De eerste 200 regels.
فقط طی دو هفته
ارتش آلمان با یورش به فرانسه و بلژیک پیشروی میکنه
و صدها هزار سرباز بریتانیایی و فرانسوی رو
به سمت دریای دانکرک عقب میرونه
اونها شیوه جنگیدن رو متحول کردن
فهمیدن که حالا کلید اصلی، سرعت جابهجاییه
برای همین یگانهای زرهی با سرعت بالا ایجاد میکنن
اونها دارن تکنیکهای جدید پانزر رو با فناوری رادیویی
و حمایت «لوفتوافه» به کار میگیرن. این همون چیز جدیده
بمباران هوایی وحشیانه
تانکهای پرسرعت
و پیادهظامی ابرانسانی
این «بلیتسکریگ» یا همون جنگ برقآساست
«بلیتسکریگ» یعنی سرعت
جنگِ مانوری
نبردی که روی یک جنگِ برقآسا و سرنوشتساز تمرکز داره
بلیتسکریگ یکی از
خارقالعادهترین وقایع جنگ جهانی دومه
حالا، تصاویر نایابی از سراسر جهان
که با مهارت تمام رنگی شدن، داستان رو روایت میکنن
طوری که هرگز تا به حال ندیدید
بعد از شکست در جنگ جهانی اول، مردم غیور آلمان
به شدت تحقیر شدن
شرایط سخت پیمان ورسای
مثل نمک پاشیدن روی زخم بود
این قدرت صنعتی جهان
به ارتشی تنها با ۱۰۰ هزار نفر محدود شد
و بخشهایی از خاکش رو هم از دست داد
آلمانیها احساس میکردن پیمان ورسای خیلی بهشون ظلم کرده
چون در واقع میگفت که آلمانیها مقصرِ
شروع جنگ هستن
شکی نیست که بیشتر آلمانیها به خاطر مفاد
پیمان ورسای به شدت خشمگین بودن
کوچک شدن ارتش به ۱۰۰ هزار نفر
از دست دادن سرزمینها و این غرامتهای سنگین
که همه میدونستن عواقب اقتصادی جدیای به دنبال داره
و دلیل اعتراضشون هم این بود که این پیمان القا میکرد
آلمان مسئول جنگ جهانی اول بوده
و اینها هم مجازاتشون بود
چطور ملت مقتدرشون شکست خورده بود؟
و چرا باید خاکشون رو به کشورهای ضعیفتر واگذار میکردن؟
تلفات ارضی بسیار قابل توجه بود
اونها سرزمینهایی رو در شرق به لهستانیها و چکها باختن
و مجبور شدن جزایرشون رو غیرنظامی کنن
تا دیگه نتونن از اونها به عنوان سکویی برای حمله دوباره
به بلژیک و فرانسه استفاده کنن
یک غوغاسالارِ عوامفریب، با سوءاستفاده از این کینهها
از غرور جریحهدار شده آلمان بهره برد و قول داد چیزی رو که
از دست رفته، پس بگیره
آدولف هیتلر و حزب نازیاش شروع به جذب طرفداران انبوه کردن
مردم آلمان اون رو به چشم یک منجی میدیدن
مردی که شکوه رو به ملت بزرگشون برمیگردونه
در آلمان این حس وجود داشت، یعنی بیشتر آلمانیها فکر میکردن
وقتی پیمان ورسای تصویب شد
مفاد اون بیش از حد سختگیرانه و ظالمانه بود
هم از دست دادن سرزمینها و هم غرامتهای جنگی هنگفت
و در واقع کاری که پیمان ورسای کرد
مقصر دانستن آلمان در جنگ جهانی اول بود، در حالی که خیلی از آلمانیها فکر میکردن
اونها بیشتر از بقیه کشورها مسئول نبودن
و به همین خاطر، این موضوع خیلی بهشون برمیخورد
زیگ هایل! زیگ هایل! زیگ هایل
هیتلر به درستی تشخیص داد که آلمانیها دارن از
ناامنی سیاسی و اقتصادی شدیدی رنج میبرن
چیزی که اونها بیش از هر چیز نیاز دارن، حس اتحاده
و حسی از امنیت اقتصادی که مثل یک تکیهگاه زیر پاشون باشه
و نازیها با صحبت دربارهی، میدونید
دخالت دولت در همهی حوزهها برای ایجاد اشتغال، این رو فراهم کردن
