Patton Oswalt: Annihilation

Patton Oswalt: Annihilation

Download Farsi Persian ondertitel

Release informatie

Patton Oswalt - Annihilation 2017 2160p NF WEB-DL H265 SDR DDP 5 1 English - HONE
Een commentaar door warez
Translated subtitle from English to Persian Patton Oswalt: Annihilation 2017 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

webdl
Gepubliceerd op: 2026-01-08
Downloads: 19
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

خانم‌ها و آقایان، پتن آزوالت

ممنون. خب بچه‌ها، لطفاً. مرسی

ممنون. دمتون گرم بچه‌ها

اوه، مرسی

ممنون. از همه‌تون ممنونم

خواهش می‌کنم! ای خدای من

مرسی بابت این. واو! اوم

دمتون گرم که اومدین و انقدر پرشورین

و... خوشحالین بابتِ، مثلاً... اوم

واقعاً... واقعاً غافلگیر شدم که انقدر حالتون خوبه

مخصوصاً با این وضعیتِ

مطمئنم دیدین همین پنج دقیقه پیش تو توییتر چه خبر شد

دیدین؟... ندیدین؟

اون... نه؟

شوخی می‌کنم. خبری نشده

ولی دنیای الانمون کلاً اینطوریه که هر لحظه

«اوه گندش بزنن، باز چه کار کرد؟ چی؟ صبر کن. منظورت چیه؟»

حس می‌کنم با همین ترفند می‌تونم از یه خفت‌گیری قسر در برم

تا چند سال آینده

مثلاً اگه یکی اسلحه بذاره بیخِ گلوم بگه «کیفتو بده من.»

«می‌دونی چیه، بیا کلیدامم بگیر داداش. تموم شد. برو توییتر رو چک کن.»

«چی؟» منم همون موقع جیم می‌زنم. مثلاً بتونم

جونِ سالم... به در ببرم

چون روتین صبحگاهیِ من اینطوریه که، خب

زنگ گوشیم که می‌خوره، بیدار می‌شم

تماس داشتم؟ پیامک چی؟ اوکی. ایمیل رو چک می‌کنم، بعدش میرم سراغ توییتر

و حالا دیگه پاهام رسیده به زمین و می‌تونم روزم رو شروع کنم

و حالا روتین همونه، فقط زنگ که می‌خوره

اوکی، تماسی؟ پیامی؟ خب. ایمیل رو چک کن

ولی الان توییتر رو اینطوری چک می‌کنم: «اوه لعنتی

اوه، باز چه گلی به سر زده؟ چی کار کرده؟»

و هر چیزی که ترند بشه رو بلافاصله ربطش می‌دم به ترامپ

و تو ذهنم همه‌چی بد به نظر میاد

مثلاً اگه عکس توله سگ‌ها ترند بشه، با خودم می‌گم «همه توله سگ‌ها رو کشت

دیگه توله سگی نمونده. همشون مردن. تک‌تک‌شون رو کشت

یه جوری موفق شد همه‌شون رو--»

چقدر ماتحت‌تون منقبض شد وقتی

یادتونه چند ماه پیش وقتی عبارت «شبه‌جزیره کره» ترند شد؟

و پیش خودتون گفتین: «این دیگه چه کوفتیه؟»

راستی، من وقتی اونو دیدم، حتی مستقیماً به جنگ هسته‌ای فکر نکردم

تو ذهنم گفتم: «ای خدا، باز رفته جلوی تلویزیون و...»

و منم گفتم: «ای وای من. اوه!»

