The Wayfinders

The Wayfinders

Download Farsi Persian ondertitel

Seizoen 1

Release informatie

The Wayfinders S01E03 WEB H264
Een commentaar door amirluminox
🔷 ترجمه‌ از امیرعلی ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Gepubliceerd op: 2026-01-28
Downloads: 109
Slechthorend: No
FPS: 23.976

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

‫معنی این کارا چیه؟

‫اونم درست وقتی که منو از ‫سر پُستم کشیدی این‌جا، مادر.

‫ملکه رو با عنوان «علیاحضرت» خطاب می‌کنی.

‫پوزش می‌خوام، علیاحضرت.

‫متواضعانه درخواست دارم که اجازه ‫بدید به مسائل فوری‌تری رسیدگی کنم.

‫مسائل فوری؟

‫منظورت از دست دادن یه لژیون ‫از سربازها توی حمله اژدهاست،

‫یا شاید هدر دادن درم‌های باارزشِ ماروی من

‫توی اون ماموریت‌ها و آزمایش‌های اشتباهت؟

‫علیاحضرت، جمجمه مردوک...

‫جمجمه مردوک یه افسانه‌ست،

‫که توسط یه مشت متعصبِ حیله‌گر ‫ساخته شده تا قدرت من رو تضعیف کنن.

‫افسانه نیست.

‫من به یقین می‌دونم که ‫این داستان حقیقت داره.

‫چرا یه فرستاده به اون‌ورِ ستاره‌ها فرستادی؟

‫اون‌ورِ ستاره‌ها؟

‫جمجمه دقیقاً توی دستای گورانه.

‫گوران؟ اون الان کجاست؟

‫اون... فعلاً قادر به بازگشت نیست.

‫تو مارو رو از خزانه من دزدیدی

‫و اون آدمِ ناتو رو فرستادی به اون ‫یکی دنیا و حالا هم اونجا گیر افتاده.

‫این غیرقابل‌بخششه‌.

‫نیازی به نگرانی نیست، مادر.

‫هنوز اون‌قدر مارو برای شما و دوستاتون هست

‫که جوونی و زیبایی غیرطبیعی‌تون رو حفظ کنید.

‫اگه پسرم نبودی، تیکه تیکه‌ت می‌کردم.

‫مادر!

‫علیاحضرت!

‫علیاحضرت! پیشگویی باستانی حقیقت داره.

‫جمجمه مردوک.

‫راه یاب‌ها!

‫راه یاب‌ها؟

‫فکر می‌کردم طوری بزرگت کردم که ‫به قصه‌های پریان باور نداشته باشی؟

‫همین‌طوره.

‫اما اونا اینجان، بین ما،

‫و معلوم شده که کشتنشون کار سختیه.

‫شاید تو به اندازه کافی تلاش نمی‌کنی.

‫شاید اگه تلاش‌هام با دخالت بقیه ‫قطع نمی‌شد، بیشتر سعی می‌کردم.

‫این راه یاب‌ها متحدی هم دارن؟

‫آرورا داردمن با اوناست.

‫مسیرشون با کالیبور یکی شده.

‫یه جوری هم با یه مردِ ‫خرس‌نمای طلسم‌شده رفیق شدن.

‫چطوری این گندکاری به این ابعاد رسیده

‫و من تازه دارم الان خبردار می‌شم؟

‫چون من دارم بهش رسیدگی می‌کنم.

‫منو احمق فرض کردی؟

‫تو فقط دنبال اون جمجمه‌ای ‫تا منو از تخت پایین بکشی.

‫هرگز همچین قصدی نداشتم، علیاحضرت.

‫و اگه قدرتِ اون جمجمه فقط یه افسانه‌ست،

‫پس دلیلی برای ترسیدن وجود نداره.

‫یه گندکاریِ دیگه باقی نذار که من ‫مجبور به جمع کردنش بشم، ودریک.

‫این مثلاً «راه یاب‌ها» رو برام بیار.

‫بله، علیاحضرت.

SANDS Movie :ارائه اختصاصی توسط

✦ @ amirluminox | Amir Luminox ترجمه از ✦

بــه امــیــد ایــرانــی آزاد

« راه یـــاب هـــا »

‫صبر کن، اصلاً می‌دونیم ‫داریم کدوم‌وری می‌ریم؟

‫چه حرفای عجیبی از دهنِ به ‫اصطلاح «راه یاب‌ها» درمیاد.

‫آره، ما خودمون رو این‌طوری صدا نمی‌زنیم.

