Death in Paradise

Death in Paradise

Download Farsi Persian ondertitel

Seizoen 8

Release informatie

Death in Paradise S08E01 Murder on the Honore Express 1080p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-NTb
Een commentaar door warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 8 قسمت 1 Death.in.Paradise زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Gepubliceerd op: 2025-12-22
Downloads: 21
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

ایستگاه اتوبوس کجاست، داداش؟

تازه دارم از قایق پیاده می‌شم. اگه این‌جا باشه، پیداش می‌کنم

اونوره، رئیس؟

خیلی خب، سفت بچسبین

# بیخیالِ کار و بارِ مَردِت شو

# و ما با هم کنار می‌آیم... #

می‌خوای خودتو به کشتن بدی؟

یالا. راه بیفت. برو بیرون

الان می‌تونیم بریم؟

آروم باش. می‌رسیم

رسیدیم خانم‌ها و آقایان. به اونوره خوش اومدین

خجالت نکشین

اوه، ممنون

این چه وقت اومدنه؟ باید شش دقیقه پیش این‌جا می‌بودی

واسه شش دقیقه‌ ناقابل شاکی شدی، هرولد؟

برنامه، برنامه‌ست دیگه

خب، مجبور شدم یه بزو از جاده کیش کنم بره

می‌دونی، مطمئنم اون بزه منتظر من می‌مونه؛ هوا هم سگی گرم بود

کی می‌خوای کولرو درست کنی؟ - تو لیسته

تو لیست! همه چی تو لیسته

هی، الان باید از اتوبوس پیاده شی

بذار بگم دیگه چی قراره بره تو لیست

این سومین باریه که این هفته دیر می‌کنی

آقا، آقا

باید بیدار شی

فکر کردم عجله داری

آقا؟

۵۲ دنی لارو،

۳۰ درتی گرتی، شماره

قربان؟ - هیس

۵۳ گیر کرده تو درخت،

قربان

الان نه، فلورنس. این دستِ اصلیه. داریم برای ماساژور پا بازی می‌کنیم

۱۱ جفتِ یک،

قربان، یه قتل اتفاق افتاده

الان نمی‌تونم ول کنم. نگاشون کن

باید بریم. - می‌ریزن رو صحنه

زنده از این‌جا بیرون نمی‌ریم

کمیسر همین الانشم اون‌جاست

هیس

۷ ۱۹، ۲۳،

۱۲ ۴۱،

بینگو! هورا

تبریک می‌گم. ممنون خانم‌ها. هفته دیگه همین موقع

ممنون

بازرس

بعدازظهر بخیر، جی‌پی

بعدازظهر بخیر، قربان

خب، چی داریم؟ - یه مَردِ ۵۵ ساله

اسم: پل رینور. یه ضربه چاقو به قفسه سینه

راننده جسدشو تو صندلی عقب اتوبوس پیدا کرده

اورژانس موقعی که داشتن سعی می‌کردن احیارش کنن، از اتوبوس آوردنش بیرون

اثری از چاقو هست؟ - نه. ولی زخم نسبتاً بزرگه

به نظرم تیغه‌اش شش یا هفت اینچی بوده

اون‌جا روی پیرهنش، دقیقاً دورِ محل ورود چاقو، پارگی نامنظم دیده می‌شه

پس تیغه‌اش دندونه‌دار بوده

مثل چاقوی شکار. - دقیقاً

چیز دیگه‌ای؟ - بله

چند تیکه لباس تو یه ساک داشت

یه مقدار پول نقد ناچیز هم تو جیبش بود

بلیت اتوبوس و یه گواهینامه رانندگی که تو گوادلوپ صادر شده

ولی ده سال از اعتبارش گذشته

یه لحظه صبر کن. این چیه؟

یه کلید کمد. یا شاید قفل آویز

