De eerste 200 regels.
دیوونه شدی؟ اون خیلی گندهست
به کشتنت میده
دعوا سر چیه؟
اون شکمو زیادی حرف میزنه
چی گفت؟
چی گفت؟
بنسون دلیلیه که
باید بری دفتر مدیر؟
گای، باز تو دردسر افتادی؟ له و لورده میشیها
دوستای ژاپنیش رو هم با خودش آورده
میخوای حسابشون رو برسیم، بنسون؟
نه، کاری به کارشون نداشته باشین
خیلی پستی
چغلی کردن پیش پلیسها
من؟
من به قانون بگم تو همون عوضیای هستی که رفتی تو فروشگاه
فقط واسه دزدیدن چند تا سیبزمینی فسقلی؟
والا اینجور کارها ارزش نداره آدم حتی پیش کسی حرفش رو بزنه
هی
تو دفتر مدیر چی شد؟
پسر ۱: زود باش، بگیریدش! بگیریدش
آره، یالا. بزن تو صورتش
پسر ۲: هی، ببین
دعواست
پسر ۱: بزن تو صورتش
پسر ۳: بلند شو، گای
بزنش! بزنش
بگیریدش
تمومش کنین
باید بکشمت، آدمفروشِ چاق
باز شما دو تا چتونه؟
یالا، از اینجا برین
تو و این دوستای ژاپنیت
همهتون بزنید به چاک
چرا گذاشتی درگیر این قضیه بشه؟
من؟ من کاری نکردم. بهش گفتم له و لورده میشه
برو خونه
ای بابا. تقصیر من نبود
تو خونه میبینمت. میخوام باهات حرف بزنم
چیزی برای گفتن وجود نداره
ببین، بیا، خونِ روی صورتت رو پاک کن
با من بیا تا لباسم رو عوض کنم
بعدش میرسونمت خونه
نمیخوام منو برسونی
حق انتخاب بهت میدم: یا خونه، یا کانون اصلاح و تربیت
من قبلاً کانون رو دیدم. ازش نمیترسم
شروع خوبیه واسه جایی که واقعاً میترسونه: زندان سنکوئنتین
حالا، یالا بیا
اینها کتابای توئه؟
خب، جمعشون کن. اینها اموالِ عمومیه
حالا مگه چی شده
گفتم جمعشون کن
تو نمیتونی بهم بگی چیکار کنم
جمعشون کن
ممنون که رسوندی
مشکل چیه، گای؟ همهش در حال دعوا کردنی
و چیزهای بدتری که شنیدم
برام مهم نیست چی شنیدی
برام مهم نیست بقیه چی شنیدن
الان دوران سختی واسه خیلی از مردمه
کار کمه و مردم محتاجِ کمکهای دولتیان
همه مشکل دارن
واسه همین بود که دیشب رفتی تو اون فروشگاه؟
اوضاع اونقدر بد شده که مجبوری دزدی کنی؟
من نگفتم دزدی کردم. بنسون گفت
داری چیکار میکنی؟
باهات میام تو. هیچوقت خونوادهت رو ندیدم
نمیخوام بیای تو
باعث خجالتت نمیشم
در مورد اون فروشگاه هم چیزی بهشون نمیگم. بیا
حق نداری پاتو تو خونهم بذاری
خواهش میکنم، لطفاً نرو تو
مادرت کجاست؟
تو بیمارستانه
چند وقته اونجاست؟
چهارشنبهی پیش بردنش
و پدرت؟
من... من پدر ندارم. فوت کرده
اینجا کاملاً تنها زندگی میکنی؟
میتونم از خودم مراقبت کنم. از پسش برمیام
بیا
تو با من میای
نمیتونی همینطوری به زندگی ادامه بدی
ول بگردی و واسه سیر کردن شکمت دزدی کنی
این درست نیست، گای
حالا برو چند تا لباس جمع کن
چند روزی پیش جورج میمونی
من از هیچکس چیزی قبول نمیکنم
تو از خونوادهی من چیزی نمیگیری
که خودشون دلشون نخواد بهت بدن
حالا یالا، برو چند تا لباس جمع کن
جورج: سلام
سلام
