Don Juan

Don Juan

Download Farsi Persian ondertitel

Release informatie

Don Juan 2022 FRENCH 1080p WEB H264-BONBON
Een commentaar door CinemaDreamingChannel
🟦 Cinema Dreaming • حامی مغیثی 🟦

Tags

web
1080
Gepubliceerd op: 2023-01-12
Downloads: 26
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 166 regels.

قوی‌تر از همیشه باشید به امید ایرانی آزاد

‫مرسی که منتظر موندید.

‫ژولی هم زودی می‌رسه.

‫تا برسه به قطعه‌ای گوش بدیم ‫که ژولی خیلی دوست داره.

‫بعضی‌هاتون کمی می‌شناسیدش،

‫ولی برای کسانی که ژولی رو نمی‌شناسن،

‫به این روش می‌شه کمی باهاش آشنا شد.

‫از طریق موسیقی.

‫که گمونم راه خوبی برای شناخت آدم‌هاست.

‫لوران!

‫چی شده ژولی؟

‫کجایی؟

‫چیزی می‌خواستید؟

‫موسیقی.

‫جان؟

‫برام موسیقی سرو کنید.

‫همیشه یک عشق بیشتر از بقیه مهمه.

‫خوشحالم تجربه‌اش رو نداشتم. ‫کاملاً آزادم.

‫حتی توی این سن؟

‫بله. مگه چیه؟

‫آدم باید بدونه عاشق چیه.

‫بله، و منم می‌دونم.

‫بوفه بازه.

‫چیزی شده؟

‫کسی اونجاست؟

‫ببخشید!

‫می‌خواستم عروسیم رو اینجا بگیرم.

‫اتاق رو نگه داشتم.

‫تو کی هستی؟

‫می‌تونی کمکم کنی؟

‫توی چه کاری؟

‫توی فراموش کردن.

‫فراموش کردن چی؟

‫عشق.

‫بدرود.

‫قبلاً همدیگه رو ندیدیم؟

‫بیا اینجا.

‫چی؟

‫بیا.

‫این مریض دیگه کیه؟

‫نزدیک دریا که می‌شی، ‫رنگ چشم‌هات عوض می‌شه.

‫روشن‌تر می‌شه، نه؟

‫وقتی هوا آفتابی بشه...

‫چه رنگی می‌شن؟

‫دیدی؟ حالا گم‌شو.

‫آره، دیدمشون.

‫چشم‌های خودم رو می‌بندم.

‫قول می‌دم.

‫تصور کن.

‫فقط تصور کن توی آغوش همدیگه‌ایم.

‫محکم توی بغل همدیگه‌ایم.

‫مرتیکۀ بی‌شعور.

‫باقیش برای خودتون.

‫جناب.

‫زنی که عاشقش بودم ولم کرد.

‫بدون هیچ حرفی.

‫روزگارم جهنم شده. همه‌جا می‌بینمش.

‫سعی کن فراموشش کنی.

‫ولی به نظرت ژولی...

‫نه، اصلاً.

‫الآن سعی داری دوستم باشی؟ ‫یا مدیر برنامه‌ام؟

‫می‌خوام بیشتر از مدیر برنامه، ‫و کمتر از دوست واسه‌ات باشم.

‫خوشحالم دوباره می‌بینمت.

‫خوب پیش می‌ره.

‫لوران...

‫می‌خواستم بگم نائل بهم خبر داد.

‫مطمئنم خیلی اذیت می‌شی.

‫مرسی که اومدی پیشمون.

‫بیا با مارینا آشنات کنم.

‫سلام.

‫خوشحالم با شما همکاری می‌کنم.

‫خوب پیش می‌ره، شک نکن.

‫امیدوارم.

‫چرا بازه؟

‫نمی‌دونم، من که کارگردان نیستم. ‫گمونم طبیعت رو دوست داره.

‫طبیعت؟

‫به عنوان یک درباری که ‫باید به چنین چیزهایی عادت داشته باشه،

‫خیلی بد از خودت دفاع می‌کنی.

‫بابت پریشانی‌ات حس تأسف دارم.

‫خانم، من استعدادی در فریفتن دیگران ندارم.

‫شاید همان علاقه رو به شما نداشته باشم...

‫لوران، مرسی.

‫مارینا، از اول بریم.

‫شخصیت الویر تو موجود درمانده و کوچیکیه.

‫حس عذاب رو نداشتی، داشتی ناله می‌کردی.

‫این‌جوری حس می‌کنیم دون ژوان ‫حق داشته که باهات بدرفتاری کرده.

‫سرپا.

‫مغرور.

