De eerste 200 regels.
میشل خواهش میکنم قطع نکن
فقط باهام حرف بزن، خب؟ باورم نمیشه که گذاشتی رفتی
میشل
برگرد
یه چیزی بگو، خواهش میکنم
میشل، با من حرف بزن
ببین، ما یه بحثی با هم داشتیم. همه زوجها دعوا میکنن
این دلیل نمیشه که همه چیز رو بذاری و بری
فرار کردن هیچ دردی رو دوا نمیکنه. میشل، خواهش میکنم
جزئیات بیشتر در این باره
در جای دیگری، امروز هنوز برق وصل نشده
در بسیاری از شهرهای ساحل جنوبی
در پی قطع گسترده برق امروز بعدازظهر
در حالی که هوای منطقه کمی نامساعد بوده
به نظر میرسه مشکل مربوط به چیزی باشه که مقامات اون رو
یک نوسان برق فاجعهبار مینامند که ترافیک منطقه رو فلج کرده
نه
نه
لعنتی
باشه. باشه، خواهش میکنم
خواهش میکنم
خواهش میکنم بهم آسیب نزن
خواهش میکنم
فقط بذار برم، خب؟ به کسی چیزی نمیگم
قول میدم، باشه؟ فقط بذار برم. خواهش میکنم
به مایعات نیاز داری. شوکه شده بودی
میخوای با من چیکار کنی؟
میخوام زنده نگهت دارم
سعی کن با اینا کار کنی، به کارت میآن
دوست پسرم منتظرم بود
اون پلیس رو میفرسته دنبالم
متأسفم
ولی هیچکس دنبالت نمیگرده
آدم مبارزی هستی
میتونم به این احترامت بذارم
ولی حتی فکر تکرار اون کار هم به سرت نزنه
شانس آوردی که اصلاً اینجایی
و بخشندگی من هم حدی داره
تخممرغ
تورادول برای تسکین دردت
خواهش میکنم
خواهش میکنم، فقط بذار برم. خواهش میکنم
جایی برای رفتن نیست، میشل
کیف پولت رو گشتم
با توجه به اینکه جونت رو نجات دادم، فکر کنم این کار منصفانه باشه
شانس آوردی که اصلاً اینجایی
منظورت چیه؟
من پیدات کردم و با آوردنت به اینجا جونت رو نجات دادم
نمیفهمم. من
یه حمله اتفاق افتاده
چی؟
یه حمله. یه حمله بزرگ
هنوز مطمئن نیستم شیمیایی بوده یا هستهای
ولی اینجا، ما در امانیم
دقیقاً کجاییم؟ زیر مزرعه من
چهل مایلیِ خارج از لِیک چارلز
داشتم به سمت شمال میروندم
تصادف کردی
کنار جاده واژگون شده بودی
داشتم رد میشدم و دیدمت
من جونت رو نجات دادم، میشل
نمیتونستم همینطوری اونجا ولت کنم
باشه
خب
خیلی ممنونم
که جونم رو نجات دادی
فکر کنم الان دیگه باید برم بیمارستان
نمیتونی بری
حمله یعنی غبار اتمی
که هوای روی زمین رو آلوده میکنه
روال کار این شکلیه
چقدر باید صبر کنیم تا اوضاع امن بشه؟
بستگی به فاصله نزدیکترین انفجار داره
یک سال، شاید هم دو سال
اون هم اگه درباره سلاحهایی حرف بزنیم که میشناسیم
روسها دارن چیزای کثیفی میسازن
و اگه مریخیها بالاخره راهی برای رسیدن به اینجا پیدا کرده باشن
سلاحهاشون باعث میشه مال روسها در مقابلش مثل چوب و سنگ به نظر بیاد
خوشبختانه
من برای این شرایط آماده شده بودم
درسته
خب، پس لازم دارم از تلفنت استفاده کنم
تا به خونوادم زنگ بزنم و بگم که اینجا جام امنه
و مطمئن شم که حال اونا هم خوبه
میشل، حال اونا خوب نیست
تو از کجا میدونی؟
هر کسی که بیرونِ اینجاست، مرده
پس خودت چی؟ تو خونواده نداری؟
اون کیه؟
ببخشید
چیکار کردی؟
میدونی چیه میشل؟ همون چیزی رو بهت میگم که به اونم گفتم
باید غذا بخوری، باید بخوابی
و باید یکم از خودت قدردانی نشون بدی
راستی، اسم من هاوارده
وای خدا! اوه لعنتی
ببخشید
بابت اون متأسفم
آه، نمیخواستم بترسونمت
تو، اوم
بیا. گشنته؟
خب، چطوری؟ خوبی؟
این چیه؟ یه پناهگاهه
اتاقت یکم کار داره تا روبهراه شه، ولی حداقل در داری
یه درِ ترسناک، ولی بالاخره در داری
چند وقته این پایین هستی؟
فکر کنم چند روزی میشه
میدونی، واقعاً تشخیصش سخته
