De eerste 193 regels.
مدتها پیش
قبل از شکلگیری اکثر چیزها
دو برادر بودند
و از هم جدا نشدنی بودند
یک جفت شیطون بودند
و یک روز، شوخیهاشون از حد گذشت
خیلی به خوردن پیتزای اثیری افتخار میکردند
که بهشون گفته شده بود هرگز نباید بهش دست بزنن
ولی وای که چقدر خوب بود
تا اینکه
وقتی دیدن توی دردسر بزرگی افتادن
این برادرای صمیمی
برای اولین بار شروع به دعوا کردن
یکی از برادرا وحشت کرد و تقصیر رو گردن اون یکی انداخت
قضاوت سریع انجام شد
برادرها از هم جدا شدند
اونی که به تحریککننده بودن متهم شده بود
به پایین پرتاب شد و دیگه هرگز ازش خبری نشد
اون یکی به خاطر خیانت به برادرش سرزنش شد
و محکوم شد که پیامآور سرنوشت بشه
چطوری فیونا؟ همه چی خوبه؟
پشت تلفن خیلی جدی به نظر میرسیدی
خیلی جدی
!آخ
چه فضای قشنگی
نه هانتر
من یه خبر خوب دارم، بچهها. دنبالم بیاین
میای، اچدبلیو؟
نه. باید قلب رو پیدا کنم
این رفیق عبوست کیه؟
اوه، اون یه نسخه جایگزین از هانتره
که توی دنیای ما گیر افتاده
اوه
صبر کن، ما اینجا چیکار میکنیم؟
!سوپرایز
این مکان مائه
خوش اومدید
ام... چرا؟
چرا؟ مگه مادر نمیتونه به پسرش کمک کنه؟
باید سریع عمل میکردیم، واسه همین دیشب قرارداد رو بستم
عالیه، نه؟
اینجا میتونیم کلی آدم جا بدیم
ولی چرا باید بخوای؟
اوه، مارشال، جای تو اینجاست
خودتو توی مرمر کارارا چطور میبینی عزیزم؟
پنج بار مجبورشون کردم صورتتو از نو بسازن
به نظرم مثل یه فرشته شدی
اون یکی مال توئه؟
اصلا
این برای توئه
یا هرکسی که مارشال آخرش باهاش باشه
ببینیم چی میشه
ای وای، ممنون
نه نه. با شکوه تزیین کن
هوم
فکر میکردم شماها میتونید، مثلاً، توی شهر اسکیت کنید
و اینا رو پخش کنید
هی، با اون خانم وارد اون مسیر نشو
میدونم به کجا ختم میشه
!چی؟ نه، نمیدونی. آره
من یه رویایی از آینده دیدم که تو آخرش نوچه اون میشی
پوف، عمراً این اتفاق بیفته
اون از من استفاده نمیکنه. من از اون استفاده میکنم
خب بچهها، فقط سه روز تا رویداد وقت داریم
برید خبر رو پخش کنید
!شنیدین چی گفت، نوچهها. سریعتر! فوراً، فوراً
مرد، من در مورد این مطمئن نیستم
اون میدونه که تو هرگز پولشو مستقیم نمیگیری
ولی این یه جورایی عالی نیست؟
دیگه کجا میتونی مطمئن باشی که مامانت
حرفاتو میشنوه؟
و یه جورایی پانک یا متال نیست که یه اجرا داشته باشی
بالای قبر خودت؟
پانک، آره؟
خنگول
فیونا، میخواستم بگم
"هی فیونا، متاسفم که تلفن رو روت قطع کردم
...حالم
هوم
چه گیاه زیبایی
!هی
دست بهم نزن
تو منی؟
نه
تو یه نسخه ضعیف از منی. بیجون
تو منو نمیشناسی
بهتره همینطوری بمونه
خیلی مثلاً گردن کلفتی، نه؟
از دیدنش تو این وضعیت متنفرم
