De eerste 200 regels.
...آنچه در نقش ها گذشت
.سه تا از 4 نفر تو کميسيون اونو براي انجام وظيفه مردود اعلام کردن
چقدر ميتوني دنبال دلايل بگردي؟
.اون بهترين عامل جاسوسيه که طبيعت بهمون هديه داده
.تو نميدوني از کجا زندگيت در نقش آغاز شده و کجا خاتمه پيدا ميکنه
!من کي هستم؟
تو دوباره داري نقش ميگيري؟
من خانواده ام رو از کاري که انجام ميدم دور نگه ميدارم؟
اسمتو دوباره بگو؟ - ."مارتين اودوم" -
اين نه ، اسم واقعيت رو بگو؟
اين عکس کجا گرفته شده؟
.يه جايي در عراق - .من هيچوقت اونجا نبودم -
!اون آدم تويي مرد - فوريه ي 2004، من کجا بودم؟ -
.تو با ماشين تصادف کردي
چطور بود؟
.اون هيچوقت نبايد حقيقت رو بفهمه
.من اينو تو پرونده ي عذاقش پيدا کردم
."چيزي که بهش ميگفتن "عمليات آتش باران
عمليات آتش باران" چي بود؟"
.قيامت بود
.من اونجا بودم
من دلايل محکمي پيدا کردم که"پرنس فائين" با .مجلس سياسي"آرکاديا" با هم دست به يکي کردن
.که "پرنس عبود" رو ترور کنن
نقشه چيه؟
.پرنس" رو مجبور کنيم که منو بکشه"
.علائم از بين رفتن. مسدود شدن
مگي" اون کجاست؟" - ...پائينش رو ببينيد -
.يه مامور مارو دزديدن
...ما اسمتو ميدونيم
.مامور مخصوص"مارتين اودوم" از اف بي آي
.نظري نداري که کيو عصباني کردي
.ما ريز تراشه ات رو از بين برديم
.همدستهات نميتونن ديگه پيدات کنن
.تو موندي و خودت،مامور مخصوص "مارتين اودوم" از اف بي آي
.من نميدونم تو داري در مورد چي صحبت ميکني
.ما ميدونيم تو کي هستي
ما درمورد تمام چيزهايي که اف بي آي در مورد
.مجلس"آرکاديا" و "پرنس فائين" تحقيق ميکنه رو ميدونيم
.تحقيقتون تموم شد
،من "سباستين ايگان "ـم
،و حقيقت معلومه
.مهم نيست تو به من چي ميگي
.هاني جيبريل"،"عبود" رو کشته"
.تو ميتوني تحقيقت رو در مورد "پرنس فائين" تموم کني
.تو منو عوضي گرفتي
...من بايد بپذيرم،که ،آه
.با شخصيت جاسوسيت کاملاً تحت تاثير قرار گرفتم
."من ميدونم تو هويتهاي زيادي داري،مامور"اودوم
،بهم بگو،تو به اين شدت در نقشت فرو ميري
برات سخت نيست که "مارتين" واقعي رو بشناسي؟
.اسم من "سباستين ايگان"ـه
تو ديگه حتي "مارتين اودوم" رو نميشناسي؟
.ببين،مقاله ها بيرون ميان
.تو نميتوني کاري کني
.تحسينت ميکنم که مرگ برات دلواپسي نداره
.ولي منو متعجب ميکنه که چي ميتونه باعث دلواپسيت بشه
کشورت؟
خدات؟
.نه،فکر نکنم
.اون ... خانواده اته که نگرانت ميکنه
.بايد يه چيزايي رو بدوني
خوب...؟
خوب،چي هست؟
.من ميخوام بکشمت
...:::نقش ها:::... ..::قسمت نهم از فصل اول::.. .:سرزمين آئينه ها :.
