De eerste 200 regels.
پیش از این در "The Big Bang Theory"
بابا ، ایشون "مری" مادر "شلدون" هستن
حالـتون چطوره؟
از آشناییتون خوشبختم
و مامان هم که اینجا هستن
سلام سلیطهی نفرتانگیز من
علیک سلام حرومزادهی پیر چروکیده
هی
یه ایمیل از طرف نیروی هوایی آمریکا برام اومده
میترسم اگه جوابشون رو بدم مطمئن بشن که ایمیل به دستم رسیده
کجایی پسر؟ همون لحظهای که ایمیل رو باز کردی اونا فهمیدن که ایمیل رسیده دستـت
حتی شاید همین الان از طریق وبکم دارن نگاهت میکنن
خدایا
فکر کنم یه نفر داره تعقیبمون میکنه
بپیچ سمت چپ ببین اونم میپیچه یا نه
چرا اینوری پیچید؟ رستوران که اونورـه
نمیدونم . از نرمافزار نمایش ترافیک استفاده میکنه
شاید اونور تصادفی چیزی شده
پس همینجوری دنبالش برو
نه
لئونارد" ، اگه اجازه بدی" من یهکم خستهام
برای امشب کافیه
حتماً بابا
منم یهکم خستهام فردا صبح میبینمتون
میخوای با همدیگه یه تاکسی بگیریم؟
اینجوری که خیلی خوب میشه
کجا هتل گرفتین؟ - "هتل "وستین -
منم همونجام
میتونم به یه مشروب قبل از شام دعوتـتون کنم؟
به نظرم میشه
" ...و حالا "
لئونارد"؟"
لئونارد"؟"
بله؟
میدونی که امکانش هست من و تو با همدیگه داداش بشیم
قرار نیست داداش همدیگه بشیم
حتی قرار نیست داداش ناتنی همدیگه بشیم
حالا بگیر بخواب
امیدوارم حق با تو باشه
چون یه آدم بالغی که بخواد با داداش
و زن داداشـش زندگی کنه یهکم عجیبغریبه
بگیر بخواب
باشه
به نظرت بابات الان داره با مامانم کارهایی میکنه که نمیشه به زبون آورد؟
نه
چون از اون کارهایی هست که
نمیشه به زبون آورد این حرف رو میزنی؟
پدر و مادرتون پیرن
اگه هم از اونکارها بود باید قبل 9:30 تموم میشد
حالا بگیر بخواب
باشه
معذرت میخوام که اینجور مسائل جشن رو یهکم ناجور کرده
فکر میکردم برادرم که تازه از زندان آزاد شده
...باعث ناراحتی همه بشه ولی این موضوع
هی ، اگه میخواین که بگیرم بخوابم بهتره دیگه حرف نزنین
# جهان ما اول بسیار داغ و چگال بود #
و در حدود 14 میلیارد سال پیش # # شروع به انبساط کرد اما
# زمین شروع به سرد شدن کرد #
گیاهان شکل گرفتند # # انسانهای اولیه ابزار ساختند
# دیوارها را ساختیم ، هرمها را #
# ریاضی ، علوم ، تاریخ ، کشف ناشناختهها #
# همه با انفجار بزرگ شروع شد #
"The Big Bang Theory" فصل 10 قسمت 1 : حدس زناشویی
مترجمین : فایر امین و ناصر Fireamin - Naser017
خیلیخب ، من میرم دنبال خانوادهام
بسته به ترافیک 1/5 ساعت تا 2ساعت طول میکشه
باشه . مراقب باش - راستی -
یه لطفی در حق خودت بکن . باشه؟
وقتی "بِوِرلی" اومد اینجا بحث دیشب رو پیش نکش . باشه؟
تا اونجایی که به تو ربط داره
نه چیزی میدونی نه چیزی دیدی
ازت میخوام خودت رو به خنگی بزنی
دستش درد نکنه که با یه مثال عملی نحوهی خنگ بودن رو نشونمون داد
چی؟
...سلام...خیلیخب ، من دیگه من دیگه برم . ببخشین
"وایستا "پنی - چرا؟ -
میخواستم ازت تشکر کنم که اینهمه مصیبت رو به جون خریدی تا
یه جشن دیگه با حضور من برگزار کنی
ولی متأسفانه نمیتونم توی جشن باشم
چرا؟ چی شده؟
چی؟ هنوزم باید خنگبازی رو ادامه بدیم؟
ردیفه پس . چرا؟ چی شده مگه؟
من نمیتونم اینجا بمونم درحالیکه پدرت داره با کارهاش من رو به تمسخر میگیره
خدای من ، حالا مگه چجوری به تمسخر گرفتنـت؟
"بس کن "شلدون
"بازم بگم "چی رو تمومش کنم؟ یا اینکه شکست رو قبول کنم؟
متوجه نمیشم چرا باید بشینم و تماشا کنم که پدرت کنار یه دهاتی خشکهمقدس عرضاندام بکنه
معذرت میخوام ولی دربارهی مادر من دارین صحبت میکنین
اگرچه حرفاتون درست بود
"خیلیخب "بِوِرلی
به نظرت یهکم زیادی بزرگ نکردی قضیه رو؟
ما فقط میدونیم که با همدیگه یه تاکسی گرفتن و یه شراب قبل از خواب خوردن
بعدش هم گوشیهاشون رو خاموش کردن
ساکت بشی بهتره داداش
مادر ، من و "پنی" واقعاً میخوایم که توی این مراسم حضور داشته باشین
خواهش میکنم بمونین