‫نظرت چیه درباره اون ‫نقشه بی‌نقصت برامون بگی؟

‫نقشه این بود که یه کم مارو گیر بیاریم،

‫بریم به دنیای شما، جمجمه رو پیدا کنیم،

‫بیاریمش این‌جا و نابودش کنیم.

‫خب، هر نقشه‌ای باید شامل ‫برگشتنِ ما به خونه هم باشه.

‫ما باید با روحانیونِ «آی-آلوی» مشورت کنیم.

‫اونا توی آرشیوشون ‫یادگیری‌های هزاران ساله دارن.

‫اگه تمام شب رو حرکت کنیم،

‫تا طلوع آفتاب می‌رسیم اون‌جا.

‫تمام شب؟

‫این پناهگاهی که می‌گی ‫امیدوارم ارزشش رو داشته باشه.

‫خب، اون پناهگاه ذخیره ماروی خودش رو داره،

‫بیشتر از اون چیزی که برای ‫به کار انداختنِ کلید خلاء لازمه.

‫از اون پیرزن‌های خسیس هیچی گیرتون نمیاد.

‫آره، و با این حال خودت هیچ نقشه‌ای نداری

‫و هیچی جز توهین‌های ‫پیش‌پاافتاده تحویل نمی‌دی.

‫فکر کنم بدون تفسیرهای تو ‫هم اوضاعمون خوب باشه.

‫من یه اوزک رو می‌شناسم ‫که می‌تونه مارو رو ردیف کنه.

‫فقط اون‌قدر طلا می‌خواد ‫که یه واگن رو پر کنه.

‫اوه، حرفم رو پس می‌گیرم.

‫نقشه داری، فقط یه نقشه کاملاً احمقانه.

‫چرا من هیچ‌وقت خلاص نمی‌شم؟

‫این دوتا قطعاً یه داستانی با هم دارن.

‫کالیبور و آرورا؟

‫صبر کن، جدی؟ مثلاً چه جوری؟

‫از اون مدل‌های رمانتیک؟

‫داداش، از کسی که باتجربه‌ست بشنو،

‫تو اصلاً اونجا هیچ شانسی نداشتی.

‫داداش، تو نمی‌دونی.

‫داداش، من می‌دونم.

‫هی، حالت خوبه؟

‫صبر کن، اون خُرخُرها به خاطر منه؟

‫دِه.

‫دِه؟

‫نگو دِه.

‫تو زیاد می‌گی دِه.

‫من اینو از تو یاد نگرفتم.

‫حرف حساب جواب نداره.

‫پس چرا برای من "دِه دِه" می‌کنی؟

‫گفتی جادویی بلدی که هیولای ‫درونِ کاوان رو ساکت کنه.

‫دو بار دروغ گفتی.

‫اوکی، دروغ گفتم.

‫اما اون برای محافظت از خودت بود.

‫بعدشم، همه دروغ می‌گن.

‫نه همه.

‫قبیله کاوان، دروغ نمی‌گن.

‫اعتماد یعنی مرگ یا زندگی.

‫می‌فهمم.

‫اما می‌تونی به من اعتماد کنی، کاوان.

‫من دوستتم.

‫شاید، شایدم نه.

‫اما امروز، کاوان تنها راه می‌ره.

‫اوکی.

‫خب، ببخشید که سعی کردم ‫کمکت کنم که هیولا نباشی.

‫اوکی، بذار ببینم درست متوجه شدم یا نه.

‫این ودریکی که تو بهش خدمت می‌کنی.

‫شاهزاده ودریک.

‫درسته، اون لرد امپراتورِ تایرن‌گیره.

‫فعلاً نه، اما اون تنها وارثِ...

‫وارثِ تخت پادشاهیِ ایشی.

‫فهمیدم.

‫فهمیدم.

‫حالا، این شاهزاده ودریک هیچ ربطی به

‫ناپدید شدنِ اون سه تا نوجوان

‫از دبیرستان میلفورد داره؟

‫تو داری درباره راه یاب‌ها حرف می‌زنی.

‫اونا کلید خلاء رو دزدیدن و به جای من

‫به تایرن‌گیر سفر کردن.

‫و این کلید خلاء، با مغز استخوان کار می‌کنه؟

‫نادانِ تمام‌عیار، مارو!

‫منبعِ تمام جادوها، و اگه ‫نوچه‌های تو بهم شبیخون نمی‌زدن

‫و ذخیره‌م رو نمی‌دزدیدن، ‫قدرتش رو بهت نشون می‌دادم

‫و این قلعه رو با خاک یکسان می‌کردم.

