De eerste 200 regels.
چرا نمیتونم همینجا بمونم؟
قراره همگی با هم مثل یه خانواده بزرگ و خوشحال زندگی کنیم
نمیخوام برم
امم، متاسفانه کریستینا...
یکی از غدد لنفاوی که برداشتیم سرطان داره
متاسفم، درمان؟ خوب میشه؟
یعنی میگید قراره شیمیدرمانی بشه؟
هی. منو یادت میاد؟ سلام
دوست پدربزرگم. آره.
یه روز با من میای بیرون؟
آره
این تابستون با یه نفر آشنا شدم
چیه، داری با من بهم میزنی یا همچین چیزی؟
من هنوزم میخوام دوست باشیم
ببین، برای ثبت بگم، من واقعا فکر میکنم این یه فکر افتضاحه
آره میدونم فکر میکنی ایده بدیه
جدی میگم. وحشتناکه
یعنی، اصلا به چی فکر میکنی؟
میدونی، اون مریضه
فقط یه سبد خوبِ مثلاً برای بهبودیِ
تو دوستپسر سابقشی. میدونم
چرا داری بهش... ولی من دارم تلاش میکنم دوستپسر سابقش نباشم
کل قضیه همینه
این راهش نیست
فکر میکنه که این کار یه جوریه و... و غمانگیز
یعنی اصلا این چیزا چیه؟ این خونه اونه. اون یکی
نمیخوام در موردش حرف بزنم. مثل چاییه، و مثلاً...
یه بطری آب تصفیه؟
اینا رو اصلا از کجا آوردی؟ از خاله کریستینا گرفتم
اون کلی سبد گرفته بود و گفت میتونم اینو بردارم
یه لحظه صبر کن، متاسفم
داری هدیه یه بیمار سرطانی رو
آره، میدونم بد به نظر میاد ولی خودش گفت برش دارم
سبد هدیه رو به دوستدختر سابق خودت میدی
کسی که حتی نمیخواد بیای پیشش. وای خدای من!
خواهش میکنم این کارو نکن. میتونیم ناهار بخوریم
همینجا منتظرم باش
اوم
برو، برو، برو، برو. چی شد؟ این دیگه چه کوفتیه؟
نمیدونم چی شد. نمیدونم
وای خدای من. این چیه؟
نمیدونم
باشه. هی مکس
این سومین باره که با خوشرویی ازت میخوام
لطفا اوتیس رو ببر بیرون قدم بزنه
مشغولم بابا. بازی ویدیویی رو بذار کنار
مجبورم اونو ازت بگیرم؟ نه، اتفاقاً مجبور نیستی
مکس، وقتی این سگ رو گرفتیم
قول دادی که تو هم تو نگهداریش کمک میکنی
من دارم ازش مراقبت میکنم. دارم نازش میکنم
دارم بهش محبت میکنم و دوستش دارم
میدونی چیه؟ مزخرف نگو مکس
الان این خیلی مهمه
برو بیرون و سگ رو ببر قدم بزنه، همین الان
صبح بخیر
سلام. صبح بخیر. چی شده؟
هیچی، هیچی. همه چی عالیه عزیزم
همه چی خوبه. همه چیز تحت کنترله. عزیزم
مکس. همه چی تحت کنترله
اگه بابات ازت خواست اوتیس رو ببری بیرون
باید اوتیس رو ببری بیرون. مکس! اوتیس!
تو این سگ رو میخواستی... چی؟
اوه لعنتی. داره روی زمین دستشویی میکنه
الان نمیتونم اینو ببینم. بیرون، بیرون، بیرون!
عزیزم. اوه، اونو ببین
و کارش با دستشویی کردن تموم شد. مکس باید گوش کنی، باشه؟
میتونیم براش یه باکس خاک یا همچین چیزی بگیریم
نه، نه، نه، نه، نه، نه. عزیزم، فقط...
همه چی اوکیه؟ تو داری زیادهروی میکنی
چیز مهمی نیست. من حواسم هست
حلش میکنم. تو داری زیادهروی میکنی
تخمرغها دارن میسوزن. حواست باشه!
باشه. الان نمیتونم اونا رو بخورم. خیلی سوختن
آدام تو لازم نیست همه این کارا رو بکنی
گوش کن عزیزم، من اوضاع رو کنترل میکنم
باشه. بابا، من همچنین گفتم
تخم مرغ نیمرو میخواستم. بخور
گوش کن، من با مامانم حرف زدم
گفت فردا ساعت ۹ صبح اینجا میتونه باشه
باشه؟ نه. در واقع میدونی چیه؟
من با مادرم حرف زدم و شاید بتونه الان بیاد
همین الان تلفنی باهاش حرف زدم
پس فکر کنم احتمالا بتونه بیاد
خیلی تلاش میکنه پس ممکنه مادربزرگ بیاد دیدن
گفت شاید بتونه اینجا باشه
آره. عزیزم، سرش خیلی شلوغه
تا اون موقع مادرم اینجا خواهد بود
لازم نیست. من میتونم از پسش بربیام
عزیزم، تو همین الان عمل کردی. قراره شیمیدرمانی بشی
کمک لازم داری. من کمک لازم ندارم
نباید چیزی بلند کنی
حتی نباید الان نورا رو بلند کنی
نمیتونی رانندگی کنی. باشه؟ اوم-هوم
چه خوشت بیاد چه نیاد، به یه کمکی احتیاج داری، باشه؟
ببین چی برات آوردم اینجا
این چیه؟ این سلامتی خالصه
کلم پیچ و هویج و پودر کلسیم داره
پودر پروتئین، هر چی دکتر گفت
و یکم شربت آگاو توش ریختم که خوب شیرین باشه
پروتئین وی یکی از چندشآورترین چیزای توشه
همونطور که گفتم، تو این کار با همیم.
