De eerste 183 regels.
تله ی اتّهام اشتباه
کتابش خیلی عالیه
تا وقتی کتاب داشته باشم دیگه چیزی لازم ندارم
این دنیای منه
دنیایی که همش مال خودمه
جاییه که همیشه آرومه و من احساس ــــ
هی! خورش آوردم!
صبح بخیر!
قبل رفتن سر کارم اومدم هارو چانو ببینم!
قرار بود همه ی جهان مال من باشه ...
پس چرا همچین اتفاقی افتاد!؟
امروز بازم افتخار دیدنت نسیبم شد!
چه قیافه ی ترسناکی!
همیشه اینجوری هستی، نه؟
این درست نیس!
هارو چان همیشه قابل ستایشه!
خوشبحالت، هارو
هارو چان فرشته ی منه!
راستی ...
شما دوتا خیلی وقته دوستین؟
آره! دوست جون جونی سوبارو یاساکا هیرتو ام!
10ساله میشناسمش
یه جورایی گیرش افتادم
عالیه، عالیه
اوه، من کاواسه از انتشارات کوگوما هستم
آه، چقدر مؤدّبانه گفتی
راستی، میکازوکی-کن، حس میکنم چیزی رو باید بهت بگم
دیروز عصر اتفاق افتاد ...
انتشارات کوگوما
وقتی میخواستم دوناتی که همکارم بهم داده بود، بخورم ...
آره! مثل وحی آسمونی به مخم الهام شد!
هارو چان هنوز گردنبند نداره!
ها؟
My R oo mm ate is a Cat
برای تو
چرا باید بیرون برم؟
کاواسه سان لعنتی!
اون الان یه گردنبند لازم داره!
اگه اتفاقی گم بشه، این کمکت میکنه!
تو که نمیخوای اشتباه ولگردی برداره ببره خونه ش!
یا حتی بدتر، به پناهگاه حیوونا!
برو براش گردنبند بخر همین الان! فهمیدی!؟
بـ ـ باشه ...
اینا رو گرفت و بعدش یه راست رفتن سر کارش!
تازه ...
چرا دارم با هیروتو میرم؟
با اینحال برای خونه رفتن باید به ایستگاه برم
بذار ببینم ... باید همینجاها باشه ...
اوناهاش!
اون فروشگاه ...
خوشا ــــــ
اوه، سوبارو سان!
اون به اسم صدات کرد؟
صبح بخیر! چی تو رو امروز اینجا کشونده؟
ه-هارو ... گردنبند لازم ...
اوه! پس اسم بچه گربه ت هارو چانه!
اون خیلی نازه!
واو، ممنون که همیشه به سوبارو کمک میکنی!
اون تا حالا حیوون خونگی نداشته
میشه بهش یه چیزایی یاد بدی؟
بله، معلومه! بسپر به من!
دلگرم کننده س! نـــــه، سوبارو؟
نه، اصلا ...
اوه، من 10ساله بست فرندشم
اون یکم خجالتیه، اما امیدوارم باهاش کنار بیای
این باعث میشه چیزا بیشتر آزار دهنده باشن
اما هیروتو الان نجات دهنده ی زندگیه
خب، من دیگه میرم
ها!؟
هی! چرا ــــــ
گفتم که، باید آپارتمانمو تمییز کنم
موفق باشی!
منو تنها نزار!
خب، از اینطرف
ب-بله ...
گردبند گربه
گردنبند گربه
اگه گردبند گربه میخوای میتونی اینجا یکی برداری
ها ...
این روزا گردنبندایی هم هستن که وقتی کشیده میشن زیادی محکم میشن
این وقتی گردبند جایی گیر میکنه دیگه به گلو فشار نمیاره
که اینطور ...
میتونی اطلاعات تماستو پشت اون بنویسی
ها ...
اما ...
خیلی از گربه ها خوششون نمیاد گردنبند بپوشن
استرس اجباری دادن به اونا باعث میشه مریض بشن
اونا همشون گربه ـن اما هرکدومشون منحصربفردن
مهمترین مسئله هم نوع احساس هارو چانه
پس لطفا مراقب باش از این غافل نشی
انگار به این آسونیام که فکر میکردم نیست ...
