De eerste 200 regels.
ها ها ها
یه دست دیگه بازی کنم، بانک رو خالی میکنم
اوه، عزیزم
کار و بار صدام میزنه
اینا رو برام گرم نگه دار... تاسها رو هم همینطور
گرفتی چی شد؟
منظورم ممههات بود
۰۰۷، پس اینجایی
زود باش، وقت زیادی ندارم
باید فرمول مخفی رو پس بگیری
باید قبل از اینکه دست آمریکاییها بهش برسه، مال ما بشه
حالا دیگه میدونم
مامور خائن رو پیدا کن، به دار و دستهش نفوذ کن، فرمول مخفی رو
بدزد، دستگیر شو، با مرگ حتمی روبرو شو، و از این جور چرت و پرتا
و بل بل بل
دقیقاً، جیمز
ولی اگه از قبل میدونی، پس چرا گفتی بیام اینجا؟
فقط واسه اینکه از انجام این کار
لذت ببرم
حالا دیگه تو سالاری، داداش
خب، متأسفانه باید بگم که
جیبم رو خالی کردی
دیگه پولی ندارم، مگه اینکه بخوام یه چیز دیگه بهت بدم
آقا
بلک داینامایت: داینامایت
بلک داینامایت
و خانمی، پیشنهاد دادنِ "یه چیز دیگه" به بلک داینامایت
مثل اینه که بخوای به "غول سبز مهربون"
ذرت یخزده تعارف کنی
مگه اینکه یه چیز خاص تو چنته داشته باشی، دوشیزه
مورهِد
گیوینیا مورهِد
بلک داینامایت: هومممم
درباره چقدر "بیشتر" حرف میزنیم؟
بلک داینامایت، تو اینجا چه غلطی میکنی؟
فکر کردم دیگه با این جاسوسهای مخفیِ
سفیدپوستِ الدنگِ سیا نمیپری؟
بلک داینامایت: نمیپرم
فعلاً دارم با این تاسها ور میرم
حالا اگه اجازه بدی، باید برم یکم مایه به جیب بزنم
اوه
خب، بلک داینامایت، به نظر میرسه که تو تا حدودی
معرکهای، ولی از هر لحاظ مردی
دوشیزه مورهِد
عقلت رو از دست دادی؟
این بازیِ من بود، این خانمم با منه
بلک داینامایت: با تو "بود"
دافِت منو انتخاب کرد
حالا یا میتونیم مثل آدمحسابیها حلش کنیم، یا بریم تو
فاز گنگستری، حالا هر اسمی که داری
باند هستم، جیمز باند
خیلی خوب هم یادت میاد، مرتیکه
بلک داینامایت: آره، مگه میشه یادم بره؟
تو دومین "باند جیمز باندی" هستی که امشب دیدم
ببین رفیق، من باندم، جیمز باند
من باندم، جیمز باند
فقط یه دونه از من وجود داره
خانمها، بلک داینامایت فقط یه قانون داره
حالا، اگه احیاناً فردا صبح موقعی که دارم
لباس میپوشم بیدار بودین، بقیهی زنیکهها رو بیدار نکنین
این هفته
کریم کورن: آره! ها
دیوید کارادین مثل نسخهی چینیِ چاک نوریسه
بلک داینامایت
ریویرای فرانسه چطور بود؟
بلک داینامایت: خودت که میدونی؛ جیمز باند و دافبازی و قمار و
از اینجور کثافتکاریها. همون همیشگی
این دیگه چه بوی گندیه؟
هانی بی: این بوی من و دستور پخت جدید "باربیکیوی دافِ سوگلیام" هستش
واسه مسابقات سالانهی قهرمانیِ باربیکیوی جهان
مسابقات
سال پشت سر هم باختم ۱۰
ولی امسال، یه خوابی براشون دیدم که دهنشون سرویس شه
بیا، امتحانش کن
دهنتو باز کن
بچش. بچش دیگه
