De eerste 200 regels.
دنی
یه لحظه حرف دارم. حتماً
اوضاع چطوره؟
اووه. یکی دو ساعت دیگه ازم بپرس
باشه
گوش کن، ریگان
داشتن تو به صورت قرضی از پلیس نیویورک عالی بوده
باشه. چرا حرفات شبیه کات کردن میمونه؟
برعکسه. میخوام رسماً استخدامت کنم
میدونی، اگه رسماً قبول کنم
اونوقت باید از پلیس نیویورک بازنشسته بشم
تصمیم بزرگیه
داشتن تو به عنوان پیمانکار عالی بوده
ولی اگه بتونی پروندهها رو انتخاب کنی، سرپرستی کنی
دستگیریها رو خودت ثبت کنی... این خیلی بهتره
از اینکه مجبور نبودم همه اون کاغذبازیها رو انجام بدم خوشم اومده بود
این دستور از طبقه چهارم اومده
دفتر رئیس پلیس
پلیس بوستون با تو اینجا بهتره
بهش فکر کن. حتماً
اون لناست. داره میاد بالا. یه جسد داریم
و... ممنون
میدونم الان خیلی مشغله داری
ضعیف نشو، ریگان
نمیشم
ممنون که بهم زنگ زدی
هر چی اداره اصلاح و تربیت
درباره زندانی
شماره ام.اِی.۲۷۰۶۸۹۱۳ داره رو میخوام
همش رو بفرست. همه چی رو
بنابراین، حکم محکومیت مورد نظر لغو شد
آقای باپتیست، شما آزادید برید
چه افتضاحی
می، تماشای این جلسات چه فایدهای داره؟
من از عواقب
تصمیماتم فرار نمیکنم، بابا. اینو تو بهم یاد دادی
این تقصیر تو نیست
چرا هست. من بیکمن رو اخراج کردم
یه معاون دادستان فاسد که از شغلش برای رشوههای غیرقانونی سوءاستفاده میکرد
بله، با این حال، اخراج کردنش راه رو باز کرد
برای اینکه همه پروندههاش دوباره بررسی بشن
میدونستم ریسکه، ولی تا الان ده تا حکم لغو شده؟
خوبی؟
آره، آره
میدونم امروز برای خانوادهت روز سختیه
اگه میخوای تو این یکی کنار بکشی، میتونی
نه، باید اینجا باشم
حالم خوبه، قول میدم. باشه
خب، یه مرد متوفی داریم
ساله. مارتی کین ۵۷
صاحبخونه
ضربهی جسم سخت به پشت سر
احتمالاً با چوب گلف شماره ۹ خودش. اثر انگشت روش رو بگیرین
و دستبند روی مچ دستش
همینطور که داری این کارو میکنی، کیف گلف رو هم بیارین
مطمئنی خوبی؟ اونو میبینی؟
نزدیک آرنجش چربه
باید دید چیه
پزشک قانونی متوجه میشه
جای خوبیه
فکر میکنی یه سرقت ناموفق بوده؟
ساعتش دزدیده شده، بعد از مرگ
پاشش خون جایی که ساعت بود ناپدید میشه
البته اکثر سارقان برای یه غنیمت کم آدم نمیکشن، فرار میکنن
ولی تو که خودت اینو میدونی، نه؟
درسته. نمیخواد کار رو برام راحت کنی، ریگان
برای روحیه دادن، ریگان
منطقیه
مجرم باید یه سلاح معمولی برای سرقت میآورد
آره، آره. اسلحه یا چاقو
که، میشه حدس زد قربانی
مجرم رو میشناخته. شاید کسی که میدونسته اون ساعت گرونقیمت دستش میکنه
پول بیشتر، دردسر بیشتر
میخوام یه شیشه جریمه برای جوکهای پدرانه بذارم
آره، اونم یک دلار همین الان
دلار؟
بابا؟ بابا؟ بابام کجاست؟
اینه؟ وای، هی، صبر کن. هی
اون رفته. نه
صبر کن، صبر کن... اشکالی نداره
چی؟ ما میخوایم از شما بخوایم
بشینید، باشه؟
هی، اسمت چیه؟
سیهنا
سیهنا، ما واقعاً متاسفیم
ما اونی که این کارو کرده پیدا میکنیم
باورم نمیشه این داره اتفاق میفته
سیهنا، کسی رو میشناسی که بخواد به بابات آسیب بزنه؟
اون تحلیلگر آژانس امنیت ملی بود
کارش خیلی خطرناکه
آژانس امنیت ملی؟
میدونی روی چی کار میکرد؟
اون هیچوقت درباره اون چیزا حرف نمیزد. اجازه نداشت
این افسر ازت چند تا سوال دیگه میپرسه
یکی رو میفرستیم که حالت رو بررسی کنه
و ما تا یه دقیقه دیگه برمیگردیم پیشت، باشه؟
اگه این مرد به خاطر اسرار دولتی طبقهبندی شده کشته شده باشه
اونوقت این پرونده خیلی بزرگتر میشه
آره
مشترکالمنافع
پرونده ماساچوست علیه رونان فلاهِرتی
در خصوص پرونده قتل قاضی بِن سیلور
