The Madame Blanc Mysteries

The Madame Blanc Mysteries

Download Farsi Persian ondertitel

Seizoen 5

Release informatie

The Madame Blanc Mysteries s05e01 - Christmas Special 2025 hdtv 1080p x264 HaNNi
Een commentaar door warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 5 قسمت 1 The Madame Blanc Mysteries 2021 زیرنویس فارسی سریال

Tags

hdtv
Gepubliceerd op: 2025-12-30
Downloads: 18
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

همه‌تون عالی شدین

ممنون، گلوریا

واقعاً کیف می‌ده آدم یه فرصتی پیدا کنه که به خودش برسه

آره، این اواخر خیلی ساده می‌گشتیم، مگه نه عزیزم؟

آره. خب، گفتی کجا دارین می‌رین؟

فقط یه مهمونی کریسمسه؟

راستشو بخوای، خودمم درست نمی‌دونم، گلوریا

همه‌چیز خیلی مرموز و مخفیانه‌ست

من و گابریل جلبرت با هم توی هیئت‌مدیره‌ی موزه هستیم

متصدی جدیدمون

آدم خیلی پرشور و هیجانیه

می‌گه می‌خواد موزه‌ی قدیمی و قشنگمون رو سر زبون‌ها بندازه

اصرار داشت که امروز بعدازظهر خیلی مهمه

واسه آینده‌ی موزه، و این‌که همه‌مون باید بیایم

مخصوصاً تو، جین

چی؟ من

درسته. خیلی مرموزه، ولی من از نوشیدنی مجانی نمی‌گذرم

آره، شرط می‌بندم شامپاین مجانی هم می‌دن

امیدوارم همین‌طور باشه. این لباس لیاقتش بیشتر از یه شراب ارزون‌قیمته

خب، دامینیک کجاست؟ دیگه واقعاً باید راه بیفتیم

یه زنگ سریع بهش می‌زنم

ببخشید. ببخشید که دیر کردم همگی

اوه، مهم نیست دامینیک، الان دیگه اینجایی

بذار فقط نوشیدنیم رو تموم کنم

خوش بگذره. تو نمیای؟

فقط اونایی که دعوت‌نامه‌ی مخصوص دارن

بهتون خوش بگذره

مرسی عزیزم. تو برنامه‌ای داری، گلو؟

آره، پاتریک یه مسابقه‌ی کریسمسی راه انداخته

من و داگلاس هم حسابی داریم خرخونی می‌کنیم

چه بوی خوبی می‌دی

خب، افترشیو مخصوصم رو زدم

در واقع خیلی خوش‌شانسی، چون این آخریش بود

خب، کسی چه می‌دونه

شاید بابا نوئل فردا برات باز هم بیاره

اوه، غافلگیریِ قشنگی می‌شه

اوه! جین، کیفت

دامینیک، این لباس عتیقه اصلاً با صندلی عقب ماشینت سازگار نیست

جین عزیزم، اشکالی نداره من جلو بشینم؟

اختیار داری جودیت، بفرما. ممنون

منو یادتون نره

هی، خیلی جالبه

توی تمام این سال‌هایی که تو سن-ویکتور زندگی کردم

هیچ‌وقت نیومده بودم اینجا. واقعاً؟

نه، فقط یه بار کلودی رو واسه اردوی مدرسه رسوندم دم در

ولی هیچ‌وقت داخل نرفته بودم

بریم ببینیم چی رو از دست دادی

آه! سلام

ما مهمون‌های دعوت‌شده‌ی گابریل جلبرت هستیم

فکر کنم می‌گه بریم سمت سالن همایش

مرسی. مرسی

ممنون

بفرمایید

