Lord of the Flies

Lord of the Flies

Download Farsi Persian ondertitel

Seizoen 1

Release informatie

Lord of the Flies S01E04 720p x264-FENiX
Een commentaar door warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 4 Lord of the Flies 2026 زیرنویس فارسی سریال

Tags

other
Gepubliceerd op: 2026-02-09
Downloads: 29
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

فقط ما موندیم؟

یه سری از کوچیک‌ترها هم هستن

از بزرگ‌ترها خبری نیست؟

سام‌ان‌اریک. دارن هیزم جمع می‌کنن

نیکی... چیکار می‌خوایم بکنیم؟

می‌تونی یه جلسه راه بندازی

می‌تونیم درباره سایمون حرف بزنیم

دسته‌جمعی

باید این کارو بکنیم

واقعاً قراره هیچ حرفی درباره‌اش نزنیم؟

مگه ندیدی؟

اوضاع قاطی‌پاتی بود

رعد و برق و بارون بود

داشتن اون رقص مسخره‌شون رو می‌کردن

اصلاً نباید

اون‌طوری شبونه اونجا می‌خزید. اما

سایمون همیشه یه تختش کم بود

رالف

اون قتل بود

تکون نخور، رالف

نگاه کن. سمت چپت

نمی‌تونیم زیاد نزدیک بشیم. فصل جفت‌گیریه

یعنی وقت مستیِ گوزن‌هاست

مستی دیگه چیه؟

گوزن‌های نر با هم می‌جنگن. دنبال یکی می‌گردن

یا یه «چیزی» که باردارش کنن

زمان وحشیانه‌ایه

حالا حالش به اینه: هر وقت اون دوید، ما هم می‌دویم

نظرت چیه؟

فکر کردم گفتی نباید زیاد بهش نزدیک بشیم

داره نگاه می‌کنه

داره نگاه می‌کنه

آماده باش

اوه

حداقل هفت فوت قدش بود

بگیم چهار فوت چطوره؟ که خیلی هم کله‌خر به نظر نیایم

اون... داشت

شاخ‌هاش

مامان؟

من فقط... فقط یه کم استراحت لازم دارم

می‌تونم بپوشمش... نه، نه. فقط

یه دقیقه بهم وقت بده

از شاخ‌ها برام بگو

از بمب‌ها در امانیم؟

فعلاً آره. برو تو

مادرت چه لبخندی روی صورتشه

وقتی داستان‌های ماجراجویی‌های خطرناکمون رو می‌شنوه

وقتی جوون بودم، من و عمو کریس

یه جفت شاخ پیدا کردیم

شاخ گوزن؟ آره

هر سال شاخ‌هاشون می‌ریزه

چی؟ آره، همین‌طوره

می‌افتن و بعد بلافاصله دوباره درمی‌ان

همم. موجودات عجیبی هستن

سریع‌ترین بافتِ در حال رشد توی طبیعته

من... چه عالیه

نظرت چیه

فردا بریم دنبال شاخ گوزن بگردیم؟

ناهار برداریم. بریم اعماق جنگل. ها؟

اشکالی نداره، اوم

اشکالی نداره اگه فردا پیش مامان خونه بمونیم؟

می‌تونم براش نقاشی بکشم یا براش کتاب بخونم

من فقط... فکر کنم این کارو ترجیح می‌دم

واقعاً عالی به نظر می‌رسه

خوب بخوابی

بذار ساس‌ها نیشت بزنن، طفلکی‌ها گشنه‌شونه

انگشت‌های پام رو مخصوصاً براشون بیرون می‌ذارم

رالف

رالف

یه چیزی هست

یه چیزی اون بیرونه

داره حرکت می‌کنه

چیزی نمی‌شنوم. بیشتر گوش بده

یعنی اون...؟

خودِ هیولاست؟

پیگی

پیگی

پیگی

هیچی نگو. هیس

کمکم کن! کمکم کن! کمکم کن

گرفتمشون

گرفتیمشون

اون گرفتشون

شما دو تا حالتون خوبه؟

فکر کردم واسه صدف اومدن

خب، تو نجاتش دادی

اونا واسه صدف نیومده بودن

واسه آتیش اومده بودن

عینکم رو بردن

دوباره توش فوت کن

همه‌اش همینه

یه کم صبر کن. پیگی، همه‌شون همین‌قدرن

من فقط

صدف رو دستم می‌گیرم تا اینو بگم

من به رالف برای ریاست رأی دادم چون از همه ما بهتره

اون تنها کسیه که تا حالا کاری از پیش برده

پس منتظرم بشنوم چی می‌خواد بگه

درباره چی؟ درباره اینکه باید چیکار کنیم

تو جلسه خواستی

