The O.C.

The O.C.

Download Farsi Persian ondertitel

Seizoen 1

Release informatie

The O C S01E17 1080p AMZN WEB-DL DD+2 0 H 264-SiGMA
Een commentaar door warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 17 The.O.C زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Gepubliceerd op: 2026-01-08
Downloads: 40
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

می‌شناسمت. الیور تراسک

آنچه در مجموعه‌ی «او. سی» گذشت

اگه می‌خوای با دوست‌دخترم باشی، من می‌تونم خونه بمونم

هر کسی که بیشتر از پنج دقیقه منو می‌شناسه

چشم دیدنم رو نداره

چقدر احمقم! سخت نگیر

سندی: روی کاغذ، جولی کوپر

ممکنه در نهایت بشه نامادریت

حتی حرفش رو هم نزن

می‌تونم از اول شروع کنم و یه زندگی تازه داشته باشم

هیچ‌وقت نمی‌خواستم مشاور مالی یا دزد بشم

فکر کنم من و جیمی کوپر بتونیم با هم کار کنیم

اوه، تو مستی

شما دوتا مثل خواهر و برادر می‌مونین

قشنگ می‌تونین با هم فامیل باشین

چی شده؟ فقط کلی قرص خوردم

همین الان داریم می‌ریم، به‌زودی می‌بینمت

رایان: اگه خودکشی نکرده باشه چی؟

داری در مورد چی حرف می‌زنی؟

نذاشت بستریش کنیم

نمی‌تونم امشب همین‌طوری تنهاش بذارم

برو خونه، فردا صبح می‌بینمت

خب، پسره رو متهم کردی که به دروغ نقشه‌ی خودکشی کشیده

نه، نکردم. فقط حرفش رو باور نکردم

آهان، اوکی. سخته که باور کنیم

چنین دلسوزیِ کوری مریسا رو ناراحت کرده

باید بری برای یونیسف کار کنی

بهش اعتماد ندارم. یه چیزی توی الیور... عجیب غریبه

آره، سعی کرد خودکشی کنه

یا شایدم فیلمش بود پسر. در هر صورت، خیلی عجیبه

هر روز انگار من و مریسا

داریم سر این پسره دعوا می‌کنیم، حتی نمی‌دونم چرا

خب رایان، من دختر نیستم، هرچند تابستون‌ها رو

توی کمپ «تاکاهو» می‌گذروندم و این‌طوری صدام می‌کردن

ولی شاید حسادتت داره مانع می‌شه

آره، فقط مسئله اینه که من حسود نیستم

منظورم اینه که، حسود؟ آخه چرا باید حسودی کنم؟

چون الیور وحشتناک پولداره و کلی هم سفر رفته

اون یه آدم شیک‌پوش و باکلاسه، ولی من نیستم

اما از طرف دیگه

دچار افسردگی بالینیه و به دارو هم وابستگی داره

پس می‌دونی، در واقع تهش این به اون در می‌شه

نصیحت منو می‌خوای؟ من اگه بودم با این رفیقه راه می‌اومدم

سعی کن باهاش صلح کنی

شاید حق با توئه

یا، نمی‌دونم، شایدم از دعوا کردن با مریسا لذت می‌بری

جرقه‌ها زده می‌شه، اون مکمل توئه

اونم می‌تونه یه رابطه‌ی جالب باشه

لابد. چطور، مگه تو و آنا دعوا نمی‌کنین؟

نه اصلاً، رایان. سر چی دعوا کنیم آخه؟

علایق و چیزهایی که دوست داریم دقیقاً یکیه

هیچ‌وقت بحث نمی‌کنیم. مسخره‌ست

آره، افتضاح به نظر می‌رسه. هی

