De eerste 200 regels.
هی فرانک! بیا کارو تموم کنیم بریم خونه
چی میگی؟
خب، من یه ساعت دیگه کار دارم
این پسره قراره با من بمونه و بعد من راه و چاه رو بهش نشون میدم
باشه. قبل از اینکه بری در رو واسه من قفل میکنی؟
آخر هفته چهارم جولای، رفیق. باید بجنبیم
آره، آره. خب، چهارم جولای خوبی داشته باشی
و یکشنبه تو باربیکیو میبینمت
حرفشو نزن. با شور و هیجان تمام اونجام
پسر، میخوام یه چیزی بهت بگم و اینو از ته دل میگم
هر اتفاقی هم افتاد، پاشو پای من نذار
بیخیال، فرانک
این برت یه دلقکه
باشه فردی، دنبالم بیا و یه چیزی یاد بگیر
باشه
ما اینجا یه سفارش از دانشکده پزشکی دانشگاه سنت لوئیس داریم
اونا دو اسکلت زن بالغ با دندونای بینقص میخوان
این میشه دو-اِیاِف-پیتی
باشه؟ پس بیا اینجا سمت بخش "اِی"
این "اِی" (A) برای بالغه، میبینی؟ باشه
بعد اون به دو بخش تقسیم میشه
اون به "اِم" (M) برای مرد و "اِف" (F) برای
زن (مونث). آفرین پسر
حالا "پیتی"
حتماً فکر میکنی یعنی "خیلی سخته"، ولی نه، این (یعنی)
دندونهای بینقص. خیلی خوبه
حالا یه کم پشم چوب از اونجا بردار و بذارش تو اون جعبه
برای این خانم کوچولو یه جای خواب نرم و راحت درست کن
باشه
کارت خوبه. میخوایم راحت باشه
حالا کمک کن بذاریمش تو. پاهاشو بگیر
باشه
حالا از اون یونولیتهای پاپکورنی بردار
همهجا پخشش کن
خسیس نباش. عمو برت پولشو میده
بیشتر، فردی، بیشتر. باشه، کافیه
حالا پخشش کن. درسته
داری کار خیلی خوبی انجام میدی. ممنون
تو کار انبارداری موفق میشی
ما این همه اسکلت رو از کجا میاریم؟
اوه، از هند میان. هند؟
پیمان بینالمللیه. همه اسکلتا از هند میان
جدی میگی؟ چرا؟
من از کجا بدونم "چرا"؟
سوال مهم اینه که
این همه اسکلت با دندونای بینقص رو از کجا میارن؟
میخوام یه سوال جدی ازت بپرسم
چند نفر رو میشناسی که میمیرن
با یه دست دندونِ زیبا و بینقص تو دهنشون، ها؟
کسی یادم نمیاد
نه. من فکر میکنم اونجا تو هند یه مزرعه اسکلت هست
وای خدا
بیا دیگه، پسر. دنبالم بیا اینجا
خب، بریم
لازم نیست بگم اینا برای چی هستن
با بام بام بوم
اینجا دستگاههای پروتز داریم، همهجا همینجاست
اون زیر رو نگاه کن. ویلچرا
درسته. اینا عالین
این چیزیه که خیلی وقتها نمیبینی
تو یه آدم خاصی هستی
اینا سگای برش خوردهان. آره، برای دانشکدههای دامپزشکی
اوه، ما کلی سفارش برای سگای برشخورده داریم
این واقعاً باحاله. آره
شوخی نکن، داری یاد میگیری
اینجا، فردی، جاییه که جسدهای تازه رو نگه میداریم
ما اینا رو به دانشکدههای پزشکی میفروشیم
و به ارتش آمریکا برای آزمایشهای بالستیک
خب، یه سلامی بکن
ما معمولاً بیشتر از این موجودی داریم
ولی خب، دوشنبه یه محموله جدید میرسه
مـ معمولاً چند تا جسد اینجاست؟
خب، میدونی، نمیخوای موجودیت زیاد باشه
یه جورایی مثل کار رستوران
نمیخوای موجودیت تازگیشو از دست بده
بهت بگم چیکار میکنم، پسر
بهت یاد میدم چطور این فرمای ارسال رو پر کنی
آماده باش
امشب مهمونی میگیریم یا چی؟ آره، مهمونی میگیریم
خب، کجا؟ کجا مهمونی میگیریم؟
نمیدونم. یه جایی. هی، میتونیم بریم پارک
اوه، نه، نمیتونیم. پلیسا اگه دوباره بریم پارک بهمون شلیک میکنن
و امشب اصلاً حال مردن ندارم
من مرگ رو دوست دارم
من مرگ رو با سکس دوست دارم. تو چی، کیسی؟
تو سکس با مرگ دوست داری؟ آره، پس گورتو گم کن و بمیر
خب، امشب کی مهمونی میگیریم، تینا؟
اوه بچهها، واقعاً باحال میشد
ولی من قراره وقتی فردی کارش تموم میشه، ببینمش
آره، کجا قراره ببینیش؟
تو این انبار لوازم پزشکی که اونجا کار میکنه
اوه، نه، اون کار پیدا کرده؟ چه عوضی
لعنتی، چرا زودتر نگفتی؟
چرا همه با هم نریم دنبال فردی؟
فردی همیشه میدونه کجا میشه مهمونی گرفت
فرانک؟
آره، پسر؟
عجیبترین چیزی که تا حالا اینجا دیدی چی بوده؟
اوه، پسر
من چیزای عجیب زیادی دیدم که میان
