یعنی , بین خودمون 3 تا
ما عاقل یم
اون کل اون عملیاتو خراب کرد
خدایا
اوه , سرویس اتاق برای عیدشکرگذاری.
آره
بلدرچین برشته شده با چاشنی های کناریش
با آب اخته
اوه گفته بودم یه چاقو دندونه دار تیز برقی هم بیارید
عیدشکرگذاری نمیشد اصلا
بدون صدای ویرر یه موتور کوچیک
در حین برش دادن گوشت! آره
بفرمایید همم
آره
حالا میدونم امروز برنامه های دیگه ام داری,
و ب خاطر بهونه ایی باید از پوششت محافظت کنیم
اما من نمیذارم بری
با یه شکم خالی
امیدوارم گشنه باشی چون من
نزدیک ترین غذای منو رو
به غذای سنتی عیدشکرگذاری سفارش دادم
بلدرچین اینه؟
من فکر کردم بزرگترن
اوه
نه
میدونی چی رو داشتم تصور میکردم؟ قرقاول
آره
اره پرنده کوچولو
وقت بریدن اون سینه هاست
خیلی سریع:
میخواستم بگم متشکرم ازینکه این وقتو با من میگذرونی.
احساس میکنم این تعطیلی خیلی
مربوط به خانواده است
و همون طور که میدونی
خیلی وقت پیش بیخیال خانواده واقعی ایم شدم
منظورم اینه که در حال حاضر
نزدیک ترین چیزی که به خانواده دارم
تویی
پس...
چطور تو این افتخارو داشته باشی?
من میفهمم که عیدشکرگذاری
باید راجب کنارهم بودن و خانواده
و شکرگذاری از خدا بابت متولد شدن تو آمریکا
و نه تو ونزوئلا یا اوگاندا
یا هیچ کدوم از کشورای دیگه افریقا باشه.
اما عیدشکرگذاری امروزی حداقل تو خانواده سوئنسن ,
مثه قرار های سایت تیندر ه
اولش خیلی خوب به نظر میاد.
امیدوار کننده,
احتمال وجود یه ارتباط خوب و واقعی ,
اما وقتی به دم خونه سوئنسن تو عیدشکرگذاری میرسی,
میبینی که چاقه (خوب نیست)
و ناراحت کننده و ناامیدکننده است
اما چون کلی راه اومدی,
فک میکنی میتونی انجامش بدی,
حتی با اینکه میدونی وقتی تموم بشه ,
احتمالا از خودت متنفر میشی.
سلام!
سلام عزیزدلم!
چطورین?
کل قضیه قاتل سریالی اینه ک... گوش کن.
"پدر" تو از صبح زود شروع ب خوردن الکل کرد
وقتی فهمید ک Jay Cutler
بازیو برای برز شروع میکنه
پس سعی کن ارتباط چشمی نگیری.
ما نمیخوایم
اتفاق عید شکرگذاری سال 2008 باز تکرار شه
اون فردی بود که رفت و کلت های پدربزرگو برداشت
و منو به دوئل دعوت کرد. میدونم عزیزم.
اما پدرت عاشق برادرته
خیلی بیشتر از اونکه تو,رو دوست داره
پس اگه میخوایم صلح برقرار باشه,
تو فقط باید
تقضیر همه چیو به گردن بگیری
حالا بیا ما تازه داشتیم مینشستیم واسه غذا خوردن
ببین کی اینجاست!
دیر کردی! بازی داره شروع میشه.
حالا باید تو ردیف عقب بشینی! با خدمه
لعنت بهت فردی بابا من میخوام پیش تو بشینم.
ما همدیگرو ماه هاست که ندیدیم
رو هر جعبه غذای یخ زده سوئنسن
یه سری راهنما هست
که میگه چقد باید تو مایکروویو بمونه
Mega-Cheesy Mac و Cheese Hearty Dinner
ایتالیایی Cacciatore مرغ .
فک میکنی چی میشه
اگه اون راهنماها اشتباه باشه?
غذای لعنتی
یا هنوز یخ زده
یا کاملا میسوزه.
گنجینه این خونواده
براساس سر وقت بودن درست شده!
تو دیر کردی!
اون عقب میشینی با .. مارگاریتا
سه تا ازون چهارتای آخرشون
اونا میتونن ازین ذخیره خوب واسه شکرگذاری استفاده کنن
که همش راجبه خانواده , دوستی , فوتباله.
خ ,د , ف ی ماه نوامبر
موافقِ موافقم
هیچی بهت ازین نیست که با خانواده بشینی
بازیو نگاه کنی
خندیدن, لبخند زدن
لذت بردن از گرمای کنار هم بودن
این چیزی که امروز دربارشه
باهم بودن
عالی , برایان خانواده و با هم بودن
راجب باهم بودن گفتیم, هنوز کنار هم ...
من دارم میرم
عزیزم!
اما به نخود فرنگیات دستم نزدی
No comments yet. Be the first to leave one.