De eerste 200 regels.
نیکنک، سس تاباسکو
همین الان، موسیو اسکارامانگا
هی
نصفش
بقیش رو بعداً میگیری
اون تو، پشت اون در منتظرش باش
تا یه دقیقه دیگه بهت ملحق میشه
حمام بخارتون آمادهست، موسیو اسکارامانگا
اوه
این دیگه خیلی راحت میشد
قفله
باید جای دیگهای رو بگردی، موسیو
هی، ال. ال
هر جا هستی، از من به دل نگیر
برام سواله که تفنگت رو کجا میتونی پیدا کنی، موسیو اسکارامانگا
همون تفنگ طلایی کوچولوت
کجا میتونه باشه؟
یه چیزی اینجاست که قبلاً نداشتیم
یعنی چی میتونه باشه؟
گولت زدم
داری نزدیکتر میشی
خیلی نزدیکتر
حالا چطوری میخوای از پلهها بیای پایین؟
اینقدر نزدیک و در عین حال اینقدر دور
آفرین، موسیو اسکارامانگا
بازم موفق شدی
این یکی از همه بهتر بود، مگه نه؟
بد نبود. اصلاً بد نبود
ولی باید تلاشت رو بیشتر کنی
اگه میخوای به پول و پلهی من برسی
آخرش مچت رو میگیرم و از تکتکِ ریالهایی که برام میذاری لذت میبرم
آخرش تو منو به کشتن میدی، نیکنک
اون یه سلاح قدرتمند داره
برای هر شلیک، یک میلیون میگیره
آدمکشی که لنگه نداره
مردی با تفنگ طلایی
در کمینِ ورودیهای تاریک
یا قایم شده روی یه پشتبوم
تو اتاق بغلی یا همینجا
مردی با تفنگ طلایی
هر وقت استخدام بشه، اول باید عشقبازی کنه
درست قبل از اینکه قربانی رو بکشه
هیچکس نمیتونه بگیرتش، هیچ قاتلی حریفش نیست
با مهارتی که میلیونها دلار میارزه
یک شلیک طلایی یعنی یه قربانیِ بختبرگشتهی دیگه
به آخرِ خط پر زرق و برقش رسیده
با گرفتنِ پول، هر کسی رو از رو زمین محو میکنه
مردی با تفنگ طلایی
ممکنه چشمش دنبال تو یا من باشه
قراره کی رو با تیر بزنه؟
خواهیم دید
آره، همینه
هر وقت استخدام بشه، اول باید عشقبازی کنه
درست قبل از اینکه قربانی رو بکشه
هیچکس نمیتونه بگیرتش، هیچ قاتلی حریفش نیست
با مهارتی که میلیونها دلار میارزه
یک شلیک طلایی یعنی یه قربانیِ بختبرگشتهی دیگه
به آخرِ خط پر زرق و برقش رسیده
اگه میخوای از شر کسی خلاص بشی
مردی با تفنگ طلایی
کار رو تموم میکنه
به هر کسی شلیک میکنه
با تفنگ طلاییش
صبح بخیر، قربان
کولثورپ
رئیس دفتر
از مردی به اسم اسکارامانگا چی میدونی، ۰۰۷؟
اسکارامانگا؟
اوه، بله. مردی با تفنگ طلایی
متولدِ سیرکه. پدرش مدیر سیرک بوده، احتمالاً کوبایی
مادرش هم انگلیسی و مارگیر بوده
تا قبل از ده سالگی، تو تیراندازیِ نمایشی معجزه میکرد
و تو ۱۵ سالگی شد یه هفتتیرکشِ محلی تو ریو
کیجیبی اونجا استخدامش کرد و تو اروپا بهش آموزش داد
اونجا شد یه آدمکش که ازش کلی کار میکشیدن و بهش کم پول میدادن
اواخر دههی ۵۰ مستقل شد
قیمتِ فعلیش: یک میلیون دلار برای هر قتل
هیچ عکسی ازش تو پرونده نیست
اما با این حال، یه ویژگیِ متمایزکننده داره
یه پاپیلا (برآمدگیِ) اضافی
یه چی؟
یه غدهی پستانی
نوکِ سینهی سوم، قربان
همیشه از گلولهی طلا استفاده میکنه، واسه همین بهش میگن مردی با تفنگ طلایی
محل اقامتِ فعلیش نامعلومه
فکر کنم همهاش همین بود
چطور مگه، قربان؟
هوم
خرتوپرتِ جذابیه
حتی شمارهی منم روشه
دقیقاً
واضحه که به عنوان گلوله بیاستفادهست
آخه قربان، کی حاضره یک میلیون دلار بده تا منو بکشن؟
شوهرای حسود، سرآشپزای عصبانی، خیاطای تحقیرشده
این لیست تمومی نداره
تازه، این خرتوپرت به قولِ خودت
با یه یادداشت فرستاده شده بود که میخواست شخصاً به دستِ تو برسه
با حرفِ «اس» امضا شده
اثر انگشتِ اسکارامانگا روش بود
