Britannia

Britannia

Download Farsi Persian ondertitel

Seizoen 1

Release informatie

Britannia S01E09 WEB H264-DEFLATE
Britannia S01E09 720p WEB H264-DEFLATE 1080p
Britannia S01E09 AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-NTb
Britannia S01E09 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb 1080p
Een commentaar door Naser_69
► ناصر اسماعیلی و علی‌اکبر دوست‌دار | DibaMoviez.Com , Mxsub.Net ◄

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
1080
Gepubliceerd op: 2018-02-01
Downloads: 23
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

‫سفر خیلی مهمی در پیش داری دخترکم

‫من آماده نیستم

‫اون‌ها تو رو فرا می‌خونن کیت

‫می‌دونی باید چیکار کنی

‫برای من. برای ایسلین. برای هممون

‫حالا بهم گوش کن ‫تو همونی

‫تویی. حالا برو

‫امروز اینجا اشتباه بزرگی مرتکب شدی

‫به رگنی پیغام بفرستین،

‫می‌تونن محاصره‌شون رو شروع کنن

‫چهار ماه شده

‫شاید وقتشه مذاکره کنیم

‫با تخمام مذاکره کنن

‫از این به بعد، بذار بگیم یه قرار دیگه می‌ذاریم

‫تو از من دور بمون و منم ازت دور می‌مونم

‫خدایان معامله نمیکنن روم ‫خدایان معامله نمیکنن

‫بذار یه چیز دیگه هم درباره‌ی پیشگویی بهت بگم ‫میخوای بدونی اتفاق بعدی چیه؟

‫بهت میگم

‫لوکا، در جنونش، سه هل‌هاوند رو آزاد میکنه

‫تا برگزیده رو تعقیب کنن

‫تلاشت رو یکم بیشتر کن

‫چون این یه بازی نیست

‫من اندازه‌ی کافی قوی نیستم

‫هر اتفاقی که قرار بود بیفته ‫قرار نیست بخاطر من اتفاق بیفته

‫منو به دنیای مردگان ببر

‫لعنتی

‫اشتباه می‌کردم

‫صدای ماه شب یلدا دیشب بلند بود

‫هر چه بالاتر پرواز می‌کردم، بلندتر صحبت می‌کرد

‫ماه چی گفت؟

‫مهاجم باید به پیروزی‌هاش برسه

‫در افتخاراتش مستش میکنن

‫اون چیه؟

‫این...

‫این تنها امید ماست

‫تو کی هستی؟

‫من مرگم

‫ترجمه از ناصر اسماعیلی و علی‌اکبر دوست‌دار

::. ارائه‌ای مشترک از دیبامووی و ام‌ایکس‌ساب .::

‫پیش بقیه دفنش کنین

‫ویتوس!

‫از وقتی اینجا اومدیم، تو شجاعت،

‫خِرَد، و چابکی نشون دادی

‫و بخاطر ناپدید شدن تاسف‌بار سرفرمانده‌ی سابق ما

‫من تو رو به اون رتبه ارتقا میدم

‫تبریک میگم. دنبالم بیا

‫ممنونم ژنرال

‫خوش اومدی ژنرال اُلس

‫امروز بنظر خوشحال میای

‫شنیدم کنتی داره کاه و عن موش می‌خوره

‫دختره کارش تمومه

‫آره، بوی پیروزی ‫این حس رو دوست داریم

‫پیروزی‌مون

‫هیچوقت وقتی یه متحدم پیروز میشه رو فراموش نمیکنم

‫خوشگل پسرم کو؟

‫سرفرمانده لوسیوس والیدوس دیگه همراه ما نیستن

‫سرفرمانده‌ی جدیدمون رو معرفی میکنم، ویتوس

‫چه شرم‌آور

‫ترجیح می‌دادم برای محکم کردن ‫اتحادمون، اون بینمون باشه. چی شد؟

‫برای مدتی خودش نبود

‫فکر کنم دلش هوای قاهره کرده بود

‫پس دلم براش تنگ میشه

‫آره، ویتوس رو مجبور نکن پات رو ببوسه

‫روز اولشه

‫نگران نباش

‫آروم مطیعش میکنم

‫وقتی محاصره نتیجه بده،

‫برای رگنی دنیای جدیدی شکل می‌گیره

‫بهمین خاطر امروز خواستار ‫حضور گرمت در اینجا بودم

‫می‌خواستم شرایط تسلیم رو روشن کنم

‫شرایط ساده هستن

‫قلعه مال من، زمین‌ها مال تو

‫و خود کنتی‌ها؟

‫مال تو

‫البته تحت حفاظت نهایی امپراطور

‫حالا، می‌بینی، بخش مبهمش اینجاست

‫مردم ما روش‌هایی برای اینکار دارن

‫روش‌های مقّدس

‫تا قربانی خونی نگرفته باشم،

‫این جنگ رو نبردم

‫ادامه بده

‫سر پونصد نفر از کنتی

‫جنگجوهاش

‫تا خدایانمون رو خشنود کنیم

‫فکر می‌کردیم دنبال سر کرا هستی

‫هستم. خدایان خواست خودشون رو دارن

‫اگه کنتی اینو می‌دونه، چرا باید تسلیم بشن؟

‫اگه تسلیم نشن، همشون رو سر می‌بریم

‫اونا هم همینکارو با ما می‌کردن

‫شما هم با این خدایان عصبانی‌تون

‫چی فکر میکنی؟

‫کفایت میکنه

‫دوست دارم الان قیافه‌ی موقرمزی رو ببینم

‫بنظر پایان نزدیکه

‫چه حکومت کوتاهی

‫اینهمه با پدرت جنگیدی، ‫و در پایان چی عوض شد؟

‫شانس این رو داشتی تا با رومی‌ها صحبت کنی،

‫آینده رو شکل بدی

‫و در عوض، در رو بستی ‫گرسنگی کشیدن مردمت رو دیدی

‫خیلی بهش حس غرور...