و من چیزهای عجیبی دیدم که اتفاق افتاده
اما عجیبترین چیزی که تا حالا دیدم
دیگه آخرش بود
جدی؟ چی بود؟
بذار یه سوال ازت بپرسم، رفیق
اون فیلم «شب مردگان متحرک» رو دیدی؟
آره، آره، همون که جسدها
شروع میکنن آدما رو خوردن، درسته؟
آره. خب، چی شده؟
میدونستی اون فیلم بر اساس یه ماجرای واقعی بوده؟
بابا، داری مسخره میکنی، نه؟
تو عمرم اینقدر جدی نبودم
این که ممکنه نیست
آخه، اونا زامبیهایی رو نشون دادن که دنیا رو گرفتن
اونا همه چیز رو عوض کردن. چیزی که واقعاً اتفاق افتاد این بود که
سال ۱۹۶۹، تو پیتسبورگ، تو بیمارستان V.A
یه نشت شیمیایی اتفاق افتاد
و تمام اون مواد
یه جورایی به سردخونه نشت کرد
و باعث شد همه اون جسدها
یه جورایی انگار که زنده باشن، تکون بخورن
چه ماده شیمیایی؟
اسماش ۲-۴-۵-تریوکسین بود
قرار بود یه جورایی برای پاشیدن روی ماریجوانا یا همچین چیزی استفاده بشه
و شرکت شیمیایی دارو (Darrow)
داشت سعی میکرد اونو برای ارتش توسعه بده
و به اون کسی که فیلم رو ساخت، گفتن
که اگه داستان واقعی رو بگه، پدرش رو درمیارن با شکایت
واسه همین اونم همه واقعیتها رو عوض کرد
خب، پس واقعاً چی شد؟
خب، همهاش رو تعطیل کردن، میدونی
و ارتش تمام اون خاک آلوده رو جابجا کرد
و همه اون جسدها رو هم برد
و اونو مخفی نگه داشتن. ششش
چی؟
خب پس تو از کجا میدونی؟
یه گندکاریِ (fuck-up) معمولی ارتش
بخش حمل و نقل دستورات رو اشتباهی گرفت
و اون جسدها رو فرستادن اینجا
به جای اینکه بفرستن به شرکت شیمیایی دارو
الو؟
آه، سلام عزیزم
اِم، نه، حدود یه ساعت دیگه خونهام
تو، اِم... اون گوشت کبابکرده رو داغ نگه دار، باشه؟
آره، حتماً، منم دوستت دارم عزیزم. آره. بوس، بوس
میخوای ببینیشون؟
ببینمشون؟ جسدها رو؟
چی داری میگی؟
اونا پایین تو زیرزمینن. نه
ول کن. عمراً
هی، حواست به پله سوم باشه. پدر آدم رو درمیاره
یعنی، اونا همینجوری اون جسدها رو آوردن اینجا و ولشون کردن؟
خب، خودت که ارتش رو میشناسی
و این همه مدت اینجا بودن؟
سال، اونطور که یادمه ۱۴
جدی؟
ایناهاش
تو اونجا جسد هست؟
اوه، لعنتی. نگاش کن
میگی اون چیزه زنده بود؟ آره، اونا میگن
اوه خدای من
هی، اینا که نشتی ندارن، نه؟ نشتی؟ عمراً
اینا رو سپاه مهندسی ارتش آمریکا ساخته
اوه، لعنت
سلام عزیزم. روزت چطور بود؟
مثل همیشه، مزخرف
اوه، متاسفم
شام چی داریم؟
غذای مورد علاقهات، دنده گوسفندی
من برای ناهار خوردم
بله، منم، گزارش از ایستگاه ۳ در ساعت ۱۶:۰۰
اِم، در واقع ۱۶:۰۱ دقیقه
تمام غروب خونهام. درسته
زندگی کردن کنار اون تجهیزات همیشه اعصابخردکنه
اونا باید بتونن هر ۲۴ ساعت شبانهروز، هرجا که باشم، به من دسترسی داشته باشن
خودت میدونی
تمام اون وسایل مایکروویو روی فر من تاثیر میذاره
وقتی پیداشون کنیم، میتونی تجهیزات رو ببری بیرون
ولی کِی پیداشون میکنی؟
لعنتی اِتِل، نمیدونم
شاید هیچوقت پیداشون نکنیم
ببین، ما قبلاً همه اینا رو گذروندیم
اونا میتونن هر جایی باشن
اصلاً داریم کجا میریم، لعنتی؟
واسه پارتی! بریم فردی رو برداریم
آه، آره، راستی فردی این روزا چه غلطی میکنه؟
یه کار پیدا کرده. اوه، جدّی؟ چه کاری؟
کارمند انبار شده. آره؟ به نظر یه کار مزخرف میاد
خب، رئیس جمهور آمریکا که نیست
ولی حداقل پول درمیاره که چیز بخره
آه، آره، شاید یه چیزی از من بخره؟
اون از جنس تو خوشش نمیاد، خودکشی
چطور میشه که شماها فقط وقتی یه جایی احتیاج به سواری دارین، پیداتون میشه؟
چون تو یه عوضیِ ترسناک (spooky motherfucker) هستی، خودکشی
اوه، فکر میکنی من ترسناکم، هان؟ چه کوفتی
اوه، چه جای زشت و کریهی
من خوشم میاد. یه حرفی داره. بیا، بریم اون کلهخر رو برداریم
نه. چرا نه؟
ممکنه رئیساش رو بترسونی. خب، این کار خوبی نیست
آره، فکر میکنه ما چی هستیم، عجیبغریب یا همچین چیزی؟
No comments yet. Be the first to leave one.