De eerste 200 regels.
چیزی فرق کرده؟
خب
یکی شارژر موبایلم رو کشیده بود
...که خودش شارژ کنه. اِم
و یکی از برگههای امتحانی دانشآموزام رو
.به عنوان زیرلیوانی قهوه استفاده کرده. پس نه، همه چی مثل قبله
!خونه خالیه، گرگ
!بچهها رفتن
...البته سگ رو که نکشتی، نه؟ وای، تورو خدا
.اگه قاطی میکردم، تو اولین نفر بودی که میرفتی
.آنا-کَت تو اردوی دخترای گل وحشیه
.اُلیور و کوپر هم تو آپارتمان زیرزمینیشون هستن
.و تیلور هم رفته خونه تریپ، چون پدر و مادرش نیستن
.هنوز باورم نمیشه بهش اجازه دادی این کار رو کنه
.من و تیلور یه گفتگوی متمدنانه داشتیم
.و من تصمیم گرفتم که موندنش خونه تریپ مشکلی نداره
!من هر کاری دلم بخواد، هر وقت دلم بخواد میکنم
!من دیگه بزرگ شدم و خونه تریپ میمونم
!من هنوز مادرت هستم
!من نظر دارم و قراره بشنویش
!من به نظر تو احتیاج ندارم
خب، پس وقتی نیا پیش من گریه کنی
!وقتی عفونت ادراری شدید گرفتی
!البته، بیا، چون ممکنه تبدیل به عفونت کلیه بشه
.اینجا چقدر ساکته
.صدای راکون تو اتاق زیرشیروونی میاد
.عاشق تو و این اصطلاحات جنوبیت هستم
.اصطلاح نیست
دیشب واقعا صدای راکونی رو میشنیدم
.که تو اتاق زیرشیروونیمون زندگی میکرده
.نگران نباش، من درستش میکنم
.مرد من همینه
...با زنگ زدن به اداره کنترل حیوانات. اوه
.مرد من همینه
میدونی، این یه پیشنمایشیه از اینکه چطور میشه
.وقتی بچهها واقعاً از خونه رفتن
!ما آزادیم
.بالاخره میتونم یه آبجو خنک بخورم و تو آرامش بازی رو ببینم
قراره ورزش و آبجو؟
!نه. گازپاچو و جپردی
تو چطور از این به آبجو و ورزش رسیدی؟
.آبجو و ورزش؟ میدونم. من یه احمقم
من خیلی خوشحالم
.که فعلاً خونه رو برای خودم دارم
.اوه، من چقدر حسودیم میشه
حاضرم همه چی رو بدم تا لم بدم با یه کمی شراب
.و یه ماراتن "خانمهای خانهدار واقعی نیویورک" رو ببینم
.عمرا. دیگه اون رو نمیبینم
.از وقتی دوریندا اینقدر قلدر شده
.اوه، میدونم. ازش متنفرم
چطور میتونی از دوریندا متنفر باشی؟
.اون سال خیلی سختی داشت
اون با جان بهم زد، خونه مجللش غرق آب شد
!و بعدشم یه دندهاش شکست
.شوخی میکنم. منم ازش متنفرم
.ببخشید که فضولی میکنم. میدونم بیادبیه
.ولی شما دو تا تنها کسایی هستین که ارزش گوش دادن رو دارین
.اون یکی داره در مورد آبمیوه سبز حرف میزنه
.این یکی هم تازه از اون دوچرخههای اسپینینگ خریده
.و اون یکی هم داره از جراح پلاستیکش شکایت میکنه
.در واقع حرفش رو نشنیدم
.فقط... فقط حدس میزنم
.تا حالا شما رو اینجا ندیده بودم
.اوه، من تازه بعد از اینکه من و شوهرم طلاق گرفتیم، به اینجا نقل مکان کردم
.تقصیر هیچکس نبود، فقط علایق متفاوتی داشتیم
من سگ دوست داشتم و اون دوست داشت به پدر و مادرش بگه
.که من به مدت پنج سال هماتاقیش بودم
.من جِی.دی هستم
.من کِیتی هستم. ایشون دوست من، تامی هست
چرا به ما ملحق نمیشی؟
من تضمین میکنم که ما در مورد آبمیوههای سبز حرف نمیزنیم
.یا دوچرخههای اسپینینگ گرونقیمت
.باشه، حتما
.من تازه یکی از اون دوچرخهها رو خریدم
.معلومه که خریدی
آخه چرا اومدی وستپورت زندگی کنی؟
من مدیر هتل فور سیزنز هستم
.که تازه همین نزدیکی باز شده
پس اگه دنبال آلاچیقهای کنار استخر هستین
کوکتلهای رایگان
.و هر چقدر ست خیاطی کوچیک که بخواین، من در خدمتم
من به عشق در نگاه اول اعتقاد ندارم
چون شوهرم فقط مدام ازم درخواست قرار میکرد
!و آخرش منو خسته کرد، ولی من عاشقتم
جدی میگم، اگه بخوای ما رو با هواپیما ببری
!به یکی از اون فور سیزنزها و هیچوقت برنگردیم، من حاضرم
.هرچیزی که لازم دارم تو کیفمه
.باورم نمیشه قراره این هفته رو با هم بگذرونیم
!نه روز کامل
.چقدر خونه شما ساکته
ژاکت من تمام روز روی زمین بوده
!و مامانم جیغ نمیزنه که "اون رو بردار
مگه من نوکرتم؟
مگه همه کارا رو اینجا من باید بکنم؟
گرِگ!"