نمیخواستم اینو مطرح کنم ولی یه راه برای نجاتش بلدم
ها؟
نه، چیزای خونآشامی نه
من یه فکر بهتر دارم
!هی! پرنسس پیرزن
اوه، اوه، اوه، من اینجام
بازم داریم ماچ و بوسه میکنیم؟
نه، من یه موش آزمایشگاهی داوطلب لازم دارم
!هر کاری میکنم تا نجات بدم-- آخ
!اوه! من زشتم. آخ
فقط میخوای اونو چاق کنی؟
برای روحیه خوبه اگه فین سالم به نظر برسه
.و سرحال
.مارسلین، مارسلین
.ولی این فقط ظاهر قضیهست
.تو فقط داری علائم رو درمان میکنی
.ما باید روحیه مردم رو بالا نگه داریم
.وگرنه ممکنه توی چندین قلمرو وحشت به پا شه
چرا مرددی، فرزندم؟
.موهبت تاریکی رو بهش عطا کن
!انجامش بده، انجامش بده. همین الان
.باشه
!مارسلین
.شببهخیر، فی
.شما دارید به دی.آر.اُ.اِف اصلی گوش میکنید
.اسم من دیجی اسلایمه
.پنج دقیقه از ساعت گذشته
.آماده یه پارتی تمامشب با دیجی فلیم باشید
.یه سلام ویژه به همه طرفدارای گلم
.بیصبرانه منتظرم که امشب رو با شما بگذرونم
.فلیم هواتونو داره
.خیلی باحالی
.خوشحالم که جونت رو مدیون منی
!اشتباهه
فین کوچولو؟
در مورد چی حرف میزنید، دکتر کالوین؟
.آره بابا، اپیدورال میخوام
.فین
!فین
چرا باید اینجوری میبودی؟
یه کیسه گوشت خنگ دست و پا چلفتی؟
چرا باید آسیب میدیدی؟
.من سعی کردم نجاتت بدم
.و ببین این کار منو به کجا کشوند
!فین
.واقعی نیست
.چقدر عجیبه
.تو داری مقصد بعدی منو خواب میبینی
.باید یه "خواب مرگ" به فین بدم
خواب مرگ؟
!نه
!آآه
.وای! من فقط دارم کارمو انجام میدم
!جغد کیهانی
ها؟
.تو یه بازنده واقعی هستی
.کمکم کن
الو؟
.گیر کردم، کلهگردالی
.من... من درت میارم
!ولم کن دختر
!نه، خواب مرگ نه
چه خبره؟
.داری خواب میبینی، نابغه
خواب میبینم؟
.اوه، اوه، اوه
شکارچی! کمکی نیاز داری؟
میترسم. اگه اونا هم مثل من قاطی پاتی از آب دربیان چی؟
.یه حقیقت کمتر شناخته شده، سَمی
...مصریان باستان شما اونجا میپرستیدن
.حیوان گربهسان رو
!آآه
.بچههای من
!آخ! آخ! آخ
.فیونا، روی بچههای من پا نذار
.باید اون پرنده رو دنبال کنیم، کیک
.اِمسی، برمیگردم
.اشکالی نداره، اِم-کرون
.دیگه رفته
.بذار ببرمت یه قهوه بخوریم
.ذهنت رو از این چیزا دور کنی
.کو، کوچی کوچی
سیمون؟
سیمون؟
!سیمون
چیه؟
.نه، نه. کفشاتو ببند، آقا
.متاسفم، مامان
.ممم
چرا باید اینقدر سختش کنی؟
.متاسفم
!مجبور نیستی این حرفا رو ازش بشنوی. جوابشو بده
.اوه، نه. اوه، نه
.ببین چه اتفاقی داره میافته
!اوو
!آآه
.میدونستم
.حتماً توی رویای فلیمیم
!نه
.ما برای هم ساخته شدیم
!ممم... اوو
!ممم... اوو
.اوه، راستی این طبیعیه. خوابیدن با اسباببازی طبیعیه
.وایی! درست مثل خواب من
No comments yet. Be the first to leave one.