Nautilus

Nautilus

Download Farsi Persian ondertitel

Seizoen 1

Release informatie

Nautilus S01E01 Anahata 720p AMZN WEB-DL DD 5 1 H 264-playWEB
Een commentaar door warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 1 Nautilus 2025 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Gepubliceerd op: 2025-12-05
Downloads: 25
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

به نظر میاد دوباره بردم.

باید برم عرشه، خودی نشون بدم.

مزخرفه. یه دست دیگه.

اِم...

هرچی دارم در برابر هرچی شما آقایون دارید.

پس، یه دست دیگه.

ببینید، بیست و یک بر اساس رخدادهای وابسته است.

گذشته روی احتمال اتفاقات بعدی تأثیر می‌ذاره.

بنابراین، اگه نسبت کارتای بالا به کارتای پایین

بیشتر از حد معمول باشه،

من شرط‌های بزرگتری می‌بندم تا مقداری که می‌تونم ببرم رو بیشتر کنم

وقتی دست به نفع منه.

آها، فهمیدم. بله.

این درست نیست.

اون آس قبلاً بازی شده بود.

مطمئنم.

من...

متأسفانه نه.

اشتباه کردی. باختی.

پولشو بردار.

خانم‌ها.

ببخشید.

تو حق نداشتی این کار رو بکنی.

جایی که داری میری،

به پول نیاز نداری.

خانم لوکاس مشغوله.

بِلَستر. چی شده؟

کاپیتان یانگ‌بلاد ازم خواست بهتون بگم که با یه باد خوب،

فردا صبح به فرمانداری بمبئی می‌رسیم، خانم.

این خبر خوبیه، مگه نه، خانم لوکاس؟

شوهر آینده‌تون ما رو دم قایق ملاقات می‌کنه.

ممنون، بِلَستر.

کیک؟

یعنی، عالی میشه. ممنون، خانم لوکاس.

"فروتنی"، لطفاً.

لوتی.

دستمال سفره رو برگردون.

کاپیتان یانگ‌بلاد داره شگفتی‌های طبیعت رو تماشا می‌کنه.

ممنون...

فقط مرغ‌های دریایی،

و در عین حال به نوعی فوق‌العاده و باشکوه.

اینطور نیست، بلستر؟

وقتی که زنده‌ان.

شلیک کردن به یه آلباتروس شگون نداره، کاپیتان.

وای!

این دیگه چه کوفتیه؟

برو بالای دکل.

چشم، کاپیتان.

بگو چی می‌بینی.

نه، نه، نه. باید همینجا بمونی، جایی که امنه.

"باید"؟

یادآوری کنم که،

از هر نظر، تو خدمتکار منی.

من یه هدف دارم، و اون خدمت کردن به تو نیست.

فکر می‌کنی داری چیکار می‌کنی؟

آماده شدن برای اتفاقات غیرمنتظره.

کاپیتان، به راست!

چی شده، بلستر؟

یه چیزی داره زیر امواج حرکت می‌کنه!

یه هیولای دریایی.

چی؟

داره از ما فاصله می‌گیره!

تمام فرمان به راست!

تمام فرمان به راست!

تعقیبش می‌کنیم.

برید نزدیک‌تر ببینید.

تمام فرمان به راست، مرد!

تمام فرمان به راست!

دور زده.

داره به سمتمون هجوم میاره.

کاپیتان، چیکار می‌کنید؟ باید دور بزنیم.

خانم لوکاس، واقعاً ممنون می‌شم اگه تو کارای خودتون دخالت کنید.

فکر نمی‌کنید وقتی جونمون رو به خطر می‌اندازید، این دیگه به من مربوط می‌شه؟

داره سعی می‌کنه ما رو بترسونه.

دور می‌زنه.

واقعاً؟

تو که نمی‌کنی.

محکم بگیرید!

کاپیتان!

نصفمون کرد!

آقایان!

ما کشتی رو ترک می‌کنیم

با نظم و ترتیب.

مطمئن بشید قایق‌ها پایین اومدن! - بله قربان!

کاپیتان، ممکنه قایق‌ها رو بخوره.

خودتو جمع و جور کن، ستوان هابز.

عرشه با شماست. - شما چی، قربان؟

بدون نقشه و ابزار راه به جایی نمی‌بریم.

بیا تو.

چی؟

خدایا، رحم کن.

من هرگز نباید این کار رو قبول می‌کردم.

هنوز اونجاست؟

فکر کنم رفته.

من هیچ‌وقت کشتی از دست ندادم.

مثل اینکه نمی‌تونیم به بمبئی برسیم.

اون چیه؟

کاپیتان؟

اصلاً موجود نیست.

کار دسته انسانه.

