Double Holiday

Double Holiday

Download Farsi Persian ondertitel

Release informatie

Double Holiday 2019 1080p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-FLUX
Een commentaar door warez
Translated subtitle from English to Persian Double Holiday 2019 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

webdl
Gepubliceerd op: 2026-01-29
Downloads: 23
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

انجامش می‌دم سارا

برنامه‌م اینه که زود برم

ممنون که به جای من میزبانی می‌کنی، بکس

باید لباس‌ها رو تا امروز تموم کنم

واسه نمایش مدرسه‌ی لویی

خیلی بدمون می‌آد که بهت زحمت می‌دیم

ولی با این بازسازی خونه‌ی مامان و بابا

نمی‌دونم جای دیگه کجا می‌تونستیم انجامش بدیم

خوشحالم که مسئولیتش رو قبول می‌کنم

من... من هیچ‌وقت مراسم تعطیلات رو برگزار نکردم

و عاشق چالش هستم

من مثل خواهرم از پسشون برنمی‌آم، ولی

بس کن، تو هم همین‌طوری هستی

ولی زود میام اونجا که کمک کنم

و اگه چیزی لازم داشتی حتماً بهم زنگ بزن

اوه خیالت راحت، به کلی چیز نیاز پیدا می‌کنم

پس گوشی‌ت روشن باشه، فعلاً

ببخشید

حرکتت عالی بود ربکا، واقعاً عالی

سلام ربکا. صبح بخیر ارین

خب، با اون پسره که کت‌وشلوار شیک پوشیده بود حرف زدی؟

نه، نزدم

چی انقدر واجبه که گفتی عجله کنم؟

خب، ونسا امروز صبح اومد

اتاقش رو خالی کرد

و ساعت ۸:۳۰ با همه‌ی وسایلش تو یه کارتن رفت

صبر کن، صبر کن، ونسا ساعت ۸:۳۰ اینجا بود؟

چون این اتفاق خیلی نادره

ما هم همینو فکر کردیم

که یعنی فقط یک معنی داره. استعفا داده؟

و حالا که نایب‌رئیسمون

احتمالاً ترکمون کرده

به نظر می‌آد یه پست مدیریت ارشد خالی شده

ما... ما هنوز این رو نمی‌دونیم ایمی

داریم حدس می‌زنیم. داریم آماده می‌شیم

تا قبل از اینکه کریس اقدام کنه، خودت رو نشون بدی

تجربه‌ی تو خیلی بیشتر از اونه

اوهوم

و وقتی تو ترفیع بگیری، منم ترفیع می‌گیرم

در هر حال، دلت نمی‌خواد زیردست کریس باشی

آره، نگو که دلم خونه

همین الانشم جوری رفتار می‌کنه انگار رئیسمه

دقیقاً، واسه همینه که باید قبل از اینکه فرصت پیدا کنه

با جین حرف بزنی

آره، چون واضحه که تو خودنمایی خیلی استادم

همون‌طور که تو آسانسور دیدی

بالاخره یه روزی می‌تونی کلمات رو درست ادا کنی

اوهوم. راستی، آمارشو دربیار

اسم اون پسره با کت‌وشلوار شیک چیه، چیکاره‌ست

آره، باشه

خب، من برم ببینم چه خبره

باشه. اوه ربکا؟ جانم؟

عید حنوکا مبارک

صبح بخیر ویکتوریا

سلام

اه. کریس مگه تو طویله به دنیا اومدی؟

و صبح بخیر به تو هم ربکا

هرچند فکر نکنم این جمله‌ای باشه

که آدم تو این موقعیت بگه

من تا حالا ندیدم یه حیوون پاهاش رو دراز کنه

مثلاً چی می‌شه؟ یه خوک باکلاس، یا یه گاو باحال؟

هی، اگه یکی دیدی به منم بگو

چون جالب می‌شه

طبق معمول نمی‌خوای لبخند بزنی؟

می‌دونی قضیه‌ی ونسا چیه؟

نه، من امروز صبح زود اینجا بودم

داشتم مجوز درخواست رو تموم می‌کردم

واسه آپارتمان‌های خیابون فلچر

خواهش می‌کنم، قابلی نداشت. صبر کن، چی؟

داشتم می‌اومدم که الان انجامش بدم

نه، دیگه لازم نیست، اینجا باید فرز باشی

من حتی یه سری هم به زمین بسکتبال زدم

بگذریم، ونسا داشت رد می‌شد

حتی یه کلمه هم نگفت، اون همیشه به شوخی‌هام می‌خنده

خب، امیدوارم زودتر بفهمیم چه خبره

من زمان‌بندی پروژه‌ی مرکز خرید رو آماده کردم

ولی باید ونسا تاییدش کنه

می‌خوای من یه نگاهی بهش بندازم تا مطمئن بشی

چی؟ من سابقه‌م از تو بیشتره

آره، انگار زنده‌ای که فقط اینو به رخم بکشی

می‌دونی، من شش سال تو شرکت قبلی‌م مدیر پروژه بودم

آره، تو هم انگار زنده‌ای که اینو به رخم بکشی

هی، اگه ونسا واقعاً رفته باشه

شاید به زودی مجبور شی به من گزارش بدی، پس

اوه

شوخی بامزه‌ای بود

وقتی لبخند می‌زنی این شکلی می‌شی؟

عجیبه

تیم ونسا، اتاق کنفرانس

نگاش کن، انگار رباته

اون یه آدم حرفه‌ایه

نیومده اینجا که محبوب باشه یا دوست پیدا کنه