راستی، هارو چان دختره؟
ها؟ اوه، بله ... فکنم
اوه، پس یه طرح ناناز میخوای!
چه نوع ... منظورم، اون چه رنگیه؟
خب ... مشکی، با یه مثلث سفید اطراف چشما و دهنش
اوه، پس اون یه گربه ی تاکسیدوئه!
منم یکیشو تو خونه دارم! پسره!
چرا اینقدر ذوق زده س؟
ببخشید
الان میام!
چند لحظه ببخشید
لطفا برو یه گردنبند مناسب برا هارو چان انتخاب کن
مـ ـ ممنون ...
گردنبند گربه
گردنبند گربه
گردنبند گربه
گردنبند گربه
واقعا مهم نیس کدومو بردارم؟
به هر حال برای جلب رضایت کسیه که انتخابش میکنه
اوه، نگاه کن! میدونستم!
این پلوور آبی خیلی دوست داشتنیه!
مامان، واقعا ذوق زده ای ...
خب، میدونستم توش خوب بنظر میای!
از خریدتون خیلی متشکرم
ای ...
ا-این یکیو برداشتم
اوه! انتخاب فوق العاده ایه!
امیدوارم هارو چانم خوشش بیاد!
آ ... بله
برات میپیچمش
هیچ وقت به این عادت نمیکنم
تو هم یه گربه داری؟
بـ ـ بله!
ی-یکی که نمیشناسم داره بام حرف میزنه!
م-مال من مثل این یکی آروم نیس ...
ها؟
دارم مثل آدمای عادی حرف میزنم ...
راستش این یکی حالا دیگه پیر شده
اما وقتی پیش دامپزشک میره، قات میزنه!
مهم نیست چندسال طول بکشه چیزایی هست که ازش متنفرن
اون ... مریضه؟
چی؟
اوه نه! منظورم چکاپ دوره ایه
مگه گربه تو نمیبری؟
چکاپ؟
نه، من فقط تازه نگهداری رو شروع کردم، هنوز نبردمش
چی!؟
هنوز نبردیش دامپزشکی!؟
گربه های ولگرد با خودشون بیماری دارن!
باید معاینه بشن!
همین الان ببرش!
و-واقعا؟
بیمارستان حیوانات تحت قراردادمون همین نزدیکه
کمپین چک سلامت بیمارستان حیوانات میدوری
شما رو ارجاع میدم
قفس داری؟
برا دیدن دامپزشک یکی میخوای
برا گربه های متوسط این مدلو پیشنهاد میدم
گردنبندم رو برات میذارم اینجا
از خریدت متشکرم!
بـ ـ بابت همه چیز متشکرم ...
میدوری بیمارستان حیوانات
میکازوکی سان، نوبت میکازوکی هارو چانه
چی؟ اینجا نوشته تا این اواخر ولگرد بوده
اما اون کاملا چاق و چلّه س!
ب-بله ...
د ـ دکتر، آزمایش اولشه
بزار ببینم، حالا ...
فقط نگهش دار تا معاینه ش کنم
چقدرم پرانرژیه!
بنظرمیاد تغذیه ش مناسبه
چیزه ... دکتر، اون ... خیلی چاقه؟
نه، هنوز رو فُرمه
فقط یکم چاقه
نمیتونی تنقّلاتشو کمتر کنی، نه؟
ها؟ خ-خب ...
چاقی خطرناکه چون روی سیستم قلبی و تنفسی اثر میزاره
این میتونه مرگبار باشه پس مراقبش باش
مرگبار!؟
اما ...
صادقانه میگم، من بیشتر نگران خودتم!
تو پوست و استخونی!
بهتر خوب غذا بخوری وگرنه از پا در میای!
لـ ـ لطفا بی ادب نباش، دکتر!
چرا من اونیم که تو بیمارستان حیوانات معاینه شدم!؟
تازه، هیچ وقت تنقّلات بهش ندادم!
آره، اون زیادی چاقه
میدونی، اون یه ولگرد بود ...
فکنم هنوز احساس ضرورت میکنه
تمام مدت غذا میخوره
تمام مدت ...
تحویل تا موعد مقرّر
No comments yet. Be the first to leave one.