De eerste 132 regels.
۵۰ جوی جوان (نجوا): ۱۵. جو:
۱۴. -۴۹
جوی جوان: ۱۳. (بازدم جو)
۱۲. -پدر جو: صاف وایسا
۱۱. -صاف وایسا
ده. نه. -وایسا
فقط ترسوهای عوضی و دختربچهها قوز میکنن. -هشت
۴۳ جوی جوان: هفت. جو:
شش. -۴۲
پنج. -۴۱
چهار. -۴۰
سه. -۳۹
دو. -۳۸
یک. -۳۷
پدر: باید بهتر عمل کنی. باید بهتر عمل کنی
پدر: بگو
جوی جوان: باید بهتر عمل کنم، قربان
آه
مرد (در تلویزیون): گوجهفرنگیها میرن توی یخچال
و موزها میرن توی ظرف میوه
مرد ۲ (در تلویزیون): خب، من یه مقداری از خرید خونه رو انجام میدم
توی خونهی ما، من همیشه گوجهفرنگیها رو بیرون میذارم
ما دنبال اطلاعات نیستیم
اما منظورت اینه که همینه؟ کل مشکل همینه؟
و اگه مردم این کار رو بکنن، مشکلِ گوجهفرنگی
بحران گوجهفرنگی، اونطور که تو بهش میگی، تموم میشه
مرد: خب، به نظرم اونا
محصول خیلی بهتری خواهند داشت، آره
اما به خوبیِ اونایی نمیشه که
توی حیاط خلوتتون پرورش میدین و میچینین
اگه بخواین ۱۲ ماه سال گوجه بخورین
باید اونا رو توی یکی از این دو مرحله بچینین
مرد (خفه): چه مرگته آخه؟
فرودگاه
زن (از بلندگو): پرواز ۵۴۹۳ هواپیمایی آمریکا
مستقیم به مقصد نیوآرک، آماده مسافرگیری در گیت شماره ۲ میباشد
صدای خودکار: سلام. شما با
جان مککلری تماس گرفتید. بعد از صدای بوق
لطفاً پیغام خود را بگذارید
جو: تموم شد
فقط برو تو
زن: چی؟ برو تو. فقط برو، برو دیگه
زن (در تلویزیون): ۸۰۰ دلار؟ ای انگل
فقط چیزی رو برمیدارم که حقمه
جو: مامان، من برگشتم. (خروپف ملایم)
۷۵ زن (در تلویزیون): ۵۰، ۶۰، ۷۰،
دارم جیبت رو نمیزنم ای زالوی مست
فقط همون ۷۵ دلاری رو برمیدارم که مال خودمه
هی
از دیدنم ذوقزده شدی، نه؟
(فینفین کردن)
واقعاً غافلگیرم کردی
غافلگیرت کردم. آره، خیلی باحال بود
مچت رو گرفتم، مچت رو گرفتم
این دیگه چه آشغالیه داری میبینی؟
اوه
امروز فیلم "روانی" رو داشت
آره؟ آره
ترسیدم
وای پسر، حسابی ترسوندم
پس چرا تنهایی نگاهش میکنی؟
نمیدونم، باید منتظرت میموندم
(خنده)
جو؟ بله؟
میشه یه کم همینجا بمونی؟
فقط بمون
باشه. فقط
اما فقط چون یه فیلم ترسناکِ فلانفلان شده دیدی
مادر: فقط تا وقتی فیلم تموم بشه
مادر: جو؟
آره، بله. (صدای ضربه)
مامان؟ (صدای باز بودن آب)
بله؟
نمیتونم شیر آب رو ببندم
اوه، من هیچکدوم از
هیچی رو پیدا نمیکنم. (آب قطع میشود)
دنبال چی میگردی؟ مسواکم رو پیدا نمیکنم
درست پشت آینهست
اوه، اوه، باشه. (آب قطع میشود)
مامان؟ بیخیال دیگه
بریم. دارم در رو باز میکنم. نه، نه، نه، نه! نکن این کار رو
بس کن، ترجیح میدم که... دارم در رو باز میکنم
نه، نه، نه
داری چی کار میکنی؟ داری چه غلطی میکنی؟
همه جا رو آب گرفته. نه، دارم مسخرهبازی درنمیآرم
میخواستم بدونم. داری درمیآری. چیزی نیست
هی وسایل رو جابهجا میکنی... برو بیرون. -نه، من... به... احتیاج دارم
به حریم شخصی احتیاج دارم
چی؟ حریم شخصیم
خیلی خب برو پایین حریم شخصیت رو پیدا کن
اوه، نه، فقط همون رو لازم داشتم
مطمئنی میتونی راحت بری طبقه پایین؟
چی؟ آره
آره، اگه خیلی یواش برم
میدونم چی کار کنم
اون مرده زنگ زد
گفت میخواد فوراً تو رو ببینه
آه
پسرت بهت گفت که منو دیده؟
هی، اون با یه دوستش بود، میدونی که
همهش فقط یه اتفاق بود، مرد
بهت گفت کجا منو دیده؟
نه
نه، من... میدونم که دوست نداری من بدونم، مرد
مویسس نمیخواست تو رو ببینه جو. اون
سر من داد نزن. سر من داد نزن
اون فقط یه بچه احمقِ لعنتیه
میدونم، اما... اون
کار ما تمومه، انجل
جو، منظوری نداشت که تو رو دید
بیخیال دیگه
پولو بگیر
آره، میتونی. (خنده زیرلبی)
مامان... چی؟
این یخچال حالبههمزنه
مگه چشه؟
تو... داری
و همه این آشغالا گندیدن
خب عزیزم، دنبال چی میگردی؟
این پنیر خامهای مال سال ۱۹۷۲ـه
من ازش استفاده میکنم. بذار باشه
جنیس چطوره؟
جنیس کیه؟
اوه، بیخیال. میدونی جنیس کیه
منظورت دوستدخترم تو ۲۰ سال پیشه؟
اون میتونست مادر خوبی بشه
مادر (با فریاد): تمومش کن
جو؟ (آه میکشد)
اومدم
میرید بالا؟
صدای خودکار: به سمت بالا. (صدای زنگ آسانسور)
اینا چیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.