!اوه، ناهار
.اِمم
.هات پاکت شما، بانوی من
.اوه، ممنون، رفیق
نمیدونم چرا بهش میگن پاکت؟
.جیب که از یه طرف بازه، ولی اینا همهشون بستهن
.بیشتر شبیه یه پاکت در بستهست
.آره، این خیلی بیشتر منطقیه
.و "پاکت داغ" در هر صورت خیلی بهتر تلفظ میشه
خب پس چرا بهش میگن جیب؟
آدمو به فکر وامیداره، نه؟
.کاملاً
.ببین، برای همینه که اینقدر خوب با هم جوریم، عزیزم
.ما همدیگه رو به چالش میکشیم
.امم
اسکراب پای هفتگی اکالیپتوس اومد؟
،آه، چون دارم یاد میگیرم مثل اتو فقیر باشم
.همه کلابهای تحویل هفتگیمو لغو کردم
.لوفرهای گوچی هفتگیم
.برج غذای دریایی هفتگیم
.و اسکراب پای هفتگی
.وای، دلم برای پاهای نرم و بدون پینهمون تنگ میشه
تنها خبر خوب اینه که
.پماد موی مخصوص فرانسویم در راهه
.قبل از اینکه کارتهامو کنسل کنم، رسید
.حداقل یه چیزی دارم که بهم حس عادی بودن بده
.امم
.میدونم چی سر حالت میاره
.خیله خب. بزن بریم
.بیا آخرین محموله خاویار هفتگیتو بخوریم
.این خاویار استرای سلطنتیه. آره
.قاشق خاویار درست صدفيه
بابام منو برمیگردوند مدرسه آداب معاشرت
.برای یه اشتباه اینجوری
!بابا
.بابام هیچی از ظرافتهای زندگی بهم یاد نداده
فکرشو بکن که داشتم این خونه رو ترک میکردم
!حتی بدون یه آموزش سطحی در مورد قاشق
.مسخرهست
!گریس
.نمیپریم رو مبل
.حس میکنم که همین کارو میکنم
!گریس
.اینستاگرام جی.دی رو ببین
خونهش دقیقاً شبیه اون مجلههای لوکسه
،که توی صف صندوق میخونم، بعد میذارم تو قفسه شکلات
.وقتی نوبت پرداخت میشه
میدونی، خوب میشه
.که یه آدم جوون تو زندگیمون داشته باشیم
وای، من فکر کردم تیکتاک
.فقط یه خوشبوکننده دهان بود که داره کشورو میگیره
و خوبه که یه دوست داشته باشیم
که جلوی حرف زدن همیشگی ما رو بگیره
.درباره بچهها و مامان بودن
.به یه انرژی مردونه تو زندگیم نیاز دارم
.چیزی که بهش چاشنی بده، یه آدم ماجراجو، یه ریسکپذیر
.گریس، صفحهها توی کتاب میمونن
.شاید باید ازش بخوایم فردا صبحونه دوم رو با ما بخوره
.خب، اون کارتشم بهمون داد
بهش زنگ بزنیم؟
فکر میکنی قبول میکنه؟
.معلومه. ما عالیایم
.بیا باحال باشیم
.من همیشه باحالم
الو؟
!سلام، جی.دی
.کتی هستم
.و دخترت، تی-بون
.داری چیکار میکنی؟ وقتی عصبی میشم، هل میدم
فقط میخواستیم بپرسیم آیا دوست داری به ما ملحق بشی
برای صبحونه دوم فردا؟
.میدونی، هیچی خاصی نیست
.با کمال میل. فردا ساعت ۹ میبینمتون
!خداحافظ
!قبول کرد
!اوه، خدای من
فردا چی میپوشین شما دو تا؟
...اوه، نمیدونم. یعنی، احتمالاً لباسهای
.اوه
داره ما رو مسخره میکنه، نه؟
اون بچه از ته دل هیچی نگفته
.از وقتی پوشک میپوشید
.میدونم تازه همو دیدیم ولی حس میکنم مثل خانوادهایم
.کاملاً، ولی مثل اون اعضای خانوادهای که دلت میخواد باهاشون وقت بگذرونی
نه خواهر و برادرهایی که تعطیلات میبینیشون
که یادت میاندازن که تو همونی
.که قراره مراقب مامان باشی. امم
خب، کار کردن تو یه هتل لوکس چه جوریاست؟
میتونی همینجوری هر جا تو دنیا بخوای مجانی سفر کنی؟
.آره میشه
اوه، شما دوست دارین با من همراه بشین
به کاستاریکا؟
.کی؟ هر وقت که بخواین
امروز ساعت ۳ چطوره؟ زوده؟ ۵؟
.یه دقیقه وقت میخوام
.یه حسی دارم که باهاش آشنا نیستم
.فکر کنم خوشحالیه
هی بچهها، میخواستم یه چیزی بهتون بگم
.یه جورایی شخصیه
و چون شما از قبل خوردین
،دو تا از سه تا وافل بلژیکی رو از بشقابم
.پس اینم از این
.به فکر بچه دار شدن افتادم
بچه؟
!وای
No comments yet. Be the first to leave one.