De eerste 200 regels.
عزیزم
عزیزم
اوکتا!
لئونی عزیزم
لئونی عزیزم،
اوکتا!
آره، دقیقاً. منم همینو میگم.
آره. - دقیقاً همینجوری.
آره، دقیقاً. دقیقاً. همون چیزیه که من میگفتم.
میتونیم این کارو بکنیم یا میخوای تمام روز فقط بیکار بشینی؟ یالا. برو. جب!
بالا. هوپ، هوپ، هوپ!
هوپ، هوپ!
انجامش بده. دوباره.
رفیقم داره گرم میکنه. تو کجایی؟
هوپ! هوپ، هوپ، هوپ، هوپ!
یک و... بام، راحت!
و برو!
خوبه.
و...
هی!
و شوت کن!
خوبه. کنترل، کنترل، کنترل.
و بزن!
گارد. فرمت خیلی خوبه. ممکنه امروز واقعاً برنده بشی.
هی، فکر میکنی داری چیکار میکنی؟ وای، رفیق.
قرار بود گرم کنی، نه اینکه خودت رو خسته کنی.
اوه، آره، بامزه.
لعنتی! اگه زخمی بشی، کلاً باید همه چیزو فراموش کنیم.
چقدر باید گرم کنم؟ - نمیدونم. باید از بنکوی لعنتی بپرسی.
یه ساعته منتظریم. - میدونم.
ولی داور میگه الان شروع میکنیم. بنکو اومده.
پس، گرم بمون، باشه؟ کُزی، زیاد باهاش کلکل نکن، اوکی؟
بالاخره بهم پول میدی؟ - اگه بیشتر تأخیر کنن، لغو میکنیم.
هیچی رو لغو نمیکنیم، مرد.
باید برم پیش لئونی.
اوکتا، ما به این مبارزه نیاز داریم، مرد. باشه؟
من جلوتر میرم تو ماشین منتظر میمونم. عجله کن.
آره، هوپ، هوپ!
افتتاح مبارک!
یالا، بریم.
سلام. - سلام، شیر کوچولوی من.
تولدت مبارک.
زود میای؟
بابا فقط باید یه کارایی رو تو اداره تموم کنه.
بعدش سریع میآم. - همه دارن میرن.
هی، بهترین قسمت رو از دست میدن.
بهترین کیک دنیا، مگه نه؟
لئونی؟ - آره.
حواسم بود چیزی نخورم،
تا جا برای کیک داشته باشم. - لئونی!
و صبر کن تا اون یکی غافلگیری رو ببینی.
تو نمیآی، مگه نه؟
هی. معلومه که میام. حتماً میام، قول میدم.
فقط یه تأخیر کوچیک اینجا پیش اومده.
اُممم.
اوکتا!
باید باهات حرف بزنم. - کُزی...
باید به حرفم گوش کنی.
لئونی، من میام. قول میدم.
به زودی میبینمت. چیه؟
پاول پنج ماه پیش قسم خورد بهم که حقوقمو زیاد میکنه.
آره؟ - آره.
حتی پول مسابقه قبلی رو هم نگرفتم.
من از این مسائل مالی سر در نمیارم.
نمیتونی با پاول صحبت کنی؟ - به این نگاه کن.
پیاز
اون چیه؟
یعنی چی اون چیه؟ یه گربهست.
چرا نوشته "پیاز"؟
چون اسمشه. - اوکتا.
این یه کادوییه برای لئونی. - یالا مرد، اون افزایش حقوق عقب افتاده. هی!
با پاول حرف میزنم. باشه؟
جدی میگم، این کارو بکن.
هوم!
بعد از مبارزه.
فقط انجامش بده. - آره.
خب، پیاز دیگه چه جور اسم گربه مسخرهایه؟ کی این اسمو گذاشته؟
پناهگاه حیوانات.
هایا. هو! ها!
ها!
هی! بهتر شد، مگه نه؟
آره، این جور روحیه رو تو یه مبارزه لازم داری.
آره، آره. - هی. سه روز دیگه وقت داری تا آماده بشی.
باشه. - موفق باشی.
ممنون.
آره. باشه، ما الان داریم میریم.
باشه. به زودی میبینمت.
باشه، داور میگه ۱۵ دقیقه دیگه.
مرد، تقریباً یه ساعت دیر کردیم.
آره، اون احمق فکر نمیکنه آدم ممکنه تو ترافیک گیر کنه
بین فرانکفورت و برلین.
بنکوی لعنتی.
لئونی عزیزم،
"لئونی عزیزم."
"لئونی عزیزم." یه کم رسمی نیست؟
چیش رسمیه؟
مثل وقتی که میگی "عزیزم". واقعاً رسمیه.
مثلاً، "صاحبخانهی عزیز، من نمیتونم اجارهمو بدم." اونجاست که ازش استفاده میکنی.
این جوری تو کارت مینویسن. - نه برای دخترت.
چی... هی، هی، هی! داری چیکار میکنی مرد؟
چرا نمیتونم درستش کنم؟ - چون مبارزه تو روز تولدشه.
اما تقصیر تو نیست.
آره، هیچوقت تقصیر من نیست.
باشه، باز شروع شد؟ - پاول!
نه، نه، نه، نه. نگران نباش، مشکلی نیست.
خوشحال میشم انجامش بدم. گوش کن، شروع میکنیم.
هی، هیچکس که تو ۱۹ سالگی بچه داره، هنوز باید با دوستدختر سابقش کنار بیاد،
کسی که هیچوقت نباید باهاش وارد رابطه میشد
چون اون مناسبش نیست،
اما به حرف بهترین دوستش گوش نمیده...