می‌دونی این دقیقاً همون حرفیه که همه‌ی آدم‌های مزخرف

تو برنامه‌ی "بچلر" می‌زنن؟

خودساخته‌ست و تو اوج کارشه

هدف واقعی همینه

ونسا، سرپرست سابق تیم شما

توسط شرکت "پیتر کرک و شرکا" جذب شده

بزرگترین رقیب ما

ولی ما سازنده‌ایم، رو مشکلات توقف نمی‌کنیم

تکلیف حساب "بنیاد دوروتی جنسن" چی می‌شه؟

می‌دونم که ونسا داشت سعی می‌کرد اون معامله رو ببنده

من تو ارائه‌ی قیمت بهش کمک می‌کردم

مسئولیتش رو من به عهده می‌گیرم

هی، شما داشتید بدون من روی پروژه‌ای کار می‌کردید؟

من بودم که در مورد این فرصت بهش گفتم

آینده‌نگری یعنی این

خب، همون‌طور که بعضی‌هاتون می‌دونید

ما برای ساخت ۱۲ مرکز تفریحی بزرگ

در پارک‌های سطح شهر، پیشنهاد قیمت دادیم

این پروژه بازی رو برای ما عوض می‌کنه

ما این حساب رو می‌خوایم

کاری هست که برای کمک بتونیم انجام بدیم؟

خوشحالم که این رو می‌شنوم، ام

اوه ربکا. البته که ربکا

و من هم از کمکت استقبال می‌کنم

از الان تو مسئول جشن تعطیلات هستی

اوه. من... خب

بیشتر تو این فکر بودم که

یه کاتالوگ یا

شاید یه سری آمار و ارقام آماده کنم

من ارائه‌هام حرف نداره

الان واسه این کار بهت نیاز ندارم

ونسا همیشه جشن‌های شرکت رو مدیریت می‌کرد

پس حالا این کار به عهده‌ی اعضای ارشد تیم می‌افته

که یعنی تو

و تو هم همین‌طور، کریس

فکر نمی‌کنید بهتر باشه

من برای بستن قرارداد جنسن

کمک بهتری باشم؟

چون از اولش تو جریان بودم

چم و خم کار دستمه، من بودم که

به هر دوی شما برای این کار نیاز دارم

مل جنسن، رئیس بنیاد

می‌خواد ما رو بشناسه

پس من اون و همسرش رو به جشن دعوت کردم

اون‌ها از پیشنهاد قیمت ما راضی هستن

اما باید چیزی بهش نشون بدیم

که چرا می‌خواد بین همه‌ی رقبا، با ما کار کنه

پس مهمونی ما، می‌شه همون ارائه‌ی ما

متوجه شدید؟ بله

اوه، خیالتون راحت. می‌دونید

این جشن کاری می‌کنه که میدان تایمز در شب سال نو

مثل یه جلسه‌ی مدیتیشن به نظر بیاد

خیلی خب

دیدی؟ واقعاً رباته، این شوخی بامزه بود

آره. نه، اصلاً هم بامزه نبود

حداقل اسم تو رو یادشه

چی؟ جین؟

بیاین فعلاً از تعطیلات بگذریم

و این قرارداد رو ببندیم

اون موقع در مورد جایگزین ونسا تصمیم می‌گیرم

بله، حتماً، خیالتون راحت

آره، نگران نباشید، حواسمون هست

خب، خوب پیش رفت

می‌دونی، می‌دونم که اون جفتمون رو می‌خواد

اما کی بهتر از یه دختر یهودی می‌تونه تمام تلاشش رو بکنه

که یه دید تازه به کریسمس داشته باشه؟

منم می‌گم کی بهتر از کسی که راه و رسم خوش‌گذرونی رو بلده

می‌تونه تمام تلاشش رو بکنه؟

بحث خوش‌گذرونی نیست

بحثِ بردن این قرارداده

خب، چرا جفتش نباشه؟

منظورم اینه که قضیه برای شرکت و برای من خیلی حیاتیه

چرا این ترفیع رو می‌خوای؟

به نظر می‌آد تو از ول‌گشتن لذت می‌بری

خب، فکر کنم تو شیطنت‌های من رو

با بی‌خیالی اشتباه گرفتی

و این دو تا یکی نیستن

من همونی‌ام که امروز صبح ساعت ۸:۳۰ اینجا بود

و تو خرامان خرامان ساعت چند اومدی؟

ببین، یه کاری داشتم، خب؟

من معمولاً قبل از تو اینجام

ولی می‌دونی، اگه مشکلی نداری

من می‌تونم مدیریت این مهمونی رو به عهده بگیرم

منم می‌گم اگه مشکلی نداری، نصف‌نصف انجامش بدیم

ببین، کلیدهای خونه‌ی جین پیش منه

همون‌جایی که قراره مهمونی برگزار بشه

پس بهتره بریم یه نگاهی بندازیم، نه؟

کلیدها رو داد به تو؟

آره، چون به من اعتماد داره

فقط... آره

خب، بیرونش که به نظر بد نیست

شاید راحت باشه

فقط یه سری صندلی می‌چینیم

و چند تا شیرینی می‌ذاریم. امیدوارم

چون من تو دفتر ونسا هیچ برنامه‌ای

واسه این جشن پیدا نکردم

خب، حتماً تموم شده، فقط یه هفته مونده

ام

خب، اینجا نه چراغی هست، نه حلقه‌ی گلی

و نه هیچ اثری از کریسمس

اصلاً خوب نیست

نه. اوه

صبر کن، یه لحظه وایسا

وقتی من تو بنت و سوانسون استخدام شدم

هفته‌ها طول کشید تا قراردادم نهایی بشه

آدم‌ها یه روزه جذب شرکت دیگه نمی‌شن

ونسا می‌دونست که داره می‌ره

احتمالاً از ماه‌ها قبل می‌دونسته

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left