‫اگه اومدی منو عذاب بدی داری وقتت رو تلف میکنی

‫اومدم بهت اخطار بدم

‫لیندن بود که انبار غله رو آتیش زد

‫- خودم دیدمش ‫- دروغ میگی

‫- اون جاسوس ملکه آنتیدیاست ‫- مزخرف میگی

‫خیلی مثل باباتی

‫مثل شب کوری

‫و حالا...

‫- گرسنه‌ای؟ ‫- سیکتیر بابا

‫من ازت نمی‌ترسم هل‌هاوند

‫این چیزیه که هستی، مگه نه؟

‫نمیخوای بدونی چطوری می‌دونم؟

‫من دختر کوچوله‌ئه هستم

‫من و اسبم امیدوار بودیم کوچیک‌تر باشی

‫پس از پیشگویی خبر داری

‫منو میبری پیشش مگه نه؟ ‫درست میگم، مگه نه؟

‫اون بهت پول میده

‫سه چیز

‫یک، دوباره بهم بد دهنی کنی،

‫این قسمت پایینیت رو می‌برم،

‫و فقط این تیکه‌ی بالایی رو میبَرم

‫دو، اشتباهی برداشت نکن

‫واقعاً به هیچ جام نیست تو کی هستی

‫نه بیشتر از صد نفر قبلی،

‫پس بهم نگو چقدر کوچیک و مهمی

‫و سه،

‫کی گفته من تو رو پیش رومی‌ها میبَرم؟

‫باید همه رو داخل جا بدیم

‫البته، ولی بدون غذا...

‫گروه‌های مهاجم می‌فرستیم بیرون

‫ما محاصره شدیم

‫چاره‌ای نداریم

‫اونا منتظرن تا دقیقاً همینکارو بکنیم

‫هر کسی بره بیرون....

‫چند تا جنگجو برمی‌دارم ‫ببینم چیکار می‌تونم بکنم

‫- ولی باید تا نیمه‌شب صبر کنیم ‫- ممنونم

‫اراون

‫اون کجاست؟

‫سوکلوس...

‫از مسیر تو رد شده؟

‫تالیسین...

‫از الان دارن اسمش رو می‌خونن؟

‫اگر نفس میکشه...

‫نشونم بدید کجاست

‫نشونم بدید

‫خدایان هوا، و رود و طلمت زیرین،

‫او کجاست؟

‫البته

‫حمد اپونا را

‫ممنون بابت این غذایی که به ما ارزانی داشتی

‫دیروز، بیرون چادر که داشتم خودم رو می‌شستم

‫یه بچه نشست،

‫و درست کنارم رید

‫بهم گفتی

‫و دیروز نبود، یه روز قبلش بود

‫این‌ها تنها مردمانی هستن که ‫خدایان باهاشون صحبت میکنن

‫اینم گفتی

‫بعدش سرت رو تکون دادی،

‫و گفتی: "یکی داره...

‫یکی داره میخنده

‫و من گفتم،

‫"اون‌ها ساده زندگی میکنن

‫و وانمود نمیکنن چیزی جز یه انسان ساده باشن

‫و یه انسان ساده فقط یه پتو و غذا نیاز داره"

‫چهار ماه شد،

‫و هنوز با ما حرف نمی‌زنه

‫نمیخوای نگران بشی؟ چون من شدم

‫طبیعت عجله نمیکنه

‫حتی سلام هم نکرده

‫حتی از چادرش هم بیرون نمیاد،

‫و وقتی میاد، چشماش اینطورین

‫شرط می‌بندم حتی نمی‌دونه ما اینجاییم

‫می‌دونه

‫چی، اون الهه‌ها رو ساخته، آره؟

‫کاری نمی‌کنه؟

‫تو شاید کاری نکنی

‫من مشغول ساخت آینده‌ام

‫میخوای بذاری توش؟

‫از من نترس

‫تا دنیا اومدن بچه نمی‌تونی توی من بذاری

‫هممون اینو می‌دونیم، ممنونم

‫می‌تونی جفتمون رو داشته باشی

‫اشتباه برداشت نکنین

‫جوابم مثل دیروزه

‫هر جور راحتی

‫اگه نظرت عوض شد...

‫ممنونم

‫دیگه نمی‌تونم اینجا بمونم

‫اون می‌دونه ما اینجاییم

‫بعدشم،

‫اون ما رو فرا نخونده،

‫خدایان خوندن

‫منو بکش جادوگر!

‫باز کن

‫نفس بکش

‫هی!

‫برو گمشو! کیش!

‫اینجا نرین که!

‫کیش!

‫برو یه جا دیگه برین!

More Farsi Persian subtitles for Britannia

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left