مترجم : عابد Alinejad_Emrooz
.فکر ميکنيم ميدونيم چطوري "مارتين" رو دزديدن
دوربينهاي ترافيکي يه 18 چرخ رو نشون ميدادن
.تو اون منطقه قبل از اينکه ما برسيم بوده
اونها ليموزين رو بردن تو بارکشش؟
.که احتمالاً از يه چيزي که علائم رو مسدود ميکرده پوشيده شده بوده
اين عمل چيرو بهت ميگه؟
.اونها ميدونن که "مارتين" از اف بي آيِ
از کجا ميدونستن؟
.قربان،برچسب پشت کاميون خوانا نبود
.شماره پلاکش رو هم تغيير داده بودن
.اون آدمها کوچکترين علامتي رو هم از بين بردن
جستجوي بصري چي؟
،اونجا يه مارک نارنجي بغل تاکسي بود
.ولي اون يه طرح عموميه و نميشه بهش اکتفا کرد
يه آرم که تو همه ي ايالت يه جورِ
"من با ژنرال"آتورني
.در پنج دقيقه ديگه ملاقات دارم .منو در جريان بزار
"قربان... "مارتين
.9 ساعته که گم شده.ميتونه هرجايي باشه
.و هر جا که هست،اميدش مائيم که پيداش کنيم
خوبه؟
.بله،قربان
.کريستال" هرکاري داري انجام ميدي ول کن"
."ميخوام همين الان بري خونه ي "سونيا اودوم
چي شده؟ - .اون با 911 تماس گرفته -
.حواست به در باشه،احمق
از ما چي ميخواي؟
.ازت ميخوام که خفه شي - با مادر من -
.اينجوري صحبت نکن
...چطوره... چطوره اينو بگي،آه
تراشه مسدود شده"؟"
شوهرمو ميشناسي؟
پدرم کجاست؟
.پدرت داره با دوست من صحبت ميکنه
چرا ما باهاش تماس نگيريم؟
.ميدونم که دوست داره صداي تورو بشنوه
سونيا"؟"
ما حالمون خوبه - بابا -
.همه چيز خوبه ،بچه
.نترس
حالا فهميدي ما ميتونيم اينکارو بکنيم؟
...بابا!نکن
!آيدن - !تسليم شو ... -
!"سونيا"
.حرومزاده
.من ميکشمت
.آره،ميدوني که به هم مرتبطن
،اگه "پرنس فائين" از نتايج غير مطلوب اذيت بشه
.خوانواده ات کشته ميشن شيرفهم شدي؟
مامان،حالت خوبه؟
آره
.باشه،تو بردي
.تو بردي
بزار برن
لطفاً
...باشه
.باز و تميزش کنيد
.بزار ببينم چي ميگه
.نيروي پشتيبان تو راهِ
.ماهواره داره آماده ميشه،منتظر باشيد
.ما يه دقيقه ديگه ميرسيم.هوشيار باشيد
.اونها احتمالاً اطراف رو هم پوشش دادن
.ما دير رسيديم
.از علائم مشخصه که منازعه صورت گرفته ،قربان
.اونها رو بردن - مشخصه چند وقته؟ -
.قهوه هنوز گرمه،ما از دستشون داديم
.ساندرز" از مديريت بحران رو بيار روي خط"
.چشم ،قربان،همين الان واحد تشخيص رو به محل ميفرستم
،ما بايد به همسايه ها هم سر بزنيم .شايد چيزي ديده باشن
.قربان، من يه تماس روي خط امنمون دارم
سلام؟ .اوه خداي من،قربان،"مارتين" پشت خطه
.رو بلندگويي
مارتين"کجايي؟"
.نلسون" گوش کن"
.سونيا" و "آيدن" در خطرن"
.يکي رو بفرست اونجا
.رايس" و "کريستال" الان اونجان"
.مارتين"،زن و بچه ات رو از دست داديم"
مامان،چيکار داري ميکني؟
...نه
يا پيغمبر
."سلام،"مگي
.اگه "بشير" تا امشب تماس نگيره، ما دوباره ميريم
.اون نميتونه تماس بگيره
.حدس ميزنم که "مارتين" نميزاره اينکارو بکنه
.اون نتونه تماس بگيره، پس تو ميمري
،تا اون موقع
.پسرم گرسنه است و بايد غذا بخوره
.تو مثل يه خانم خونه دار مبارزه نميکني
.فکر کنم دنده هاي آدم منو شکوندي
معلومه که "مارتين اودوم" تنها فردي نيست که رازهايي داره،هان؟
مامان،اون داره چي ميگه؟
هِم؟
."نميدونم "آيدن
.خوب، من با سازمان "سيا"و پليس ايالتي صحبت کردم
.اين تمام چيزايي که من از "بشير "گير آوردم
.اون درخواست وکيل کرده
درست بعد از اينکه"گيتز" بهش اتهام
.دشمن متخاصم زد
...اگه اون نميترسه که حقيقت رو ازش يکشيم بيرون
.آره،خُب،اون بهتره
فقط زمان مهمه ،قبل از اينکه گروگانگيرها
.بفهمن که ما گرفتيمش
فکر ميکني اونها ميخوان "سونيا" و "آيدن" رو بکشن؟
.من بايد برم اونجا
گيتز" کجاست؟"
.داره با "مارتين" صحبت ميکنه
مطمئني احتياج به بيمارستان نداري؟
نه
.کريستال" ميره ازش بازجويي کنه"
."من اول ميرم ازش حرف بکشم،"نلسون .نه کس ديگه اي
.فکر بديه
.اون خانواده ي منه
.زندانيِ منِ، خودمم بازجويي ميکنم
.کريستال" هم ميتونه باشه"
آره؟
.به شرطي که تو کار من دخالت نکنه
خانواده ي من کجان؟
.نميدونم - کجان؟ -
.نقشه اين نبود که اونها رو بگيريم
.نه، نقشه اين بود که بکشينشون
،دارم بهت ميگم
.نميدونم اونها کجان
چطوري بايد"حسن" رو پيدا کنم؟
.تو بايد اون ذو تنها بزاري
تو فکر ميکني ميتوني از ما مخفي بشي؟
.ما قبلاً يه بار پيدات کرديم .دوباره هم پيدات ميکنيم
.هر جايي که بري، هيچوقت در امان نيستي
،هر اتفاقي براي خانواده ي من بيافته، من ميکشمت
.اگه حتي يه لحظه از عمرم مونده باشه
!کجان؟
!مارتين"،بسه"
."بشين،آقاي"بشير
!بِتَمرگ
No comments yet. Be the first to leave one.