De eerste 161 regels.
AnimWorld Presents
Ayan0 & hossein 2 کاری از
ریو.
ریو!
بررسیش کردی؟
هممم... این که...
نظرت چیه، یاتسوفاسا؟
خوبه، بنظرم جالب شده.
ارزششُ داشت از ریو بپرسیم.
با اجازه.
اینُ عملیش کنید.
چَشم، قربان.
دوره ی آزمون متقاضیان گیاه شناسی دربار...
فهمیدم، پس امروزِ.
منظورت چیه که "فهمیدی"؟
نکنه از شدت بی تابی فکرت مشغوله، زِن؟
این راهیِ که من در پیش گرفتم...
نمی دونم چه شکلی، چه رنگی و چه بویی داره؟
اگه امروز چیزی رو یاد بگیرم که دیروز نمی دونستم...
ما سالن آماده می کنیم تا تمام داوطلبان برسند
،قسمت چهارم: از دستی کوچک" "قطعهای به نوازش درمیآید
لطفا منتظر بمونید.
باید چیکار کنیم؟
می خوای یه چرخی این اطراف بزنیم؟
گمونم همون گیاه شناس دربار که داروخانه دیده بودمِ...
یه ترکیب برای رفع سرفه؟
با این، اون یکم دیگه برگ رنگین کمان و علف کوکو لازم داره، ها؟
ببخشید، فقط...!
درسته، یکم دیگه برگ رنگین کمان و علف کوکو بریزم، اما الان دیگه وقت چیدنشُ ندارم.
غروب میرم بچینم.
زمانیِ که خواص دارویی ـشون بیشتر میشه.
زمانی که خواص دارویی ـشون بیشتر میشه؟
قبلا یه چیزهایی شنیده بودم.
میدونی زمانش کی هست؟
اینها دانش افرادی هستن که زمان زیادی برای کشف آن در قلب طبیعت زندگی کردن.
در ادبیات پزشکی هیچ طبقه بندی ای نداره،
اما فکر کنم چون خیلی مهم بود ، یادم مونده.
اینطور نیست که بخوام به آدمایی که وقتشون صرف مطالعه گیاهان میکنن توهینی کنم...
اینجا، می تونم با یادگرفتن طب زندگی کنم
شیرایوکی!
زِن!
واسه آزمون آماده ای؟ استرس که نداری؟
یه جورایی.
منظورت چیه، "یه جورایی"؟
هوم، بر میگردم!
من گیاه شناس ارشد کاخ ویسل هستم، گاراک.
خوشبختم.
این آزمون مهارت شما در مدیریت باغ گیاهان و ذخیره سازی داروها رو در نظر میگیره،
این وظیفه ای که کار آموز گیاه شناس دربار به عهده داره.
شما مسئول یک باغ کوچک در قصر خواهید شد،
که رسیدگی و حفاظت از محیط و گیاهان داخل باغ بر عهده دارید
بعد از دو روز ، بازرسی میشه و بعد شما باید گزارش ـتون ارسال کنید.
فعلا همین، برای آشنایی با جزئیات اطلاعاتی در اختیارتون قرار میدن.
انگار داره سخت تلاش میکنه.
الان وقتشِ؟
اونها با استفاده از کانالهای آب به تمام باغ آب رسانی میکنن.
در موردش شنیده بودم، اما اولین بارِ که شخصا می بینمش.
خیلی بدرد بخوره!
اوه، یکم خاک داخلِ آب...
گفتم روشنایی دیدم، اما...
هنوز که صبح نشده... تنهایی چیکار میکنه؟
کی اونجاست!
زِن؟
سلام، شیرایوکی.
منُ ترسوندی، چی شده؟
اوه، وایسا، نیا این طرف...
چیــ...؟ ها؟
گیر افتادیم.
گیر افتادیم...؟
نمی دونی کی اینکارُ کرد؟
منتظر کسی بودی؟
ها؟ نه، من وسطه آزمون کارآموزی گیاه شناسی دربارم...
که اینطور...
پس اونا اینُ میدونستن؟
صبح قرارِ بازرس بیاد، پس یکی نمی خواست بذاره تا اون موقع از اینجا خارج شیم...
اگه طبق گفته ـت وسطه آزمون با من باشی برات بد میشه، مگه نه؟
اوه؟ اما زِن، تو خودت اینجا چیکار می کنی؟
ها؟
اوه،نه، من فقط داشتم ... یه دوری این اطراف میزدم.
همم؟ جدی...
بی دقتی کردم...