‫برو.

‫به عنوان یک درباری که ‫باید به چنین چیزهایی عادت داشته باشه،

‫خیلی بد از خودت دفاع می‌کنی.

‫بابت پریشانی‌ات حس تأسف دارم...

‫از اول. کمتر خشک و بی‌حس باش.

‫به عنوان یک درباری که ‫باید به چنین چیزهایی عادت داشته باشه،

‫خیلی بد از خودت دفاع می‌کنی.

‫بابت پریشانی‌ات...

‫جوری بازی نکن که انگار ‫داره التماس دون ژوان رو می‌کنه.

‫داره واسه‌اش سخنرانی می‌کنه.

‫جوری بازی کن انگار همه‌چیز ‫تحت کنترل شخصیت توئه.

‫به عنوان یک درباری که ‫باید به چنین چیزهایی عادت داشته باشه،

‫خیلی بد از خودت دفاع می‌کنی.

‫بابت پریشانی‌ات حس تأسف دارم.

‫بذار تنها باشه.

‫مشکل چیه؟

‫قداست صومعه‌ای رو...

‫با ازدواج با تو زیر پا گذاشته‌ام.

‫خداوند از چنین اعمالی خشمگین می‌شه.

‫توبه از خشم الهی من رو فرا گرفته.

‫گمان می‌کردم...

‫گمان می‌کردم ازدواج ما ‫چیزی بیش از زنا نبوده.

‫پیداش کردی...

‫مرسی، خیلی دوستش دارم. ‫بهم هدیه داده بودن.

‫هدیه؟

‫از طرف کسی که دوستش داری؟

‫این‌جوریم می‌شه گفت.

‫مرسی که...

‫دقیقاً چقدر دوستش داری؟

‫عاشقشم.

‫خب؟

‫می‌شه شالم رو بدی؟

‫سهل‌انگاری کردی.

‫مگه می‌شه با سهل‌انگاری زندگی کرد؟ ‫سعی کن متمرکز باشی.

‫مشکلت چیه؟

‫پسش می‌دم،

‫عوضش یک شب با من باش.

‫من عشق می‌خوام، تو شالت رو می‌خوای.

‫می‌تونیم نیاز همدیگه رو برآورده کنیم.

‫بدون هیچ سهل‌انگاری.

‫مردک روانی!

‫اسگانارال!

‫خداوند.

‫چنین مسائلی برای ما مهم نیست.

‫خانم...

‫کافیه، دیگه نمی‌خوام بشنوم.

‫حس می‌کنم زیاد از حد شنیده‌ام. ‫این کار نامردیه.

‫اون هم وقتی چنین آگاهی ‫موجب ناامیدی من می‌شه.

‫فقط بدون جرمت بی‌جواب نمی‌مونه.

‫می‌دونم کاری که دون ژوان می‌کنه اشتباهه.

‫زنان رو ناراحت می‌کنه، درسته.

‫ولی وقتی نقشش رو بازی می‌کنم،

‫نه قضاوتش می‌کنم، ‫نه ازش دفاع می‌کنم.

‫صرفاً سعی می‌کنم بهش زندگی بدم.

‫واسۀ کارش دنبال عذر و بهانه‌ای؟

‫چطور بگم؟

‫شاید معلمت بتونه کمک کنه.

‫چرا اون نظرش رو نمی‌ده؟

‫شما توی روند خوندن نمایش ‫به عنوان مهمان اینجایید،

‫متوجهید؟

‫از من خواستن توضیح بدم ‫چطوری نقشم رو بازی می‌کنم.

‫نه اینکه نمایش رو تحلیل کنم. ‫من که معلم نیستم.

‫ازتون سوالی می‌پرسم.

‫شما شخصیت‌های شرور دوست دارید؟

‫بله.

‫اگه رفتار دون ژوان با زنان بهتر باشه،

‫اون‌موقع چی؟

‫اون‌جوری کمتر درگیرکننده می‌شد؟

‫دقیقاً.

‫چه خصوصیاتی باعث می‌شه ‫درگیرکننده باشه؟

‫این مسئله که ما نباید...

‫دون ژوان رو بذاریم یک طرف،

‫و زنان رو طرف دیگه.

‫جوری که انگار باید طرفش، یا علیهش باشیم.

‫باید مسائل رو جداگانه بررسی کنیم.

‫دون ژوان به تنهایی درگیرکننده نیست، ‫همین‌طور شخصیت‌های زن.

‫وقتی دون ژوان اغفالشون می‌کنه، ‫دقیقاً زنان چه انتظاری دارن؟

Don Juan subtitles in other languages

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left