The Wonder Years

The Wonder Years

Download Farsi Persian ondertitel

Seizoen 2

Release informatie

The Wonder Years 2021 S02E08 Like a Boss 720p DSNP WEB-DL DD 5 1 H 264-playWEB
Een commentaar door warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 8 The Wonder Years 2021 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Gepubliceerd op: 2026-01-31
Downloads: 13
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

خوش‌شانس بودم که بزرگ شدم

تو زمان و مکانی که می‌تونستم ببینم

پدر و مادرم چه دوست‌های فوق‌العاده‌ای داشتن

با بقیه‌ی متخصص‌های سیاه‌پوست موفق

اِ، راستی بیل، اون کلوپ‌هایی رو یادت هست

که تو می‌سی‌سی‌پی می‌رفتیم؟

اِ، موقع بازی حرف نزنید

هوم، خوب حالشون رو گرفتی لیلیان، رفیق جینگِ من

مربی لانگ بابام رو می‌شناخت

از وقتی که ۸ سالشون بود

تو بچگی، سر بازی‌هایی مثل استیک‌بال با هم صمیمی شدن

یه قل دو قل و چوب و حلقه

آره، اون موقع‌ها چوب واسه‌شون حکم اینترنت رو داشت

من و کوری هم مثل باباهامون یه رابطه‌ی خاصی با هم داشتیم

همه‌کار رو با هم انجام می‌دادیم

هی بابا! حدس بزن چی شده

من و کوری می‌خوایم شرکت کنیم

تو مسابقه‌ی ماشین‌های دست‌ساز مونتگومری

وقتی هم که برنده شدیم، می‌ریم واسه مسابقات کشوری

فقط به یه اره برقی، یکم الوار نیاز داریم

و یه قوطی کبریت

کبریت واسه چی؟

واسه... سوزوندن چیزها

کور خوندی. مگه می‌ذارم

یه مشت بچه‌ی ۱۳ ساله با کبریت بازی کنن

اره برقی تو انباریه

ممنون آقای ویلیامز. دمت گرم بابا

ببریدش بیرون! نمی‌خوام تو خونه‌م گرد و خاک یا خون راه بندازید

در حالی که رفاقت بابا و مربی لانگ

در طول این سال‌ها تکون نخورده بود

دوستی مامان با مربی یکم پیچیده شده بود

سال‌ها با هم همکار و دوست بودن

بعدش مامان ترفیع گرفت و اون مجبور بود بهش گزارش بده

ای بابا، لیلیان. عجب دستی داری

ها! اوه، راستی

فردا باید دیرتر بیام. وقت دندون‌پزشکی دارم

کلیف، خودت می‌دونی که تمام درخواست‌های شخصی

باید ثبت و توسط سرپرست تأیید بشن

شوخی کردم بابا

این دفعه رو هم نادیده می‌گیرم. دوباره

می‌دونم هوامو داری

ببین، دوست بودن با رئیس چه حالی می‌ده

ها! ها ها ها

حالا، یا می‌تونی این دست رو ببری

یا فردا دیر بیای سر کار، جفتش با هم نمی‌شه

ها! الان می‌برمش

لیلیان. اینجایی که

من تازه اعدادی که واسه بودجه فرستاده بودی رو خوندم

خبر خوب اینکه کارت حرف نداره

بخش هیچ‌وقت به این پربازدهی نبوده

واقعاً ممنونم آقای دیویدسون

خبر بد اینکه... هنوز باید ۱۰ درصد دیگه از هزینه‌ها کم کنی

نفر قبلی بودجه رو خیلی الکی بالا برده بود

اون نفر قبلی خودش بود

خب، من قبلاً تمام اضافات رو حذف کردم

مطمئن نیستم چطور انتظار دارید ۱۰ درصد دیگه هم پیدا کنم

