De eerste 200 regels.
نیت! بالاخره
داداش، باورم نمیشه داری اینو از دست میدی
منظره اینجا بالا فوقالعادست
غروب آفتاب بالای پل محشره
وقتی میگفتن شوخی نمیکردن
چی گفتی؟
چایناتاونم. یه... یه جشنوارهای داره برگزار میشه
ها؟ چی؟
صدات رو به زور میشنوم
ببخشید تایلر، همه جا آدمه
کجایی؟
آره، صدات رو نمیشنوم. دوباره بگو
یه دقیقه صبر کن. از جمعیت دور میشم
ها؟ میشه دوباره بگی رفیق؟ کجایی؟
اوه، اینجا پایین افتضاحه
پیدات نشد، منم سعی کردم بهت زنگ بزنم
آره، ببخشید
مشکلی نیست، منظورم اینه
منظورم اینه، گشت ساعت ۸ بود ولی کجا بودی؟
یه سری مزاحم تو لابی هتل منتظرم بودن
مزاحما؟ از دستشون دادی؟
آره، آره، آره. فکر کنم. - خب، خوبه
بیا پیش من. بپر تو یه تاکسی و وقتی رسیدیم پایین میبینمت
الو؟ باشه، زود میرسم
اوه! نیت؟
اون دیگه چی بود؟ نیت؟
اوه
الو؟ نیت؟
هنوز با منی، رفیق؟
نیت
مسخره بازی درنیار رفیق
الو؟
نیت
الو؟ نیت؟
چی شده رفیق؟
آخ. تیرانداز
گفتی "تیرانداز"؟ رفیق، صدات رو خوب نمیشنوم
گفتی "تیرانداز"؟
یکی داره سعی میکنه منو بکشه. چی داری
چی میگی؟
باشه، باید موقعیتت رو بهم بگی، رفیق
مثلاً اسم خیابون، هرچیزی
فقط یه چیزی بگو. آخ
نیت؟
نیت، رفیق؟
باهام حرف بزن، نیت
نیت؟
لعنتی! نیت
نیت، باهام حرف بزن
رفیق! نیت
مامور ویژه مکی، اِن.سی.آی.اِس
مشکلی هست؟
ممنون، مامور ویژه مکی
افسر جزء ارشد ناتانیل "نیت" هولبروک
مستقر در میپورت فلوریدا
اینجا به مرخصی اومده بود
چند روز پیش با برادرش به اینجا پرواز کرده بود
ممنونم
به سیدنی خوش آمدید
شلیکها حدود صد متر پایینتر از خیابان انجام شد
اونجا به تنهاش زخم خورد
پشم شیشه کوالای اسباببازی
گلوله از هر دوشون رد شده بود
بدبخت دوید تا از پا افتاد
گلوله دوم حتماً به قلبش خورده
اگه اونجوری افتاده
اون... اون در عرض چند ثانیه میمرد
کس دیگهای هم تیر خورده؟ نه
خیابون شلوغ و قاتل
فقط آتشش رو روی پسرمون متمرکز کرده
چرا؟
آره، اونم انگار طرفدار داره
هولبروک، درسته؟ آره، ناتانیل هولبروک
عدالت برای زوئی
عدالت برای زوئی
طرفداران پر و پا قرص پادکستهای جنایات واقعی
قتلهای خانواده مارش
یه پادکسته که بر اساس یه خانواده استرالیاییه
دو تا پدر و مادر و یه دختر
که روز شکرگزاری به قتل رسیدن
آخرش چی شد؟
خب، طبق این
مطلقاً هیچی
هیچکس هیچوقت به خاطر مرگشون محاکمه نشد
ولی مظنون اصلی
افسر جزء ارشد نیروی دریایی آمریکا بود
نیت هولبروک
نیت با دختر کشته شده، زوئی مارش، دوست بود
انگار یکی آخرش به عدالتش رسید
ببخشید کوچولو
تو قرار بود گونه محافظتشده باشی
ایوی
یکی دیگه پیدا کردم
بیا
نگاه کن
۳۰۸، تمام فلزی
مورد علاقه تیراندازان دوربرد
چه آرامشبخش
به نظر میاد با یه تکتیرانداز طرفیم
زاویه شلیک نشون میده که تیرانداز
در بلندی موضع گرفته بود
کلی گزینه هست
پس بذارید محدودشون کنیم
لعنتی! تیرش حرف نداشت
آره، منم میتونستم بزنمش
دختر، خیالات برت داشته
من هانسی رو از یه قایق در حال حرکت زدم
اون تیر که کار تمساح بود
اوه، هرچی. اه
تیرانداز انگار براش مهم نیست مدرک جا بذاره
دی
این چیه؟ اوپاله؟
آره، نه هر اوپالی. اوپال سیاه
از کمیابترینهاست
چیزی نیست که جا بذاری
مگه اینکه بخوای یه پیامی برسونی
زویی مارش، مادرش جکی و پدرش برندن
