De eerste 200 regels.
تمام عمرم آرزو داشتم یه تولهسگ داشته باشم.
میدونم، رویا چندان بزرگی نیست.
ولی به نحوی، سر هر پیچ و خم زندگی خراب شد.
هر کریسمس یه تولهسگ میخواستم،
از وقتی پنج سالم بود.
اولین بار یه ماهی گلی گرفتم.
وقتی شش سالم بود یه لاکپشت گرفتم.
وقتی هفت سالم بود یه عروس هلندی گرفتم.
بعدش، پدر و مادرم از هم جدا شدن.
آدم فکر میکنه عذاب وجدان باعث میشد برام یه تولهسگ بگیره!
تو دانشگاه، اجازه نداشتیم حیوون خونگی داشته باشیم.
راستش رو بخوای، وقتش رو هم نداشتیم.
و میدونی چقدر سخته تو شهر یه خونه پیدا کنی که حیوون خونگی قبول کنه؟
تا وقتی با تاد همخونه شدم،
که به همه چی حساسیت داره.
ولی خب، در کل عالیه.
یک تولهسگ کریسمسی
۱۸ دسامبر
عزیزم، هیچکس کامل نیست. باور کن.
ولی اون هست. جذاب و بامزهست و شغلش هم عالیه.
اگه انقدر عالیه، پس هنوز نامزد نکردین؟
میدونی چیه؟ یه کاکاپو بخر. اونا ضدحساسیت هستن.
این حرفت جدیه؟
من یکی داشتم و باب به همه چی حساسیت داره.
به علاوه، یه انگیزه لازم به تاد میده.
اگه میخوای ببینی به عنوان پدر چجوریه، یه حیوون خونگی کوچولو بهش بده که نازش کنه.
فوراً بهت حلقه میده.
خب، کریسمس نزدیکه.
هنوزم دوست داری زیر دارواش ازت خواستگاری کنه؟
یه جورایی بچهگون به نظر میرسه... هلن، از بحث خارج شدیم.
چیز دیگهای داری در مورد دوام ازدواج بهم بگی؟
نمیدونم من و باب چطور دوام آوردیم. همیشه همدیگه رو میخندوندیم.
خیلی دلت براش تنگ شده.
آره. ولی دو سال گذشته.
باور کن، عزیزم، دیگه تمومش کردم.
سلام! ایشون گزارشگر ماجراجوییهای ماست.
یه ماجراجویی رو قبول میکنم. نمیتونی بهش بگی روزنامهنگاری.
اساساً، خودش رو توی موقعیتهای احمقانه قرار میده و زنده میمونه.
بزرگان روستا این جعبه رو بهم دادن و گفتن بازش نکنم.
مجرد؟
میگن دوستدختر داره ولی هیچکس ندیدهتش.
به نظر میرسه کلافهست و قابل اعتماده.
به نظر میرسه که باید یه حموم کنه.
بیصبرانه منتظرم برگردم سر کار. منم همینطور.
تو تحقیقاتت موفق باشی!
هیچکس چیزی نمیدونه.
ببخشید... گل خالص آمازونیه.
بوش کن. عالیه!
فوقالعادهست!
خب، من و جسیکا تا زانو تو گل بودیم، توی بستر رودخونه،
و چند تا پیرانا گازمون گرفتن. همون موقع از رودخونه پریدیم بیرون،
تو یه تار عنکبوت عظیم با یه عنکبوت به اون بزرگی.
غولپیکر!
ولی به درختا رسیدیم و شروع کردیم به بالا رفتن.
با دستامون بالا رفتیم... و رسیدیم به بالا.
همون موقع بود که طلوع خورشید رو درست بالای آمازون دیدیم.
و ازش خواستگاری کردم.
چی؟
نوئل، میتونیم صحبت کنیم؟
سه هفتهست که داری روی این موضوع تحقیق میکنی.
"راز یک ازدواج پایدار"
و چی پیدا کردی؟ اطلاعات.
اطلاعات خیلی زیاد.
این یکی از آزمونهای تو نیست. این یه مقالهست.
دوست ندارم ببینم که این فرصت رو از دست میدی.
تاد.
جشن میگیریم!
امشب بهترین شامپاین رو مینوشیم.
جشن میگیریم؟
میدونم که تا کریسمس چند روزی مونده، ولی...
خب؟
از کریسمس هم مهمتره. مگه نه؟
آخرین مذاکرات هم قبول شد.
از هفته دیگه شروع میکنیم.
رئیسها انقدر هیجانزده بودن که منو کردن... خوب گوش کن...
مدیر اجرایی!
حتی این ساعت سوییسی رو هم بهم هدیه دادن،
دستساز و فوقالعاده گرونقیمت.
نمودار زندگی
سن: ۲۰ سال
خیلی دیر کردم.
۱۹ دسامبر
پتشاپ تولههای نانا
از اون سگ خسته شدم! بالاخره یه نفر میاد و اونو میبره.
فکر میکنی کسی میاد و ما رو از این کابوس نجات میده؟
سلام! سلام!
شنیدم که یه کاکاپو دارین.
ما یه تولهسگ عالی برای شما داریم!
بیا اینجا، هیولای کوچولو! بیا!
عالیه.
میبرمش. آره!
خوشحالی که امشب بابات رو میبینی؟
آره، خوشحالی!
