De eerste 141 regels.
خوش اومدی. خب، چطور بود؟
فقط یه مشت اوباش بودن! هیچ ربطی به سندیکا نداشتن
فقط یه حقوقبگیر ساده بود. اونا فقط پول میخواستن
بیپول و پله رفتن پیش پلیسا
خب، بعدش چی؟
همهتون جنایتکارا رو گرفتین، ولی هیچ خبری از جایزهای که واقعاً دنبالشیم نیست؟
هنوزم برای تمومِ شکایتها از کاغذ استفاده میکنن
لعنتی، فقط دارن اذیتمون میکنن
این یعنی هدر دادنِ منابع باارزش
سرور ایمیل از شدت زیادِ شکایتها از کار افتاده
یه جریانی راه افتاده که از شرکتمون بابت خسارت شکایت کنن
این جایزهبگیرها چه غلطی دارن میکنن؟
همین الانشم یه جایزهی کَلون براش گذاشتیم
بله، اما
آمیگو
تمومِ جایزهبگیرهای منظومهی شمسی، حال و احوالتون چطوره؟
یه بار دیگه، وقتِ برنامهی «بیگ شات» رسید
با خبرهای داغِ امروز شروع میکنیم
عاملِ حملاتِ زنجیرهایِ اخیر به دروازهها رو دستگیر کردن
جدی؟ جایزهاش ۱۲ میلیون «وولانگ» بود، مگه نه؟
ولی نکتهی عجیبش اینه که ۲۰ نفر رو دستگیر کردن
منظورت چیه؟
ظاهراً همهشون رو موقع ارتکابِ جرم گرفتن، ولی هیچکدوم مغزِ متفکر نبودن
پس تا اون مغزِ متفکر رو پیدا نکنی، جایزه بی جایزه؟
معلومه دیگه
ای وای. دلم برای اونایی که مجرمها رو گرفتن میسوزه
آخه چرا این لاتولوتهایی که معمولاً
فقط به سوپرمارکتها دستبرد میزنن، باید به دروازهها حمله کنن؟
شاید توی جرم و جنایت هم مد راه افتاده؟
مثلاً: «دروازههای اَبَرفضا الان بین بچههای مدگرا خیلی رو بورسه!»
حداقل به یه دروازهای چیزی حمله کردی؟
هی، بچهها
چطوره اطلاعاتی که هر کدوممون داریم رو با هم رد و بدل کنیم؟
و جایزه رو سه تایی تقسیم کنیم
منظورت چیه؟
خودت این بازی رو راه انداختی
گفتی باید خودمون تنهایی روی این پرونده تحقیق کنیم
اینم گفتی که رقابتِ گهگاهی بین رفقا برامون خوبه
بیخیال، مبلغِ جایزه باعث شده حافظهات رو از دست بدی؟
چی؟ شماها هم خودتون خیلی مشتاقِ این ایده بودید
آخرِ سر، همهمون میخواستیم جایزه رو برای خودمون برداریم، مگه نه؟
توی این مورد، هر ۲۰ تا پرونده دقیقاً مثل هم انجام شده
همهشون به باجهی عوارضی نفوذ کردن
با مهارتِ تمام، واحدِ هک رو وصل کردن
و دقیقاً همون لحظهای که سفینههای عبوری برای پرداختِ عوارض
به باجه وصل میشن
کلِ موجودیِ کارت اعتباریشون رو میزنن
تازه، اون واحدِ هک بهصورت خودکار اطلاعاتِ پولی که دزدیده بود رو میفرستاد
بلافاصله همهی پولها رو توی یه بانک در «اروپا» پولشویی میکنه
اینجوری ردگیریِ اینکه پول کجا رفته غیرممکن میشه
مجرمهایی که حین ارتکابِ جرم دستگیر شدن، هیچ وجهِ اشتراکی با هم ندارن
نه سن، نه جنسیت، نه ملیت، نه مذهب و نه حتی سابقهی کیفری
از اون گذشته، هیچکدومشون حتی یه قِرون از پولی که مثلاً دزدیدن رو ندارن
خب، این کلِ چیزی بود که من میدونستم
تو چی؟
اون یاریی که من خفتش کردم میگفت
که فقط داشته طبقِ دستوراتِ یه کتابچهی راهنما که پستی خریده بوده عمل میکرده
شاید بقیه هم همون راهنما رو میخوندن
راهنما؟
اینه
«یه نرمافزار جدید برای حمایت از مجرمین.»
«همین الان، با یه قیمتِ استثنایی. با قیمتِ اولیهی ناچیزِ...»