خب، من این اختیار رو بهت می‌دم که خودت تصمیم بگیری

بدون اینکه من بهت بگم چیکار کنی

این در زبون اداری یعنی

دارم خودم رو تبرئه می‌کنم که اگه اوضاع بد پیش رفت، گردن من نیفته

اما اگه بخوام یه پیشنهادی بدم

به نظر می‌رسه راحت‌ترین راه اینه که... یه نفر رو اخراج کنی

سلام

اِم، ببخشید که دیرتر از اونی که فکر می‌کردم اومدم

دندون‌پزشکه... گند زد

می‌تونستم صدای رادیو رو از توی پرکردگی دندونم بشنوم

کلیف، اون کاغذهای روی میزت

همون‌هایی‌ان که قرار بود واسه دفتر بیرمنگام بایگانی کنی؟

اِ... نه، ا-اون‌ها فقط کپی‌ان

واسه اینه که خودمو مشغول نشون بدم

این‌ها

کاغذهای دفتر بیرمنگام هستن

می‌دونی چیه؟ بعد از استراحت

ردیفش می‌کنم چون می‌دونی بدون قهوه اصلاً مغزم کار نمی‌کنه

ای وای، ساعت نزدیک ۱۲ شده

می‌دونی چیه؟ شاید یکم طول بکشه و به زمان ناهار بخوره. زود برمی‌گردم

کیم، بیا به مامانت کمک کن. دستم بنده

این‌ها چیه؟

باید این‌ها رو دسته‌بندی کنی

بعدش بهت می‌گم کدوم پوشه‌ها کجا برن

منم بقیه‌ش رو از ماشین میارم

می‌دونی، من تو زندگیم کارهای دیگه‌ای هم دارم

جداً؟ مثلِ

شستن لباس‌هات

یا مقاله‌ی تاریخت

یا درخواست‌های پذیرش دانشگاهت؟

اِ، می‌خوای بر اساس حروف الفبا باشه یا کدگذاری رنگی؟

اینجا چه خبره؟

مجبور شدم یه مقدار از کارها رو بیارم خونه

تا مجبور نشم کسی رو اخراج کنم

قضیه کلیفِ، نه؟

فقط امیدوارم قدر کارهایی که براش می‌کنی رو بدونه

خب، من نمی‌ذارم اون بفهمه

عجیب می‌شه

خب... اگه دارم کارهای آقای لانگ رو انجام می‌دم

یعنی اونم قراره فرم‌های دانشگاه من رو پر کنه؟

اوه بچه، اصلاً همچین چیزی رو نخواه

خب، قبل از اینکه بریم واسه ناهار

یه خبر کوچیک دارم

همه‌مون داریم با هم تلاش می‌کنیم تا تو هزینه‌ها صرفه‌جویی کنیم

که فعلاً یعنی باید زمان ناهار رو کم کنیم

و برسونیمش به نیم ساعت

تا از کارها عقب نیفتیم

هی، لیلیان

بین خودمون باشه، داری محبوبیتت رو اینجا از دست می‌دی

منظورت چیه؟

ببین

هیچ‌کس از قانون‌های جدیدت خوشش نمیاد

شاید بهتر باشه یکم کوتاه بیای

خب، اینم بین خودمون باشه

اونا ازم می‌خوان یه نفر رو اخراج کنم و من نمی‌خوام این کار رو بکنم

ببین، درکت می‌کنم ولی الان دیگه تو رئیسی

پس مجبوری دل یه عده رو بشکنی

پس... بهتره دل یک نفر رو بشکنی

تا کل اداره رو

حالا، اگه پیشنهاد من رو بخوای

اون روز که داشتم زودتر می‌رفتم خونه

دیدم تامپسون تو راه خروج از پارکینگه

به خاطر این بود که درد زایمان خانم تامپسون شروع شده بود

اون کجا می‌رفت؟ زنش داشت بچه می‌آورد

می‌دونی چیه کلیف؟

چطوره تو آمار بهره‌وری رو

واسه همه‌ی کارکن‌های اداره دربیاری

و بعدش بهم بگی کی ضعیف‌ترین حلقه‌ی اینجاست؟

حتماً لیلیان

فردا اول وقت

هی بچه‌ها! صبر کنید

جلو مال منه

