De eerste 149 regels.
میتونم اونو با بقیشون نابود کنم!
اون چیه؟
این نایت گیر من، اژدهای کورنایه!
کی گفت میتونین شورش کنین؟
بانو کورنای رو عصبانی کردین
اسم من آرسناله!
وایز، این لباس جنگی اسلحه ی جدیدیه که دربارش میگفتی؟
من آرسنالم
این صدای وایز سانه. باید یه اسکن تشخیص صدا انجام بدم؟
من آرسنالم
تو اولین چپتر تو افسانه ی آرسنال میشی!
افسانه ی من از اینجا شروع میشه!
احمق منحرف!
و افسانه شروع شد
چی؟ چطور این اتفاق افتاد؟
زودباش لباس بپوش!
با دامنت حلش میکنم! بده بیاد!
زده به سرت؟
التماست میکنم!
اونوقت همه لباس زیرمو میبینن!
سرقت!
چه خاکی بریزم؟ من ...
اون پیری رو جرواجرش میکنم!
هی! نمیتونم اینجوری ادامه بدم وقتی همه اینجوری نگام میکنن
منم الان توی یه وضعیت خیلی ناراحت کننده م
خیلی عالی بود آقا باکو رو خوب ترکوندی
کی به اون اهمیت میده! یکم لباس بده من!
توی اون انبار لباس هست
اسلحه هم هست. خودت برو
تجهیزات جنگی برای زن ها هم هس؟
معلومه! اونجا که میرین برای ما هم مهمات اضافی بیارین
خب برای شیکی و هومورا چه اتفاقی افتاد؟
بذار ببینم یه انسان چه مدت میتونه وزن این هیولا رو تحمل کنه!
لِهِت میکنم!
میزنم گوشت لهیده و خونیت میکنم!
TAKING UP THE TORCH
این رباته چه مرگشه؟ نمیتونم سبک ترش کنم!
قدرتت از اترگیر میاد، درسته؟
اژدهای کورنای یه پوشش اتر داره
که اینطور. پس زمین رو سنگین تر میکنم!
فکنم سطح رو شکستیم!
یه شهر زیر این سطحه!
اینجا منطقه ی کارگریه!
اون جای نفرت انگیز!
چی شد؟
اگه نمیتونم جاذبه ی این ربات تغییر بدم
پس خودمو سنگین تر میکنم!
تقویت کننده ها از بین رفتن!
اما شاسی اصلی آسیبی ندیده
تقریبا اینجایی!
حالا به هومورا نزدیک تری!
قسم خوردم ببرمت پیشش!
انتظار داری تجدید دیدار راه بندازی؟
یا شاید انتظار داری اون خشمشو روی مادرش خالی کنه؟
اصلا به هیچکدوم اینا اهمیت نمیدم!
وارث خواسته ی والکیری میشم!
مسخره س!
مسخره س! مسخره س!
خواسته ی یه ماشین مُرده؟
منو نخندون!
فکر میکنی یه ماشین قلب داره؟ احساس داره و عشق میورزه؟
تو و آرمانای خیالی و احمقانه ـت
دارین دنیا رو خراب میکنین!
نمیتونی با واقعیت کنار بیای!
خب تو فکر میکنی بزرگسالایی که با واقعیت روبرو هستن دنیا رو بهتر میکنن؟
غیرممکنه!
اون به بدنه ی با پوشش اتر آسیب زد!
لعنت بهش!
مشتش با جاذبه قدرت گرفت
بعد توی لحظه ی آخر اترشو غیرفعال کرد
اون دست خودشو فدا کرد!
کاملا مطمئنم که تو دنیا رو بهتر نمیکنی!
حداقل از این منطقه ی کارگری قضاوت کن!
میگی والکیری مُرده؟
پس چطور از این کیهان خارج شیم؟
تازه به ویچ و بقیه چطور بگیم؟
هارمیت خیلی دلش میخواس اونو ببینه ...
مشتاقانه منتظر دیدن استادمم
همینطور هومورا ...
هومورا ...
درهرصورت، باید روی وضعیت فعلی تمرکز کنیم
خوشم اومد. حرکت تو این لباسا راحته
ربکا سان، هپی سان مشکل داره
متأسفم. اترم خالی شده
یکم استراحت کن
از تفنگای اینجا استفاده میکنم
چی؟
هی، ربکا! نمیتونم در رو باز کنم!
چی؟
من درِ این اسلحه خونه رو قفل کردم
تمام درای داخلی هم همینطور
کی اونجاس؟
تمام اسلحه های اینجا تحت کنترل ماس
عاقل باش تا صدمه نبینی
--نینو! --ربکا؟
چیکار میکنی؟
هی! یه نفر دیگه م اونجاس؟
فقط دارم کارمو میکنم
اومدم اینجا اسلحه خونه رو که برای جنگیدن با استونزهاس قفل کنم
اما اگه اینکارو بکنی هیچکس نمیتونه بجنگه!
خب، اینم درسته
نینو! فکر میکردم آدم خوبی بودی!
گفتم که، برای بانو کورنای کار میکنم
و اینکه، انیمه دنیا رو نجات میده
چطور میتونی به مردم بیگناه صدمه بزنی؟
هرکی اینجاس یه جنایتکاره
باورم نمیشه "جنایت" کسب و کار باشه!
شیکی و هومورا بخاطر شکست دادن سارقین به اینجا فرستاده شدن!
کاریش نمیشه کرد این قوانین رو بانو کورنای ساخته
توی این سیاره، هیچکس نمیتونه ازش سرپیچی کنه
هی! اونجا چه خبره، ربکا؟
اما اینطور نیس که ما غریبه ایم
اینجا بمون تا ما کنترل کامل رو بدست بگیرم، بعد میذارم بری
حتماً شوخیت گرفته!
اگه اسلحه و مهمات نبرم مردمی که دارن میجنگن
کشته میشن!
پس اینطوریه؟
تکون نخور!
حالا که کار به اینجا رسید چاره ای ندارم
من مشت بهشتی، نینو هستم و شکستت میدم!
مشت بهشتی
اونا بازوهای سایبرنتیک اتر هستن!
نینو، نمیخوام باهات بجنگم
اگه نمیخوای بجنگی، نمیتونی دنیا رو نجات بدی!
میدونم آدم خوبی هستی
و بعنوان یه فالوور بی کیوبر بهت احترام میذارم
نمیخوام باهات بجنگم
لعنتی! اگه فقط یکم قدرت برام مونده بود،
باز کردن این قفل اکترونیکی آسون میشد
اون بازوها با اتر ساخته شدن
نگران نباش. فقط با یه مشت کار رو تموم میکنم
با مشت اترگیرم، بازوی روح!
مشتش بهم میخورد، میمردم!
باور کنی یا نه، دارم جلوی خودمو میگیرم
اینو بگیر!
نینو!
تفنگ روی من کار نمیکنه
صبرکن، این احساس ...
انگار آشناس
ربکا سان! چرا سرجات وایسادی؟
دارم با ...
یه بی کیوبر روبرو میشم که با مشتاش میجنگه ...
و تفنگ روش کار نمیکنه ...
ربکا سان!
این کجا بود؟
درسته
توی میدون میلدیان
یوچی سان!
این مبارزه مثل اون یکیه!
No comments yet. Be the first to leave one.