بالاخره اینجایی!
نه! نه!
اینطوری.
نه!
نوئل، نکنه تو پارس کردی؟ آره.
این روزا همه بچهها پارس میکنن. هاپهاپ! #زندگی_سگی
سلام!
De unde ai apărut? Eşti tare drăguţ
Bună! Al cui e câinele?
Al meu
Dacă ea îşi aduce câinele îmi aduc şi eu pisicile
Pam, am mai discutat
Noelle, trebuie să-l duci acasă. Bine
Fir-ar! De ce lui Todd nu-i plac macaroanele cu brânză?
Pe alea le pot găti
Cui naiba îi place rulada Wellington de vită?
Perfect! Da!
Nu, nu, nu!
Nu'
Ce se întâmplă?
Crăciun fericit mai devreme!
Se apropie Crăciunul
şi am crezut că putem fi o familie mare şi fericită
ولی خودت میدونی که من آلرژی دارم.
اون حساسیتزا نیست.
عالیه!
تو یه بابای فوقالعاده میشی!
حالا باید بچه خوبی باشی تا دوستت داشته باشه.
خوب بخوابی!
باورم نمیشه که بالاخره یه توله سگ دارم.
محشره!
بیا اینجا! فقط همین امشب.
نه! نه! نه!
نه، دمپاییهای من نه!
توپ بیسبال امضاشده من!
تونی رابینز امضاش کرده بود!
گلدون تبتی من!
و مبل راحتی ایرانی وارداتی. همهشون داغون شدن!
میتونستیم اسمشو بذاریم باستر!
نمیتونم همچین چیزی رو قبول کنم.
ای پسر بد! شیطون!
میتونم تربیتش کنم. نه. من این وضعیت رو قبول نمیکنم.
منظورت چیه؟
ببین... من آماده نیستم که خانواده تشکیل بدم و "بابا" بشم.
تو به زمان بیشتری نیاز داری. میفهمم.
نه. ما باید یه دوری از هم بگیریم.
یه دوری؟
منظورت چیه؟ به خاطر باستر؟
نه. مشخصه که تو برای قدم بعدی آمادهای.
من حتی مطمئن نبودم که میتونیم با هم زندگی کنیم.
پس... داری با من بهم میزنی؟
بعد از پنج سال؟
من اسمش رو «بهم زدن» نمیذارم. فقط...
میدونی... یه وقفه.
حالا چی میشه؟
تو کجا زندگی میکنی؟
این آپارتمان منه.
خب...
لطفاً آروم باش.
حالت خوبه؟ آره! البته!
یه...
زوج پیر و دوستداشتنی توی اتاق جلسه منتظرن.
جدی میگی؟ آره، نیم ساعته منتظرن.
یه زوج دوستداشتنی؟
موندم امروز چه توصیه مسخرهای بهم کنن.
فکر کنم میفهمم.
سلام!
به قشنگی نوه ما هستی!
فکر کنم حسابی خوشحالید
که خانواده، بچه و نوه دارید.
میدونید چیه؟ همش دروغه!
اگه تا ابد با یکی بمونی، توی بهترین حالت...
یکی از شما میمیره!
نوئل، میتونیم یه کم حرف بزنیم؟
بابت اتفاقی که افتاد متاسفم.
هی داری ازم درخواست تعویق میکنی و دارم کمکم فکر میکنم هیچی ننوشتی.
تا تمومش نکنم، دیگه خواب ندارم.
نوئل، فکر نمیکنم برای نوشتن مقاله مناسب باشی.
مقاله رو لغو میکنم. نه، لطفا!
من خیلی تلاش کردم!
بقیه هفته رو مرخصی بگیر.
در هر صورت، نصف کارمندا رفتن.
اجازه ندارید حیوان بیارید!
باستر... من چیکار کردم؟
اینقدر تلاش میکنی... خب، چه فایدهای داره؟
تو از رواندرمانی هم موثرتری. میدونی؟
همیشه دلم میخواست برای کریسمس یه توله سگ داشته باشم.
حالا فقط تو رو دارم.
۲۱ دسامبر
بیدار شو و بدرخش!
اینجا چی کار میکنی؟ من اینجا چی کار میکنم؟ تو اینجا چی کار میکنی؟
مادربزرگم هنرمند بود، از این عروسکها میساخت.
جِسیكا هم برای كریسمس میاد، میخواستم یه عروسك بهش بدم.
اوه، نگاه کن دزد ساندویچو!
سلام! راستی، اسمش چیه؟
باستر، چون داره زندگیمو خراب میکنه.
دیگه دوستپسر ندارم، خونه ندارم و به زودی کارم رو هم از دست میدم.
تاد ترکم کرد.
نمیتونی برای تعطیلات بری پیش پدر و مادرت؟
چرا، پیش مامانم که یه دوستپسر نژادپرست داره.
یا پیش بابام که خانواده جدیدش ازم متنفرن.
میدونم عجیبه، ولی...
چرا با من نمیای؟ ما کلی اتاق خالی تو مزرعه داریم.
داری منو به خونه خونوادت دعوت میکنی؟
چهار روز دیگه تا کریسمس مونده و تو نمیتونی اینجا بمونی.
خب...
شاید هوای تازه برات خوب باشه و اون هم جایی برای بازی کردن داشته باشه.
No comments yet. Be the first to leave one.