تو هم همینطوری، منم همینطور. با همیم.
آمادهای؟ بزن بریم پایین!
خوبه. واقعاً خوبه.
اوهوم.
آره.
یک، دو، سه. پلنگها!
هی، پهلوون!
هی. دمت گرم بیرون خوب تلاش کردی.
مرسی. انگور میخوای؟
حتماً.
ایول، چقدر خوب اون توپای زمینی رو دنبال کردی!
آره. ممنون.
هی... اونجا چه خبره؟
نمیدونم. فکر کنم فقط دارن میرن...
خونه لئو یا یه همچین جایی.
فکر میکردم با لئو رفیقی.
من کی همچین حرفی زدم؟
خب، میخوای برم باهاشون حرف بزنم؟
مطمئنم خیلی دوست دارن تو هم باشی. نه، اشکال نداره.
ویکتور، مطمئنم اگه میدونستن تو بیکاری...
میشه لطفاً دیگه بریم؟
آره.
باشه.
باشه، برو صندلی عقب، رفیق.
دارم میبرم؟ این...
داری منو دیوونه میکنی. بگو دارم میبرم.
و درست به همین خاطر میخوام همون امتیاز معافیتت رو حفظ کنی.
باشه، من صدقه نمیخوام.
اینکه توپتو خیلی نزدیک بذارم.
میخوام بزنم به اون دیوار اونجا، توپ برگرده.
بانک. باشه. اوهوم. همون ضربه برگشتی قدیمی.
این یه اصطلاح فنی تو گلفه.
درسته. دارم خوب کار میکنم.
فقط دارم میرم تو حس و حالش. صبر کن.
آمبر، نذار این چشما حواستو پرت کنن.
خب بریم.
باید بهش قدرت کافی بدم. بزن ببینم.
اوه! وای خدای من. وای!
خوبی؟ آره.
بهت خورد؟ نه.
یه مولیگان بهت میدم.
تو گلف یعنی یه بار دیگه بزنی.
مولیگان؟ مولیگان.
بهش میگن مولیگان. تو از کجا میدونی؟
اصلاً دارم چیکار میکنم؟ این درسته؟
خب، دست گرفتن (چوب) که...
فقط بگیرش... اوه، وای.
باشه. شستات رو بده. باشه.
یه دست پایینتر. خب بریم.
این درسته؟ یه جورایی عجیبه. شستات رو شل کن.
آمبر، من هنوزم فکر میکنم باید آروم پیش بریم.
باشه.
خوبی؟
آره. تو چطوری؟
آره.
هی. داشتم همین الان میرفتم خونه کریستینا.
فکر کردم امروز استودیویی.
آره. نه، دارم میرم اونجا.
فقط میخواستم یه سر بزنم و بابت این کار ازت تشکر کنم... چی شده؟
و همچنین فقط برای اینکه چک کنم مطمئن بشم ایمیلمو گرفتی.
آره، ایمیلو گرفتم. اوکی؟ رژیم غذایی رو داری؟
آره. شکر کم، کافئین کم، فیبر بالا.
آره، فهمیدم. باشه، آخه این...
اون باید رژیمشو رعایت کنه.
و اون همیشه دوست نداره این کارو بکنه، پس تو باید...
حواسم هست. ...یه کم هواشو داشته باشی.
اون کمک نمیخواد ولی کمک لازم داره.
گرفتم... ایمیلو گرفتم. باشه، باشه.
و اینم کلیداش. اون نمیتونه رانندگی کنه.
میخواد سعی کنه رانندگی کنه. نذار رانندگی کنه.
و لطفاً از ون ما استفاده کن... آدام.
برای اینکه بری خرید و نورا رو هم با خودت ببر.
تا اون بتونه یه کم استراحت کنه. چی؟
همه چی خوب میشه.
باشه، میدونم. فقط دارم از استرس دیوونه میشم، مامان.
دوستت دارم.
منم دوستت دارم. ممنون. باشه.
باشه. میبینمت.
آخ! مرسی.
صبح بخیر.
صبح بخیر.
اونا چیان؟
اینه نتیجهی دو دوره خدمت تو افغانستان.
اوه خدای من. کاملاً فراموش کردم. اون مامانمه.
مادرت؟
آره. چیزی نیست. چیزی نیست. گشنمه!
وایسا!
ام، نگرانش نباش. اون خیلی پایه است.
فقط اینکه بهش گفته بودم امروز صبح باهاش صبحونه میخورم.
و یادم رفت، پس... بهتره آماده باشی.
میخوای برم؟ نه نه نه نه.
باید... من شاید باید... نه نه نه. چیزی نیست.
فقط بهش میگم یه روز دیگه انجام بدیم، اوکی؟
برمیگردم. فقط اینجا بمون.
باشه. من از کلیدم استفاده میکنم.
هی، وایسا!
سلام. و تو شلوار پات نیست.
آره. میدونم. این...
این قراره یه مشکل ساز بشه.
No comments yet. Be the first to leave one.