De eerste 200 regels.
کسی هست؟
کسی اونجاست؟
بچهها، این اصلاً شوخیِ جالبی نیست
دارین منو میترسونین
تو اینجا چیکار میکنی؟
آره
خب، آره. اینجا خوبه؟
بسیار خب، آمادهایم؟
خب، سه، دو، یک
ما اینجا هستیم، در ساختمان جدید ورزشگاه
دبیرستان لایتهاوس کوو
در کنار آقای دارن دین، مدیر مدرسه
حتماً خیلی افتخار میکنید
به این مجموعهی ورزشی فوقِ مدرن
و همینطور به اینکه تیم فوتبالتون
تونسته قهرمان بشه
در سه سال از پنج سال اخیر
خیلی افتخار میکنم
بولداگز
و ممنونم از، اوم، کادرِ زحمتکشمون
و بولداگزِ شما شانس اول پیروزی هستن
توی مسابقهی فینالِ جمعه، درسته؟
همینطوره
که بخش بزرگی از اون
مدیونِ کوارتربکِ جوان و ستارهمونه
آرون وایت
اون توی زمین معجزه کرده
در تمام طول فصل
اون چه صدايیه؟
من ردیفش میکنم
شنون
هی
سلام
هی، ببخشید
متوجه نشدم مصاحبه شروع شده
از طرف من از آقای دین عذرخواهی کن
نه، داوطلبها هر چقدر دلشون بخواد میتونن سر و صدا کنن
اون فقط یه لحظه اومد اینجا
ارهای رو که لازم داشتم آورد
و لطف کرد و خودش آوردش
امیدوارم منو نفرستین بازداشتگاه
جناب مدیر ورزشی
راستش من عجله دارم که برم
شنون داره شروع میکنه
بازسازی خانهی کرادوک رو، همین امروز
واو
دیگه باید بهش بگین
خانهی سالیوان
الان مک سالیوان صاحبشه
خب، صد ساله که بهش میگن
خانهی کرادوک، نه؟
اینجا همیشه به اسم خانهی کرادوک میشناسنش
آره، حق با شماست
احتمالاً جنگِ بیفایدهایه. آره
خب، توی کارت موفق باشی شنون
و خیلی ممنون که وقتت رو وقفِ
هدفِ ما کردی
پیش به سوی پیروزی، بولداگز
آره، بزن بریم بولداگز
موفق باشین بولداگز
کلیف هوگارث
مثل همیشه سرسخت
هی
مک
و کلیف
کاش میتونستم بگم
از دیدنت اینجا تعجب کردم
فقط فکر کردم به این آقای نویسندهی مشهور
یه فرصتِ دیگه بدم تا بذاره منم قیمت بدم
واسه پروژهی کرادوک
که منم با کمال احترام ردش کردم
دوباره
که داشتم میگفتم
شاید هوشمندانهترین کار نباشه
تضمین میکنم قیمتی که من میدم از مالِ اون کمتر باشه
و
میتونم سریعتر تمومش کنم
این یعنی مجبور نیستی
توی اون کلبهی نقلیِ شنون اون پشت زندگی کنی
فقط دارم حقیقت رو میگم
خب، درسته که من بیشتر وقت میذارم
چون تخصصِ من بازسازی باکیفیته
در حالی که شرکتِ ساختمانیِ کیو.بی
تخصصش توی کارِ سریع و ارزونه
هی، منم فقط دارم حقیقت رو میگم
من بابتِ گرفتنِ یه هزینهی منصفانه از مشتریهام
اصلاً عذرخواهی نمیکنم
نظرت چیه سالیوان؟
بذار یه نگاهی به خونت بندازم
یه قیمتی بهت میدم
ممنونم که به فکرِ منافعِ منی
ولی من با همون شنون ادامه میدم
وفاداری رو تحسین میکنم
ولی شاید بد نباشه یه گپی
با رئیسِ انجمنِ تاریخی بزنی
فکر کنم اون منو پیشنهاد بده
آه، آره، پسرعموت تِد
حالش چطوره؟
برحسب اتفاق شمارهاش رو همینجا دارم
اوه، میدونی چیه کلیف؟ همین الان دبیرستان بودم