ساخت اتوبانها و چیزهایی شبیه اون
در سالهای اول حکومت هیتلر
بیشتر آلمانیها اون رو یک موفقیت میدونستن
هیتلر موفق شد
مقررات پیمان ورسای رو قدم به قدم به حالت تعلیق دربیاره
هیتلر با نقض پیمان، ارتش خودش رو تقویت کرد
و آستانهی تحمل متحدین رو محک زد
با این قمار که هیچکس نمیخواد جنگ دیگهای راه بندازه
اون در سال ۱۹۳۵ خدمت سربازی اجباری رو معرفی کرد
و سال بعد با ۳۰ هزار سرباز
به منطقه راینلند بازگشت
اگه به نقشه بلندمدت هیتلر فکر کنید
هدفش تثبیت جایگاهش در قاره اروپاست
شکست دادن قدرتهای غربی یعنی فرانسه و بریتانیا
و بعد میخواد توجهش رو معطوف شرق کنه
جایی که اون رو عرصهی طبیعی برای گسترش آلمان میبینه
مکانی که بتونه جمعیت آلمان رو در اونجا ساکن کنه
منابع جمع کنه و هیولای بلشویسم رو شکست بده
که اون رو دشمن خونی فاشیسم میدید
وقتی نازیها با گستاخی وارد اتریش شدن
۱۹۳۸ در ۱۲ مارس
با آغوش بازِ مردم اتریش مواجه شدن
متحدین غربی هیچ کاری نکردن
متحدین غربی تقریباً دست روی دست گذاشتن و اجازه دادن این اتفاق بیفته
و یکی از دلایلش این بود که حس میکردن
اتریشیها احتمالاً خودشون میخواستن به آلمانیها ملحق بشن
بنابراین در واقع مجبور به این کار نشدن
نقض پیمان ورسای همیشه موضوعی جدی بود
اما نیروهای متحد هرگز واکنشی نشون ندادن
خیلیهاشون فکر میکردن که شاید آلمان رو
با پیمان ورسای بیش از حد تحقیر کردن
اونها درک میکردن که آلمان میخواد دوباره یک قدرت بزرگ باشه
از طرف دیگه، کشورهای متحد نمیخواستن ریسکِ یک جنگ دیگه رو بپذیرن
اونها از جنگ جهانی اول میدونستن که جنگ یعنی
هزاران یا شاید میلیونها تلفات، و میخواستن جلوی اون رو بگیرن
حالا که اتریش در دست آلمانیها بود
هیتلر هدفش رو برای الحاق بخشهایی از چکسلواکی
به قلمروِ در حال رشد آلمان علنی کرد
اونجا کشوری غنی از منابع طبیعی مثل آهن بود
این اظهارات باعث نگرانی متحدین شد، اما با این حال، اونها میخواستن از درگیری دوری کنن
۱۹۳۸ در سپتامبر
نویل چمبرلین، نخستوزیر بریتانیا
سه بار به آلمان سفر کرد
تا سعی کنه هیتلر رو از حمله به چکسلواکی منصرف کنه
من همیشه تکرار میکردم
«اگه در ابتدا موفق نشدی
دوباره و دوباره تلاش کن»
این همون کاریه که دارم انجام میدم
در سومین دیدارش
او به ادوار دالادیه، نخستوزیر فرانسه
و بنیتو موسولینی از ایتالیا ملحق شد
در جایی که به کنفرانس مونیخ معروف شد
اونها با هیتلر موافقت کردن که آلمان بتونه منطقه
آلمانیزبانِ «سودِت» رو ضمیمه خاکش کنه، اما تلاشی برای
اشغال بقیه چکسلواکی نکنه
صبح روز بعد، چمبرلین توافقنامه جداگانهای رو با هیتلر امضا کرد
یک پیمان صلح بین بریتانیا و آلمان
از چمبرلین مثل یک قهرمان استقبال شد
چمبرلین به فرودگاه هستون در لندن برمیگرده
و این تکه کاغذ رو تکون میده و از صلح در زمانه ما صحبت میکنه
و این یک معامله جداگانهست که او به طور خصوصی
با هیتلر انجام داده
امروز صبح
من گفتگوی دیگهای داشتم
با صدراعظم آلمان، آقای هیتلر
و این همون کاغذیه
که نام او و نام من روی اون نقش بسته
او از جنگ جلوگیری کرد. اصلاً شکی نیست
