De eerste 200 regels.
"ملکه اشک ها"
"چهار سال پیش"
"قسمت 3"
همه این باغ ها مال ماست
فکر میکردم مامانم اینجا باشه
شاید رفته فروشگاه
مامانم یه فروشگاه رو هم میچرخونه
بهت گفتم که خانواده ام توی شهر خیلی معروفه
!درسته
!مامان
مامان؟
"سوپر مارکت یونگ دو ری"
ای خدا
اینجا هم نیست
هر چی میخوای انتخاب کن
اینو بردار
این طعمش جدیده
"ایس پاپ"
با طعم توت فرنگی
بچه مدرسه ای ها خیلی بهش علاقه دارن
خوشمزه و تازه اس
اولین باره از اینا میخورم
اولین باره که ایس پاپ میخوری می کنی؟
وایسا شاید منوظرت توی بزرگسالیه نه؟
مامانت هیچوقت برات نخریده؟
نه تا حالا اینکار رو نکرده
راستش یه جورایی حدس میزدم
که چی؟
همیشه لباس هات سوراخه
چی؟
این استایل وینتیجه
اینا رو از اروپا گرفتم- ...لباس امروزت شبیه لباس هایی-
که مادر بزرگم میپوشید
نه، اول بهم گوش بده
...اگر قیمت این ژاکت کش بافت پشمی رو بفهمی
سکته میکنی
نمیخواد برای من تظاهر کنی- باور کن-
من اونقدر ها هم فقیر نیستم
جدی میگم
فقط بهم اعتماد کن
بهت قول میدم
...از این لحظه به بعد بهت اجازه میدم
از همه چیزهایی که تا حالا نمیتونستی لذت ببری، لذت ببری
کار راحتی نیست
بهت نگفتم که اجاره اپارتمانمو پیش دادم؟
گفتی
ولی چیزهای بیشتری هست
...راستش
من ماهیانه 2میلیون هم پس انداز میکنم
اینجوری نگاهم نکن
بلوف نمیزنم
میگم اشکال نداره
برام مهم نیست اگر خانواده ات قرض و بدهی دارن
بدهی داریم؟
...حتی اگر بیشتر از این حرفها باشه هم
واقعا برام مهم نیست
...چون
در هر صورت من کنارتم
تو کنارمی؟
اره
...من همیشه
کنارت میمونم
چرا یهو این یادم اومد؟
...ممکنه اگر الان بخوام بمیرم
تو اخرین کسی باشی که یادم میاد؟
حالت خوبه؟
هه این
آسیب دیدی؟
حالت خوبه؟
میتونی به اینجا رسیدگی کنی؟
انگار شوکه شده
نیاز به استراحت داره
بیا بریم
باشه
....مثل یه خواب بود
ولی فکر کردم واقعا قراره اونجا بمیرم
... دوباره با خودم گفتم
که الان قرار نیست بمیرم
...چون احساس کردم
بهم توهین شده
حالت خوبه؟
فکر کنم پات گرفته
بازم دارم دراماتیک بازی درمیارم؟
اره اگر یه روز دیگه بود
ولی الان اسیب دیدم
به نظرم منطقیه
درسته؟
اتیش زدن هیزم راحت نیست؟
ولی این چوب بلوطه
پس نمیسوزه؟- نه اینطور نیست-
ولی خب کسایی که اهل کمپ زدن چوب الو رو ترجیح میدن
بوی دود چوب الو به خورد گوشت میره و باعث میشه خوشمزه تر بشه
باشه پس ادامه بده
ای خدا این منو یاد قدیم میندازه
یاد وقتی که رفتم افریقا افتادم
دهه بیستم با زندگی توی حیات وحش پر شده
....منظورت اینه که چطوری کل هفته رو
به خاطر پشه ها توی هتل موندی؟
با دیدن بیابون از پنجره اتاق به اندازه کافی لذت بردم
چی؟
چقدر دود درست کردی- اره-
به خاطر اینه که چوب خیسه
حتی بهترین کمپرها هم توی این مورد کاری ازشون برنمیاد
هیون وو هیچوقت اینجوری درست نمیکنه
اون اهل روستاست
....شما نمیتونین منو با کسی که احتمالا
توی زمین خاکی با توپ پلاستیکی فوتبال بازی میکرده مقایسه کنی
اون با تجربه اس