ولش کن، پاول.
...کسی که تازه میخواد تو ورزش هم موفق بشه، نمیتونه همه اینا رو خوب انجام بده، باشه؟
نمیتونم زیاد ضربه بخورم. نمیخوام داغون بیام اونجا.
سلام؟ تو که قرار نیست ضربه بخوری. - نه، نه، فهمیدم.
از اول میدونستم از بنکوی لعنتی تا سر حد مرگ میترسیدی.
گمشو. - مثل بقیه بازندهها.
از پسش برمیای؟ - دهنشو سرویس میکنم.
قانعکننده! - از پسش برمیام!
اگه نمیخوای چشمت کبود شه... - اون حرومزاده رو نابود میکنم!
اون کثافتو بکش! - مغزاشو میپاشونم بیرون!
چنان میکوبمش... - تو ماشین لعنتی من نه!
بریم. - میتونی گربه رو برام بگیری؟
چی کار کنم؟
و کیک. نه، بیخیال، خودم انجامش میدم.
گربه. تو پناهگاه حیوانات. هدیه لئونی.
اِه، پیاز؟
این که اسم گربه نیست.
گمشین، عوضیا. - اوکتا، فقط داریم سر به سرت میذاریم، رفیق.
آره، آره. دوباره ازم بپرس اگه میخوام چشمت کبود شه.
لحظه رو خراب کردی. - دوباره ازم بپرس اگه میخوام چشمت کبود شه.
دوباره ازم بپرس. - لحظه خراب شد.
فقط دوباره ازم بپرس اگه میخوام چشمت کبود شه.
میخوای چشمت کبود شه؟ - اون حرومزاده رو نابود میکنم!
اون آشغالو بکش! - اون حرومزاده رو نابود کن!
خدایا! چند بار باید بهت بگم؟
بریم. - ببخشید رفیق.
آدرسو برات فرستادم. - آره، حواسم هست.
هی! بیا اینجا.
بیا اینجا، میآی؟ فقط یه عکس بگیر. بیا.
آه، لعنتی. باید اونجا یه سلام کوچیک کنیم.
هی، ایناهاش، اکتاویو برگمان لعنتی!
پسر، خیلی هیجانزدهام که بالاخره میبینمت.
اوکتا، کُزی، چینو وینکلر، برادرش.
خوشبختم. - نمیتونم صبر کنم برای این.
و بعدش، همهمون میریم بیرون و چند تا نوشیدنی با هم میخوریم.
آره، ببینیم، نه؟ - نه، "ببینیم" نداریم.
میریم بیرون که یه چیزی بخوریم. من رو این یارو شرط بستم.
و این یعنی بعدش باید جشن بگیریم.
اول بذارید بره بجنگه.
بداخلاقی؟ - نه، حالم عالیه.
صورتش که اینو نمیگه.
برو گرم کن.
تو از پسش برمیای، رفیق.
به اون عوضی نشون بده که ما تو برلین فقط با خودمون ور نمیریم.
ما عشق و حال میکنیم، هان؟
مشکلت چیه؟ - یعنی چی این حرفت؟
از جلوی چشمم دور شو، رفیق. - فقط آروم باش.
آدرنالین. - فقط آروم باش.
عاشقشم. آدرنالین! - آروم باش.
راه رو برای این یارو باز کنید.
ووو! - چی شده تو؟
نابودش کن، اوکتاویو!
آروم باش. راحت باش. - من آرومم. اون اومد تو حلقم.
آروم باش و دستهای لعنتیتو بکش کنار!
اکتاویو برگمان!
چرا همچین احمقهایی رو اینجا میاری؟ - اون رفیق قدیمیئه، باشه؟
اونا احمقن.
بالاخره آمادهایم؟
عجله کن.
یکم بیشتر گرم کن.
باشه، نبضت چطوره؟
باشه، خوبه. تو مُردی. ساعتتو بده. باید همگامسازیش کنم.
باشه.
خیلی خب.
هنوز چند دقیقه وقت داریم. بریم داور رو ببینیم، باشه؟
باشه.
فعلاً. - فعلاً.
هی، مینا. تازه دارن برام بانداژ رو میبندن.
هنوز مبارزه نکردی؟ - سه بار عقب انداختنش.
یه مبارزه دیگه جلو افتاده.
چرا به لئونی میگی میای؟ - من میام.
تو روز تولد دخترت مبارزه میذاری،
بعد میگی میآی و نمیآی؟
نمیفهمی که اون کل روز منتظر تو بوده؟
من اونجا خواهم بود.
لئونی امروز تقریباً چیزی نخورده، چون تو بهش یه کیک مسخره قول دادی.
اگه نمیخوای دخترتو ببینی، فقط بگو.
هی! - تو دائم دیر میکنی.
اغلب اوقات، اصلاً سر و کلهت پیدا نمیشه.
مبارزه فقط سه رانده، باشه؟
به هیچ وجه نمیتونی تا ۶ برسی.
پس من ساعت ۷ اونجام.
سه ماهه که توافق کردیم تو ساعت ۵ اینجا باشی.
این بچهها همه ساعت ۶ وقتی والدینشون میان، میرن.
میدونی چیه؟
من از این کثافتکاریات خسته شدم.
من...
خب، چطوری؟ آمادهای بریم؟
باید امروز برسم.
باشه.
No comments yet. Be the first to leave one.