De eerste 179 regels.
واقعاً یه چیز فوقالعادهست.
بچهها، یه دقیقه تو بغلم گرفتمش.
به همون اندازه هم نفسمو حبس کردم.
ولی جدای از شوخی، اون حس... باورنکردنیه.
گرفتن لوکاس تو بغل حتماً فوقالعاده بوده.
بهتر از ارگاسم؟
قبل از پسرم، نمیدونستم کی هستم.
حالا چطور؟
بن، تو آمادهای.
صادقانه بگم، بچهدار شدن قشنگترین چیز دنیاست.
بابام تو سن من دو تا بچه داشت.
اون دو تا بچه داشت، ولی از اون مهمتر، یه سقف بالای سرش بود.
ملک مال خودش بود.
یادتون باشه، ما همهچیزمونو از دست دادیم. پس کمتر از بچه حرف بزنید، بیشتر دنبال راه حل باشید.
واقعاً فکر میکردم پیشنهاد خرید جواب میده.
عروس عاشق تو بود.
حالت خوبه، ماتیاس؟
ماتیاس، خوبی؟
نقشه شکست خورد.
یه نقشه دیگه میکشیم و پافشاری میکنیم.
اول از همه برید سر کار. لودو و زاک، شما دو تا هم همینطور.
مشتری دارید، پس دست به کار شید. منتظر چی هستید؟
نمیدونم، دوش بگیرید، لباس زیرتونو عوض کنید.
راه بیفتید!
خسته شدم از این کارا. من که مامانتون نیستم.
باشه، مامان.
بن!
یه ساعت دیگه مشتری داری.
چی؟ یه ساعت دیگه از الان؟
اولگا ساکریس هفته آینده، همین ساعت.
این پیام اولگا چیه؟
ماتیاس! با اولگا چیکار میکنی؟
این پیام درباره چیه؟
ماتیاس! این پیام اولگا در مورد چیه؟
هی، دارم با تو حرف میزنم.
دیگه بسه. لعنتی!
اون پیام درباره چیه؟
ولم کن!
بس کن! بس کن، بن!
مشکل چیه؟
چی؟
چرا اولگا رو میبینی؟
صبر کن، ماتیاس.
ماتیاس!
یه خانم چینی اینو یادم داد.
باید محکم فشار بدی...
اینطوری.
حالا یه ماساژ سوئدی عالی در انتظارته.
یه ماساژ سوئدی کوچولو.
دست از مسخرهبازی بردار.
وقتشه که یه دختر خوب پیدا کنی و سر و سامون بگیری.
میدونی که من آدم راحتی برای زندگی نیستم.
ضمن اینکه، تو این خانواده، ما آدمای کلهشقی هستیم.
ولی حس میکنم به زودی پیداش میکنم.
همون کسی که منو پابند میکنه.
من که اون موقع نیستم تا ببینمش.
چرا هستی، مامان.
ماتیاس.
یه لحظه وقت داری؟ باید یه چیزی بهت نشون بدم.
ببین چی پیدا کردم.
خوشحال به نظر میرسیدن، نه؟
میخواد که ما اونو ببینیم. دیروز بهم گفت.
عمراً این اتفاق بیفته.
مثل سگ ما رو ول کرد و رفت. هیچ وقت اینو فراموش نکن.
آره، شاید.
ولی مطمئن نیستم که بخوام یتیم باشم.
سلام، خرس.
خوبی؟ آشفته به نظر میرسی.
آره. نه، نه، این...
اسبسواری. آخه من...
گرممه.
خب، بفرمایید تو.
برات یه سینی با لوازم بهداشتی ضروری آماده کردم.
حمام اون ته، سمت چپه.
راستی، امیدوارم مشکل نعوظ نداشته باشی.
ببخشید؟
نعوظ.
مشکلی از اون نظر نیست. من مشکل نعوظ ندارم...
یعنی، اختلال نعوظ.
نه، هیچ مشکلی از این بابت نیست.
عالیه. من از "بابایی"ها خوشم میاد.
تایتانیک - جوکر - لوپن - خرس
کسبوکار همراهی
زنبورها برنمیگردن. ایستگاههای سمپاشی همهچی رو از بین میبرن.
حالا میخوایم چیکار کنیم؟
درآمدمون کمتر از قبل شده. ما واقعاً برای پول داریم جون میکنیم.