تو بهونه هات
راستی کجاست؟
میتونی بیخیالش بشی و فقط ازش بخوای انجامش بده
نه خودم میتونم انجامش بدم
سو چول بیخیال شو
بابونه؟
بله
میتونی دوتا دیگه برای من و رئیس هم درست کنی؟
حتما
چرا پدر اینقدر زود از شکار برگشت؟
...خب
من با شمن اعظم تماس گرفتم
برای چی؟
شمن یهویی پرسید که رئیس رفته شکار
از کجا میدونست؟- تعجبی نداره اینقدر خفنه-
گفت که رئیس اگر امروز بره شکار توی خطر میفته
به خاطر همین زود برگشت؟
بله، حداقل این خبر خوبی برای هه اینه
باید به جاش دوره رو بگذرونه
!مامان
!مامان
!مامان
هه این اسیب دیده
چی؟ چگونه؟
شنیدم موقع شکار خرس اومده سر راهش
اما اونقدر جدی اسیب ندیده
خداروشکر، حالش چطوره؟
از کجا فهمیدی؟
واقعا حرف نداری
چی گفت؟
به هر حال خیلی ممنون، به زودی بهتون سر میزنم
چی گفت؟
همسرتون رو توی خواب دیده
با یه چاقو توی شکارگاه ایستاده بود
میخواست شما رو با خودش ببره
اگر امروز میرفتین شکار ممکن بود خطر بزرگی بیاد سراغتون
دیدی؟
عاقل بودین که به حرفم گوش دادین و برگشتین
خرافات رو ندید نگیرین
قبل از گرفتن تصمیم های جدی با شمن اعظم تماس بگیرین
باشه
نمیخواد به دکتر کیم زنگ بزنیم؟
خوبم فقط یکم پیچ خورده
هیون وو جونت رو نجات داد
در حالی که فکر میکردم حتی نمیتونه به یه پرنده شلیک کنه اونوقت خرس زده؟
تمام مدت داشت تظاهر میکرد
احتمالا تجربه داره
الان ازش تعریف کردی؟
برای گرفتن یه خرس به تجربه زیادی نیازه
پوست خرس کلفته، باید بدونی به کدوم نقاط شلیک کنی
اگر ندونی ممکنه خیلی خطرناکتر باشه
دقیقا، خداروشکر شانس اورده وگرنه چه اتفاقی میفتاد؟
درمودش فکر کنین
یه تازه کار نباید اینقدر بی پروا عمل میکرد
توی تیم دریایی عضو گارد ویژه بوده
تیر اندازش معروفه- واقعا؟-
اره واقعا
....بالاخره فهمیدی چقدر با پیشنهاد
اینکه بهش تیر اندازی یاد بدی خودتو احمق جلوه دادی؟
یه چیزی واضحه
اگر یکم تردید میکرد من الان اینجا نبودم
ای خوش شانس
چی؟- ...از اون بازو های عضلانیش فهمیدم که-
همه این سالها رو فقط صرف درس خوندن نکرده
از کجا میدونستی؟
...وقتی زندان بودم
...با اون بازو های عضلانیش توافق نامه رو بهم داد و
گفت لطفا امضا کنین
... و همونجا
برای پر پر زد
عمه- عمه بیا-
بعضی وقتا منو شگفت زده میکنی هیون وو
چطور توی اون لحظه کوتاه تصمیم گرفتی؟
فکر نکردم
غریزی بود
غریزه ات میدونست که نباید بذاره بمیره
باید نجاتش میدادی تا اونم توی وصیتنامه اش تجدید نظر کنه درسته؟
الو؟
هه این کجاست؟
دارو خورد و رفت توی تخت
احتمالا خیلی شوکه شده
باورم نمیشه
راستش من یکم قبل از شکارگاه رو بررسی کردم
متوجه شدم حضار باز شده
من خرس رو زخمی کردم مطمئنم از اون سوراخ رد شده
محل شکار رئیس هونگ قرار بود همینجا باشه
چی میخوای بگی؟
داری میگی کسی عمدا میخواسته بذاره خرس به بابا حمله کنه؟
حتی اگر اینطور هم باشه ما در جریان نیستیم
دوربین های اطراف رو بررسی میکنم
خودم بررسی میکنم
میخواین اینکار رو بکنین؟
No comments yet. Be the first to leave one.