وُکلا، خودتون رو معرفی کنید
صبح بخیر، قربان. نادرا علی از طرف دادستانی
صبح بخیر، قربان. جولین سینگلتون
از طرف متهم، آقای فلاهِرتی که حضور داره
وکیل مدافع درخواست لغو
محکومیت آقای فلاهِرتی رو به دلیل
سوء رفتار دادستان مطرح کرده. دادستانی؟
قربان، محاکمه آقای فلاهِرتی توسط
دفتر دادستان کل انجام شده، نه توسط یک دستیار خاص
خانم علی داره طفره میره
از این حقیقت که کیفرخواست توسط یکی
از همکارانش، دادستان بیکمن، انجام شده
که به خاطر سوء رفتار مجرمانه اخراج شد
و به عنوان دادستان تنظیمکننده پرونده، اون شاهدها رو مدیریت کرده
مدارک، کشف حقایق و اعضای هیئت منصفه بزرگ رو
ما نمیدونیم جرمش تا چه حد روی این پرونده تاثیر گذاشته
قربان، لغو کردن محکومیت قتل
یک بیعدالتی فاحش خواهد بود
وکلا، اگر حرفی ندارید
حکمم رو صادر میکنم
ساکنان ایالت که متهم به جُرم هستند
حق داشتن دادرسی عادلانه رو دارند
از جمله در مرحله هیئت منصفه بزرگ
و دادرسی عادلانه شامل
رسیدگی به پروندهشون توسط یک دادستان فاسد نمیشه
این حکم دادگاه است
که محکومیت رونان فلاهِرتی
بدین وسیله لغو میشود
البته دفتر دادستان کل آزاده که دوباره متهم رو محاکمه کنه
در همین حین، من اون رو آزاد میکنم
آقای فلاهِرتی، شما آزادید برید
باید برم پیش بچههام
پلیس بوستون
وایستا
دستات رو پشت سرت، الان
هی، سیلور، آروم باش. ریلکس کن
هی، عقب وایسا، ریگن. چته تو، مرد؟
مردی که بابامو کشت، از زندان آزاد شده
و تقصیر مامانمه
فقط بگو آره
اینجا چیکار میکنی؟ فقط بگو آره
تو قرارمون گفتی غذای مکزیکی خوب تو بوستون نیست
چون نیست
هم خیلی بامزهای هم خیلی خنگ
منظورم اینه که، یه جای اواکساکایی هست. مُلشون حرف نداره
بیا، بریم. فقط بگو آره. متاسفانه
من باید بگم نه، چون من و بابام
دنبال یه تیکه پیتزای اصیل نیویورکی تو بوستونیم
پس... وای
شما نیویورکیها خیلی از خود راضی هستین
هی، چی شده؟
چیزی نیست. بیا
جوناست
اون خودش نیست
داره از کنترل خارج میشه و نگرانم چیکار کنه
باشه، شان یه لطفی به خودت بکن
و وارد مشکلاتش نشو
باشه؟ باید مراقب خودت باشی
اون بهترین دوستمه. نه، نه، نه، من میفهمم
داری به دختری نگاه میکنی که زندان رفته
چون داشت به بهترین دوستش کمک میکرد
اون یکم فرق داره. باشه
فقط میگم مراقب باش
آره. باشه؟
اما هنوز منو میرسونی خونه، درسته؟
بله، قربان. باشه. باشه
پس، پیتزا با بابا؟ آره
میدونی، منم یه تیکه پیتزا میچسبه
وایسا، ولی نمیخوای کارآگاه ریگن
با اون زندانی سابق که باهاش قرار میذاری، ملاقات کنه
بس کن. میدونی اینطوری نیست
همه چی خوب پیش میره
واقعاً به اون مرحله رسیدیم که
"با پدر و مادر آشنا شیم"؟
نه، حق با توئه. باشه. چند هفته بیشتر نگذشته
انگار چیزی نگفتم
بریم؟ اوه
اوه، آره، تو پیشقدم شو. بیا. آره، حالا من راه رو نشون میدم
ببینیم بوستون چی برای ارائه داره
آه، آه، آه، آه. دعای شکرگزاری چی؟
هر وقت دو تا ریگن با هم جمع میشن
برای غذا، دعای شکرگزاری میکنیم. باشه
در واقع، تو این افتخار رو داشته باش. بیا. باشه
خداوندا، ما را به خاطر این هدایای تو برکت ده
که از نعمتهای تو دریافت خواهیم کرد
از طریق مسیح، پروردگارمان
آمین
گفتمش. بزور
اینجا چی داریم؟ ما داریم، امم
فالکونز و آنگولوز
تیکتاک میگه باید به خوبی یه تیکه پیتزای نیویورکی باشن
اما نمیدونم
نمیشه به این بوستونیها... اعتماد کرد
این شل شدن رو ببین. نگاه کن، داره از هم میپاشه
این پیتزا نیست. خوب نیست
خیلی بده
داری چیکار میکنی؟
باید زیرش رو بررسی کنم
No comments yet. Be the first to leave one.