De eerste 200 regels.
فکر کنم ماشینت حسابی پُر باشه
ولی چند تا کادوی دیگه هم فرستادم که با خودت ببری به "شاتو"
گفتم که زیادهروی نکن
این دیگه واقعاً زیادهرویه
کریسمسه دیگه
اگه دلم بخواد میتونم برادرزادهام رو لوس کنم
همهشون برای منه؟
چند تاش برای مامان، بابا و مادربزرگه
ولی بقیهاش
مرسی عمه مارگو
عزیزم، میشه بری کیفم رو از داخل بیاری؟
مطمئنی نمیتونی بیای؟
اصلاً دوست ندارم فکر کنم که تو تعطیلات تنهایی
البته اگه واقعاً قراره تنها باشی
برای جواب به سوالت باید بگم نه، با کسی نیستم
خب پس، حتماً باید بیای
باید پیش خانوادهات باشی
بلیتهای کنسرت کریسمس از الان کاملاً فروش رفته
الان دیگه لغو کردنش خیلی سخته
وای، حالا که حرف از سختی شد، آخرین نقد رو درباره من دیدی؟
اوه، نه. خیلی سرم شلوغ بوده
خودت هم که میدونی درباره منتقدها چی میگن
نه، چی میگن؟
مطمئنم یه چیزی میگن
اوه، سلام عزیزم. مارگوئه
اوه، سلام مارگو
بهش گفتی که به نظر ما اون منتقده عقلش رو از دست داده؟
خیلی سرت شلوغه، نه؟
خب، همهاش هم که بد نبود، مگه نه؟
منظورم اینه که حرفهای خوبی هم زده بود
گفته بود "از لحاظ تکنیکی بااستعداده ولی ذوق موسیقی نداره،"
که در واقع یه جورِ محترمانه است برای اینکه بگه
که بدون احساس ساز میزنم
که این یکی از بدترین حرفهاییه که میشه به یه پیانیست زد
مارگو، تو اون نقد رو هر جا که میری
با خودت اینور و اونور میبری؟
نه
نباید اینقدر روی حرف یه منتقد کلید کنی
ولی این "اولین مارچ" بود
همون "اولین مارچ" معروف؟
اوه ببخشید، اشتباه از من بود
پس بهتره قابش کنی و بزنیش به دیوار
هه، خوشحالم که به نظرت خندهداره
واسه همینه که عاشقتم
گوش کن، واسه تمرین دیرم شده
عکس بفرست، قول میدی؟
قول میدم
دوستت دارم
چی؟
فوقالعاده است
میتونم همیشه به نوازندگیات گوش بدم و هیچوقت برام تکراری نشه
آثار کلاسیک همیشه جواب میدن
وای، مواظب باش
بذار یه نگاهی بندازم
همه چی مرتبه؟
آره، یه ساختمون قدیمیه دیگه
چیزی نیست که با یه کم تعمیرات درست نشه
نگران نباش، همه چی تحت کنترله
تا وقتی که شبِ افتتاحیه چراغهای سالن خاموش بشن
امیدوارم
سلام، ببخشید دیر کردم
دارم از گشنگی میمیرم. بیا یه چیزی بخوریم
غذا؟ کی وقت ناهار خوردن داره؟
ده روز تا کنسرت کریسمس مونده
و تا الان دو تا از نوازندههام انصراف دادن
اوه، چی شده؟
خب، اسکی کار دستشون داد
یعنی در واقع، زمین خوردن موقع اسکی
ویولنیستم، دستش شکسته
اوه. حالش خوبه؟
آره، شکستگی جزئیه، ولی چند هفتهای دستش توی گچه
قهوه میخوری؟
نه، ممنون
وحشتناکه. متأسفم که این رو میشنوم
خب، بعدش هم خواننده تِنورم، فیل
خب؟
مجبور شد زود بره خونه
درد زایمان گرفت
یعنی در واقع، زنش
حدس زدم
پس اونم کنسله
بعد هم کارگردانم، بخاطر همهی این اتفاقات
ترسید و پا پس کشید، پس اونم رفت
وای
به نظر میرسه مجبوری کنسل کنی
نمیتونم. تقریباً تمام بلیتها فروش رفته
ولی میدونی چیه؟
نگران نیستم، و دلیلش اینه
چون بهترین آدم رو برای کمک توی این کار میشناسم
و کسی که شاید بخواد به
یه هماتاقی قدیمیِ دوران دانشگاه کمک کنه
صبر کن، فکر کردم فقط قراره بریم یه برگر بخوریم
نه. میدونستم اگه پشت تلفن ازت بخوام مقاومت میکنی
خیلی دوست دارم کمک کنم، ولی درگیر تدریسم هستم
میدونی که، تدریس تماموقت