‫مداخل‌گرهای ملعون!

‫اوکی، تمام وسایلت توی اتاق مدارک قفل شده

‫و به محض اینکه بازجویی‌مون ‫تموم بشه همه‌شون رو پس می‌گیری.

‫خب، پس بیا به این تفتیش ‫عقایدِ جهنمی پایان بدیم.

‫پس تو هم شروع کن به دادنِ جواب‌های واقعی.

‫فیل، لازمه که تو این‌جا رو تحویل بگیری.

‫خیلی خب، باشه.

‫از سوابقِ تلفن‌ها چی فهمیدی؟

‫تمام گوشی‌ها دقیقاً در یه ‫زمانِ واحد خاموش شدن،

‫حدود نیم مایلیِ مسیر.

‫خب این یعنی یه کارِ هماهنگ‌شده بوده.

‫معناش اینه که می‌دونستن دنبالشون می‌گردیم

‫و نمی‌خواستن پیدا بشن.

‫گوش کن، کش هیچ‌وقت فرار نمی‌کنه.

‫اون بچه همه چی براش مهیاست.

‫ما کل منطقه رو گشتیم.

‫هیچ نشونی ازشون نیست، هیچ

‫نشونی از درگیری یا جنایت هم نیست.

‫هیچ نشونی؟

‫پس اون ولگردی که با ‫شمشیر به پسرم حمله کرد چی؟

‫آره، اون آواره که کلاً هذیون می‌گه.

‫همش حرف از شاهزاده‌ها و جادوی خلاء می‌زنه.

‫ببخشید، چی؟

‫در واقع، اون هیچی نمی‌دونه.

‫اون مَرد خطرناکه.

‫و اون تنها سرنخ واقعیِ ماست.

‫ما تا جایی که بتونیم اون رو ‫توی بازداشت نگه می‌داریم.

‫این مسخره‌ست.

‫ببین، می‌دونم که ترسیدی.

‫دنبال جوابی، اما فقط صبور باش.

‫بیا، یه کم با من قدم بزن.

‫یه هشدارِ «امبر» (برای گم‌شدن کودکان) صادر شده

‫و به تمام افسرهای سطح شهر هم اطلاع دادم.

‫این کافی نیست.

‫گوش کن، من خیلی وقته که ‫دارم این کار رو انجام می‌دم.

‫تا اینجای کار، تمام شواهد نشون می‌ده

‫که اون بچه‌ها فقط از شهر جیم شدن.

‫نه، اصلاً امکان نداره.

‫این روزها من به زور می‌تونم ‫فیلین رو از خونه بکشم بیرون.

‫خب، شاید ایده اون نبوده.

‫معمولاً یه سردسته وجود داره

‫که یه نقشه کامل براش کشیده.

‫دیر یا زود اون نقشه‌ها از هم می‌پاشه

‫و اونا دلشون می‌خواد برگردن خونه.

‫چی، فکر می‌کنی فیلین سردسته‌ست؟

‫این رو شما گفتی، نه من.

‫فیلین رهبرِ هیچ چیزی نیست.

‫کش همونیه که باحال و مرفه و محبوبه‌.

‫بچه شما یه رهبرِ مادرزاده.

‫ممنونم.

‫اون یه تعریف نبود.

‫دارم می‌گم یا کارِ کش بوده یا اون دختره.

‫اسمش چی بود؟

‫اوکلی جونز.

‫آره، حالا که حرفش شد،

‫هیچ‌کدومتون اون یا وضعیتش رو می‌شناسید؟

‫سعی کردیم با مادرش تماس ‫بگیریم، اما هنوز جوابی نداده.

‫من یه پرس‌وجویی می‌کنم.

‫عالیه، ما هم پیگیری می‌کنیم.

‫در این بین، سعی کنید با بعضی ‫از دوستای بچه‌هاتون حرف بزنید.

‫ممکنه نقشه‌هاشون رو با ‫اونا در میون گذاشته باشن.

‫پسر، آخه از کجا شروع کنم؟

‫کش با همه دوسته.

‫اما دوست صمیمی هم داره؟

‫راستش، پسرم دریل، همونی ‫که اون دیوونه بهش حمله کرد.

‫خیلی هم خوب، از همون‌جا شروع می‌کنیم.

‫هی، شما دوتا باید با هم تیم بشید.

More Farsi Persian subtitles for The Wayfinders

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left