Tyler Perry's Zatima

Tyler Perry's Zatima

Download Farsi Persian ondertitel

Seizoen 4

Release informatie

Zatima S04E04 Obsession 720p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-RAWR
Een commentaar door warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 4 قسمت 4 Zatima 2022 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Gepubliceerd op: 2025-11-27
Downloads: 8
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

زک، من این کار رو برای تو و شریکات می‌کنم.

تو باید اینجا باشی کمک کنی. - ولی من باید برم.

خدا...

قبلاً در زاتیما...

من یه جون گرفتم.

این قضیه خیلی سنگینه.

اگه این وضع رو درست نکنی، یه کاری می‌کنی...

و یه حرفی می‌زنی...

که جفتمون رو برای مدت طولانی می‌ندازه زندان.

رفتی اونجا و ادای مهندسای کامپیوتر رو درآوردی؟

آره.

وای، داره باهات بازی می‌کنه. - چی؟

بیا، کتلت ماهی سالمون آوردم.

دژا، تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟

برو بیرون!

اون پارتنر منه.

زک، بهتره خودت این قضیه رو حل کنی قبل از اینکه من حلش کنم.

چی رو حل کنم؟ عزیزم، من مهمونم.

یه مهمونی که الان می‌خوام بندازمش بیرون؟

آه، عزیزم. عزیزم.

هی، ببین، متاسفم.

نمی‌دونستم بین شما مشکلی هست.

مشکلی نیست.

فقط یه هرزه‌ایه که می‌خوام به خاطر بودنش تو خونه‌م، کتکش بزنم.

لطفاً نذار گیرم بندازه.

زن‌های باردار ویتامین‌های دوران بارداریشون رو می‌خورن...

و خیلی قوی‌ان.

عزیزم، عزیزم، تو نمی‌تونی...

وقتی بارداری با همه بجنگی.

زک، اون تو خونه منه.

باشه، فقط آروم باش.

آروم باشم؟

زک، احتمالاً نباید اون حرف رو می‌زدی.

آروم باش. تو داری این رو می‌گی؟

نه، من نگفتم-- من نگفتم--

من نگفتم... من گفتم «آروم باش».

حتی نمی‌تونم به هیچی فکر کنم، مرد.

این دیگه خیلی زیاده.

نه، ببین، اشکالی نداره.

من جایی نمی‌رم که بهم خوش‌آمد نگن.

چرا، می‌ری.

همیشه.

باشه، خب، بذار از پارتنرم بپرسم.

پرستون، می‌خوای من برم؟

هرزه، انتخاب تو نیست.

عزیزم، عزیزم، لطفاً.

زک-- - حلش می‌کنم، باشه؟ حلش می‌کنم.

دژا.

بله، زکی؟

دارم میرم اسلحه‌م رو بیارم.

نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه. نه، نه، نه.

حلش می‌کنم. حلش می‌کنم.

آروم باش.

دژا، فاطیما نمی‌خواد تو اینجا باشی.

باشه؟

ما نمی‌خوایم اینجا باشی.

فاطیما بارداره. نمی‌خوام بهش استرس وارد بشه.

پس مجبورم ازت بخوام که بری.

هی، ببین، متاسفم، فاطیما.

نمی‌دونستم.

می‌دونی چیه؟ اشکالی نداره.

فکر کنم چاره‌ای ندارم.

نه، نداری.

خب، می‌خواستم امشب درباره خدمات همراه زایمان خودم بهت بگم،

ولی خب چون باید برم، پس... میرم.

یه لحظه صبر کن.

دولا؟

تو یه دولا هستی؟

آره.

من به خیلی از زایمان‌ها کمک کردم.

واقعاً؟

آره.

و من دنبال یکی بودم.

دولا چیه؟

اونا در طول زایمان حمایت عاطفی و مشاوره می‌دن.

و خوبن، مخصوصاً برای زنان رنگین‌پوست،

چون دکترا درد ما رو جدی نمی‌گیرن.

آره، ولی من تا حالا یه دولای رقاص نشنیده بودم.

درسته.

خب، می‌خواستم همه چیز رو در موردش بهتون بگم،

ولی چون دارید منو بیرون می‌کنید، چاره‌ای جز رفتن ندارم.

فکر کنم می‌تونی بمونی.

واقعاً؟ - برای خاطر پرستون.

آخ جون!

فکر کنم به یه صندلی اضافه نیاز داریم.

آه، اصلاً نگران نباش.

من فقط رو پای یکی می‌شینم.

یه استریپ شو کوچیک هم با شام دارید.

کی همچین چیزی می‌خواد؟

زک؟ - حلش می‌کنم، حلش می‌کنم.

ممنون که این رو تدارک دیدی، فاطیما.

مشکلی نیست.

عشقم داره یه انسان کامل تو شکمش بزرگ می‌کنه و تمام وقتم کار می‌کنه.

اون فوق‌العاده‌ست.

