The O.C.

The O.C.

Download Farsi Persian ondertitel

Seizoen 1

Release informatie

The O C S01E15 1080p AMZN WEB-DL DD+2 0 H 264-SiGMA
Een commentaar door warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 15 The.O.C زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Gepubliceerd op: 2026-01-08
Downloads: 35
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

آنچه در قسمت‌های قبل د او سی گذشت

حدس بزن کی برگشته؟ خاله هیلی

چیزی گفت که واسه چی اینجاست؟

پولش ته کشیده

باید این‌جوری زندگی کردن رو تموم کنی

که تهش بشم یکی مثل تو؟

واقعاً تیپ من نیست

تیپ مورد علاقه‌ت چیه، ست کوهن؟

نمی‌خواستم شب سال نو تنها باشی

یه مهمونی دعوتم، ولی ما نمی‌ریم

اگه من نمی‌نوشم، معنیش این نیست که تو هم نباید بنوشی

ماهه که پاک و هوشیارم ۱۱

هیلی: دوست‌دخترت شب سال نو رو تنهایی تو مهمونیه؟

تنها نیست، با یه یاروییه

شما کات کردین، ولی ما نه

سال نو رو با هم نمی‌گذرونیم

فکر کنم امشب فقط خودمونیم

* صبح شنبه‌ست

* کی میاد با من بازی کنه؟

* ساعت ۶ صبحه، عزیزم

* یه روز خیلی خیلی طولانی در پیش دارم *

* پدر و مادرا تو خواب نازن *

* همسایه‌ها تو خواب عمیقن *

* پاشدم و دارم میام اونجا *

* قراره محله رو بترکونیم *

* اینجا هیچ اتفاقی نمی‌افته *

* اگه خودمون

دست به کار نشیم

داره دار و ندارمون رو می‌خوره و تموم می‌کنه

سندی، فقط یه نون بیگل ساده‌ست

نه، نه، نه، هیچ‌وقت بحث فقط یه نون نیست

مامان، من ۱۷ سال از عمرم رو توی خونه حبس بودم

و با اطمینان کامل می‌تونم بگم

که اون زن هیچ‌وقت از خونه بیرون نمی‌ره

جای دیگه‌ای نداره بره

چون همه دوستاش می‌خوان حسابشو برسن

ببخشید بابت لحن حرف زدنم

چرا؟ منم دلم می‌خواد حسابشو برسم

هیلی: کرستن

اومدم

قهوه تموم شده

درست می‌کنی؟

از اون مدل خوب فرانسوی؟

نه از این مدل معمولی‌ها

نه! نه! نه! نه

باهاش حرف می‌زنم

مجبورم با همین نون‌های مافین سر کنم

ماریسا؟ ماریسا، کجایی؟ حتماً همین دور و براست

خیلی خنده‌داره

آره، خب، گوش کن چی می‌گم

هیلی همیشه توی پذیرایی پلاسه، خب؟

ماریسا هم همیشه اینجاست. به من نگاه کن

من این وسط گم شدم، خب؟

چه بلایی سر وقتای دوتایی «ست و رایان» اومد؟ اونا وقتای طلایی بودن

می‌دونم یه کم

آم... زن‌ذلیل شدی؟

زن‌ذلیل نشدم. الان می‌تونیم حرف بزنیم

چه خبر؟

داری قبل مدرسه برام وقت باز می‌کنی؟

خوبه... خوشم اومد

ولی باز هم قبوله

خب، قضیه اینه که، ام

من و آنا تصمیم گرفتیم رابطه‌مون رو جدی‌تر کنیم

و به نصیحت نیاز دارم

می‌خواین با هم رابطه داشته باشین؟

نه. ولی فکر خوبیه

می‌خوایم به سامر بگیم که با همیم

هر چقدر که از آسیب زدن‌های سامر می‌ترسم

با اون عصبانیت‌های شدید و این حرفا

در واقع بیشتر می‌ترسم که دلش رو بشکنم

ما الان دیگه با هم دوست شدیم و حس می‌کنم که

ماریسا: هی

بچه‌ها حاضرید بریم؟

آره، نه، داشتیم فقط حرف می‌زدیم

اوه، واقعاً؟ در مورد چی؟

آه، فقط حرفای مردونه

می‌دونی، شکار و اصلاح صورت و کفش

کفش‌های میخیِ ورزشی

باشه، خب، راه بیفتین

هی، بعداً می‌تونیم این بحث رو تموم کنیم؟

یه زمانی رو واسه وقتای دوتایی ست و رایان رزرو کنیم؟

آره، آره، حتماً

فقط باید با

اوه، بیضه‌هات رو جا گذاشتی

من و تو، امشب

بیا دیگه

* کالیفرنیا، داریم میایم

* برمی‌گردیم همون‌جا که شروع کردیم *

* کالیفرنیا

* کالیفرنیا

* توی کالـ

* کالیفرنیا

* کالیفرنیا

