De eerste 200 regels.
فکر کنم زنا از پس هر کاری بربیان
خب، منظورم اینه که صرفاً چون میتونن
معنیش این نیست که باید انجامش بدن، نه؟
مثلاً فکر کن زنا ماشین تعمیر کنن
تاکسی برونن
یا دیوار کاذب نصب کنن
چرا که نه؟ نه بابا
ببین، به من اعتماد کن
دختری مثل تو واقعاً دنبال این چیزا نیست
دختری مثل من؟ اهوم
منظورم اینه که دلم میخواد همه راهها به روم باز باشه
تا بتونم خودم تصمیم بگیرم
آه، خانومِ مستقل
دقیقاً
خودِ خودمم. عاشقشم
اوم
بیا اینجا. هوم
اوه، اوم
ولی تو الان اینجا نشستی
غذای منو میخوری و از منظره من لذت میبری
با انتخاب خودم
اوم، من تو رو انتخاب کردم که پیشم باشی
من انتخاب کردم کاری کنم بهم توجه کنی. آ، نه نه
سابینا، این دیگه انتخاب تو نیست. اوم
این هدیه خدا به توئه
ای بابا
ولی فکر نمیکنی یه جورایی
کاری که با اون هدیهها میکنی واقعاً مهمه؟
اومم
تکتکِ ما. نه؟
مرد، زن
همهمون فقط میخوایم استعدادمون رو شکوفا کنیم
و دنبال آرزوهای قلبیمون بریم
من دلم میخواد تو همچین دنیایی زندگی کنم
آه
خب، دنیای من یعنی میلیونها دلار پول درآوردن
با وجودِ تو کنارم
هوم؟
آخه مسئله اینجاست که من
توی خیلی چیزا واقعاً عالیام
اوه، واقعاً؟ آره
مثلاً چی؟
خب... هوم؟
توی شغلم
زن بودن واقعاً یه مزیت خیلی بزرگ به حساب میاد
هوم
آره، اگه خوشگل باشی
دیگه کسی ازت انتظار دیگهای نداره
و اگه نباشی
کلاً نادیده گرفته میشی
و توی حرفه من... اوم
نامرئی بودن و انتظارات پایین
خیلی به درد میخورن
انگار داری درباره خانومِ خونهدار حرف میزنی
خانوم خونهدار بودن هیچ ایرادی ندارد
فقط انتخاب من نیست
من پرتغالی بلد نیستم. میدونم
آره، همینه
میدونستی که... چی؟
که مردا هفت ثانیه بیشتر طول میکشه
تا یه زن رو در مقایسه با یه مرد، به عنوان تهدید ببینن
عجیب نیست؟
تو کی هستی؟ کی، من؟
من فقط طعمهام، خوشتیپ
چند نفرن؟ نُه نفر
همهشون رو بفرست برن
تو پول کمکهای مردمی به زنا، بچهها و پناهندهها رو دزدیدی
به این میگن اختلاس
"اختلاس"؟ چه کلمه دهنپرکنی
تو باید حسابدار باشی. تو دیگه کی هستی؟
گاوصندوق رو باز کن
اوه عزیزم، زدی تو خال
الان دیگه دوستدخترتم
هر چی تو ردیف پایینه بردار. یالا
تو به درد این کار نمیخوری. پیشنهاد میکنم بری دنبال یه کار دیگه
بازلی
عصر بخیر، فرشتهها
خب، همه اینا خیلی امیدوارکننده به نظر میرسه
عالیه
ولی جانی استرالیایی چی شد؟
تادا
اوه، از این کارت پشیمون میشی. آره جون خودت
میخواستم کل دنیا رو به پات بریزم
موضوع اینه که تو خیلی زیادی حرف میزنی
خیلی آویزونی و بیش از حد پاپیچ میشی
تو فوقالعادهترین زنی هستی که
تا حالا دیدم. میدونم
پس شد چهار ماه زیر نظر گرفتن، دو تا کشور
و مزخرفترین قراری که تو کل عمرم داشتم
ردیفه؟ من این موضوع رو مطرح میکنم
با وزارت دادگستری آمریکا
همراه با، اِ، همه دوستای جدیدت که اینجان
همهچی ردیفه. عالی شد
من رفتم. یه هفته مرخصی میگیرم
و توی ساحل تایلند حسابی خوش میگذرونم
جین، تو هم باید یه امتحانی بکنی
بری ساحل، بذاری یکی با... ور بره
من به روش خودم خوش میگذرونم
اوه. چه خوب
شبها شمشیر ساموراییت رو تیز میکنی؟
یا لباس "زن گربهای" میپوشی؟
واقعاً حاضرم پول بدم اون صحنه رو ببینم
گاهی شبها یه چیزی میخورم و حس میکنم
حال داد
خب، اونا کی بودن؟
در محضر "فرشتهها" بودی
ولی سوال اینجاست، جانی
تو کی هستی؟
سلام، اینگرید
دیر کردی. آقای فلمینگ منتظره
اوه، مگه قرار ساعت ۹ نبود؟
بله، ساعت ۹ صبح یعنی جلسه شروع میشه
یعنی دقیقاً همین الان
تا حالا باهاش وقت گذروندی؟ آقای بروک؟
نه، البته که نه
منو به عمارتش دعوت کرد
که توی فرانسه است
اونجا نشسته بودیم و من ازش پرسیدم
گفتم: «آقای بروک، تا حالا اسم هامفری دیوی رو شنیدی؟»
و اون گفت: «نه.» اوه
گفتم: «تا حالا اسم جوزف سوان...»
