De eerste 163 regels.
وای خدای من
مامان؟ خودتی؟ حالت خوبه؟
اوه سلام عزیزم. بیدار شدی؟
اون تو داری چیکار میکنی؟
دارم کاری رو میکنم که تو باید انجام میدادی
واقعاً، ای کاش اینطوری زندگی نمیکردی
خیلی ناامیدم میکنه
میدونم فکر میکنی اینهمه کثافتکاری، هنریطوریه
اینکه هیچوقت ظرفها رو نمیشوری و این حرفها
ولی واقعاً این فقط غیربهداشتیه. مگه نه؟
مگه نه؟
مگه نه، عزیزم؟
بله، مامان
بهم نگو مامان. خیلی بیکلاسیه
انگار صاحبخونهت آدم خیلی بیادبیه
اشتباهی بازش کردم
باید یاد بگیری اجارهت رو بهموقع بدی، عزیزم
نمیتونی توقع داشته باشی تا ابد کمکت کنم، مگه نه؟
بله، مامان
دارم میرم دنبال کار
واقعاً؟ اوه، این خبر فوقالعادهایه
این دفعه فقط یه اقامت کوتاهه، عزیزم
بیشتر از یک هفته نمیمونم
یک هفته؟
اصلاً متوجه حضورم نمیشی
آریس، اینم آشپز جدید
یانی، این یخچال دوباره داغون شده
فکر کردم قرار بود درستش کنی
آره، آره، بعداً، بعداً
بعداً، بعداً (زیر لب غر میزند)
خب، بفرما اینم از این
هر چی لازم داری اینجاست، مشکلی نیست
تونی طبقه بالا سفارشها و خریدها رو انجام میده
تو هم آشپزی میکنی
بسیار خب
اینم سردخونهست. سبزیجات و سیبزمینیها رو بذار اونجا
شکم این بچهها رو سیر میکنی و راضی نگهشون میداری
ما هم پول درمیآریم. حله، جناب آشپز؟
کارل. اسمم کارله
آره، باشه. خب، جناب آشپز، شروع کن
چی؟
شروع کن به پختوپز
میخوای همین الان شروع کنم؟
آره. نگو که نمیتونی از پسش بربیای
خب، آره، معلومه که میتونم، اما
اما چی؟ کار رو میخوای یا نه؟
خب، آره میخوام، اما کی بهم کمک میکنه؟
منظورم اینه که کمکآشپز دارم یا چی؟
آره، ولی فکر کردی اینجا کجاست؟
یه خدمه خوشآمدگو میاد اینجا
عوضی، تا الان دیگه باید اینجا میبود
اما خودت که میدونی این ترکها چقدر جماعتِ دستوپاچلفتی و رو اعصابی هستن
ببین یانی، من
نمیتونم تمام روز رو اینجا بشینم و گپ بزنم
باید به کلاب برسم، میفهمی که
هر مشکلی داشتی برو پیش لوری. اون حلش میکنه
اینم کلیدهات
درِ عقب، سردخونه، اون سمت. فعلاً، جناب آشپز
اوه، در ضمن از نوشیدنی خبری نیست، باشه؟
خب پس کی، چی؟
پوف
تو آشپز جدیدی؟
آره
مصطفی
بگو دیگه، بگو
موس، مصطفی
اوه
مصطفی
مصطفی
باشه، ادامه بده
کارل
کارل
آره
خب مصطفی، نظرت چیه میزها رو تمیز کنی؟ لطفاً
خوکصفتها، بذار مثل خوک غذا بخورن
آره میدونم، ولی
این آشپزخونه منه
آشپزخونه توئه، خودت تمیزش کن
این گوشتِ گاوِ گندیدهای که بهم میدن
توقع دارن با اینها چیکار کنم؟
هی مصطفی، پایهای یه چیزی بنوشیم؟
تو آشپزخونه نباید چیزی بنوشی
ممکنه دستت رو ببری
خب، میبینم که قراره خیلی خوب با هم کنار بیایم
ام، کی پشت بار ایستاده؟
سوفی و کارمل
چطور آدمهایی هستن؟
نرو
فقط میخوام یه چیزی بنوشم، همین. تو هم میخوای؟
نرو. اون بالا نرو
حواست به پیازها باشه، باشه؟
سلام
سلام، جناب آشپز. من سوفی هستم
کارل
حالت خوبه؟
اوه، آره، میخواستم ببینم میتونم یه چیزی برای نوشیدن داشته باشم؟
کارکنها اجازه ندارن چیزی بنوشن
آره، میدونم
خب چی میخوای؟
تکیلا
با یه ذره زنجبیل
چرا اینطوری لباس پوشیدی چرخ میزنی؟
مخصوصاً توی یه همچین خرابشدهای؟
آره، خب
یانی اون شب برگشت و گفت
همه بارمنها از فردا شب باید
لباس فرم مدرسه بپوشن، میبینی؟
واسه جذب مشتری
دوست داری اینجا کار کنی؟
بد نیست
هی، سوفی
من عمراً بتونم کل شب رو فقط با این سر کنم
میتونی یکی دیگه برامون بیاری پایین؟
اگه وقت کردی
چشمهای میشیِ زیبایی داری. میدونستی؟
آره، باشه جناب آشپز، چرا که نه؟
قوانین رو که میدونی. نوشیدن ممنوع
اه، نکن
به چی زل زدی؟
از این میخوای، ها؟ میخوای؟
خب گمشو، جناب آشپز
این متعلق به مدیریته، افتاد؟
رفیق، به نظر من این میشه آزار و اذیت جنسی
آزار جنسی، برو بابا
بزن به چاک پایین، چون میخوایم یه دستگاه پیراشکیزنِ کوفتی بگیریم
هی مصطفی، نظرت درباره اون چیه؟
کی؟
سوفی
دخترهای یونانی خوب نیستن. همه باهاشون هستن
آره؟
تو که باهاش نبودی، بودی؟
من متاهلم
اوه آره، راست میگی
لوری هم بدجور عوضیه، نه؟
منو نمیترسونه
آره خب، منم نمیترسم
خیلی وقته اینجا کار میکنی؟
آشپزها میان و میرن
آره، درسته
سلام مامان
آره، آره
کاره رو گرفتم
آره
هی ببین، الان نمیتونم حرف بزنم مامان
امشب باید شامِ خودت رو درست کنی
دیر میام خونه، باشه؟
آره، الان همینجا هستم
آره
دوستت دارم
منم دوستت دارم مامان
آره، باشه
خیلی خب، خداحافظ
ممنون
عالی بود
ممنون که پشتم درآمدی
ولی باید حواست به لوری باشه. واقعاً آدم کثافتیه
تو و اون، با هم که نیستین...؟
اون آدمِ چاپلوس؟ عمراً
دوستم، کارمل، میگفت
میگفت اون پسره جدیده تو آشپزخونه، همون کارل؟
یه کم شبیه "استینگ" میمونه
آره؟ استینگ، ها؟
آره
No comments yet. Be the first to leave one.