مادر گای تو بیمارستانِ منطقه بستری شده
تا وقتی حالش خوب بشه، پیش ما میمونه
ایول، خیلی عالیه
میتونه تو اتاق من بخوابه؟
فکرِ اصلی هم همینه
هی، حسابی خوش میگذرونیم
فقط اینکه، اوم
بابت مادرت خیلی متأسفم
بیا بریم
یه دقیقهی دیگه میبینمت، گای
مامان؟
به خوشی اومدی
منظور مادرم اینه که خوش اومدی
بله. خوش اومدی
ممنونم خانم اونی
پدر و مادرمون زیاد انگلیسی بلد نیستن
گای، انگار باید شروع کنی به ژاپنی یاد گرفتن
ای بابا، من تو انگلیسیِ کلاس هفتم هم به زور نمرهی قبولی میگیرم
هی بیا، گای. اتاقمون رو بهت نشون بدم
هی، عجله کنین. صبحانه حاضره
اوه، اینو گفت؟
بهت صبح بخیر گفت
معمولاً اینجا واسه صبحانه چی دارین؟
ماهیِ خام و برنج
تخم کبوترِ سرد
خام؟
دیروز هشتپا داشتیم
اگه شانس بیاریم، شاید یکمی ازش مونده باشه
ممم، لذیذه
مخصوصاً با اون سسی که از چشمِ ماهی درست شده
چشمِ ماهی؟
فکر کردی ما اینجا چی میخوریم؟
حتی اگه بابا و مامان شهروند نباشن، من و کاز هستیم
ما آمریکایی هستیم. همهمون
آره، نه به خنگیِ من
اوساتو
اوساتو؟
آهان، شکر میشه اوساتو
گیونیو
گیونیو
ازت یه پسرِ تمامعیارِ آمریکایی میسازه
آه... آه-سو
همین الانشم یه پسرِ تمامعیارِ آمریکایی هست
نیازی به غلات نداره
اوه، به مامانت بگو منظورم اون نبود
من این مدل صبحانه رو از همه بیشتر دوست دارم
های
بابا میگه امیدوارم خوب خوابیده باشی
اوه بله آقا. خیلی عالی بود
جیدوشا
اتومبیل میشه جیدوشا؟
واسه تاکسی هم همینه؟
نه، تاکسی میشه تاکوشی
تاکوشی
چی گفتی؟
یعنی داری خیلی خوب پیش میری
تو «جوتو» هستی. یعنی اوکی
جوتو. اوکی
از این کلمه خوشم میاد
آره
هوکی
جارو میشه هوکی
یه جاروبرقی کار رو راحتتر و بهتر میکرد
این یه جارو دستیِ فرشپاککنه
من میدونم به ژاپنی چی میشه. تو به انگلیسی بگو
جارو دستی
کارپت-او سوئیپر
بله، خوبه
خب، اگه یه موتور... اوم، موتور داشتیم
میشد جاروبرقی
جارو برقی؟
رِ... جاروبرقی
رِ؟ جاروبرقی
بله
حالا، اوم، این
توی... توی ژاپنی میشه هوکی
اما توی انگلیسی میشه بروم
یه بروم
بله. تو به من یاد میدی
اون یه «مادو» هست
اما به انگلیسی میشه ویندو
ویندو
ویندو
آره
چرا هیچوقت به مادرت کمک نکردی انگلیسی یاد بگیره؟
وای، نمیدونم
اوم، این یه جاروئه
اوه پسر، تو داری به من یاد میدی
جورج، اوم، کارها تموم شد. موافقی یکمی بسکتبال بازی کنیم؟
حتماً. بزن بریم
اوه
گای، بیا
مادرش؟
اون... اون داره میمیره
اینجا میتونه خونهی اون باشه؟
های. بله، خونهی اون
بیا
برات یه داستان میگم
خیلی قدیمی
این
یه افسانهی کهنه است
همهی پسرهای ژاپنی میدوننش
حالا تو هم یادش میگیری
یکی بود، یکی نبود
پیرزنی برای شستن لباسها کنار رودخونه میره
توی رودخونه یه هلوی بزرگ شناور بود
پیرزن هلو رو میبره خونه
No comments yet. Be the first to leave one.