اصلاً گوش میدی؟ داری چیکار میکنی؟
دارم مشتریهای لودو رو چک میکنم.
تو هم همین کارو برای ماتیاس میکنی، نه؟
معلومه که نه.
خرس - مه
داری هیچی رو چک نمیکنی. چرا داری کنسلشون میکنی؟
دارم بهت میگم داریم دست و پا میزنیم، اونوقت تو داری مشتریها رو حذف میکنی!
من پاکشون نمیکنم.
من انتخابشون میکنم. ببین، این به صلاح لودوئه.
حس میکنم نمیتونه خودشو کنترل کنه. داره دیوونم میکنه.
خوشم نمیاد.
میخوایم این کارو متوقف کنیم؟
نمیتونیم متوقف کنیم.
تو جذابی.
آره.
آره.
امیدوارم یه خرس بداخلاق باشی.
من خیلی طرفدار خرس عروسکی نیستم. یه کم هیجان میخوام.
نگران نباش، پولتو میدم. تو از کریم هم ارزونتری.
اون امشب وقت نداشت. مسابقه پینگپنگ داره.
آخ!
ببین عزیزم، من اینجا از بیحوصلگی دارم میمیرم، و این منم که پولشو میدم.
نه، فقط... راستش میترسم که مبادا بهت آسیب بزنم.
غشای مخاطی نمیشکنه.
میدونی، ما زنها آب نمیشیم.
میتونی بری همکارمو ببینی. ممنون.
شماره ۵۲!
اینجام.
میشه اول یه قهوه بخوریم؟
استانیسلاس!
چطوری؟
خوبم!
این ددی رو دوست داری؟
دوسش داری؟
اوه، آره، باشه.
واینستا!
دارم میام!
چند سالته؟
چطوری منو پیدا کردی؟
از من چی میخوای؟
بگی که درست انجام میدم یا نه.
ساک زدن.
باشه.
این برات مهمه؟
باید بدونی چطور درست انجامش بدی. خنگی یا چی؟
تا حالا ساک زدی؟
ما هر چهارشنبه بعدازظهر تمرین میکنیم.
پس چرا من اینجام؟
یه عکس از من یه ماهه که داره پخش میشه. بهم میگن دراکولا.
من تنها کسی نیستم که از دندونام استفاده میکنم.
لیزا هم همین کارو میکنه. ولی اون قورت میده، پس خوبه.
پول داری بهم بدی؟
۱۰۰ تا دارم.
تازه، اینم برای تولدم گرفتم.
میتونی اینو توی ویندت (Vinted) ۱۲۰ تا بفروشی. چک کردم.
پدر و مادرت کجان؟
توی اتاق بغلی. دارن اونو بازی میکنن.
لول. باشه.
و...
پس قبل از این، چهارشنبه بعدازظهرها رو چطور میگذروندی؟
کلاس گیتار میرفتم.
ولش کردم. معلمم خیلی رو اعصاب بود.
به راحتی میتونم دوباره شروع کنم.
عاشق نشو عزیزم.
یه لیوان برات بریزم؟
دوست دارم دوباره ببینمت.
شاید بتونم شماره تلفنمو بهت بدم.
اوه، واقعا؟
در ضمن، لازم نیست پول بدی. منظورم اینه که...
مهمون خودم باشی.
به هر حال، وقت رفتنته. پس بجنب.
ببخشید. بله، حتماً.
امشب قرار دارم...
با مدیر گروهم.
اون یه مقاله در مورد جسم و روح نوشته. فوقالعادهست.
اون خیلی جذابه.
هر وقت دهنشو باز میکنه، منو...
فقط...
اون منو دیوونه میکنه!
ولی ممنون.
به خاطر تو، هورمونام آروم شدن...
حالا میتونم ردش کنم.
نمیخوام فکر کنه که من آسونگیرم. هیچوقت تو قرار اول سکس نداشته باش.
مگه نه؟
بابت کنسل کردن دوباره متاسفم. وقتی کلاسها شروع شد حرف میزنیم.
روح و جسم
به هر حال، باید یه رازی رو بهت بگم.
دوسش ندارم. قسم میخورم، هیچوقت مزهشو دوست نداشتم.
فقط برای اینکه تو رو خوشحال کنم خوردمش.
به نظرت باید پدرمو ببینم؟
بفرمایید.
فکر میکنی کاری که میکنم باحاله؟
آره.
No comments yet. Be the first to leave one.