De eerste 200 regels.
بث، یه دقیقه وقت داری؟
آنچه گذشت...
باید ازت خداحافظی کنیم
بث پیرسون هستم
خواستم چک کنم ببینم روزمهام به دستتون رسیده یا خیر
ولی خبری نشد ازتون...
پس اگه میشه باهام تماس بگیرین
رئیس قبلت، بیل، تا تونست ازت تعریف کرد
حتماً سخت بوده این جدا شدنتون
آره. شرمنده، هنوز زخمش تازهست
- مامانم باز لگنش رو داغون کرده - حالش خوبه؟
آره. فقط امیدوارم دوباره نشکسته باشه
باید برم واشنگتون
- حتماً. کِی؟ - الان
دیمن. دیمن هندرسون
آقای هندرسون، میدونم صدام رو میشنوی
خانم ساویکی گفت با تأخیر رفتی سر کلاس
- دوباره - ببخشید خانوم مدیر کلارک
نباید از من عذرخواهی کنی
از خودت عذرخواهی کن و دیگه نذار این اتفاق بیفته
چشم خانم
آها
امروز امتحان تاریخ B گرفتم
باشه
دفعه قبل C گرفته بودم
پس دفعه دیگه A بگیر. برو دیگه
دیگه زنگ سوم دیر نکن
ندو! دوییدن ممنوع...
شرمنده خانوم کلاک
وای خدا
خوبین خانوم کلارک؟
خوبم دونالد. تو برو
برید دیگه. یالا
خوبی؟
آره خوبم
ایول! زنده باد رادیو «ناینتیز آن ناین»!
یادته اداشو درمیاوردیم که مثلاً داریم تو موزیک ویدیوش بازی میکنیم؟
مرسی که باهام میای واشنگتن
وظیفهست. اینکه به اون زن بگیم دیگه باید بازنشسته بشه
- قطعاً یه کار دونفرهست - آره
نباید صبح تا شب سرپا دنبال نوجوونها بدوئه
شانس آورده این دفعه فقط کبودش کرده
اینجوری ادامه بده دوباره لگنش رو میزنه میترکونه
باید بریم باهاش اتمام حجت کنیم
خدا از دهنت بشنوه
تو هم تو اتمام حجت کمک میکنی دیگه؟
فرار که نمیکنی؟
الان این یعنی چی؟
بث، وقتی وقتش میشه که جلوی مامانت وایسی
عادت داری یهو لالمونی بگیری
من... چی؟!
- من لالمونی نمیگیرم - چرا. ساکت میشی
درک میکنم. مامانت ترسناکه
مطمئنم واسه اخراج شدنت دهنت رو سرویس کرده، نه؟
- نه. نه راستش - جدی؟
همش سرت غر نمیزنه که یه کار جدید پیدا کنی؟
«وجود زمان بیکاری تو رزومه
واسه هر کارفرمایی در آینده امتیاز منفیه؛ بثانی»
نه. اتفاقاً خیلی هم خوب برخورد کرد
وای خدا. بهش نگفتی اخراج شدی
باشه بابا، خب؟ نمیدونه
نمیخواستم هم قبل از رفتن اینو بهت بگم
چون نمیخواستم تا اونجا
- سرم غر بزنی - کی گفته میخوام غر بزنم؟
مرسی
- میدونی چرا بهش نگفتی؟ - چرا؟
- لالمونی گرفتی - ازت بدم میاد
بتانی؟
بتانی؟
بتانی. الان وقت مشق نوشتنه یا نقاشی کشیدن؟
مشق نوشتن
«الان وقت مشق نوشتنه یا نقاشی کشیدن؟»
زوئی خانوم، حرفی داری؟
میدونم تازه اومدی
ولی تو این خونه، ما به هم احترام میذاریم
ببخشید ماما سی
خیلیخب
کیه؟
یکی که یه چیزی خورده که توش خردل داشته، بله
چه زن بیرحمی هستی
ولی دوستت دارم
وای! بیخیال!
ای!
خیلیخب، بسه
بسه دیگه. روزت چطور بود؟
- خوب - جدی؟
- بله - خوبه
الو؟ بله خودمم
چی؟ قبول شدم؟
بتانی، با کی حرف میزنی؟
تو آکادمی قبول شدم!