دارم بهت می‌گم، وقتی بسازیمش

حتماً می‌تونیم یه اسپانسر پیدا کنیم

شاید نمایندگی کادیلاک

باحال می‌شه. آره

بهترین شانس ما واسه پیدا کردن اسپانسر

یه مرکز اوراقی بود

مراقب باش

یا عیسی مسیح، خودت فرمون رو بگیر

همپتون! فوق‌العاده بود

این فقط یه دور آزمایشی بود

بابام گفت که قراره حتی سریع‌ترش کنیم

چطوری؟ با دعا و راز و نیاز؟

در ضمن بابای من مهندسه

ماشین شما چطوره؟ حتماً خیلی باحاله

اِم، عالی پیش می‌ره. حتماً یه اسپانسر هم داریم

اگه می‌خواستیم به گرد پای همپتون برسیم

به کمک بیشتری نیاز داشتیم

ولی ما هم بابا داشتیم دیگه. پس چرا ازشون استفاده نکنیم

بهترین راه واسه کمک به شما تو ساخت ماشینتون

اینه که بهتون کمک نکنیم

چی شد؟

ببینید، کمک کردن به شما در کوتاه‌مدت

در واقع در بلندمدت بهتون ضرر می‌زنه

یه روزی می‌فهمید

و ما هم نمی‌تونیم بهتون بگیم اون روز کیه

درسته. چون اونجوری دارید به ما کمک می‌کنید

که... بهمون ضرر می‌زنه

خواهش می‌کنم

باشه

دین هیچ‌وقت کاری رو تموم نمی‌کنه. نمی‌خوام آخر هفته‌مو تلف کنم

ببینید. ما دو تا آدم پرمشغله‌ایم

همین الانشم به اندازه‌ی کافی کار سرمون ریخته

این یعنی بالاخره اون گزارش بهره‌وری

که خواسته بودم رو تموم کردی؟

تموم کردم. تموم کردم. خب، چی شد؟

همون‌طور که فکر می‌کردم. تامپسون

مطمئنی؟ آمار همه رو درآوردی؟

آره. یعنی به جز من و تو

معلومه که ما ستون‌های این اداره‌ایم

حالا، بعد از اینکه تامپسون رو اخراج کردی، می‌شه حقوق من رو زیاد کنی؟

ببین، حذف این اضافه‌کاری‌ها

حسابی به بودجه‌ی خونواده‌مون فشار آورده

افزایش حقوق؟

کلیف، من قراره بودجه رو کم کنم، نه اینکه بهش اضافه کنم

آره، البته، البته

حالا اگه تامپسون و ویگینز رو اخراج کنی

ردیف می‌شه

ببین، کارت رو راه انداختم

زغال‌ها دیگه باید داغ شده باشن

می‌تونید توری رو از تو فر بیارید بیرون

اوه لیلیان، دنده‌ها رو آوردی دیگه؟

کلیف قرار بود ردیفشون کنه

ای وای. می‌دونستم یه چیزی رو فراموش کردم

باید چند ساعت پیش شروع می‌کردم

نگاه مامان نشون می‌داد که دیگه صبرش لبریز شده

ولی مربی لانگ متوجه نبود و نمی‌تونست بفهمه

که قیافه‌ش یعنی "دیگه حرف نزن!"

هی لیلیان، می‌تونی بری از کباب‌سرای جری بگیری؟

یا از "پیتس"؟ هر چی خودت تصمیم بگیری

تو همیشه از پس کارها برمیای

کلیف، تو اخراجی

از کباب درست کردن؟

نه! از کارت

خسته شدم از بس جورِ تو رو کشیدم! دیگه تمومه

چی؟! تو... تو نمی‌تونی من رو اخراج کنی

من استعفا می‌دم! چی؟

خب، اون‌وقت هیچ حق سنواتی بهت تعلق نمی‌گیره

باورم نمی‌شه همین الان اخراجم کردی

نه خیر

شوهرم همین الان از کارش اخراج شد

ما به اون پول نیاز داریم

من که اون آخر هفته‌ی تعطیل رو کار نمی‌کنم. این حتمیه

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left