In the Heights

In the Heights

Download Farsi Persian ondertitel

Release informatie

In the Heights 2021 1080p BluRay DD7 1 x264-LoRD
Een commentaar door warez
Translated subtitle from English to Persian In the Heights 2021 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Gepubliceerd op: 2026-02-02
Downloads: 17
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

سونیئیتو (sueñito) یعنی چی؟

سونیئیتو؟ یعنی «رویای کوچک»

همین؟ قصه نداره؟

حالا دیگه می‌تونیم بریم تو آب؟

بذار توضیح بده

خیله‌خب، خیله‌خب. همه بشینین، بشینین

ایول! آره! ردیفه

بسیار خب

بسیار خب

این قصه محله‌ایه که داشت ناپدید می‌شد

یکی بود یکی نبود، در سرزمین دوری به اسم نیویورک

توی یه محله به اسم واشینگتن هایتس

بگین، تا از یاد نره

واشینگتن هایتس

خیله‌خب، خیله‌خب. گوش کنین، گوش کنین

خیابوناش از جنس موسیقی بودن

هم‌ولایتی‌های من! رفیقتون، کید مرو هستم

ساعت ۵:۳۰ صبحه و این هم اخبار امروز

توی این موج گرمای بی‌سابقه، شهردار از ساکنین می‌خواد که چیکار کنن؟

مصرف کولر رو محدود کنن، چون قطعی برق توی برانکس ادامه داره

ببینین، جشن محله‌ای پرطرفدار این آخر هفته

«جشن در هایتس» قراره شما رو از خونه‌هاتون بکشونه بیرون

و ببره به کلاب‌ها

سلام بابا

بهترین روزای عمرم

یادت نره داروهاتو بخوری

دوستت دارم

چراغ‌ها روشن می‌شن، تو واشینگتن هایتس

درست وقتی سپیده می‌زنه

هوی، داری چیکار می‌کنی داداش؟

بیدار می‌شم و باید این فسقلیِ تخس رو فراری بدم

کره‌کره رو اولِ صبح می‌کشم بالا

وقتی دارم سایه‌بون رو تمیز می‌کنم، آواز می‌خونم

سلام به همگی. صبح بخیر

پیراگوایِ تگری با طعم‌های پارچا، چاینا، گیلاس، توت‌فرنگی و فقط واسه امروز مامی دارم