سیآیاِی تاییدشون کرده
چرا باید به من هشدار بده؟
جنبهی روانی داره
اون روی شهرتش حساب میکنه تا قربانیِ مورد نظرش رو زهرهترک کنه
ممنون، آقایان
۰۰۷ تو رو از ماموریتِ فعلیت معاف میکنم،
قربان؟ بله؟
بحران انرژی هنوز سر جاشه
با کمال احترام عرض میکنم که پیدا کردنِ گیبسون
و اطلاعاتِ سلولهای خورشیدیش از همیشه مهمتره
واقعاً همینطوره
و من نمیتونم اون یا هیچ ماموریتِ دیگهای رو به خطر بندازم
فقط چون ممکنه یهو سر و کلهی اسکارامانگا پیدا بشه و یه گلوله حرومت کنه
با درخواستِ استعفات موافقت میکنم
یا میتونی بری مرخصی و
تا وقتی این قضیه حل نشده، آفتابی نشی
یا تا وقتی که اون منو بکشه
هیچکس نمیدونه کجاست یا چه شکلیه
پس فکر کنم منصفانهست فرض کنیم که اون ازت جلوتره
۰۰۷ موافق نیستی؟ مرخصی،
اگه من اول اون رو پیدا کنم، قربان
شاید ورق برگرده
اونم به شکلِ چشمگیری
نظرِ شما چیه؟
روز خوش، باند
مانیپنی، فربنکس
آلاسکا؟
۰۰۲ نه، بیل فربنکس،
اوه، بیلِ بیچاره. دلم براش تنگ شده
اما تفنگ طلایی نشونهش رو خطا نرفت
رسماً هیچوقت تایید نشد
وقتی این اتفاق افتاد، ۰۰۲ کجا بود؟
۶۹ بیروت، سال
تو یه کاباره با خانمی به اسمِ «سائده»
بیروت، هوم؟
مانیپنی، تو از کامپیوتر هم بهتری
از هر لحاظ که بگی
ولی هیچوقت ازشون استفاده نمیکنی
دوشیزه مانیپنی. بله، قربان
اوه، فقط یه لحظه، عزیزم
بله، جیمز؟
چرا اسکارامانگا به عنوان قاتل تایید نشد؟
چون نتونستن گلوله رو پیدا کنن
عزیزم
احمد
احمد
عصر بخیر. اسمِ من بانده
جیمز باند
رقصتون حرف نداره
شما هم همینطور
و خیلی هم خوشتیپی
خب، من معمولاً اینطوری مزاحم نمیشم، اما
فکر کنم یه دوستِ مشترک داشتیم
بیل فربنکس
فربنکس؟
بله
شنیدم وقتی اون اتفاق افتاد
و رشتهی افکارش یهو پاره شد، پیشش بودی
بیل. چه شبِ وحشتناکی بود
هیچوقت فراموشش نمیکنم
دیدی کی بهش شلیک کرد؟
نه. تو بغلش بودم
چشمام بسته بود
حداقل با خوشحالی مُرد
گلوله از بدنش رد شد
از پشتش رد شد و خورد اونجا؟
نه، نه، از تو گردنش
قبل از اینکه پلیس بیاد، از تو دیوار درش آوردم
و حالا طلسمِ خوششانسیِ منه
هیچوقت بدونِ اون نمیرقصم
مطمئنم بیل از این کار خوشش میاومد
ولی بیا گذشته رو فراموش کنیم
هوم
امیدوار بودم همین رو بگی
زیاد تو بیروت میمونی؟
بستگی داره
چقدر من دست و پا چلفتیام
واقعاً شکمِ فوقالعادهای داری
اوه، عطرهام! نه
طلسمم گم شد
از جایی که من ایستادم که اینطور نیست
تاکسی؟ هتل، آقا؟
نه. نزدیکترین داروخونه
گلولههای دمدم مثل این، موقع برخورد پهن میشن
تا بیشترین جراحت رو ایجاد کنن
خیلی کثیفه
بله. حتماً همینطوره
اما فقط بهم بگو کجا و توسط کی ساخته شده
خوشبختانه سالمه و تیکه تیکه نشده
۲۰.۰۰۳ گرم
که باعث میشه نتیجه بگیریم از یه تفنگ ۴.۲ میلیمتری شلیک شده
کولثورپ، اصلاً چیزی به اسم تفنگ ۴.۲ میلیمتری وجود نداره
این حقیقت که هیچ تولیدکنندهی معتبرِ مهماتی
نظامی یا غیرنظامی، همچین گلولهای تولید نمیکنه
۰۰۷ معنیش این نیست که وجود نداره،
بخش «کیو» همیشه کالیبرهای غیرمعمول میساخته
برای اهداف خیلی خاص
و ما روشون هیچ علامت یا شماره سریالی نمیزنیم
که باعث میشه شناساییشون تقریباً غیرممکن بشه
منظورت اینه که هیچ راهی برای ردگیریِ اون گلوله نیست؟
اصلاً خبر نداری برای رسیدن به اینجا چه سختیهایی رو تحمل کرده
No comments yet. Be the first to leave one.