* داریم میایم

* می‌دونم چقدر مهربونی

ما هم از اون زوج‌هایی شدیم

که همه دوستاشون رو از دست می‌دن؟

و بدون همدیگه هیچ کاری نمی‌تونن بکنن؟

فکر نمی‌کنم. تو اینجوری فکر می‌کنی؟

یه شب دور بودن از هم خوبه

آره، تازه یه جورایی ازت خسته شدم

منم از خودم خسته شدم

باید برم

آره، منم باید

منو می‌رسونی؟ من می‌رسونمت

آخ. مجبورم نکن

مجبورت نکنم چی کار کنم؟

بزنم تِت. اینو ببین

بسه دیگه

چه خبر؟

هی، چه خبره؟ داشتم باهاش حرف می‌زدم

باشه، حله

می‌خواستم بدونم آخر هفته برنامه‌ای دارین

هیچی

آنا منظورش اینه که کار خاصی نداره

جفتمون هیچ کاری نداریم

این دقیقاً همون کاریه که هر دو داریم انجام می‌دیم

در حقیقت داریم هیچ کاری نمی‌کنیم

ولی هر کدوممون تنهایی

ممنون، کوهن

یادم انداختی که به کتاب زیست‌شناسیم نیاز دارم

چون داریم در مورد میمون‌ها مطالعه می‌کنیم

اوخ

از آدمای دروغگو متنفرم

حالا خودمم یکی از اونا شدم

فکر کردم قراره باهاش حرف بزنی

می‌خوام باهاش حرف بزنم. فقط نمی‌دونم چجوری

باشه، خودم بهش می‌گم

خودم باید انجامش بدم

من و رایان قراره یه جلسه بذاریم

یه جلسه تعیین استراتژی مشتی

قراره همه‌چیز رو حل و فصل کنیم

اینجوری خیالم خیلی راحت‌تره

بعدش واسه این کار وقتمون آزاد می‌شه

ست، من باید درس بخونم

من درست بعد کالج کار خودم رو راه انداختم

و حالا پدر دو تا بچه‌ام

و فقط یک خط توی رزومه‌ام دارم

بچگی‌هات اصلاً چمن‌های حیاط رو کوتاه کردی؟

آره

عالیه. خدمات باغبانیِ جیمی کوپر

این اولین کارِته

و الان هم که یه کارآفرینی

حتی معرفی‌نامه هم ندارم

چرا داری. مشتری‌هات

همونایی که پولشون رو بالا کشیدم. درسته

اون جیمی کوپره؟

سلام، هیلی

فوق‌العاده شدی

حالت چطوره؟

نه کاری داره، نه دوستی

و نه آینده‌ای

و اینا رو با کمال محبت می‌گم

انگار خیلی با هم وجه اشتراک داریم

خب، با هم حرف زدید؟

آره

تقریباً

آخه داشتیم خیلی خوش می‌گذروندیم

و خیلی وقت بود که با هم دعوا می‌کردیم

خوب بود که فقط وقت بگذرونیم و خواهری کنیم

من می‌فهمم نقشه‌اش چیه. نقشه‌اش رو که می‌دونی

می‌خواد چتر بشه رو سر ما

تا وقتی که بتونه دوباره از حسابِ بابا پول تیغ بزنه

و بعدش دوباره واسه چند سال غیبش بزنه

سندی، اون گفت این بار نمی‌خواد این کار رو بکنه

یعنی گفت می‌خواد تا ابد اینجا بمونه و چتر بشه؟

اون چتر نشده

پس اون‌همه لباسِ نو رو

که خریده از کجا آورده، هان؟

با حقوقی که نمی‌گیره؟

یا از همون حساب پس‌اندازی که خالی کرد؟

برات نون بیگل خریده

و این یعنی همه‌چی حله؟

آره، حله

کنجدیه

اوه، خب این تازه شروعشه

می‌رم قایمشون کنم

پس آره، الان بی‌پولم و تو خونه خواهرم می‌خوابم

هی، منم بی‌پولم

و زنم هم داره با بابای تو می‌پلکه

فوق‌العاده‌ست

واقعاً خوب گند زدیم به زندگی‌مون

کی فکرشو می‌کرد اون موقع‌ها

که من و کرستن ازت پرستاری می‌کردیم

و تو داشتی سریال «سیلور اسپونز» نگاه می‌کردی

که جفتمون تهش این‌جوری بشیم، آم

پیچیده؟

در ضمن اون سریال «گولدن گرلز» بود

اوه، درسته! حق با توئه

عاشق «گولدن گرلز» بودی

خیلی جالبه

که من اون موقع ده سالم بود و کاملاً خودم رو درک می‌کردم

توی زندگیِ پیرزن‌های ۷۰ ساله

مگه «بلانچ» ۷۰ سالش بود؟

خوب مونده بودها

دوست دارم با هم وقت بگذرونیم

بشنوم چجوری گند زدی به زندگی‌ت

منم همین‌طور

شرط می‌بندم داستانِ تو

به دعوا و مرافعه توی جشن «کاتیلیون» ختم نمی‌شه

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left