از کِی اینجایی؟
از دیروز.
اصلا خوابیدی؟
خوابیدم بابا.
هروقت که می خندی، یعنی داری دروغ میگی.
خوب، من این شانسُ بدست آوردم که از همچین باغ گیاهی محافظت کنم.
نفهمیدم کی وقت گذشت.
چیزی شده؟
این گیاه باید آخر شب تا صبح شکوفه هاش باز بشه، اما...
آب از زیرخاک جریان داره.
هیچ بی نظمی در محیط نیست اما بازم گلها بنظر ضعیف شدن.
آب شیرینِ؟!
آب اینجا معمولیِ.
هوی، شیرایوکی...
کانالهای آب سمی ـه.
سم؟!
ازش خوردی؟!
نگران نباش، ضرری برای آدما نداره.
مطمئنی؟
بابا اینطوری منُ نترسون.
ببخشید.
خوب؟ سمّ چیه؟
اوه ،هوم. این سموم گیاهان دارویی و گیاهانِ کاری ـه،
یکی از اونها طعمش مثلِ عسل...
فکر کنم تو آب حل شده.
اما گیاه مخصوص این سم اینجا نیست...
از اونجایی که آب طبقه بالا سالمه این سم یه جایی از پایینِ؟
گیاهی که این سم می سازه...
صبر کن، اگه این اکاری شیگوره نیست ،پس یورا شیگوره ـست؟
اگه ریشه ـش شیرین باشه...
یورا ـست!
از اینِ؟
اوهوم.
اینجا دو نوع یورا و آکِگی وجود داره، که تشخیص اون دوتا ازهم سخته.
این گیاه یورا ـست که محلی برای گل دادن آکِگی فراهم میکنه.
پس این گیاه اشتباهی کاشتن؟
اگه یورا در جای اشتباهی کاشته شه،
گل نمیدن، بلکه ریشه هاش سم تولید میکنه.
این از طریق خاک داخل کانالها شده.
با این روند یورا گیاهای دیگه رو پژمرده میکنه و از بین میبره.
کانالی که به این سمت جریان داره رو ببند.
من اینا رو یه جای دیگه میکارم.
اشکال نداره؟ اگه من کمکت کنم، ممکنه تو آزمون تاثیر بدی بذاره.
هوم، من هرکاری لازم باشه انجام میدم،
این مانع مسیری که در پیش گرفتی نمیشه؟
تصمیم گرفتم در مسیری باشم که بتونم به کشور زِن متحد باشم.
تا زمانی که مسیرم گم نکنم مشکلی نیست.
من یه راهنما دارم.
من با دیدن تو در مسیرم قدرت می گیرم، زِن.
خدای من ، از دستِ تو.
کمکت میکنم.
برگ رنگین کمان و علف کوکو...
رئیس، صبح ـتون بخیر!
صبح بخیر...
شما تو باغ چیکار می کنید، عالیجناب؟
حالا بعداً میگم.
به هر حال، چه اتفاقی افتاده ؟
یه مقدار گل یورا شیگیورو پرورش دادم.
آکگی شیگور جای اشتباهی کاشته شده بود.
همه اونا رو دوباره کاشتی؟
بله.
بقیه گیاهها رو هم کاشتی ؟
بله.
می خواستم مطمئن شم که اونها با سموم داخل کانال آب آغشته نشن.
تو یه شب اینکارُ کردی...؟
نگو که پرنس بهت کمک کرد؟
از اونجایی که گیاهان با ارزشی هستن ممکنه یک روز جون شاهزاده رو نجات بده.
حالا هرچی، وضعیت درک میکنم.
کسی که دیشب داشته این اطراف پرسه میزده احتمالا حز کسایی که تست میده
پس همون شخص در رو قفل کرده.
سعی داشته یکی رو از رقابت خارج کنه؟
عالیجناب، اجازه میدید خودم این مسئله رو حل کنم؟
یکی که کت بلندی پوشیده بود موهای بلندی داشت که دم اسبی بسته بود.
خیلی ممنون.
شیرایوکی کون،
شما هم باید حواستون جمع کنید که کجا و کِی با شاهزاده رفاقت کنید.
چشم، معذرت می خوام.
صبر کن، این من بودم که اومدم اینجا.
پرنس زِن، موقعیت خودتون طوری هست که نباید با رفتارتون زیر سوال برید.
با یک اشاره شما، دوستتون می تونه بدونِ هیچ قید و شرطی به عنوان گیاه شناس دربار پذیرفته شه.
No comments yet. Be the first to leave one.