De eerste 182 regels.
زندگی یه آهنگه که هیچوقت تموم نمیشه
نور خورشید تبدیل میشه به بارون
توی کارتونهای دیزنی یکی از والدین میمیره
زندگی دردناک میشه
ما اشک رو به چشمهای بچهها میاریم
دیگه هیچوقت نمیتونن بخوابن
اوه
بارتی، منتظرم بمونم
ساکت! انقدر سروصدا نکن
یه شکارچی وارد جنگل شده
ایول شکارچی چیه؟
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
!بدو بارتی، بدو - بدون من نه مامان -
فصل جغدها هفته دیگه شروع میشه !هفته دیگه
مرگ - !بارتی، اگه منو دوست داری، بدو -
من تونستم مامان
مامان؟
مامان؟
مامان من کجاست؟
خوبم عزیزم خوبم
بابات حساب اون آدم بد رو رسید
وقت یه مهمونی مجردیه
خداروشکر شماها گیاهخوارید - درسته -
و امروز اسم تو "هرب" میشه
این خانواده خیلی بدبخته
از گفتن این حرف متنفرم اما تو تامینکننده بدی هستی
هی، من سقف بالا سرت رو برات تامین کردم
خیلیخب، سقف زیر سرت رو
خانواده، من خبرهای عالیای دارم
من یه شغل بهعنوان یه معلم خصوصی توی یه خونه پولدار پیدا کردم
عمق آب توی اتاق نشیمنشون چقدره؟
آب توی اتاق نشیمنشون نیست
همچین چیزی وجود داره؟
اوه، هومی، لیوانت رو بزار روی زیرلیوانی
خیلیخب، اینم یه مسئله ریاضی
ما دوتا چقدر وقت میتونیم بدون اینکه
عاقل بشیم به تلویزیون صد اینچیت نگاه کنیم؟
ایگرگ مساوی 102
درمورد چی حرف میزنی؟
میخوام تلویزیون ببینم
بلیط
اوه، این دوتا سطح داره خون و شکم
قربان، از من راضی نیستید؟ چرا؟
تو بوی آدمهای فقیر رو میدی
بوی بنزین و یکم بدبختی
اجازه هست؟ اوه و یکم تنفر
تقریبا داره وجودش رو میگیره
خیلی خطرناکه - اوهوم -
حالا برو باید یه احمق دیگه رو پیدا کنم
که جای تو بیاد
احمق، ها؟
از کجا درمورد این فرصت شغلی خبردار شدی؟
خب، از مجاری قانونی
مسلما نه از طریق معلم خصوصی تو
که هیچوقت تاحالا ندیدمش
... یا خدمتکار جدیدت مارج یا
لیسا، یهبار دیگه بگو کار تو چیه؟
عه، قربان من معلم هنرم
آخی، عاشق تدریس هنر بودی ... از وقتی که کو
دیر رسیدی به مصاحبه شغلی
صحیح
ما داریم میریم یه تعطیلات طولانی مدت
اینم کلیدهای باغ آبجو اتاق ساکسیفون
و کلکسیون بمبهای دودزای من
میتونیم بهت اعتماد کنیم؟ - ... سرورم -
ما انسانهای کاملا کاربلدی هستیم
مخصوصا باغبون جدید
اه
فکر کنم به پسر استخری علاقه داره
پولدارهای احمق
وقتی نیستن ما غذاشون رو میخوریم آبجوهاشون رو مینوشیم
و توالت پیچیده مسخرهشون رو خراب میکنیم
من برای کون آمریکایی درست نشدهم
فکر میکنه من آبسرد کنم !اه
این وقت شب کی میتونه باشه؟
تو این بارون
لطفا بزارید بیام داخل شلوارم خیسه
و فقط همین یه شلوارو دارم
اوه، مرد بیچاره
میخوای برات چای بیارم؟
اوه آره میدونم کجاست
جناب، داری چیکار میکنی؟
باید برم ... پایین
بابایی داره میاد
بدون من ... برو
جدی میگی خیکی؟
انقدر زود خسته شدی؟
... چرا تو
ها؟
درسته من خانوادهام رو
توی این زیرزمین کوچیک بدون پنجره قایم کردم
اینجا از خونه ما بهتره
میفهمی منظورم چیه؟ تامین کننده بد
همهچیز خوب بود
تا وقتی شما انگلها شغل ما رو گرفتید
شما دارید تو زیزرزمین زندگی میکنید بعد به ما میگید انگل؟
خب، شاید درستش این باشه که ... رئیس یه انگله چون