یک کشتی زیردریایی.

اونا کین؟

یه جورایی دزد دریایی‌ان.

زن‌ها و بچه‌هاتون رو می‌بریم.

ولی هیچکدوم از اونایی که تو شرکت کار می‌کنن رو نه.

اگه روتین زیبایی‌تون تموم شده؟

بهتره خودتونم یکی رو امتحان کنین.

حرکت کن!

حضور ما رو خواستن.

احترام به بزرگتر واجبه.

تک‌صف جلو!

شنیدین چی گفت! ساکت!

چطور دیدی؟

چی؟ نشنیدی؟

ساکت! حرکت کنین!

یالا! سریع‌تر!

گفتم حرکت کن!

تمام اون سال‌هایی که تو دریا بودم،

آرزوی یه کار ثابت مثل این رو داشتم.

بلند شی، بری سر کار، برگردی.

هر روز همین. بدون هیچ سورپرایزی.

خوش به حال مردی که آرزوهاش برآورده می‌شه.

حرکت کن!

چند روز دیگه تموم می‌شه.

و ما می‌تونیم اقدام کنیم.

طعم آزادی رو حس می‌کنم، نمو.

حالا برای خودت نگهش دار.

یالا! بیاید بارشون کنیم!

هیچی برای تو نیست.

دوباره می‌تونم انگشتام رو حس کنم.

به گروه عرشه بپیوندید!

بقیه شما، برین تو!

فقط با پای تمیز!

سالن دیدبانی.

کاملاً غیرممکنه.

فقط یکی از دو توربینی که برق تولید می‌کنه، کار می‌کنه.

خب، درستش کن. سریع.

نمی‌تونی همینجوری سروکله‌ات پیدا بشه و بخوای ناتیلوس حرکت کنه.

اون متعلق به شرکته.

آره، ولی من طراحیش کردم و ساختمش.

اون آماده نیست.

ناتیلوس با من به بمبئی برمی‌گرده،

اونجا مسلح می‌شه و وارد خدمت می‌شه.

چرا الان، بدون هیچ هشداری؟

این به تو ربطی نداره.

خیلی نزدیک شدی، پسر.

این نموئه.

نمو؟

به لاتین، یعنی... - هیچکس.

اوه، لاتین بلدی.

خب، چقدر پر از شگفتی هستی.

بدون نمو، هیچکدوم از اینا وجود نداشت.

طراحی موتور ایده اون بود. - کافیه، بنوا.

ناتیلوس حرکت می‌کنه

امروز.

تغییر برنامه. الان برو.

چه برنامه‌ای؟

کجا برم؟

آدش، بونیفیس، ما الان می‌ریم.

نصف خدمه‌مون تو این ماموریت نیستن.

ما آماده نیستیم.

به جز بونیفیس اینجا، فقط کای و جیاکومو رو داریم.

هیچکس رو که خودم برای کار باهاش آموزش داده باشم، نداریم.

الانه یا هیچوقت.

تو، هر کی که هستی، روز شانس توئه.

تو با ما میای.

به مردات بگو تفنگاشون رو بندازن.

شنیدین چی گفت.

فکر می‌کنی داری چیکار می‌کنی؟

کنترل ناتیلوس رو به دست می‌گیریم.

برو!

به خاطر این دارت می‌زنن.

اوه، فکر نمی‌کنم این اتفاق بیفته.

اول باید ما رو بگیری.

هیچکس از کالپانی فرار نکرده.

برو! جلو! برو!

بالاخره حق با تو بود.

امروز حرکت می‌کنه.

تو هم جزئی از اینی؟

این نموئه.

ما کنترل این کشتی رو به دست گرفتیم،

و ازش برای فرار از کالپانی استفاده می‌کنیم.

چی شده؟

انقلاب اینجاست، رفیق.

قصد ما این نبود که الان این کار رو بکنیم...

یا شماهایی که جزو نقشه‌مون نبودید رو درگیر کنیم.

ولی مجبور شدیم.

تفنگش رو بگیر.

ولی... - ما چیزی جز زنجیرهامون رو برای از دست دادن نداریم.

پس تو بگیرش.

اگه بهم شلیک کنه، کی می‌خواد انقلاب رو رهبری کنه؟

تو هیچی رو رهبری نمی‌کنی، نمی‌دونستی این اتفاق می‌افته.

بگیرش.

ببین، من می‌دونم...

اوه، چقدر حال داد.

مطمئن نیستم ایده خوبی باشه.

شنیدم این نمو یه راهزن از یه روستای تو راجستانه.

اون راهزن نیست.

اون یه دزد دریایی از ساحل کوروماندله.

کورو... ساحل کوروماندل؟

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left