ما جفتمون یه مغز داریم

من و مریسا که قطعاً این‌طوری نیستیم

یعنی دارم با نسخه‌ی دخترونه‌ی خودم قرار می‌ذارم؟

من... نمی‌دونم. نمی‌خوام... این چندش‌آوره

راسته

اِ، باید برم. سلام مریسا

کجا بری؟ باید برم با این رفیقه راه بیام

سلام

سلام

چطوری؟ خوبم

الیور چطوره؟

واقعاً می‌خوای بدونی؟ آره، آره، می‌خوام

حالش بده. نمی‌فهمه چرا اون قرص‌ها رو خورد

و اینکه باعث شد من و تو با هم دعوا کنیم

منم نمی‌فهمم

آره، می‌دونم

و می‌دونم که در مورد همه چیز یه کم عجیب رفتار کردم

ولی... اون دوستته

پس دوست منم هست

می‌دونم، نمی‌گم که ممکنه دوباره رفتارم عجیب نشه

اما... می‌خوام تلاشم رو بکنم

می‌خوای باهاش باشی، می‌خوای منم باشم، مشکلی نیست

از مشکلی نیست هم بهتره

این... عالیه

عالی؟ آره، خب

عالی شاید یه کم زیاده‌روی باشه

ولی خب... قطعاً خوبه

ممنون

رایان، مریسا

می‌خوام با دانش‌آموز انتقالی جدیدمون آشناتون کنم

می‌گه دوستای قدیمی هستین

* کالیفرنیا، داریم می‌آیم

* دقیقاً برمی‌گردیم همون‌جایی که ازش شروع کردیم. *

* کالیفرنیا

* کالیفرنیا

* کالی

* کالیفرنیا

* کالیفرنیا

* داریم می‌آیم

اوه، هی، داشتم فکر می‌کردم

شاید بعد از مدرسه بتونیم یه کم «جنگا» بازی کنیم، هوم؟

نه

یا می‌تونیم بریم یه سری کمیک بگیریم

خیلی وقته این کارو نکردیم

باشه، می‌تونیم بریم «ساوث کوست پلازا» و یواشکی مردمو مسخره کنیم

یا... چرا سعی نکنیم یه کار متفاوت انجام بدیم؟

مثل... ببین، چندتا ایده دارم

مسابقه‌ی ماشین‌های عضلانی... چی؟

هوم؟ یا، یا، یا می‌تونیم دفاع شخصی یاد بگیریم

بهش می‌گن «کراو ماگا». سث

کراو ماگا. بیخیال بابا

چیه؟ می‌تونیم بریم سینمای آی‌مکس

و فیلم پرنده‌های مهاجر رو ببینیم

آی‌مکس، آنا؟ ما باحال‌تر از این حرفاییم

ما دیگه این مراحل رو رد کردیم

چطوره جت‌اسکیِ لوک رو برداریم بریم یه دوری بزنیم؟

دارم در مورد ورزش‌های آبی مختلف تحقیق می‌کنم

من پایه‌م

خوبه، وگرنه می‌تونیم در موردش با هم بحث کنیم

نه، فکر کنم خوبه

مهمه که یه تنوعی به کارهامون بدیم

نمی‌خوام حوصله‌مون سر بره. خوبه

چون به نظرم مهمه که همیشه

یه کار تکراری نکنیم، یا مثلاً مثل هم لباس نپوشیم و این حرفا

لعنتی. واو

تو برو سراغ دفاع شخصی، منم می‌رم سراغ ماشین‌ها

قبوله، با هم معامله کردیم

شریک

سلام. سلام

الیور، چه خبر پسر؟ اومدی از «هاربر» بازدید کنی؟

در واقع، الیور از حالا دیگه میاد اینجا

هیچ‌وقت برای شروع دیر نیست

چه سورپرایزی

پس به کسی نگفته بودی؟

خب، فکر نمی‌کردم واقعاً جدی بگی

معلومه. من اینجا بیشتر از مدرسه‌ی قبلیم دوست دارم

آنا: به هر حال، من می‌رم یه دست و رویی بشورم