... همهمون رو بدبخت کرد و ... آره
الان وقتشه که با ماهیتابه
بزنی تو صورتشون - ببخشید -
انگلها - !انگلها -
خدایا، چند نفر این پایین زندگی میکنن؟
مردم
این خونه یه داستانه
مخصوصا یه داستان خیانتآمیز
خیلی بیمعرفتی
صبرکن! اگه همه باهم کار کنیم بدون توجه به سطح اجتماعیمون
میتونیم اوضاع رو بالاخره بهتر کنیم
وای، بهنظر عالی میاد بهجز اینکه این جامعهگراییه
نه راستش اما بعضی وجوهش اینطوره
... شبیه - !بکشیدش -
دیدن این همه ترس و فقر باعث میشه به این فکر بیفتم
که باید مالیات شرکتها رو از اینم کمتر کنیم - موافقم -
امکان نداره بتونن بیان این بالا درسته؟
هه، هه، هه
... کلام آخرم اینه که
من هنوز برای مردن خیلی جوون و خوشگلم
بهجاش یه بچه رو بکشید
خب مارج، بالاخره یه خونه بدون هیچ درزی برات خریدم
آره، اما پر از جنارهست
بعضی آدما رو هیچی راضیشون نمیکنه
و میگن توی یه شبی که ماه نبود
درست مثل امشب
توی یه محله عادی درست مثل اینجا
روح سنجات کشته شده
ول میگشته از این خونه درختی به اون خونه درختی
و انگشت پای دخترای کوچولو رو گاز میگرفته
مطمئنا ترسوندیشون
میشه از روی پام بلند شی؟ - وقتش که بشه بلند میشم -
اوه مارج
من امروز کارای خونه رو کردم
کدومش رو؟
ماشین ظرفشویی رو خالی کردم همه ... همهش رو
اوه
مامان، بابا، میشه توی تخت شما بخوابیم؟
اوه، این سری بارت چه داستان ترسناکی براتون گفت؟
همونی که سر دختر کوچولوئه پر از خرخاکی میشه
و هیچجوری نمیتونسته به کسی بگه؟
چون فقط یهکوچولو درسته
!نه! و این حتی بدتره
خونه درختی کثیف
هرسال، سهتا داستان ترسناک
دوتاشون خوبن و اونی که ضایعه، بین دوتای دیگه گفته میشه
دیگه باید این قضیه رو تموم کنم
سختکوشی مسخره اینکارو تموم میکنم
... کی جرات داره تنه منو قطع کنه، چون
تو فقط حرف بزن
خودم از وسط نصفت میکنم
قبل از اینکه جملهت تموم بشه
من گروت هستم
همم، تو واقعا بالغی
خندیدن به یه درختی که ضربه مغزی شده
!کمک! کمک !وضعیت اضطراری
درخت شناس اینجا هست؟
... اینم اثر داپلره که همیشه
توی فیزیک بهمون درس میدادن
اوه، خوب نیست؟ یه مزرعه درخت
!نه
این تعطیلات از مرض درخت نارون آلمانی هم بدتره
عه، البته بهت بر نخوره
همه همیشه آلمانیها رو مقصر میدونن
... اوه آره
انسانها برای مدت خیلی طولانی ما رو اذیت کردن
امروز ما روز درختکاریمون رو جشن میگیریم
باید یه اسم بهتری برای این مناسبت پیدا کنیم
ممکنه توی دنیای آدمها زندگی کنم
اما هیچوقت رگ و ریشه درختیم رو فراموش نمیکنم
هی! خوبه منم از تو چیزی بکنم؟
اصلا خوشم نیومد
!بهم غذا بده !بهم غذا بده
تو یه درخت نیستی تو یه گیاهی
آره، اما قطعا درختم
من یه گیاه دوگانهام
یه ارتش از جنگلیهای ناراضی دارن مستقیم میان سمت شهر
مصمم برای گرفتن انتقام سالها بدرفتاری
... این فقط، تو سینهمه
خیلیخب، دیگه تمومه هیچ درختی برای انسانها
مثل یه چوب بیسبال نیست
اول میکشیمشون، بعد تورهامون رو آویزون میکنیم
بالاخره انقامم رو میگیرم
انتقام از اون همه برگی که باید جمع میکردم و اونهمه هرسکاری
و اون موقعهایی که یه درخت یهویی جلوی تراکتورم سبز میشد
No comments yet. Be the first to leave one.