هی پیراگوئه‌فروش، چطوری؟ - مثل همیشه، جناب اسناوی

پیراگوای تگری، پارچا

من اسناوی هستم و احتمالا اسمم رو نشنیدین

درباره شهرتم خیلی بزرگ‌نمایی شده

بدتر از اون، اینه که طرز حرف زدنم خیلی پیچیده‌ست

چون من از تک‌وتوک بهترین جاهایِ دنج دریای کارائیب مهاجرت کردم

جمهوری دومینیکن، عاشقشم

خدای من، دلم واسش پر می‌کشه و فراتر از اون

از وقتی خونواده‌م فوت کردن، دیگه برنگشتم

لعنت بهش، باید یه فکری براش بکنم

اوه! شیر خراب شده

یه لحظه وایسا

چرا هر چی تو این یخچال هست گرم و ولرمه؟

بهتره بجنبم و با این گرما بجنگم

چون اگه قهوه لایت و شیرین نباشه، سودی کاسب نمی‌شم

آبوئلا، یخچالم سوخت

قهوه دارم ولی شیر ندارم

ای داد بی‌داد. دستورالعمل قدیمی مادرم رو امتحان کن

یه قوطی شیر غلیظ‌شده

عالیه

اوه، راستی، بلیط بخت‌آزماییت

این آبوئلا بود، در واقع مادربزرگ واقعیم نیست

ولی عملاً اون منو بزرگ کرده

این نبش خیابون، مدرسه اونه

حالا حتماً فکر می‌کنین تو دردسر بزرگی افتادم

من هیچ‌وقت پامو از شمال خیابون نود و ششم فراتر نذاشتم

خب، باید سوار قطار خط A بشی

حتی اون‌ورتر از هارلم، تا شمال منهتن برو و ادامه بده

ایستگاه ۱۸۱ پیاده شو و پله‌برقی رو سوار شو

امیدوارم اینا رو بنویسی، بعداً ازت امتحان می‌گیرم

دارم امتحان پس می‌دم

اوضاع واسه این بقالی سخت شده

دو ماه پیش یکی مغازه اورتگا رو خرید

همسایه‌هامون شروع کردن به جمع و جور کردن و رفتن

و از وقتی اجاره‌ها رفت بالا

خیلی وحشتناک گرون شده، ولی ما با حداقل‌ها می‌سازیم

توی هایتس، چراغ رو روشن می‌کنم و روزم رو شروع می‌کنم

دعوا هست و بدهی‌های تموم‌نشدنی

و کلی قبض که باید پرداخت شه

توی هایتس

بدون قهوه دووم نمیارم

من قهوه دست مردم می‌دم

چون انگار تا امشب، یه میلیون سال راهه

در واشینگتن

نفر بعدی... دینگ! کوین روزاریو

اون آژانس تاکسی رو می‌چرخونه

توی محله داره جون می‌کنه

ببینین، دخترش نینا رفته کالج

شهریه‌ها سربه فلک کشیده، واسه همین خواب نداره

هر چی می‌خره از ارزون‌ترین‌هاست

صبح بخیر اسناوی

نون گرم، قهوه با شیر

بیست دلار واسه بخت‌آزمایی امروز بذار کنار

باشه! حتماً امروز روز شانس شماست، باید باشه

وای خدای من، چقدر هیجان‌زده‌ای

نینای من دیشب ساعت ۳ صبح با هواپیما رسید

چه عالی! آبوئلا کل هفته رو داشت آشپزی می‌کرد

رفیق، این آخر هفته که ببینمت

ببین چه بساطی راه بندازیم

بعدش یسنیا میاد توی اتاق

بوی رابطه و عطر ارزون‌قیمت به مشامش می‌خوره

اوه، نه

بوی یکی از اون بوگیرهای درختی رو می‌ده که به آینه ماشین آویزون می‌کنن

ای وای، نه

راسته! داد می‌زنه: «خولی‌یو، کی اون تو باهاته؟»

دانیلا

یه چوب‌بیسبال برمی‌داره و در رو با لگد باز می‌کنه

کارلا

اون با خوزه، پسره تو مشروب‌فروشی، رو تخته

نگو نه

اینم از کوکا. خانم‌های آرایشگاه

ممنون اسناوی

کوکا

خداحافظ خوشتیپ

خداحافظ

سانی، دیر کردی

بی‌خیال بابا، می‌دونی که عاشقمی

من و پسرعموم داریم می‌چرخونیمش

یه مغازه نقلی و خانوادگیِ دیگه از هزارتا مغازه این‌ شکلی

و وای خدای من، هوا خیلی سگی گرم شده

همون‌طور که رفیقم کول پورتر می‌گفت

مردم واسه چندتا آب معدنی خنک میان

و یه بلیط بخت‌آزمایی؛ این دیگه بخشی از روتینه

هر کسی یه شغلی داره، هر کسی یه رؤیایی

اونا خاله زنک‌بازی درمیارن و من قهوه‌م رو می‌خورم و لبخند کنایه‌آمیز می‌زنم

اولین ایستگاهیه که مردم قبل کار میان سراغش

ببین، من این‌جوریم: «یک دلار، دو دلار

یک و پنجاه، یک و شصت و نه، حله

یه بسته کاندوم می‌خوای؟ چه مدلی؟

می‌شه دوتا سکه، دوتا آب معدنی، روزنامه نیویورک تایمز

پلاستیک می‌خوای؟ مالیات هم حساب شده.»

