De eerste 200 regels.
گرسنهتونه؟ پرسیدم، گرسنهتونه؟
چون امروز روز شانستونه. جیرهها رسید
بیاید اینجا بالا
بجنبید، راه بیفتید! زود باشید
بیا دیگه! میتونی برسی
آره، همینطور بیا بالا
بیا بالا دیگه
بفرمایید، رسیدیم
بیا دیگه، تکون بخورید
بیا درست همینجا
زود باش، بیا، همینجا
بجنب! بیا بالا
بفرما! آفرین! زود باش! بیا بالا
بیا، آرد داریم، گوشت تازه داریم
سبزیجات و میوه داریم. خب؟
زود باش دیگه، راه بیفت! آره، خودت، پسر جوون
زود باش، بیا درست اینجا بالا
بیا، بفرما، بفرما
دروغ اول آوریل
دروغ اول آوریل
هیچی گیرتون نمیاد
امروز اول آوریله، روز سرِ کار گذاشتن
آقای کوئین، بس کنید
فقط یه شوخی لعنتیه! ها-ها! ها-ها! شوخیه
به زبان «کری» شوخی چی میشه؟
آه، پس گورتو گم کن
بقیهتون هم گورتونو گم کنید
برید، بزنید به چاک
گمشید از اینجا... برید پی کارتون. از جلوی چشمم دور شید
یه مشت آشغالِ بیمصرف
پرسیدم گرسنهتونه؟ آره، خب اگه گرسنهتونه
برید به همون اقامتگاهی که بهتون دادیم
شما مفتخورهای نمکنشناس
همین حالا میرید، وگرنه به خدای احد و واحد
وقت شامه
بیا، کمکم کن الین
چطور بودن؟
الین یکی گرفت
تای کمکحالِ خیلی خوبیه
یه روزی شکارچیِ خوبی میشه
«پشتکار»، خب
«پشتکار» میخواست اونا رو حیوونِ خونگی کنه
من هیچوقت اونا رو نمیخورم
آه
آفریدگارا
شکرت
برای حال و همیشه
آفریدگارا، سپاسگزارم
برای همه چیز
بوی خیلی خوبی میده، مامان
بیا، این مال تو، الین
برای فردا آمادهای؟
بله، مامان
بیا اینجا
رقص چمن فقط مخصوص مَرداست
خیلی زیبا شدی
بهت افتخار میکنم. تو قلب منی
الین... الین
معمولاً وقتی ساز میزنی لبخند میزنی
الان من رو داری
باید آماده شیم
داریم برای عروسیِ خودمون دیر میرسیم
دلم میخواست میتونستم تا ابد اینجا بمونم
منم همینطور
اما دنیا نقشههای دیگهای برامون داره
بیا بریم
اوه... پاهات سست شده؟
نه، فقط
بند کفشمه
توی این کار مهارت داری
فکرهای بد به سرت نزنه
مطمئنی میخوای این کارو بکنی؟
همون اولین باری که دیدمت، مطمئن شدم
باشه
بله، با کمال میل
بله، با کمال میل
روز بزرگیه. هم ازدواج میکنی و هم به جنگ اعزام میشی
ممنون که راه دوری رو اومدین تا پیش ما باشین. قدردانتونم
هی
از دیدنت خوشحال شدم. همهچی رو برای مامان و بابا تعریف میکنم
مراقب خودت باش... جدی میگم
ممنون که اومدید
خداحافظ، الین
حالت خوبه؟
آره، خیلی وقت بود برادرم رو ندیده بودم
اون همیشه آدم خوششانسی بود
ولی اون تو رو نداره
که این منو به خوشبختترین آدمِ روی زمین تبدیل میکنه
ازت میخوام که... مراقب باشی
فکر میکنم جنگِ بااحتیاطی باشه
تمومش کن. مراقب هستم
من الان تو رو دارم
مراقب خواهم بود
دوستت دارم
بگو
دوستت دارم
در زبان من، کلمهای برای خداحافظی وجود نداره
بهزودی میبینمت
در زبان من هم خداحافظی وجود نداره
بعداً میبینمت
آقای میلر. خواهر روت
بعدازظهر بخیر
وقت کلاس پیانوی الینه
ساعت سه
بلدم ساعت رو بخونم