دیدی؟ داری مقاومت میکنی
آدام، من فقط یه قدم تا رسیدن به کرسیِ ریاست
دپارتمان موسیقی فاصله دارم
الان زمان مناسبی نیست که پروژهی جدیدی قبول کنم
مخصوصاً پروژهای که ۱۰ روز دیگه اجرا میشه
نه، نه، نه
ببین، تو تنها کسی هستی که میشناسم و از پس این کار برمیآد
دکتر جکسون لوئیسِ بزرگ
میدونی داری چیکار میکنی
آره، دارم هندونه زیر بغلت میذارم. جواب میده؟
نه، جواب نمیده
بیخیال، من واقعاً درمانده شدم
نذار اون آدمی باشم که مجبوره
کنسرت سالانهی کریسمس رو قبل از اینکه شروع بشه کنسل کنه
خواهش میکنم، بلیتها تقریباً تموم شده
سالن کاملاً پُره
باشه. اگه بخوام بگم "بله" که البته "اگه" بزرگیه
خواهش میکنم، ادامه بده
نوازندهای هم برات مونده؟
امیلی داوسون
امیلی دی
امیلی؟ واو
آره
آره، سابقهی برادوی داره و صداش مثل فرشتههاست
مگه نه؟
منظورم اینه که من
فکر کنم بتونم کنسرت رو بر محوریت اون بچینم
باشه، نمیدونم چی تو سرته، ولی خوشم اومد
خب، هستی؟
آره
ایول
نجاتم دادی
بیا، بذار مهمونت کنم به یه ناهار
اوه، امیدوارم همه گرسنه باشن
اوهوم
من که واسه دسر لهله میزنم
چیزی به ذهنت میرسه
که بتونم برای مامانت کادوی کریسمس بخرم؟
چون واقعاً مخم کار نمیکنه
من فهمیدم، مادربزرگ
چی؟
یه اسب پونی؟
یه پونی
خب، این بیشتر شبیه کادو برای خودته
بفرمایید، اینم از این
ممنون عزیزم
خواهش میکنم
بسیار خب. حالا، براونی دوست داریم یا مینیکاپکیک؟
من هردوش رو به یه اندازه دوست دارم
اوه
مطمئنم همینطوره
حتماً باید این آبسیبِ دارچین رو امتحان کنی
عمه مارگو
سلام
تو اینجا چیکار میکنی؟
سورپرایز
پس کنسرتهات چی شدن، عزیزم؟
متأسفانه تئاتری که توش بودیم دیگه خیلی قدیمی شده بود
سازمان آتشنشانی اونجا رو تا تموم شدنِ تعمیرات تعطیل کرد
اجراها کنسل شدن
خب، این خبر خیلی خوبیه
آره
یعنی... خودت که میدونی چی میگم
اینطوری میتونم استراحت کنم و کریسمس رو کنار خانوادهام باشم
خب، یه اتاقخواب اضافه توی سوئیت هست
که منتظر توئه
عالیه
خیلی خوشحالم که اینجایی
منم همینطور، مامان
اوه، مثل اینکه یه طرفدار داری
ببخشید مزاحم شدم، ولی شما همون نیستید؟
خودشه
مارگو هموندِ بیهمتا
من از طرفدارهای پروپاقرصتون هستم
من و دوستدخترم پارسال توی شیکاگو اجراتون رو دیدیم
فوقالعاده بودید
خوشحالم که خوشتون اومده
یه پیانوی گرند زیبا اونجا نشسته
اگه تمایل داشته باشید
اوه، ممنون
یه چیزی بزن، عمه مارگو
خواهش میکنم
لطفاً
خب، نمیدونم
هر بار که اینجا غذا میخورم، یادم میآد که چقدر غذاهاش خوبه
درسته. آره
اوه نه، نه، نه. مهمون من باش
باور کن، قراره حسابی برای این وعده غذا زحمت بکشی
خب، ممنونم
متشکرم
خب... برای فینال چه برنامهای دارن؟
راستش، فکر کنم تو فکر یه همخوانیِ دستهجمعی بودن
که همه رو همراه کنن؟
یه فضای پرانرژی و روحیهبخش ایجاد کنن
نه، منظورم اینه که، ما امیلی داوسون رو داریم
بیا از وجودش استفاده کنیم
سراپا گوشم. چی تو سرته؟
باید یه فکری براش بکنم
ببین، هر تصمیمی بگیری با خودته، این پروژه الان دیگه دست توئه
باشه؟
فقط خوشحالم که دارم باهات کار میکنم
خیلی وقت بود ندیده بودمت، رفیق
خب، من مجردم و تو هم که متاهلی و بچه داری
زندگی همینطوری میگذره دیگه، نه؟
حالا که حرفش شد، جینی؟ جینی رو که میشناسی
No comments yet. Be the first to leave one.