وقتی یکم دستت راه بیفته

حساب و کتاب سریع رو اتوماتیک انجام می‌دی

نوار بهداشتی می‌فروشی، تاس پشمالو واسه آینه تاکسی

تقریباً همه استرس دارن، آره

ولی از تو این لجن‌زار راهشون رو باز می‌کنن، چک‌هاشون برگشت می‌خوره و نمی‌دونن بعدش چی می‌شه

توی هایتس، قهوه‌م رو می‌خرم و می‌رم

قهوه‌م رو می‌خرم و

چشم می‌دوزم

فقط به چیزایی که لازمه بدونم

چیزی که لازمه بدونم

توی هایتس

پول کمه، ولی با این وجود

با این وجود

وقتی چراغ‌ها خاموش می‌شن، صدای رادیوم رو می‌برم بالا

تو هیچ هنری نداری! بنی

هوی، یه شکلات میلکی‌وی بده به من

آره، یه دونه دیلی‌نیوز هم بده

و یه دونه «پست»

و از همه مهم‌تر، قهوه دوم رئیسم

یه خامه، پنج‌تا شکر

من نون‌آور شماره یکم. چی؟

سریع‌ترین یادگیرنده‌م. چی؟

رئیسم نمی‌تونه منو نادیده بگیره

آره که می‌تونه. دارم حرکت می‌زنم، معامله می‌کنم

ولی حدس بزن چی؟ چی؟

هنوزم هیچ هنری نداری

هار هار... هوی، ونسا هنوز پیداش نشده؟

خفه شو! هی رفیق کوچولو، این‌قدر جوش نزن

پسر... به ونسا بگو چه حسی داری

خدایی یه بار ببرش شام بیرون

وگرنه واقعاً بی‎‌عرضه‌ای

نه! نه، نه، نه

نه، نه، نه، نه-نه-نه! نه، نه-نه-نه

نه، نه-نه، نه-نه، نه-نه، نه-نه، نه-نه، نه-نه

آقای جانسون، من پول پیش رو جور کردم

توی یه جعبه، تهِ کمد قایمش کردم

توی صورت‌حساب بانکی‌ام نیست

ولی داشتم پس‌انداز می‌کردم تا پیش‌پرداخت رو بدم

و اجاره رو بدم

نه، نه، ناامیدت نمی‌کنم. تو از پسش برمیای. می‌تونی

ببین، اینم فرصتت. همین الان ازش بخواه باهات بیاد بیرون

بعداً می‌بینمت، می‌تونیم به اون اجاره‌نامه نگاهی بندازیم

داداش، یه حرکتی بزن، نترس، خشک نشو

یه بطری شامپاین خنک بهم بدهکاری

داری جابه‌جا می‌شی؟

فقط یه بررسی اعتبار مونده و بعدش سوار قطار مرکز شهر می‌شم

خب، قهوه‌ت مهمون مغازه

باشه

اسناوی، ازش بپرس برین بیرون. - عمراً

پس فعلاً می‌بینمت

من، اِ

ایول مخ‌زن! ای لعنت، رفت که

پسر، یه استراحتی بکن، برو یه قدمی بیرون بزن

خسته و داغون به نظر میای. نذار زندگی از دستت بره

کل محله دارن جون می‌کنن، اوضاع خیته

و تو مثل چراغ برق به این نبشِ خیابون چسبیدی

آره، من یه چراغ برقم که دارم تو این گرما خفه می‌شم

دنیا دور خودش می‌چرخه و من همین‌جا خشکم زده

آدمایی که می‌شناسم همشون دارن تو خیابون می‌رن و می‌آن

ولی هر روز متفاوته، پس منم ضرب‌آهنگ رو عوض می‌کنم

چون پدر و مادرم با دست خالی اومدن و یکم وضعشون بهتر شد

و درسته که فقیریم، ولی حداقل این مغازه رو داریم

و همش برمی‌گرده به ارثیه‌ای که برام گذاشتن، این سرنوشته

و یه روز لب ساحل خواهم بود و سانی برام چک می‌کشه

توی هایتس، پرچمم رو می‌کشم بالا تا همه ببینن

ما اومدیم که کار کنیم و زندگی کنیم و کلی وجه اشتراک داریم

یادم می‌ندازه که از فرسنگ‌ها دورتر اومدم

دومینیکن، پورتوریکو، ما متوقف نمی‌شیم

توی هایتس، هر روز، صبر و ایمان

تا روزی که از فقر برسیم به سهام و سرمایه

توی هایتس، من امروز رو دارم

امروز تنها چیزیه که داریم، پس نمی‌تونیم وا بایستیم

این محله ماست

توی هایتس، پرچمم رو می‌کشم بالا تا همه ببینن

More Farsi Persian subtitles for In the Heights

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left