De eerste 200 regels.
موسیقی مرموز
صدای پاشنهی کفش
پیامم بهت رسید؟
آره. در مورد اون عدد، مطمئنم
صفر ممیز بیست و پنج؟ باورم نمیشه. باید چک کنی، یزید
دارم میام
سوار شو
چطوری، خوشتیپ؟
خوبم، تو چطوری؟
ردیفم
یزید، میای؟
آره
ما داشتیم بر اساس نرخ ناخالص حساب میکردیم
درسته، ولی نرخ من خالصه و اونم صفر ممیز بیست و پنجه
یعنی ۸۲۳ واحد مسکونی توی شش و نیم هکتار زمین
خیلی زیاده، نه؟
هزار و ۳۰۰ تُن بتن ۶۴۷
نه
نه برای ۶۳ میلیون یورو
من که اونا رو نمیخرم
راستی، اون کت مشکیه که واسه مراسم تبریک سال نو پوشیده بودی چی شد؟
آره. لطفاً دوباره به شومت زنگ بزن
برای اینکه مطمئن بشیم
خوشحالیم که اومدیم دنبالت
مجبور نبودیم این کار رو قبول کنیم، آقای جبی
پیغامگیر
*- دفتر وکالت شومت
توی ماشین بهش زنگ میزنم
باشه
قطع کنم؟
میتونیم دربارهی نرخ تعهد برآورد هزینه صحبت کنیم
نه
مشکلی پیش اومده؟
ولی اگه بخوای میتونم یکی برات ردیف کنم
باید خودت رو برای کمیسیون گرم کنی
ردیفم
نه، همون مشکیها بهترن
با این حال، سلام
سلام، کلمانس
سر و صدا
آب رو قطع کردم
لیلا، اونجا واینسا
قطعه، فاطمه
ممنون، میشل
میدونی ایراد از کجاست؟
نه
قطعه
* موسیقی پشت خط
*- دفتر شومت و دونوایه، مدیران قضایی
*در حال حاضر دفتر تعطیل است
سلام
خوبی؟
آره
چطوری؟
زود اومدیم؟
آره
ولی اونا یه ساعت کامل دیر کردن
سلام
اجارههاتون رو بدین، لطفاً
توی آشپزخونه
اجارهها
عجله کنید
اجارههاتون
صبح بخیر
اسمت؟
دارشانا
باشه
اسمت چیه؟
سعید
چی؟
باشه
سعید
باز هم نشتی داریم، باید آب رو قطع کنیم
آب
ممنون
سلام
مشکلی پیش اومده، آقای کوپکا؟
این تابلو رو دیدین؟
آره، دیدم
سریع این مشکل رو حل میکنیم
باید عایقکاری بشه و قالببندی کنن
به یه شرکت خبر دادیم
نگران نباشید
کِی میان؟
چرا واسه چند تا کابل
رو اعصاب میرین؟
اگه اینجا آتیش بگیره، دیگه هیچی بهتون نمیرسه
کلمانس
سلام، ژروم
حالتون چطوره؟
خوبم
نائیدرا، معاون اولم
از آشناییتون خوشبختم
یزید، رئیس دفترم
سلام
آقای شومت، مدیر قضایی
همدیگه رو میشناسیم
آقای «پاریس بزرگ»، ژروم ناروو
خب... یه مشکل کوچیک داریم
این میشل کوپکا دقیقاً کیه؟
رئیس انجمن ساکنین «برناردین»
سرپرست مالکها
مشکل چیه؟
امروز صبح یه نامه از طرف اون دریافت کردیم
«به مدیریت
جناب کمیسر عالی»، یعنی بنده
«بعد از تلاش برای هشدار به شهرداری
در مورد وخامت اوضاع
شما آخرین و تنها راه چارهی ما هستید
فوریهی ۱۹۸۶، یه آپارتمان سه خوابه توی برناردین خریدم و اونجا ساکن شدم...»
داره داستان ۳۰ سال گذشته رو تعریف میکنه
«فرآیند اجتنابناپذیر
غیربهداشتی شدن محیط...»