اول اثر انگشتشو چک کن. بعدش اگه بفهمیم به چی می‌خوره، خیلی به دردمون می‌خوره

بله، قربان

کسی هم همراهش تو اتوبوس بود؟

بله، سه تا مسافر دیگه هم بودن

اونا با مدیر پایانه و راننده، دمِ اتاق انتظارن

کسی‌شون چیزی ندیده؟ - ظاهراً نه

بازرس مونی. لطف کردی اومدی. می‌دونم روز تعطیلته

مشکلی نیست، قربان

وقتی وظیفه حکم می‌کنه، منو که می‌شناسین؛ همیشه در خدمتم

شنیدم داشتین بینگو بازی می‌کردین

۶۱ آره، خب... نونِ نونوا،

دو تا جوجه‌اردک، ۲۲؟

آخه می‌دونین، من شماره‌ها رو می‌خونم

ادامه بده، بازرس

بله، قربان

اول بریم سراغ اتوبوس یا شاهده‌ا؟

به نظرم هر دو

جی‌پی، بیزحمت همه رو بگو بیان تو اتوبوس. - بله، قربان

عموم، ری، تو دانگول راننده اتوبوس بود

یکی دقیقاً مثل همین رو می‌روند

یه زنگ توقفِ کوچولو هم داشت

قربان؟

ببخشید. برگردیم سرِ اصلِ مطلب

خب، قربانی ما روی صندلی عقب تنها بوده

که قاتل یه چاقو می‌زنه به سینه‌اش

بدون این‌که هیچ‌کدوم از مسافرا متوجه بشن چی شده

قربان، یه چیزی به زانو‌تون چسبیده

اوه. چیه؟ آهان، اینجاست

همم. قربان، مسافرا اومدن

خوبه. ممنون، جی‌پی

خب، اسم من بازرس مونیه

ایشون هم گروهبان کاسل هستن

و سعی می‌کنیم زیاد وقتتونو نگیریم

ولی اول ازتون می‌خوام لطفاً روی همون صندلی‌هایی بشینین

که در طول مسیر روشون نشسته بودین

قربان، ایشون مدیر پایانه‌ست، آقای کرین

وقتی اتوبوس رسید، اون اومد پیشش

می‌شه یه لطفی در حق ما بکنین؟

می‌شه نقش مقتول رو بازی کنین و تهِ اتوبوس بشینین؟

همه‌تون در طول کلِ مسیر همین‌جا نشسته بودین؟

همم

و اصلاً کسی از شما مقتول رو می‌شناخت، یا همدیگه رو

قبل از این‌که سوار اتوبوس بشین؟

من اصلاً ندیده بودمش. منم همین‌طور

که این‌طور. این‌جا وحشتناک گرمه، نه؟

کولر خرابه، ولی تو لیسته که درست بشه

خب، در طول مسیر، هیچ‌کدوم از شما اصلاً از جاش تکون خورد؟

نه. نه؟

من تکون خوردم. - ولی خب تو داشتی رانندگی می‌کردی

آره، مجبور شدم نگه دارم. یه بز تو جاده بود

یه بز؟ - بله، تو جاده‌ بالای خلیج انجل

مجبور شدم پیاده شم و کیشش کنم بره

وقتی برگشتی تو، هنوز اون مَرد رو تهِ اتوبوس می‌دیدی؟

بله، بهم گفت عجله کن

منم گفتم آروم باشه، زود می‌رسیم

الان می‌تونیم بریم؟

آروم باش! می‌رسیم

پس وقتی دوباره راه افتادی، اون هنوز زنده بود؟

قطعاً

اوه

این درِ اضطراری، چرا از بیرون باز نمی‌شه؟

خراب شده

منتظر قطعه‌ایم. باید از آلمان بیاد

پس وقتی اتوبوس نگه داشت، هیچ‌کس نمی‌تونسته سوار بشه

خب

این یه مسیر مستقیم از بندر به اونوره‌ست

و همه‌تون با هم سوار اتوبوس شدین

و هیچ‌کس دیگه‌ای نه سوار شده نه پیاده

و همه در طول کل مسیر روی صندلی خودشون بودن

با این حال، یه جوری به آقای رینور چاقو زدن

بدون این‌که کسی چیزی ببینه

چی فکر می‌کنی؟ - فعلاً، با توجه به چیزایی که می‌دونیم