بلک داینامایت: اِ، نـ... نه مرسی "بی"
همین چند وقت پیش بالا آوردم
اِ، هی، دارین چی تماشا میکنین؟
کریم کورن: خفنترین اعجوبهی چینی که تا حالا رو این
کرهی خاکی با کمربند مشکی و صندل راه رفته
سریال "کونگفو" با بازی "دیوید کارادین"
بولهورن: پسر، اگه کسی پا روی دُمِ اون
"کوای چانگ کین" بیناموس بذاره، بدجوری روزگارش سیاه میشه
کریم کورن: اون هر چی بلد بودم رو بهم یاد داد
فقط فکرِ جنگیدن باهاش باعث میشه دودولم جمع شه بره توی
بدنم
و اگه کسی بتونه اینجوری آلتِ منو بفرسته تو شکمم
حتماً استاد واقعیِ کونگفویه
بلک داینامایت: بابا همهش چرت و پرته
اون نه کونگفویه، نه اون یارو چینیه
تازه، اصلاً قرار نبود اون سفیدپوستِ کُند جاش بازی کنه
این سریال رو "بروس لی" ساخت، ولی کلهگندهها ازش دزدیدنش
و یه یاروی گچی رو جاش گذاشتن، درست مثل همون کاری که با حضرت عیسی کردن
خب "کریم کورن"، اگه میخوای یه ذره کونگفوی واقعی یاد بگیری، دنبال
من بیا
بولهورن: هانی بی، این باربیکیوئه یا یه مشت کثافته که
تازه دفع کردی؟ در هر صورت، لطفاً این
دندههای کذایی رو بردار ببر عقب
وقتش رسیده که کونگفوی مخصوص خودتو یاد بگیری
اینطوری دیگه مجبور نیستی از کونگفوی اون سفیدپوستِ چینی
استفاده کنی
میخوایم با یه سری خزعبلاتِ پایه شروع کنیم
یه جور دفاع شخصی که حتی یه فاحشه یا یه یتیم هم بتونه انجامش بده
پنیِ یتیمِ کوچولو، به یه داوطلب نیاز دارم
کریم کورن: ها
انتظار داری با این یتیمِ فسقلی تمرین کنم؟
بلک دینامیت: خب پنی، میخوام تصور کنی
که کریم کورن مامانت رو دزدیده
کریم کورن: بیخیال بلک دینامیت، تو باید
هیاااا
آااااخ
بلک دینامیت: خب
عالی بود، پنیِ یتیمِ کوچولو
ببین کریم کورن، بیضهها اولین جاییه که یه یتیمِ
بیپناه به یه مردِ گنده لگد میزنه
باید همیشه مواظب بیضههات باشی، مهم نیست که چقدر
ریز یا بیمو باشن
صبر کن. یه لحظه وایسا
خب، همه آروم باشن
هانی بی، باز بوی دندههای توئه
یا بلک دینامیت بوی دردسر حس میکنه؟
یا بلک دینامیت بوی دردسر حس میکنه؟
آااای نفسکش
بلک دینامیت، هه... میبینم که اون لگد چرخشیت هنوزم
بدجوری کارسازه
بلک دینامیت: دنیس فلین، بلک دینامیت به شما
سفیدپوستهای الدنگِ "سیا" درباره قطع کردنِ کونگفوش چی گفته بود؟
ااا، هیچی بلک دینامیت
بهمون گفتی که هیچوقت خلوت کردنهات با زنها رو به هم نزنیم
بازجوییهات و طنابزدنت رو هم همینطور، اما هیچوقت درباره
کونگفوت چیزی نگفتی
شاید اون یکی دیگه بوده
بلک دینامیت: خب، از این به بعد، کونگفوی من رو هم به
لیستِ مزخرفاتِ "سیا" که نباید وسطش بپرید اضافه کن
حالیته؟
بسیار خب
بلک دینامیت، این موضوع درباره "نام"ـه
یعنی همون ویتنام، یا همون نام، یا همون ویتنام