این آقا مثل تکنوکراتها حرف میزنه
«فقر، بدبختی، ورشکستگی، ناتوانی دولت» و غیره و غیره
از دست آقای شومت خیلی عصبانیه
«افزایش غیرمنطقی شارژ ساختمان
مدیر قضایی از هرگونه ارتباطی خودداری میکنه
تلفن، نامه...»
درِ اتاق من همیشه بازه
طبق گفتهی اون
به جای سر و سامون دادن به حسابها
و رسیدگی به مشاعات، شما دارین «از لاشهی
این حیوون تغذیه میکنین.»
حتماً مراسم جادوی سیاه هم برگزار میکنم
چند کلمهای هم دربارهی شما گفته. البته با اجازهتون نقلقول میکنم
«کلمانس کلومبه
شهرداری که به همون اندازه که کلهشقه، بیعرضه هم هست.»
و همینطور با همین حرارت ادامه میده
خلاصه، میرسم به بخش نتیجهگیری
«در چنین شرایطی، اعضای انجمن
پرداخت شارژ رو متوقف میکنن.»
اون چی میخواد؟
سرِ شما رو. میخواد شما رو از مدیریت کنار بذاره
برای طرح نجاتتون چقدر بودجه میخواید؟
میلیون ۶۳
با یه برنامهی بازسازی ۳۱ ماهه
دولت ۶۸ درصد واحدها رو میخره و به مسکن اجتماعی تبدیل میکنه
خانوادههای کمبضاعت رو همونجا نگه میداره
و ۳۲ درصد از مالکها رو حفظ میکنیم
اونایی که توان مالی دارن و مسئولیتپذیرن
مسئولیتپذیر؟
ولی ناامید، بله
هرچی وضع بدتر میشه، اونا باید بیشتر پول بدن
امروز صبح، یه نشتی باعث تخریب
تا آپارتمان شد. باید بهشون کمک کنیم ۵
یه کمک ۶۳ میلیون یورویی
خودشون هم این رو نمیخوان
اگه دولت کلِ مجموعه رو بازسازی کنه
و ساکنین هزینهها رو پرداخت نکنن
دوباره اوضاع خراب میشه
و باز هم روز از نو روزی از نو
با ۶۳ میلیون یورو از پول مردم
که دود شده رفته هوا
متأسفم دوستان
ولی جلسه رو به تعویق میندازیم
چی؟ دارم بهت هشدار میدم، ژروم
برای متوقف کردن من
باید پلیس خبر کنی
میندازیمش برای ماه ژوئن
ولی اون موقع دیگه پولی در کار نیست
منم دیگه شهردار نیستم
یعنی چی؟
دارم کنار میکشم
نائیدرا جانشین من میشه
نمیخوام اینطوری برم
میخوام قبلش تکلیف «برناردین» رو روشن کنم
خب، گوش کنید
من دیروز پروندهتون رو خوندم
خوبه. یعنی، خوب بود
تا اینکه این نامه به دستم رسید
بهخاطر ۱۰۰ هزار یورو شارژ، نمیخوای این طرح رو خراب کنی که؟
شهرکهای دیگهای هم هستن
فقط برناردین که نیست
به این میگن داوری و انتخاب
و متأسفانه، روال کارش
بر اساس حذفیاته
باشه
باشه که چی؟ جلسه رو عقب بندازیم؟
یزید، بگو بیان تو
استراحت تموم شد
من اون شارژها رو براتون میارم
موقعی که بخواین تصمیم بگیرین، همه چیز مرتبه
بهتون قول میدم
خانمها، آقایان
لطفاً توجه کنید، ادامه میدیم
خب
حرفی از این نامه نمیزنین
شوخی میکنین؟
اونا به حرفم گوش میدن و پروندهم رو
میندازن سطل آشغال. این معامله اصلاً جور درنمیاد
کدوم معامله؟
پرداخت شارژها برای بعد
این معامله نیست
این لطفیه که من در حق شما میکنم
در عوضِ تسویهی سریع شارژها
من مجبورم گزارش این نامه رو بدم
نه، این نامه رو پیش خودتون نگه دارین
تا وقتی من حلش کنم. وگرنه معاملهای در کار نیست
فکر کردین با تکرار کلمهی «معامله»
No comments yet. Be the first to leave one.