من هیچ‌وقت فایده‌ی موزه‌ها رو درک نکردم

اونا تاریخ ما رو حفظ می‌کنن، جودیت

به مردم این شانس رو می‌دن که آثار هنری فوق‌العاده رو از نزدیک ببینن

خب، احتمالاً همین‌طوره. ولی خیلی چیزها واسه تماشا هست

به نظرم یه جورایی دلگیر و خفه‌ان

منظورم اینه که، اصلاً از کجا باید شروع کرد؟

صبر کن عزیزم، اون سفری که به لوور رفتیم چی؟

همون اوایل که با هم آشنا شده بودیم

آره، مگه می‌شه اون رو فراموش کنم؟

دیگه هیچ‌وقت به عکس مونا لیزا

مثل قبل نگاه نکردم

تو تو محیط مورد علاقه‌تی، نه؟ من؟

اوه، از این طرف

# اولین بار رو یادت می‌آد؟

# که چشمم به تو افتاد؟

# لبخندت از ناکجا پیدا شد

# برای زمانی که هرگز نبود

# یا به همین زودی‌ها

# جاده خیلی طولانیه

# من فقط داشتم رد می‌شدم

# من فقط داشتم رد می‌شدم #

آها! آها

حداقل جنس‌های خوبشون رو آوردن

اولویت‌ها رو باید رعایت کرد دیگه

اوه. چه جا کلیدی قشنگی

بله؟ چی فرمودین؟

اوه، این باعث می‌شه کلید روی در خط نندازه

هم کاربردیه هم شیک

همم. یه جورایی مثل خودم، مگه نه؟

کریسمس مبارک، جین وایت

اوه، کریسمس تو هم مبارک، دامینیک هیز

به سلامتی

خب، قضیه‌ی این تابلوی غول‌پیکر چیه؟

خیلی قشنگه

این یه نمونه‌ی عالی از دیوارنگاره‌ی باروکه

درسته. همم. این‌ها تو اروپا خیلی طرفدار دارن

ولی تا حالا تو سن-ویکتور همچین چیزی ندیده بودم

واقعاً هیجان‌انگیزه. آره

خب، دیوارنگاره در واقع نقاشی‌ایه که

رنگ رو مستقیماً روی گچ خیس می‌کشن

توسط یکی به اسم باروک؟

اِ، نه راستش

نه، باروک یه جنبش هنری مربوط به قرن هفدهم و هجدهم بود

یعنی نقاشی، موسیقی، معماری

همه‌چیز بزرگ و جسورانه بود

و جذاب، دامینیک

خیلی جذاب. دوره‌ی مورد علاقه‌ی منه

آه! اون دکتر علی پردیپه

رئیس خیریه‌ی "هنر زندگی را تغییر می‌دهد" است. اوه

این خیریه چیه؟

یه چیزی در مورد اینه که هنر به زندانی‌های سابق کمک می‌کنه یا همچین چیزی

اوه، عالی به نظر می‌آد. اونم باید زنش باشه

فکر کنم اسمش سانگیتاست

چند بار واسه شب‌نشینی‌های "بریج" دعوتش کردم

ولی فایده‌ای نداشت. اوه

دارن با جرج و اوریل آلفونس حرف می‌زنن

همم؟

همون آلفونسِ شرکت "نوشابه‌ی آلفونس"؟

چی، همون نوشابه‌هه؟

اوه! من عاشقش بودم

وقتی کلودی بچه بود، شب‌ها بیدارم نگه می‌داشت

زوج فوق‌العاده‌ای هستن

پارسال سهام شرکتشون رو به مبلغ ۱۰۰ میلیون یورو عمومی کردن

عجب آدم‌های خوش‌شانسی

ظاهراً چشم دیدن همدیگه رو ندارن

ولی نمی‌تونن از هم جدا بشن چون واقعاً زیادی پولدارن

آها! جرمی

چطوری رفیق؟

اگه تو این‌طور می‌گی. (می‌خندند)

آه، و جودیت. (صدای بوسه)