بعلاوه اگه که برین "آلفرد" میفهمه که تونسته شما رو اذیت کنه
نمیتونیم بذاریم همچین اتفاقی بیوفته
تازه اگه با همدیگه نزدیکی کرده باشن خیلی خوبه یه روانشناس ماهر کنارمون باشه
بهش که فکر میکنم یهجورایی بامزهست
برای تو شاید
تو که 500 دلار جریمه نشدی
چون داشتی مثل روانیها رانندگی میکردی
هی ، اگه اینکه خیال کنی مأمورهای اطلاعاتی حکومت
دارن تعقیبـت میکنن باعث بشه دیوونه به حساب بیای اونوقت حرفت درسته
من جواب میدم
اینکه بعدش هم وقتی پلیس گفت بزنی کنار
و نتونستی روی خط مستقیم راه بری کار رو خرابتر کرد
من اگه بخوام ادا دربیارم استرس میگیرم
تو که این رو باید خوب بدونی
سلام
با "هاوارد والوویتز" کار داشتم
هاوارد والوویتز"؟"
آدرس رو درست اومدم . درسته؟
آدرس؟
اینجاست؟
نه
میدونین کجا میتونم پیداش کنم؟
میتونم بپرسم چیکارـش دارین؟
نه ، نمیتونین
خیلیخب
بهش بگین باهام تماس بگیره
باشه
راج" ، کیه پشت در؟"
اون نیستش
خیلی دوست دارم با همه آشنا بشین
همه چیز رو دربارهی شما بهشون گفتم
مثلاً چیا؟
از قضیهی داداشت خبر دارن؟
از همه چیز خبر ندارن فقط قضیه زندان رفتنش و موادمخدر رو بهشون گفتم
چرا همچین کاری کردی؟
چیه مگه؟ - همهی دنیا که نباید از مشکلات ما خبردار بشن -
...متأسفم مامان ولی
نگاه کن . اینجا هم فروشگاه "والگرینز" دارن
واقعاً خیال میکنی عوض کردن موضوع کمکی میکنه "وایِت"؟
میخوام کاری کنم مسافرت بهمون خوش بگذره عزیزم
نمیخواد کمک کنی
رندال" ، باورم نمیشه که"
بعد از اینهمه سال بالاخره تونستی که توی «کالیفورنیا» بیای به دیدنم
شانس آوردم که یه مجرم بدون خشونت بودم وگرنه نمیتونستم پام رو از ایالت بذارم بیرون
خیلیخب ، دیگه صحبت از زندان کافیه
پنی" که میدونست من زندان هستم" خودش برام سیگار میفرستاد
برای داداشت سیگار میفرستادی؟
سوزان» ، پسرمون شیشه درست میکرد» و میفروخت
فکر نکنم قضیه سیگار در مقابل اون چیزی باشه
اینقدر ادای باباهای باحال رو درنیار
تو یه لباس داری که عکس گربهمون رو روش چاپ کردی
بگذریم حالا . الان اومدیم پیشت پنجه آهنین من
عالی شد . الان دیگه میدونن کجا زندگی میکنم
چی داری میگی؟
اونا از قبل هم میدونستن کجا زندگی میکنی
آره . اگه میخوای از دیدشون پنهون بشی
نباید توی خونهی مادرت بمونی
میشه یه لحظه در مورد این موضوع صحبت کنیم که
من بهخاطر تو به حکومت دروغ گفتم؟
آره
من بودم همچین کاری برات نمیکردم
هاوارد" ، باهاش تماس بگیر" و ببین که چی میخواد
باشه . باشه
هی
یادت نره که بهش بگی وقتی اومدش خونه نبودی
و رفیق هندیـت به محض اینکه پات رو گذاشتی توی خونه
پیامش رو بهت رسوند
الو ، سلام
هاوارد والوویتز" هستم" با سرهنگ "ریچارد ویلیامز" کار داشتم
حرفم رو پس میگیرم اسمی از من نبر
"سلام سرهنگ "ویلیامز چه کمکی میتونم بهتون بکنم؟
چی؟ بله . هندی هستش
نه . از وضعیت مجوز اقامتش خبری ندارم
نگران نباش . هنوز پشت خطم
خودم هستم
چشم ، حتماً . پنجشنبه میتونم ببینمتون
دانشگاه "کلتِک" خوبه
باشه . فقط میتونم بپرسم جریان چیه؟
نمیتونم؟
به منم همین رو گفت
بفرمایید مادر
ممنونم
خوشحالم که تصمیم گرفتین بمونین
برای من و "پنی" خیلی ارزش داره که این جشن رو با شما سهیم باشیم
لحظهشماری میکنم زودتر تموم بشه
آره . دقیقاً اینجوری که گفتین برامون ارزشمنده
خودشونن
ازت خواهش میکنم اوضاع رو خرابتر از اون چیزی که هست نکن
گرفتم . به همین اندازه یا کمتر خرابش میکنم
سلام ، بفرمایید داخل
ممنونم - صبحبخیر -
صبحبخیر - سلام -
امروز حال و احوالتون چطوره؟
خوبه . شما چی؟
خوبه . خوبه - خوبه -
منم خوبم
خوبه
خب ، مادرم رو بیعفت کردی یا نه؟
"شلدون"
داری بیاحترامی میکنی
میخوام بهت اطمینان بدم که من و مادرت به جز اینکه
یه تاکسی مشترک بگیریم و یه صحبتی باهم بکنیم کار دیگهای نکردیم
صحبتی که باهم کردین : شامل این عبارت هم میشد
نظاره کردن آلتـت لذت خاصی داره"؟"
No comments yet. Be the first to leave one.