مثلاً داشت

سعی می‌کرد یکی از قسمت‌های سریال مَش رو که تازه دیده بود تعریف کنه

و بعد مثلاً... حالا موشک‌ها دارن هوا می‌رن، یا یه همچین چیزی

نمی‌دونم، ولی

لعنتی

این اوضاع رو ببین. نگاه کن! به این

امسال رو اینطوری شروع کردم... متمرکز بودم. می‌خواستم به تناسب اندام برسم

قرار بود هر روز ورزش کنم. مصرف قند رو کم کنم

و ۱۹ روزِ اول سال

پایه‌ش بودم. متعهد بودم

بعد ۲۰ ژانویه رسید و اون مراسم تحلیف لعنتی اومد

«ولش کن بابا. اصلاً برام مهم نیست.»

«بستنی برای صبحانه، اینم از این...»

فکر می‌کنم چقدر از این سکه‌های انجمن الکلی‌های گمنام

پرتاب شد تو رودخونه‌ها وقتی که

وقتی

وقتی، مثلاً وقتی دست ترامپ رفت روی انجیل

یهو کل کشور اینطوری شد: «چهار سال دیگه می‌بینمت.» شِپَلَق

هشت سال! عالی شد. باشه

فکر کنم یکی از دلایلی که مردم انقدر از ترامپ بدشون میاد

اینه که بدجوری به صورتمون کوبید

که چقدر به عنوان یه کشور، برخلاف ادعاهامون، پیشرفته و متمدن نیستیم

اونجوری که دوست داریم به خودمون بگیم

فکر کنم بعد از اینکه اوباما دو بار انتخاب شد

یه کم زیادی برای خودمون نوشابه باز کردیم

یه کم زیادی جوگیر شده بودیم: «قابلی نداشت ای کره زمین

آره، درسته، ما... ما خیلی معرکه‌ایم

این آمریکای ۲۰۰۸ـه. ما پیشروایم. بله

آره، خواهش می‌کنم. خیلی خوبیم. معرکه‌ایم.»

و بعد از هشت سالِ اوباما

وقتش رسیده بود که یا یه زنِ خیلی لایق رو انتخاب کنیم

یا یه بیضه نژادپرست که تو پودر چیتوز غلتونده شده

و... کل مملکت گفتن

«آخیش، ببینیم این بیضه چی واسه گفتن داره

نمی‌دونم. شاید... یه حرف جدیدی داشته باشه.»

نمی‌تونستیم از یه سیاهپوست بپریم به یه زن. پرشِ خیلی بزرگی بود

رفتن از اوباما به هیلاری برای ما، فکر کنم مثل اینه که

فکر کن واسه اولین بار رفتی سقوط آزاد و پاهات می‌رسه به زمین

قلبت داره می‌زنه و کلی آدرنالین تو خونته

بعد یکی بدو بیاد بگه «هی، بیا همین الان بریم بانجی‌جامپینگ.»

تو هم می‌گی «من فقط باید یه هفته بشینم رو مبل

بیسکویت ترد بخورم و تکرار سریال ایکس‌فایلز رو ببینم

نمی‌تونم همین‌طوری مستقیم برم سراغ اون بانجی‌جامپینگ لعنتی.»

ترامپ در واقع همون نشستن روی مبل و دیدن ایکس‌فایلزِ ماست بعد از

چون کاملاً واضحه که بخش بزرگی از کشور زمان ریاست‌جمهوری اوباما

تهِ دلشون داشتن می‌گفتن «یه سیاه‌پوست!»

پس به این شویندهٔ دهانِ نژادپرستانه نیاز داشتن، اگه بشه اینطوری گفت

این یه پیاله دسرِ برتری‌پنداریِ سفیدپوست‌ها

در ضمن، ما رئیس‌جمهور زن هم خواهیم داشت

احتمالاً خیلی زود

ولی یادتون-- بچه‌ها. بچه‌ها. بچه‌ها

آروم. نه

ما رئیس‌جمهور زن خواهیم داشت

ولی اینو یادتون باشه که وقتی دوره‌ش تموم بشه

گزینه‌ها به احتمال زیاد یا یه مرد همجنسگرای خیلی لایقه

یا یه عضوِ گروه نژادپرستِ ک‌ک‌ک که پشتِ شلوار جینش سوراخه و

کشور هم می‌گه «بیا ببینیم این یارو نژادپرسته

نمی‌دونم. شاید... یه ایده‌هایی داشته باشه. مشتاقم بشنوم

منظورم اینه که کونش بیرونه. این یه چیزِ تازه‌ایه

تا حالا... همچین چیزی ندیده بودم، مگه نه؟»