بچه جان، گوشی رو بده من
چه آکادمیای؟
الو؟ شما؟
بله... متوجهم
خب، باید با شوهرم مشورت کنم
باهاتون تماس میگیرم، حتماً
«وینسنت کلی» بود از آکادمی باله ویتمور
اومد مدرسه سر کلاس رقص من
خانم آلن هم گفت باید همه توانمون رو بذاریم
چون میخواست یکی از ما رو انتخاب کنه ببره آکادمی
بنظرت خنده داره؟
اینکه دخترمون بدون اطلاعمون برای یه آکادمی رقص باکلاس
تست داده و قبول شده؟
آره یکم خنده داره
عزیزم، خودت دیدی دخترمون چقدر خوب میرقصه
ضرر نداره بریم یه نگاهی به اونجا بندازیم
دختر خوش بر و روی ماست
قبل از راه رفتن رقص رو یاد گرفت
یادته؟
باشه
امیدوارم هنوزم یه کلید اضافه زیر این گل و گیاهها نگه داشته باشه
بهش واکر دادن
نمیخوام خودشو تا جلوی در بکشه
بیخیال. احتمالاً همین الانم رفته بخوابه
از اینجا صدای پچ پچ میاد
شما دو تا با گلدونای من چیکار دارین؟
- سلام مامان - سلام
سلام ماما سی
لازم نبود این همه راه با ماشین بیاین اینجا
- فقط یه خرده کبود شده - نه میدونیم لازم نبود
خودمون میخواستیم. الان مگه نباید
وزنت رو پاهات نباشه؟ واکرت کو؟
- دکتر بهم گفت باید... - ای خدا، این دکترای اتاق اورژانس
همش شلوغش میکنن
اون واکر هم واسه پیرزناست
- ولی شما باید... - گوش کنین ببینم
قبلاً یه دکتر که من رو
از هویج تشخیص نمیده برام سخنرانی کرده
پس این چرت و پرتای «به خودت سخت نگیر»
که میخواین واسم بلغور کنین رو نمیخوام بشنوم
حتماً خیلی گشنتونه. بیاین تو
شام گرم میکنم
- هنوزم مثل سگ ترسناکه - بعله
اینها هنرجوهای پیشرفتهی من هستن
یه روز بتانی میتونه بین اینا باشه
چند تا کلاس باید بگذرونه؟
هر روز بعد از مدرسه سه تا کلاس داره
و شنبهها هم تمام وقت
و این کلاسها دقیقاً تهش چی میشه؟
سوال خوبیه
بفرمایین تو دفترم صحبت کنیم
دخترکم
هر سال،
یه نمایش رقصندگان ارشد برای قدیمیترین رقصندگانمون میذاریم
با اجرای چند تا از رقصهای کلاسیک
برکهی قو، جیزل
چند تا کار جدید
پس این همه سال تمرین برای یه شب رقص انجام میشن
یه شب رقص نیست
فرصتیه برای معرفی هنرجوهامون
به یک سری شرکتهای بالهی پیشروی کشور
تکرقصندههای ما میتونن در
نیویورک سیتی باله، رویال باله و بولشوی کار پیدا کنن
چند نفر به اون مرحله میرسن؟
بطور حرفهای
بستگی داره
یه سالهایی هشت نفر، دیگر سالها دو نفر
- دو نفر - آقا و خانم کلارک
شما میدونین تئاتر باله آمریکایی در طول عمر 54 سالهش
تا بحال یه رقصندهی اصلی
از نژاد آفریقایی-آمریکایی نداشته؟
دخترتون استعداد ناب و جالب توجهی داره
اگه بتانی خوب تلاش کنه
مطمئنم میتونه نفر اول باشه
منم میدونم که میتونه
میدونین که قبل از راه رفتن رقص رو یاد گرفت؟
به جان خودم
- میدونین، من... - میشه تنهامون بذارین؟
تو دفتر...؟
بله حتماً
برنامه خیلی گرونیه
اگه ثبت نام کنه مجبور میشی اضافهکار بگیری
اشکال نداره. من مشکل ندارم
منم احتمالاً باید تو مدرسه تابستونی درس بدم
- ایب، خودت شنیدی احتمال موفق شدن چقدره - عزیزم...
ما کی تا حالا به احتمالات توجه کردیم؟
بیا اینجا
خیلیخب. این کارو انجام میدیم
من و پدرت ثبت نامت میکنیم
ولی اگه بیای اینجا باید هر چی در توان داری بذاری
باید بهترین باشی
پس همینو میخوای؟
اینکه هر روز سخت برای رقص تلاش کنی؟
بله مامان
چه بویی داره
آره. «فلفل تند اضافه ریختی توش؟»
همونطور که پدرت دوست داشت؟ بله ریختم
چه حیف که برادرها و خواهراتون اینجا نیستن
- عاشق مرغ کاری منن - مامان
- میتونیم برای خودمون غذا بکشیم - هوم؟ ببخشید
خودم میتونم سس بریزم، خیلی ممنون از شما
خب مامان...
من و زوئی میدونیم که نمیخوای زندگیت رو اداره کنیم
ما هم اینو نمیخوایم
ولی حس میکنم باید درباره کارت حرف بزنیم
کارم چشه؟
خب... خیلی زیاده
زیاده؟
No comments yet. Be the first to leave one.