وقتی نه پنجرهای هست نه نور خورشیدی نه هیچی
منظورم اینه که چطوری از اینجا بریم بیرون؟
اوه، اون بهت نگفت؟
درباره
بیرون رفتن آخرین چیزیه که باید بخوای
چون هوای اون بیرون
آلوده است
میبینم که با اِمِت آشنا شدی
چه اتفاقی براش افتاده؟
خودش این بلا رو سر خودش آورد
اینطوری تلوتلو خوردنش هم کمکی به چیزی نمیکنه
اون صدایی که قبلاً شنیدی
اون بود که زد یه قفسه رو با آذوقه کل هفته انداخت
که بابتش متأسفه، درسته؟
کاملاً
بیا بریم. وقت دستشوییه
اینجا فضای عمومیه
برای استراحت و تفریح خوبه
همونطور که میبینی، برای یه اقامت طولانی برنامهریزی کردم
سیستم آکواپونیک هوا رو تصفیه و تازه نگه میداره
اینجا هم اتاق نشیمنه. هر چی خواستی میتونی مطالعه کنی
اگه دوست داری فیلم ببینی، تعدادی دیویدی و نوار ویدئو دارم
فقط یادت باشه وقتی تموم شد، بذاریشون سر جاشون
آشپزخونه کاملاً مجهزه
اجاق برقی، یخچال، فریزر و ظروف داره
و اون میز ارثیه خاندانییه
یعنی حواست به لیوانهات باشه
همیشه از زیرلیوانی و رومیزی استفاده کن
دستت رو به چیزی نزن
متوجه شدی؟
دست زدن ممنوع
بشین
از این طرف
اینجا فضای خصوصی منه
ورود ممنوعه، مگر اینکه خودم اجازه بدم
بفرما
من نیازی ندارم. ولی تو نیاز پیدا میکنی
و من باید برای این کارها برنامهریزی کنم، پس لطفاً
من نیاز به حریم خصوصی دارم
میتونی پرده رو بکشی
وقتی تو اونجا ایستادی نمیتونم
و منم نمیتونم بهت اعتماد کنم که اینجا رو به آتیش نکشی
این برای امنیت خودمه
من منحرف نیستم! فقط کارت رو انجام بده
تا وقتی کارت تموم نشده سیفون رو نزن
نمیتونیم هدر دادن آب رو تحمل کنیم
بشین. گشنته؟
اونا مال مگانن
اون هیچوقت بدون دو سه تا از اونها جایی نمیرفت
مگان کیه؟
مگان دیگه پیش ما نیست
نگران نباش. فقط صدای ژنراتوره
شاید بیرون یه ماشین باشه
امکان نداره
من قبلاً یکی شنیدم. بالای اتاقم بود
اگه صدای ماشینی رو شنیده بودی، رانندهاش تا الان غزل خداحافظی رو خونده بود
خب، حداقل نباید سعی کنیم
به پلیس یا کسی زنگ بزنیم تا بفهمیم واقعاً چه اتفاقی افتاده؟
دیگه کسی نمونده که بهش زنگ بزنیم
دیدی؟ هیچی وصل نمیشه
فکر میکنی من دیوونهام
واقعاً عجیبه. شما آدمها
موقع دوچرخهسواری کلاه ایمنی میذارید
توی ماشینهاتون کمربند ایمنی میبندید
دزدگیر دارید تا از خونههاتون محافظت کنید
اما وقتی اون آژیرها به صدا درمیآن چیکار میکنید؟
"دیوونگی" یعنی اینکه بعد از اومدن طوفان تازه بخوای کشتی بسازی
فکر کنم وقتشه با فرانک و میلدِرِد آشنا بشی
تا جایی که میشد شبیه به دریچه تخلیه فشار درستش کردم
دیدی؟
چه اتفاقی براشون افتاده؟
اونا مثل تو خوششانس نبودن
مشکل از هواست، میشل
این همون اتفاقیه که وقتی در معرضش قرار بگیری میافته
من این در رو همیشه بسته نگه میدارم
هیچکس وارد یا خارج نمیشه
فرانک و میلدِرِد رو دیدی، نه؟
خندهداره، مگه نه؟
کل دنیا به آخر رسیده
و اون بیشترین چیزی که بابتش ناراحته یه جفت خوک مرده است؟
دنبال چیزی برای خوندن میگردی؟
من همه تستهای مجله رو جواب دادم. شرمنده
ولی یاد گرفتم چطور بافت فرانسوی بزنم، پس
میدونی، اگه خواستی برات انجام بدم، بهم بگو
تو چی درباره اون میدونی؟
میدونم تو نیروی دریایی بوده
فکر کنم یه کارهایی با ماهوارهها انجام میداده
چه جور کارهایی؟
کارهای مربوط به ماهواره
خب، چی باعث شد بیاد اینجا؟
مطمئن نیستم
خیلی وقت پیش این ملک رو خریده بود
No comments yet. Be the first to leave one.