بله، خواهر
آقای میلر، بارِ وظایف روی دوش ما سنگینی میکنه
با این همه از بچههامون که مریض هستن
باید سخت تلاش کنیم و کمکاریها رو جبران کنیم
مطمئنم درک میکنید
ببخشید، اما
مطمئن نیستم پدر جیکوبز... درک کنه، خواهر
اون از الین خواسته که هفتهی آینده در ضیافت شامِ ویژهاش پیانو بزنه
و الین باید آماده بشه
و قطعهای رو که اون انتخاب کرده تمرین کنه
اگه میخواید باهاش صحبت کنید، توی اتاق مطالعهاش هست
نه. نیازی نیست
از وقتت لذت ببر الین. وظایفت در انتظارته
همهی ما از امتیازات ویژه برخوردار نیستیم
صف رو صاف نگه دار و سرت پایین باشه
نیازی به معطلی نیست
صف رو صاف نگه دار
درخواستی از طرف پدر جیکوبز رسیده
قطعهی... پیچیدهایه
اما
فکر میکنم براش آمادهای
بله، آقای میلر
بهت گفتم که میتونی توماس صدام کنی
بله
میخوام چشمات رو ببندی
دستت رو میگیرم
و روی دست خودم میذارم
اینطوری
حالا، دست چپم رو پیدا کن
حالا، فقط به نتها گوش کن، همونطور که مینوازماشون
و دستات رو روی دستای من نگه دار
آفرین، همینطوره
چه حسی داری؟
احساس... رهایی میکنم
عشق به موسیقی بین ما مشترکه
میتونم این رو درون تو ببینم
تو میتونی آزاد باشی
در این اتاق، الین
میتونی با من آزاد باشی
خبردار
به جای خود
تو
نام من سرگرد استیونز هست
الین اسپیرز. میدونم
بهزودی فارغالتحصیل میشی
بله، قربان
بابت اون بهت تبریک میگم
و البته، برای ازدواجت
همسرت اونورِ آبه؟
بله، بلافاصله بعد از اون اعزام شد
میدونی همسرت کجا مستقر شده؟
اول لندن. و بعد
دستوراتش رو از اونجا دریافت میکنه
ما تو رو بعد از فارغالتحصیلیت به لندن میفرستیم
قربان، فکر میکردم بیشترِ اپراتورهای کد مورس
در خودِ کانادا مستقر هستن؟
درسته، اما ما داریم یه عملیاتِ
ویژه رو ترتیب میدیم
در پروندهت نوشته شده که از قوم «کری» هستی
بله، قربان
اگه مشکلی هست... برعکس
هنوز به زبان مادریت مسلط هستی؟
چیزی نیست که بابتش خجالت بکشی
نه، قربان. منظورم اینه که
بله قربان، من هنوز به زبان کری صحبت میکنم
فرصتی که ازش حرف میزنم
یک واحد مخفی در نیروی هوایی کانادا خواهد بود
موضوع بسیار حساسیه
وقتی به اونجا برسی، توجیه میشی
متوجهم
در نگه داشتنِ رازها چقدر مهارت داری؟
نمیخوام بیادبی کرده باشم، اما زنها
به داشتن این مهارت مشهور نیستن
من تجربهی زیادی در این کار دارم
وقت میخوای که بهش فکر کنی؟
نه، قربان
بعد از فارغالتحصیلیت باهات تماس میگیریم
شنیدم دقیقهای ۲۴ کلمه تایپ میکنی
بله، قربان
ممنون برای این فرصت
قربان
الین
دست چپت
قربان، این موضوع تداخلی در کارم ایجاد نمیکنه
یه... حادثه در دوران بچگی بود
ممکنه بتونیم براش کاری انجام بدیم
تمایلی بهش داری؟
بله، قربان
متشکرم
متشکرم
اسم من چارلی تامکینز هست
اهل آلبرتا، حوالی گرند پری هستم
دو رگه و از قوم کری. خوش اومدی
الین اسپیرز. از قوم کری
میخوای همراه من بیای؟ بله. ممنونم
No comments yet. Be the first to leave one.