تا دوباره رهبری‌مون کنی

رالف، زیاد چیزی نمی‌بینم

ولی می‌دونم اون قیافه تحقیرآمیز رو به خودت گرفتی

فقط یه آتیشِ معمولی

فقط یه علامت دود که نجات پیدا کنیم. اما

رفتیم شکار و بعد آتیش خاموش شد

بعدش اتفاق‌های بدتری افتاد

بعد اونا اومدن، عینک پیگی و آتیش رو دزدیدن

و حالا علامت خاموش شده و پیگی ناراحته

و دیگه هیچ‌وقت نجات پیدا نمی‌کنیم

می‌تونم صدف رو داشته باشم؟

فکر نکنم دیگه صدف اهمیتی داشته باشه

وقتی فقط همین چند نفریم

فایده‌ای نداره

می‌خوام برم پیشش

با همین صدف توی دستام

می‌خوام بهش بگم:

«تو از من قوی‌تری

«آسم نداری

«با هر دو تا چشمت می‌بینی

«اما عینکمو به عنوان یه لطف پس نمی‌خوام

«ازِت نمی‌خوام که با‌انصاف باشی

«بلکه چون پس دادنشون کارِ درسته. و حق، حقه.»

یهو حالم خیلی بد شد

بایدم بشه. این ایده افتضاحه

ولی حق داریم که یه فرصت دیگه بهش بدیم

و اگه امروز آدم نشه

اونوقت دیگه رسماً بیخیالش می‌شیم

رالف، چی شده؟

نگران نباش. فقط یه بازیه

ایست! کی اونجاست؟

می‌بینی کی‌ام! مسخره‌بازی رو تموم کن راجر

من اعلامِ جلسه می‌کنم

منم اعلامِ جلسه می‌کنم

جک کجاست؟ رفته شکار

گفت نذاریم بیاین تو

اومدم درباره آتیش و عینک پیگی باهاش حرف بزنم

چون پیگی بهشون نیاز داره

و حق، حقه

اینا حرفای خسته‌کننده‌ایه

برو گمشو رالف

تو سمتِ خودت بمون. اینجا سمتِ منه و قبیله‌ی من

تنهایم نذار. زانو بزن

تو عینک پیگی رو کش رفتی. باید پسشون بدی

باید؟ کی می‌گه؟

من می‌گم. خودتون به من رأی دادید که رئیس بشم

نه، من ندادم. اونا دادن

ولی حالا نظرشون عوض شده

دموکراسی یعنی همین

اگه ازمون می‌خواستی، آتیش رو بهت می‌دادیم

جک با تمسخر: «اگه می‌خواستی، آتیش رو بهت می‌دادیم!»

ولی نخواستی! مثل یه دزد کثیف خزیدی اومدی

و این عینک رو دزدیدی

یه بار دیگه بگو

شماها دزد و وحشی هستید

و اون کاری که با سایمون کردید

دعوا! دعوا! دعوا! دعوا

دعوا! دعوا

هووو! بگیرش جک

آخ

صدف دست منه

ای احمق‌های رنگ‌شده، صدف دست منه

تو که اصلاً نمی‌بینی

به این نگاه کنید. ببینید کی شدید

دارید مثل یه مشت بچه‌فسقلی رفتار می‌کنید

تو هم داری مثل یه بزرگترِ رو اعصاب رفتار می‌کنی

راجر، دهن این پیگیِ حوصله‌سربر رو ببند

اون نیکیه. اسمش نیکیه

نیک‌خوکه. جلوی این نیک‌خوکه رو بگیر

کدوم بهتره؟ قانون و نجات پیدا کردن

یا شکار کردن و همه‌چیز رو به گند کشیدن؟

جلوی این نیک‌خوکه‌ی رو اعصاب رو بگیر! صدف دست منه

جلوی این نیک‌خوکه رو بگیرید

مگه نگفتی رئیس؟

آره

بلند شو. نیکی، بلند شو. رالف؟

بگیریدشون

ولم کنید

من رئیسم! من رئیسم

من رئیسم

رو پات بمون

اینجا قبیله‌ی منه! جزیره‌ی منه

یا به قبیله ملحق شو یا تقاصش رو پس بده

فکر کردم از این طرف اومدن

ما شکارچی هستیم، مگه نه؟ شکار کنید احمق‌ها

حالم خوبه، رالف؟

حالم خوب نیست

داره خون میاد؟

نه

نه

متاسفم

سرت یه کم آسیب دیده. ولی فقط شاخ‌هاته

و شاخ‌ها

سریع‌ترین بافتِ در حال رشد توی طبیعته

هر وقت که راه خیلی طولانی شد یا تند رفتیم، فقط بگو ایست. باشه؟

هر وقت که خیلی دور یا خیلی تند شد، خب؟

نیکی. نیکی

نیکی، یالله

بیدار شو! بیدار شو

نیکی. نیکی؟

حالت خوبه؟ خوبی، خوبی

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left