بلک دینامیت: آره، ویتنامهایِ پیرِ دوستداشتنی
هر چهارتا اون جا رو مثل روزِ روشن یادمه
جنگها، جنگل، اسلحهها
مثل یه رویا بود
هنوز بوی ترکشها زیر دماغمه
کرمکورن: اونکه بوی ترکش نیست
فکر کنم بوی کبابِ هانیبیـه... آخ
ببین، میدونم چقدر دلت واسه ویتنام تنگ شده، بلک داینامایت
ما هم درست قبل از اینکه بتونی اون کارِ نشدنی رو انجام بدی، بساط رو جمع کردیم
که خب میدونیم از پسش برمیای، اما بهت نیاز داریم
بلک داینامایت
نیاز داریم که برگردی به ویتنام
بلک داینامایت، ویتنام چیه؟
بلک داینامایت: سوالیه که ممکنه یه بچه بپرسه، اما
یه سوال بچهگونه نیست
با این حال، پنی، بلک داینامایت ازت میخواد وقتی
بزرگترها دارن حرف میزنن، خفهخون بگیری، ردیفه؟
حالا، دنیس فلین، فکر کنم تا حالا کلی بهتون فهمونده بودم که از شما سفیدبرفیها
بیزارم. اما این یکی رو مطمئنم که بهت گفتم
بلک داینامایت دیگه با شما سفیدپوستایِ دوزاریِ سیآیاِی
کاری نداره
بحثِ سفیدپوستا یا حرفایی که بهمون زدی نیست
بلک داینامایت
بحث سرِ اینه
بلک داینامایت: بهترین رفیقم تو ویتنام، لری تورو
روحش شاد
نه، اون نه روحش شاده و نه یه جا بند میشه
در واقع، اون داره تو دلِ جنگل، تنهایی
جنگِ شخصیِ خودشو علیه ویتکنگها پیش میبره
بلک داینامایت: محاله
لری وقتی داشت رولت روسی بازی میکرد، مغز خودشو ترکوند
بعدش اونا با رودههای خودش دارش زدن و انداختنش توی
شنِ روان
حالش خوب شد
اون «چارلی»هایی که گروگان گرفته بودنش رو نفله کرد و با کمکِ
یه سس باربیکیو خونگی همهشون رو لمبوند، و حالا واسه مردمِ جنگل
حکمِ خدای باربیکیو رو داره
هانیبی: لعنتی، پس عجب سسِ معرکهای بوده
ما دسته دسته سفیدپوست فرستادیم تا تورو رو پیدا کنن
همهشون توی کیسه جسد برگشتن، دست و پا بریده، در حالی که
ردِ سس باربیکیو روشون بوده
اون میخواد جنگ ویتنام رو دوباره راه بندازه و داره واسه این کار
ارتشِ خودشو میسازه
بلک داینامایت، فقط تو میتونی پیداش کنی و با
یه انتقامِ سخت، کلکشو بکنی
بلک داینامایت: بلک داینامایت رفیقاشو
سر به نیست نمیکنه
شیرفهم شد؟
مخصوصاً اونایی که فکر میکرد غزل خداحافظی رو خوندن و
بعداً فهمیده که هنوز زندهان
خب، اگه تو این کارو نکنی بلک داینامایت، دولت
کل جنگل رو با بمب ناپالم به آتیش میکشه
و اون رفیقت هم مثل کبابِ برشته، جزغاله میشه
بلک داینامایت: لعنت بهت دنیس فلین، تو خوب بلدی چطور
تا دستِ بلک داینامایت رو از پشت ببنده و
مجبورش کنه به غلط کردن بیفته
اما این چیزی که میخوام بگم رو عوض نمیکنه
میدونم، میدونم
میگی "بزن به چاک"، میگی "هرری"
داری اشتباه بزرگی میکنی بلک داینامایت
انگار این دومین باری میشه که ولش کردی تا
No comments yet. Be the first to leave one.