من با ترامپ همزادپنداری می‌کنم

باهاش همدل نیستم، ولی درکش می‌کنم

داستانِ شروع شدنش رو می‌فهمم. می‌دونم چرا این کاره شده

شما هم می‌دونین. رفت به ضیافت شام خبرنگاران

اوباما مسخره‌ش کرد و اونم اونجا نشست و گفت

«نه. صندلیتو ازت می‌گیرم. گور بابات. حق نداری منو مسخره کنی.»

و بعد ۴۰ میلیون دلار خرج کرد و یه سال خودش رو جر داد

حالا رئیس‌جمهور شده و این کار واقعاً گنده

اون... فقط از روی لجبازی این کار رو کرد

منم کلی کار احمقانه از روی لجبازی کردم

فقط برای اینکه حالِ یکی دیگه رو بگیرم

با خودم می‌گم «اصلاً دلم نمی‌خواد این کارِ لعنتی رو بکنم.»

واسه همین درکش می‌کنم

مخصوصاً چون زندگیش قبل از ریاست‌جمهوری عالی بود

معرکه بود. جت بود و گلف و جنده‌ها

فقط خوشگذرونیِ بی وقفه بود

و حالا مجبوره بشینه با وزیر تجارتِ لوکزامبورگ حرف بزنه

می‌فهمم چی می‌کشه

رئیس‌جمهور شدنِ ترامپ به خاطر مسخره‌بازی اوباما

مثل این می‌مونه که فکر کن

رئیس دپارتمان زبان‌شناسی دانشگاه راتگرز

دیوید لی راث رو مسخره کنه

بعد... دیوید لی راث بگه

«می‌خوام جاتو بگیرم. زیبیتی بابتی بوپ.»

و بعد مثلاً، یه سال وقت و کلی پول می‌ذاره

کار رو می‌گیره و با ملق وارد دپارتمان زبان‌شناسی می‌شه

«بله، رئیس زبان‌شناسی اینجاست همگی. دایموند دیو

کوکائین و جنده‌ها رو بیارین.»

بعد اون یکی می‌گه «نه، ما می‌خوایم درباره فقدان بازگشت‌پذیری

در اشعار آلمانی قرن شانزدهم حرف بزنیم.»

دیو هم می‌گه «من...»

«نه؟ خبری نیست؟

اینطوری نیست؟ اوکی، مشکلی نیست. عالیه.»

و اینم از بحث ترامپ. همین بود... چون ببینین، من می‌تونستم

در ضمن، مردم به من می‌گن «شما کمدین‌ها باید خیلی خوشحال باشین

که ترامپ رئیس‌جمهوره. کلی سوژه رایگان دارین.»

می‌دونین چیه، آره سوژه زیاده

ولی دیگه بیش از حدِ لعنتی زیاده

آدم رو فرسوده می‌کنه

کمدین بودن تو دوره ریاست‌جمهوری ترامپ مثل اینه که

فکر کن یه دیوونه تو پیاده‌رو ایستاده

داره همون‌جا می‌رینه و درباره هیتلر فریاد می‌زنه و

تو هم داری نگاش می‌کنی و بلافاصله خنده‌دارترین جوکِ دنیا رو

درباره ریدن توی پیاده‌رو و فریاد زدن به ذهنت می‌رسه

برمی‌گردی که واسه بقیه تعریفش کنی، بعد پشتِ سرت

یارو گُهش رو برداشته و باهاش یه کلاهِ مکزیکی درست کرده

حالا تو برمی‌گردی و اون جوکِ معرکهٔ ریدن تو پیاده‌رو رو می‌گی

و بقیه می‌گن «اوه نه، اون که... داداش، پشتتو نگاه کن

باهاش کلاه درست کرده. یه جوک درباره کلاه بگو.»