البته مجبور نیست تمام وقت کار کنه.

زک.

من فقط دارم می‌گم. - من کارمو دوست دارم.

میدونم.

وای، اونجا قراره به زودی بشه...

بنسون، جونز، لیلند و تیلور.

خب، برنامه همینه.

خب...

کاش تو وکیل املاک بودی.

یعنی، خب، من توی شبکه خودم چند نفر رو دارم.

چی نیاز دارین؟

اوه، خب، پرستون یه سرنخ داره...

برای یه ملک تجاری توی آلفارتا، خب.

خب، عالیه.

آره، عالیه، ولی تنها مشکل...

اینه که همین الانشم به مشکل برخوردیم.

خب، مشکلات که جزئی از کاره.

درسته، ولی این یکی خیلی سخت‌تر میشه...

ورود به این فضای تجاری.

چرا؟

به ما نگاه کن.

اوه، نه بابا. میدونی چیه؟

احتمالاً یه مشت پیرمرد سفیدپوست پولدارن...

که از شما خوششون نمیاد چون جوونین،

جذاب و خواستنی‌این.

نه، ولی تبعیض وجود داره، واقعاً وجود داره...

در زمینه املاک تبعیض قائل می‌شن.

آره، واقعاً هست.

و توی بخش تجاری خیلی بدتر میشه.

چی؟

مثلاً کارای مافیایی.

چی؟! - چی؟

گفتی تبعیضه،

ولی هیچ‌وقت حرف از کارای مافیایی نزدی.

خب، اینا به هم مرتبطن.

اساساً این ملک‌ها...

و مناطق توسط افراد خاصی اداره می‌شن.

و اگه نخوان ما اونجا باشیم،

میتونن جلومونو بگیرن.

اوه، این کشور بر اساس این چیزا بنا نشده.

صد در صد همینطوره.

همیشه همینطور بوده و هست.

داری از چی حرف میزنی؟

نه، منظورم اینه که ما سخت‌کوشیم.

زک، تو سخت‌کوش‌ترین آدمی هستی که میشناسم.

آره، همینطوره.

آره.

از هیچی به اینجا رسید.

شروع سختی داشت،

ولی خودشو بالا کشید.

اوه، واو... - صبر کن ببینم.

میدونم که الان نگفتی مرد من خودشو بالا کشیده.

نه، فقط دارم میگم که اون سخت‌کوشه...

و همه کارای درست رو داره انجام میده،

پس نباید به بهانه نژادپرستی عقب‌نشینی کنه.

اوه! - باشه.

فهمیدم.

بذار یه چیزی بهت بگم، برایس.

اون دنبال این بهانه‌های نژادپرستی نیست، اونطور که شما به زیبایی گفتی.

ببین.

زک نمیتونه وارد کاری بشه و فکر کنه قیافه‌اش...

توی کارها بی‌تاثیره.

و بله، اون کار میکنه،

ده برابر سخت‌تر از بقیه.

چون مجبوره اینطوری پیشرفت کنه مثل کسایی که...

سعی میکنن اونو پایین نگه دارن.

حالا، تبعیض توی املاک یه چیز واقعیه.

ولی تبعیض همه جا هست.

ولی وقتی نادیده‌اش میگیری، این میشه مشکل.

اوه!

ساکت شو، دژا.

چی؟ دارم باهات موافقت میکنم.

لعنتی.

مثل شطرنج بازی کردن می‌مونه، برایس.

ما میدونیم با چی روبرو هستیم،

پس میدونیم چه حرکت‌های درستی انجام بدیم.

باشه.

آره، امم، هیچ‌وقت اینطوری بهش فکر نکرده بودم.

و متاسفم، زک.

نمی‌خواستم نگرانی‌های تو و پرستون رو نادیده بگیرم.

مشکلی نیست، داداش.

ممنون.

هی، ببین، من مدارک اثبات بودجه‌مون رو فرستادم.

امیدوارم برای گرفتن LOI معطلمون نکنن.

اوه، ما اون ملک رو به دست میاریم.

همینه.

میدونم که همینه.

جذبش کنیم.

و، امم، من کمکتون میکنم یه وکیل پیدا کنین.

چون شما قطعاً به آدم مناسبی نیاز دارین که هواتونو داشته باشه.

ممنون.

هی، ببین، بیا به افتخار اولین سرمایه‌گذاری تجاریمون نوش کنیم...

که موفق باشه...

و بعدی حتی بزرگتر و بهتر باشه.

و به افتخار بچه‌ی جدید.

درسته.

عشقم داره بچه‌ی منو به دنیا میاره.

آره!

به سلامتی!

به سلامتی!

اوه، این دیگه چه کوفتیه؟

این کوفت، این چیه دیگه؟

این مزه‌ی گِل میده.

چیز قوی‌تری ندارین؟

این یه مِرلوئه ۲۸۹ دلاریه.

توی یه قلعه‌ی کوچیک بالای یه کوه،

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left