که هیتلر برای حمله همهجانبه
به چکسلواکی کاملاً دندان تیز کرده بود
و جلوی اون گرفته شد
ما توافقنامهای که دیشب امضا شد
و توافقنامه دریایی انگلیس و آلمان رو نمادی از خواسته
دو ملت برای هرگز نجنگیدن دوباره با هم میدونیم
در حالی که چمبرلین سخنرانیاش رو ایراد میکنه
نیروهای آلمانی برای ورود به منطقه سودت آماده میشن
مارس ۱۹۳۹، هیتلر بقیه چکسلواکی رو اشغال میکنه
واضحه که نقشه هیتلر فقط بازپسگیری سرزمینها نیست
بلکه گسترش مرزهای آلمان به سمت شرقه
هدف نهایی هیتلر ایجاد یک امپراتوری بزرگ آلمانی
در اروپای مرکزی و شرقیه
آیا اونها آماده جنگ هستن؟ پس او فقط باید به فشار آوردن ادامه بده
آرام اما مطمئن، و یکی پس از دیگری
این کشورهای حیاتی مثل اتریش و چکسلواکی
مثل مهرههای دومینو میافتن و او میتونه
این امپراتوری بزرگ جدید رو برای خودش بنا کنه
این فضای حیاتی برای مردم آلمان
فرانسه و بریتانیا روز به روز نگرانتر میشن
که حرکت بعدی هیتلر، لهستان باشه
اونها خط و نشان میکشن؛ اگه هیتلر به لهستان حمله کنه
اونها اعلام جنگ میکنن
هیتلر حرفشون رو باور نمیکنه
صدراعظم آلمان بیشتر نگران اینه که دشمنان قسمخوردهاش
یعنی شوروی، چه واکنشی نشون میدن
اوت ۱۹۳۹، هیتلر پیمان عدم تجاوز رو
با دشمن ایدئولوژیک خودش، استالین، اعلام میکنه
که در اون توافق میکنن به همدیگه حمله نکنن
در حالی که متحدین غربی در تلاش برای درک این اتحاد غیرمنتظره هستن
در اول سپتامبر، دو کشور دستشون رو رو میکنن
وقتی هیتلر به غرب لهستان حمله میکنه
ارتش لهستان با اسبهاشون حریف پانزرهای آلمانی نیستن
اما شجاعانه میجنگن
شانزده روز بعد، اتحاد جماهیر شوروی از شرق
به لهستان حمله میکنه
این یک معامله بسیار بدبینانه و سودجویانه است
چیزی که روسها از این معامله به دست میارن، آزادی عمل و بخش زیادی از شرقه
از جمله بازپسگیری برخی از سرزمینهایی که
در پایان جنگ جهانی اول از دست داده بودن
و چیزی که نصیب آلمانیها میشه
آزادی عمل برای حمله به لهستانه
بدون نگرانی از اینکه روسها علیهشون واکنشی نشون بدن
در واقع، اونها معامله کردن تا کشور رو بین خودشون تقسیم کنن
۱۹۳۹ وفا به عهد، در سوم سپتامبر
بریتانیا و فرانسه به آلمان اعلام جنگ میکنن
این حرکتی بود که هیتلر پیشبینی نمیکرد
وقتی او شنید که بریتانیا
به خصوص به خودِ او اعلام جنگ کرده، وحشتزده شد
و به یکی از مشاورانش گفت: «بعدش چی؟»
چون در تمام این مدت، باور نمیکرد
که اونها واقعاً به خاطر موضوعی در اروپای شرقی وارد جنگ بشن
روز بعد
نیروهای اعزامی بریتانیا، یا همون BEF
به مقصد فرانسه به راه افتادن
تا به قدرتمندترین ارتش جهان ملحق بشن
اونها به سمت مرز بلژیک حرکت میکنن
و برای هرگونه حمله آلمان آماده میشن
سرباز مهندسی سلطنتی، پرسی تیلور بیتون
که در لندن فراخوانده شد و به زودی سوار بر کشتی
عازم شربورگ در فرانسه شد
مردم هلهله میکردن و غوغا به پا شده بود
موقع رفتنِ مردم، کلی گریه و زاری بود
مردم توی خیابون، میدونی، وقتی ما رو میدیدن تشویق میکردن
وقتی اتوبوس محلهی «بتنال گرین» رو ترک کرد
No comments yet. Be the first to leave one.