یه تیم خبری اونجا بود
دارن یه گزارش دربارهی بازیِ بزرگِ هفتهی دیگه تهیه میکنن
شرط میبندم خیلی دوست دارن بشنون
که چطوری باعث شدی
اولین قهرمانیِ ایالتیمون رو ببریم
خب، خب، خب، حتماً همینطوره
ممنون که خبر دادی
گوش کن، اوم
مالِ تو
اگه نظرت عوض شد
واقعاً چهار سالِ دبیرستان رو با این آدم گذروندی؟
و زنده موندم تا داستانش رو تعریف کنم
و اگه الان هم بتونم از دستِ مشتریقاپیدنهاش
جونِ سالم به در ببرم
اوه
اوه، سلام شان
با مک سالیوان آشنا شو
ایشون همون نویسندهایه که ما رو استخدام کرده
تا خونهاش رو بازسازی کنیم
مک، این شان بروگنزِ
سرپرستِ کارگاهِ منه
سلام مک
سلام
ممنون
که جلوی کلیف پشتم دراومدی
من دیگه میرم سرِ کار
میخواستم امروز یه سری بزنم
و جادو کردنت رو تماشا کنم
و قبل از اینکه بگی نه
واقعاً به یه بهونه نیاز دارم تا کارم رو عقب بندازم
کارِ رمان اونقدری که امیدوار بودم خوب پیش نمیره
باشه
ولی اگه بیای، قراره ازت کار بکشم
قبوله
اون کلیف هوگارث بود که دیدم داشت سعی میکرد مشتریمون رو بدزده؟
وای، آره
آره
خودِ خودش بود
پسر، اون آدم هیچوقت بیخیال نمیشه
آره، کاش یه درمانی واسهاش بود
واو
سالهاست اینجا نیومده بودم
اینم از عکسِ رسمیِ "قبل از کار"ِ ما
عاشقِ کارمم
هی
آقای سرپرست
ساعتت داره میگذره
بسیار خب
باشه
کی آمادهست این خونه رو زیر و رو کنه؟
فکر کنم چیزی که باید روش تمرکز کنیم
گوشهی فونداسیون اینجاست
اینجا بیشترین ریزش رو حس کردم
باشه
راستش یه نقاشِ عالیِ پتینهکاری میشناسم
یادم بنداز بهش زنگ بزنم
باشه
و... سنگهای مرمرمون داره از ایتالیا میآد
میخوام این چوبهای فاق و زبانه رو بردارم
این گچبریها واقعاً قشنگن
یکم تعمیرات لازم دارن
خوبی؟
آره
آخ
تراویس، حالت خوبه؟
آره، فقط این بالابرِ لعنتی
بین اینجا و طبقهی دوم گیر کرده
و دستم با طناب سوخت
خب، اولاً
باید دستکش دستت میکردی
آره، حسابی گیر کرده
اون تختهی دو-در-چهار اونجا چیکار میکنه؟
عجیبه
ثانیاً، باید ابزارِ مناسبی
واسه این کار داشته باشی
چی؟
فکر میکردم تا الان بازسازی خونهم رو تموم کردی
آره، شاید تا ناهار
خیلی خوشحال میشم اگه این بالابر رو
تا ناهار راه بندازم
این تخته اصلاً نباید اینجا باشه
مراقب باش
مادربزرگِ منم از اینا داشت
و اون یه باری که سعی کردم راهش بندازم
خوبی؟
من تو رو استخدام کردم که خونهم رو درست کنی، نه اینکه خرابش کنی
اون چی بود؟
همه خوبین؟
بالابر افتاد توی زیرزمین
بهتره بریم خسارت رو بررسی کنیم
آه، کلش تیکهتیکه شد
بهش... دست نزن
چی؟ چرا؟
نگاه کن
اینا استخونهای آدمیزاده
انگار یه اسکلتِ کامله
ضربهی سقوط حتماً متلاشیش کرده
یعنی چند وقته اینجاست؟
وقتی خونه رو خریدم
بازرس یه لیستِ پنج صفحهای بهم داد
No comments yet. Be the first to leave one.