اوه لعنتی

می‌تونم کارهای گندی که تو همین چند روز اخیر کرده رو مسخره کنم

ولی تا موقعی که این برنامه پخش بشه، شما با خودتون می‌گین

«صبر کن. چی؟ باز چی شده؟

چون موقع روشن کردن درخت کریسمس شلوارشو کشید پایین

نمی‌دونم تو داری درباره چی حرف می‌زنی

اوه آره، اون قضیه پاریس. کلاً یادم رفته بود. آره.»

دونالد ترامپِ لعنتی مثل خامهٔ ترش تو سونا می‌مونه

اصلاً نمیشه

«لعنتی! اوه گندش بزنن، من باید...»

خوشبختانه ترامپ باعث شد توجه‌ها

به یه مشکل خیلی بزرگ جلب بشه که کشور باهاش روبروئه

مشکل بزرگی که باید... باید یه فکری به حالش بکنیم

خودتون می‌دونین دارم درباره چی حرف می‌زنم-- نسل‌کشی سفیدپوست‌ها

بله. اوه آره. واقعیه رفقا. ببینین

ما سفیدپوست‌ها، قبلاً مدیریت ۹۹.۹ درصدِ چیزها دستمون بود

و تو سال‌های اخیر این رقم سقوط کرده

به ۹۶.۴ درصد

ما داریم منقرض می‌شیم

و خداروشکر، ترامپ صدای این سفیدپوست‌های به حاشیه رانده شده شد

چقدر باید پررو باشی که به عنوان یه سفیدپوست

از عبارت «نسل‌کشی سفیدپوست‌ها» استفاده کنی؟

اونم... مخصوصاً وقتی داری با یکی که مثلاً یهودیه حرف می‌زنی

یا سرخ‌پوسته یا آفریقایی-آمریکایی

و تو هم برمی‌گردی می‌گی «اوه، هی، داداش الان کاملاً درکت می‌کنم

می‌فهمم. آره

نه، مثلاً قبلاً فیلم فهرست شیندلر رو می‌دیدم، فیلم خیلی خوبیه

ولی هیچ‌وقت نمی‌تونستم کاملاً باهاش ارتباط برقرار کنم

مثلاً من فقط... ولی بعد فیلم جنگ ستارگان (نیرو برمی‌خیزد) اومد

و یه سرباز سیاهپوست توش بود، منم گفتم «پشمام.»

الان دیگه آشویتس رو کاملاً درک می‌کنم. می‌فهمم

کاملاً می‌فهمم

آره داداش، وقتی اون یارو... وقتی کلاهخودش رو درآورد

و دیدم سیاهپوسته، با خودم گفتم این واسه ما مثل همون «جاده اشک‌ها» بود

وقتی اون کلاهخود دراومد. خدای من، داداش، دارم باهات شوخی می‌کنم.»

«باید نژاد رو خالص نگه داریم!»

اوه، امیدوارم این تیکه رو بدون پس و پیش تو تیزر تبلیغاتی نذارن

خیلی ضایع می‌شه

اگه اون تیکه رو بذارن

برنامه جدید پتن آزوالت در نتفلیکس

باید نژاد رو خالص نگه داریم

همین سپتامبر... تماشا کنید

می‌خواید همه‌شو یه جا ببینید

عجب گریزِ افتضاحی بود

مردم هنوز بدجوری تو نخِ نژادِ خالص هستن

که البته، نژادِ خالص کلاً ده دقیقه وجود داشت

اون موقع که زمین سرد شد، نژاد خالص داشتیم

بعدش دیگه همه شروع کردن به سکس با همدیگه

و حالا شدیم اینی که الان هستیم

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left