برای جشن شکرگزاری دور هم نشستند
با دوستپسر زویی، ملوان نیروی دریایی آمریکا، نیت هالبروک
هیچکدوم از خانواده مارش
زنده نموندند که به دسر پای کدو حلوایی برسن
دوستپسر زویی غرق در خون پیدا شد
در حالی که یه شاتگان رو محکم گرفته بود
و اثر باروت روی دستاش بود
اون هیچ بهانه قابل قبولی نداشت، با این حال پرونده هرگز به دادگاه نرفت
پنج سال گذشته و خیلیها هنوز میپرسن چرا
من لوسیندا وینرایت هستم
با من همراه باشید تا پاسخهای آنچه واقعاً آن روز اتفاق افتاد را پیدا کنم
رمز و راز اصلی اینه که
چرا اونا داشتن جشن شکرگزاری میگرفتن
روز شکرگزاری بود
این یه چیز استرالیایی نیست، دی. خودت میدونی، نه؟
شماها هالووین رو مال خودتون میکنید
میدونی چرا باید یه فرصت رو از دست داد
که با عزیزترین کسانت بوقلمون و نان ذرت بخوری؟
چون بوقلمون یه پرنده خشکه
ببین، حالا
تو بوقلمون مادربزرگ منو نخوردی
قلقش توی آبنمک دوغه
سه روز کامل
بعدم اون کرهای که زیر پوستش میذاره
دی
چربی بیکن روی تمام گوشت سینه
بعدم اون آبدار کردن خاصش با کره سیر هر نیم ساعت
دی، بسه دیگه، دارم گشنم میشه
آره، منو به سکته میاندازی
پادکست نظری درباره انگیزه داره؟
قسمت ۲: نامهها
انگیزه احتمالی نیت رو پوشش میده
طبق پادکست
به زویی مشکوک بودند که به نیت خیانت کرده
ظاهراً اون نامههایی از یک معشوق مرموز برای زویی پیدا کرده
و یهو از کوره در رفت
هوم
نظریه اینه که
نیت بعدش نامهها رو انداخت
روی جسد زویی بعد از اینکه بهش شلیک کرد
پلیس متهمش کرد، درسته؟ اولش
اما اداره دادستانی عمومی
از تعقیب قضایی خودداری کرد
همونطور که در قسمت ۶، "عدالت هرگز اجرا نشد" مطرح شد
پس چی شد؟ مدرک کافی نبود؟
ببین، برای جواب اون، شماها قسمت ۷: "ماستمالی" رو میخواید
که قسمت ۱ از ۲ هست. محشره
کی ماستمالی کرد؟
خب، طبق این، ما کردیم. نیروی دریایی آمریکا
پرونده NCIS در اون زمان
میگه نیت مرخصی اضطراری گرفت
وقتی به آمریکا برگشت
اتهامات به طرز مرموزی پس گرفته شد
اون فایل رو میخوام. تو صندوق ورودیته
هی، بلو، از نظر اثر انگشت اوضاع چطوره؟
امم، خیلی خوب نیست. اثری نیست
اما دارم دیانای رو از فنجان قهوه
و سیگارها از محل تیراندازی بررسی میکنم
حدس میزنم بهتره باشگاههای تیراندازی اطراف شهر رو چک کنیم
طرف یه تیرانداز ماهر بود. فقط با تمرین به دست میاد
یا استعداد ذاتی
با کمی شانس اسلحه و مهمات رو تطبیق میدیم
با اسمهای لیست مشترکین پادکست
خب، امم، فکر کنم جسد برادرم پیش شماست
از هر کاری که... که میکنید متشکرم
برای گرفتن هر کسی که برادر کوچیکم رو کشت
نیت بعد از این همه سال چرا برگشت؟
وینرایت تماس گرفت
نیت رو با زبون بازی راضی کرد بیاد استرالیا
تا طرف خودش رو از ماجرا بگه
نیت تو پادکست رفت؟ آره
اون دیروز یه مصاحبه ولاگ با لوسیندا ضبط کرد
خانواده مارش برای نیت مثل خانواده بودند
زویی عشقش بود
نمیتونست این فکر رو تحمل کنه
که قاتل اصلی هنوز آزاده، پس
یعنی، من اومدم اینجا تا مطمئن شم یکی حامیش هست
من مجبور شدم کالبدشکافی کامل انجام بدم
من، امم، دوباره دوختمش
اما ممکنه
کار من یکم دلخراش باشه
اگه اشکالی نداره، میخوام خداحافظی کنم
کاملاً منطقیه
No comments yet. Be the first to leave one.