«یا الکساندر لودیگین رو شنیدی؟» گفت: «اصلاً.»
بعد گفتم: «اوکی...»
«پس توماس ادیسون چی؟»
«خب، معلومه. کی نشنیده؟ اون لامپ رو اختراع کرد.»
درسته؟ ولی میدونی چیه؟
اون سه تای دیگه هم همینکار رو کردن
قبل از ادیسون
ولی ادیسون اولین کسی بود که محصول رو وارد بازار کرد
متوجه منظورم میشی؟
ما محصولی داریم که
توی صنعت برق انقلاب به پا میکنه
ولی باید اولین باشیم
وقتشه
منم همین رو به آقای بروک گفتم و اونم باهام موافقه
مشخصه
اِ... اِلنا، ممنون که اومدی
از روند این گفتگو خیلی راضیام
از لحاظ فنی، من هنوز هیچ حرفی نزدم
بیا وارد بازی کی چی گفت نشیم
آقای فلمینگ، میدونم "کالیستو" چقدر مهمه، باشه؟
من برنامهنویس ارشدشم. مثل بچمه
آره. ولی همونطور که توی گزارشم نوشتم
در حال حاضر این احتمال وجود داره
که محدوده هارمونیک معکوس بشه
هر دومون میدونیم این چقدر میتونه خطرناک باشه
خب، منظورم اینه که تو نمیدونی من چی میدونم
خـ... خولیو رو میشناسی؟ مهندس دوم؟
اون هنوز بخاطر تشنج مغزی توی بیمارستانه
در حالی که موقع آزمایش فقط یه ذره باهاش تماس داشت
گویا. به گفته بقیه
تازه، خولیو یه احمق بود
تنها چیزی که لازم دارم دسترسیِ روتـه
و زمان، تا این نقص بلاکچین رو برای همیشه حل کنم
تا امنیتش تضمین بشه
اینگرید، برام یه کاپوچینو میاری؟
اوکی. من گزارشت رو خوندم
دادم بقیه هم بخوننش
ما فقط باهات موافق نیستیم. همین
آقای بروک گزارشم رو خونده؟ فکر کنم اگه بخونه
بذار کاملاً برات روشن کنم
ما پنج سال روی کالیستو کار کردیم
و قراره وارد بازار بشیم
اون امنه و آماده است
و این چیزیه که به آقای بروک میگیم
و تو هیچی به آقای بروک نمیگی
ببین اِلنا، تو باهوشتر از اونی هستی که
بخوای به این کار ادامه بدی، مگه نه؟
خوبه
من میدونستم هامفری دیوی کیه. آفرین به تو
یه چیزی از دستت افتاد. اوه نه، مال من نیست
خب، من که آشغال نمیریزم، پس حتماً مال توئه
ممکنه لازمش داشته باشی
۰۰۱ بازلی،
پیرمرد ناقلا. واقعاً فکر کردی
میذاریم همینطوری بیصدا جیم بشی؟
لازم نبود زحمت بکشید
فقط من نیستم
سورپرایز
سورپرایز
هی! بنژور. بوئنوس دیاس، سینیور
بوئنوس دیاس. جمعمون جمعه
همهمون میخواستیم بازنشستگیت رو تبریک بگیم
ممنونم، بازلی
و شما، قربان. بازلی
بازلی. متشکرم
تو! واقعاً گل کاشتی
این موفقیت ارزش جشن گرفتن داره
یه مرور کوتاهی هم روی خاطرات گذشته آماده کردم
شروع کنیم؟ ها ها! اوه نه، نه
بفرما، اینم از این
اوه آره! ها ها
فارغالتحصیلِ ترگلورگلِ آکسفورد. آره
اوه خدای من. خیلی گشتم تا پیداش کردم. اونجا رو ببین
این دیگه لباس مبدل نیست
معلومه تو این سالها حسابی بهت خوش گذشته
میدونی، زندگی اون روزا خیلی قشنگ بود
اون کت و شلوار رو از کجا آورده بودی؟
مونت کارلو
واقعاً اتفاق افتاد. اینم مدرکش
No comments yet. Be the first to leave one.