دوشنبه‌ی ساندویچ تن‌ماهیه و ما عاشق ساندویچ تن‌ماهی هستیم

آره، همین‌طوره. ولی راستش منتظر بودم

بقیه‌ی غذاهای توی منو رو هم امتحان کنم

اوه، خوبه، این... این خوبه، عالیه

فعلاً

مریسا: خب، داشتم فکر می‌کردم الیور رو ببرم

به کتاب‌فروشی، جفتمون الان ساعت آزاد داریم

من و مریسا دقیقاً برنامه‌مون یکیه

چقدر احتمال داشت؟ عجیبه

خوش بگذره

باشه، بیا بریم

بعداً می‌بینمت

بفرما، اینم از ساندویچ تن‌ماهی

ساندویچ تن‌ماهی، رایان. دیگه از چی باید بگذرم؟

الیور میاد اینجا. متوجه شدی؟

داشتم سعی می‌کردم در مورد خودم حرف بزنم، ولی آره متوجه شدم

به نظرت این کاملاً و صد در صد

با دوستش راه بیا. باشه

لطفاً، مطمئنم

حتماً یه توضیح قانع‌کننده‌ای داره

سث

بیخیال

باید برم

سندی: و ساعت ۱۲؟

درسته، اون پسر ۱۶ ساله با سومین پرونده‌ی رانندگی در مستی

ساعت ۶ چی دارم؟

آهان، اون آژانس مسافرتی که تبلیغ دروغین کرده بود

برای ویلای ساحلیِ باهاما. عجب روزی، ممنون کوری

چهار سال حقوق برکلی، ۱۵ سال وکیل تسخیری

پس می‌تونم بشم «قاضی جودی»

ازش خوشم میاد. سخت‌گیره ولی منصفه

برنامه‌های تلویزیونی روزانه رو زیاد می‌بینم

قضیه چیه؟ چه خبره؟

فردا می‌ریم ناهار

نمی‌تونستی پشت تلفن بهم بگی؟

توی «لایت‌هاوس»

لایت‌هاوس برای همیشه بسته شده

راضی‌شون کردم دوباره بازش کنن

می‌تونیم یه نگاهی بهش بندازیم، شاید بخریمش

جدی می‌گی؟ کاملاً. بعداً ازم تشکر کن

پنج تا مارتینی زده بودیم. داشتیم شوخی می‌کردیم

تازه آواز هم می‌خوندیم

یادت باشه، چندتا از پیشخدمت‌ها رو هم از خودت رنجوندی

خب، اون یکی از من خوشش می‌اومد

مست بودی. منظورم دقیقاً همینه

ما نمی‌تونیم رستوران باز کنیم. این دیوانگیه

چرا؟ کجاش دیوانگیه؟

چون ما هیچی از اداره‌ی یه رستوران نمی‌دونیم

بیخیال پسر، تو دو سال لایت‌هاوس رو مدیریت کردی

دو تا تابستون، اونم وقتی توی کالج همیشه مست و پاتیل بودم

اون زمان دهه‌ی ۸۰ بود

بهتره اینو به سرمایه‌گذارها نگی

رستوران‌ها شکست می‌خورن

نه همه‌شون

من سرمایه‌ش رو ندارم

دارم رو اون بخشش کار می‌کنم

ببین، اصلاً وقت مناسبی برای من نیست

خب، دقیقاً منظورم همینه

ببین، اگه زود یه کار جدید پیدا نکنی

ایستگاه بعدی برات فینیکسه

تا جایی که من می‌بینم، چیزی برای از دست دادن نداری

در عوض جفتمون کلی سود می‌کنیم، بیخیال دیگه

فردا می‌بینمت؟

متاسفم. امروز نمی‌تونم بیام ناهار

اما فردا چی؟

الان یه کم سرم شلوغه

حراجیِ «فرد سیگال» شروع شده

داشتم فکر می‌کردم بریم رستوران «نوبو»، یه سفر جاده‌ایِ کوتاه

احتمال این از ناهار هم کمتره

فیلم؟ نه

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left