«...۳۰ هزار وولانگ، شما هم میتونید ثروتمند شید!»
این دیگه چه صیغهایه؟
این روزا دزد بودن هم دیگه راحت نیست
مطمئنم هستن کسایی که برای کمک، دنبالِ کتابچهی راهنما باشن
حالا این شرکتِ فروشِ پستی کجاست؟
یه فروشگاهِ اینترنتیه، برای همین نمیدونم جاش کجا بود
تازه، فروشگاهه دیگه تعطیل شده
اسپایک، تو چی؟
اون واحدِ هکی که روی دروازهها کار گذاشته بودن، یه چیزی بود که
نمیشد ساختش مگر اینکه سیستم رو مثل کفِ دستت میشناختی
مغزِ متفکر احتمالاً کسیه که با شرکتِ دروازه یه سر و سِری داره
حسم این بود و روی همین قضیه تحقیق کردم
برنامهنویسها مشکوک میزدن
ولی یهو آدمهای شرکتِ دروازه دیگه همکاری نکردن
انگار یه چیزایی میدونستن ولی نمیخواستن ما بویی ببریم
مُردی؟
کجا بودیم؟
خب، گمانم فعلاً اینها تنها سرنخهاییان که داریم
اونو بده به من
بده من
آره
این یه کارتریجِ حافظه برای شطرنج بازی کردن توی شبکه است
توی حافظهی این قطعه، یه مسابقه ثبت شده
و وقتی فشارش بدی، به شبکه وصل میشه
میبینی؟
و این ربطی به این اتفاقات داره؟
اصلاً و ابداً
شاید همهی اینها فقط یه بازیه
فعلاً، به بازی کردن با اون حریف ادامه بده
آره
منم میرم یه بار دیگه با شرکت صحبت کنم
ببینم
ده، بیست، سی، چهل
بازی شروع شد
یه جایزهبگیرِ دیگه؟ برام مهم نیست، بفرستش بره
ولی داره دربارهی یه برنامهنویسِ عشقِ شطرنج میپرسه
چی؟
جت
چی شده جاناتان؟ تو هم یکی دیگه از اونایی بودی که
این همه به خودش زحمت داد تا آخرش هیچی گیرش نیاد؟
این قضیه به این سادگیها نیست
فکر میکنم ما تمامِ اطلاعات رو در اختیارتون گذاشتیم
دیگه چی میخوای بدونی؟
ببخشید، ولی سیگار کشیدن توی این ساختمون ممنوعه
خیلی معذرت میخوام
راستش یه چیزی داشتم که میخواستم ببینید
چی هست؟
این یه بازیِ از پیش برنامهریزی شده است
شما توی شرکتِ دروازه باید بدونید معنیش چیه
منظورم اینه که جایزه گذاشتن برای یه مغزِ متفکر که حتی مطمئن نیستیم وجود داره
نشون میده اون کسیه که نمیخواید پلیس ازش بویی ببره، مگه نه؟
جایزهبگیرها فقط باید دنبالِ جایزهشون باشن
نمیدونم کی هستی یا قبلاً برای پلیس
کار میکردی یا نه، ولی بهتره پرسوجو نکنی
داره میره خونه
مطمئن شو با احترام به بیرون راهنمایی بشه
لعنت به این قراضهی پیر
فکر کنم خطرش برامون خیلی زیاده
اگه این قضیه بین مردم پخش بشه
من کاملاً از خطری که تهدیدمون میکنه آگاهم
اگه نگیریمش، اوضاع فقط بدتر میشه
اما چرا یه شبح از ۵۰ سال پیش، الان برگشته؟
فکرشو بکن، به همه یه مهرهی شطرنج داده
«هِکس»، استادِ شطرنج
پس این بازیای بود که اون راه انداخته
هِکس، استادِ شطرنج
فایده نداره. به جز دادههای شطرنج چیزی توش نیست
در عجبم که میخواستن با این چی کار کنن
اگه محتواش معنایی نداره، شاید خودِ مهرهها پیام باشن
عالیه، عالی
اسپایک، یه اسم پیدا کردم. میتونی آمارِ طرف رو دربیاری؟
ممکنه مغزِ متفکرِ کلِ این قضایا اون باشه
هی، اِد
اِد الان خیلی سرش شلوغه
اینجا، اینجا
کیش و مات
یا حداقل اینطور فکر میکردی
شاه و رخت رو دوشاخه میکنم
واقعاً! این طرف یا یه احمقه یا یه نابغه
No comments yet. Be the first to leave one.