پناه بر خدا! تو اصلاً قراره مثل ما فانی‌ها پیر بشی؟

جرج، واقعاً خیلی هندونه زیر بغل آدم می‌ذاری

بذار دوست‌های عزیزمون، جین و دام رو بهت معرفی کنم

از دیدنتون خیلی خوشبختم. اوه، منم همین‌طور

داشتم می‌گفتم که قبلاً عاشق نوشابه‌هاتون بودم

آه، خب، دیگه نوشابه‌ی "من" نیست، ولی ممنون دام

واقعاً قدردانی می‌کنم. لطف داری. خیلی زیاد

آندره، ممنون که شاهد قرارداد وامم شدی

مسئله‌ای نیست، پاتریک

گاهی اوقات توی مسائل مالی به مشکل می‌خورم

ولی وقتی رئیس پلیس شاهدم باشه

دیگه باید دهنشون رو ببندن

اوه نه، جین گوشیش رو جا گذاشته

من دارم می‌رم خونه. می‌تونم براش ببرم

ولی اون توی یه مراسم تو موزه‌ست

مشکلی نیست، اونجا نزدیک خونه‌ی منه

اوه، عالیه. فعلاً

باز هم ممنون آندره. پس توی مسابقه می‌بینمت؟

حتماً. ریچارد رو هم با خودم می‌آرم

اون توی سوال‌های سیاسی خیلی وارده

کریسمس مبارک

خداحافظ! کریسمس مبارک

هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم با یه پاسبان رفیق بشم

آه، گابریل

بفرما، اینم از خودِ آقای متصدی

جرمی، جودیت، از دیدن هر دوتون خوشحالم

ما هم همین‌طور، گابریل

و این هم جین وایت، طبق قولی که داده بودیم آوردیمش

: آوردیمش؟ (صدای عادی): سلام

خانم وایت، از آشنایی باهاتون خوشبختم

آوازه‌ی تخصصتون زودتر از خودتون رسیده. خیلی ممنون که اومدین

اوه، درسته، باعث افتخاره. ایشون هم همراهم هستن

نامزدت. اوه، بله، نامزدم، دام

آره، همین تازگی‌ها اتفاق افتاده، واسه همین

به هر دوتون تبریک می‌گم

و این هم شریک من، ایو

سلام. و حوزه‌ی تخصص شما چیه، خانم وایت؟

من فروشنده‌ی عتیقه‌جات هستم

آه، چه جالب و قدیمی

چطوره یه چیزی بخوریم و این‌ها رو به حال خودشون بذاریم؟ آره

خیلی ممنون. ببخشید جودیت. شامپاین الان سریع می‌رسه

تو خیلی عزیزی، گابریل

فکر کنم خیلی زود اینجا جا بیفتی. ممنون

بله، و با اون روشی که لیوان قبلی رو سر کشیدی

نمی‌خوایم تشنه بمونی، مگه نه؟

با اجازه، من فقط برم یه بار متنم رو مرور کنم

اوه جین، ایشون دکتر علی پردیپ هستن

داشتیم در مورد خیریه‌شون بهت می‌گفتیم

اوه، همون خیریه‌ی "هنر زندگی را تغییر می‌دهد"؟

به نظر می‌آد کارهای بزرگی انجام می‌دین

اوه، همین‌طوره

اوه سلام، من اوریل هستم. سلام

ممنون. متاسفانه این کاریه که تمام وقت و انرژی من رو می‌گیره

همون‌طور که زنم می‌تونه تایید کنه. اوه

خوشحالم که بالاخره می‌بینمتون

خب، چطور به این کار علاقه‌مند شدین؟

خب، چند سالی بود که توی زندان‌ها کار می‌کردم

به عنوان پزشک مهمان

و اونجا استعدادهای هنری زیادی دیدم که توی سلول‌ها مخفی مونده بودن

برای همین احساس کردم باید، اِ، آزادشون کنم

واسه همین یه انجمن هنری برای زندانی‌ها راه انداختم

و خب، خیریه از همون‌جا شکل گرفت

چقدر جالب

یعنی می‌ذارین جنایتکارها نقش هنرمند رو بازی کنن؟

می‌دونی، دقیقاً همین کار رو می‌کنیم

دارین اعتمادبه‌نفس قاتل‌ها رو بالا می‌برین

منظورتون اینه؟

نگران نباش علی، من کارهای خیریه‌ی شرکتمون رو مدیریت می‌کنم

پس می‌تونی جرج رو نادیده بگیری

اِم، شوهرتون آدم خیلی الهام‌بخشی هستن

اوه، واقعاً همین‌طوره

ببخشید. بله؟

ما قبلاً جایی همدیگه رو ندیدیم؟

یادم نمیاد کجا

شاید توی یکی از مراسم‌های خیریه‌ی ما؟

خیلی بعید می‌دونم

من کاری به زندان یا خیریه ندارم عزیزم

The Madame Blanc Mysteries subtitles in other languages

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left