فقط یه توضیحِ ممکن وجود داره. - که چیه؟

همه‌شون با هم دست‌شون تو یه کاسه‌ست، حتی راننده

شاید حتی اون بزه

باورت می‌شه؟

نه، ولی اینم باورم نمی‌شه که بشه تو اون اتوبوس به یه نفر چاقو زد

بدون این‌که کسی قاتلش رو ببینه

خانم بروکس. بله، جناب سروان؟

آدرستون لطفاً؟ - پلاک ۶، خیابون ماندلا

خب، هر کی تو اتوبوس بوده، تو کشتی هم بوده، درسته؟

اوهوم. - پس با شرکت کشتی‌رانی تماس بگیر

حتماً دوربین مداربسته دارن. ببینیم فیلما چی بهمون می‌گن

بله، قربان

و جی‌پی، قضیه اون کلید به کجا رسید؟

خب، تا الان فقط یه اثر انگشت پیدا کردیم که با مالِ مقتول یکیه

یه کد روی کلید بود که دادمش به شرکت سازنده‌ش

چون فکر می‌کنن می‌تونن بفهمن کجا فروخته شده

ولی فعلاً منتظر تماسم

عالیه

دنبال انگیزه هم هستیم

پس بیا یه بررسیِ سوابقِ کامل از مقتول بگیریم

برخلافِ چیزی که همه‌شون می‌گن

حتماً یکی‌شون می‌شناختتش

کی پایه‌ست یه چیزی بزنیم؟

اوه، من نمی‌تونم قربان. متأسفم

پس فقط من و تو موندیم، جی‌پی؟ - اوهوم

تا یادم نرفته، فردا باید مسیری که اتوبوس اومده رو چک کنیم

وقتی برگشته بود پایانه، آلت قتاله پیدا نشد

پس ممکنه در طول مسیر پرتش کرده باشن بیرون

توی اون تیکه‌ راهِ بعد از دیدنِ بزه

بله، قربان

اصلاً خبری از دواین داری؟

اون سفر حماسیش با باباش در چه حاله؟

راستش، دیروز باهاش صحبت کردم، قربان

درست نزدیکِ سواحل کوبا بود

و خدمه یه قایق موتوری رو که موتورِش از کار افتاده بود، سوار کرده بودن

واقعاً قهرمانانه‌ست

اومم، منم اول همین فکرو کردم، تا این‌که فهمیدم مهمونای یه جشنِ مجردیِ دخترونه بودن

طبق معمول. شانسِ این آدمو باش

مطمئنی ایرلندی نیست؟

اگه جسارت نباشه قربان، شما واقعاً به این شب‌های بینگو عادت کردین

اوه، خوبه که آدم مفید باشه

راستشو بخوای، این‌که غروبا سرمو گرم کنم اصلاً بد نیست

هنوز نتونستم به تنهایی عادت کنم

دلت واسه شیوون تنگ شده؟

و مامانش

الان دیگه تقریباً سه سال از فوت کتلین می‌گذره

کم‌کم... تحملش راحت‌تر می‌شه

جک، فلورنس باهات نیست؟

آه، نه، فکر کنم دلش می‌خواست زودتر بخوابه

اوه، تازگیا زیاد این‌جوری می‌شه

امیدوارم زیاد ازش کار نکشی

جی‌پی، متوجه چیز متفاوتی در مورد فلورنس شدی؟

مثل چی؟

خب، سخته بگم دقیقاً چیه. ولی حتماً یه خبری هست

فکر کردم پیچوندیم

معذرت می‌خوام. - اوهوم

تو پایانه اتوبوس با چاقو به یه نفر حمله کردن؛ یه مَرد کشته شد

چه وحشتناک. - آره

هرچند، به عنوانِ بهونه

بد نیست

دلم برات تنگ شده بود

از صبحانه تا الان؟ - چی بگم؟ بدجوری وابسته‌ت شدم

داشتم فکر می‌کردم

وقتش نرسیده منو به همکارات معرفی کنی؟

More Farsi Persian subtitles for Death in Paradise

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left