De eerste 200 regels.
کدوم سلبریتی دوست داره هیکلش مثل کامیون باشه؟
گزینهی «الف»، جری ساینفلد
«ب»، شوگر ری
«ج»، سیسکو
یا «د»، فرانکی میونیز؟
میونیز اهل سدان سواریه
«ج»، سیسکو
و کاملاً درسته
جواب گزینهی «ج» هست، سیسکو
بابا، درست گفتی
اونم نه فقط به خاطر اینکه جواب همیشه «ج»ـه
واقعاً میدونستم
تو باید بری توی مسابقهی «کی میخواد میلیونر بشه»
نه، اونا هیچوقت من رو برای تلویزیون انتخاب نمیکنن
تیپش رو دارم ولی نفوذش رو ندارم
ولی مامان توی مسابقهی «چرخ شانس» بود
اوه، ایوان
باید دست از مقایسه کردن زندگی من با پدرت برداری
تازه، اون چرخ مهارت بدنی میخواست
میلیونر شدن فقط به دونستن کلی چیزمیزه
راست میگه بابا، مچت رو گرفت
اره، مامانت راست میگه. عمراً من رو انتخاب کنن
باید زنگ بزنم و از مراحل گزینش رد بشم
بعد از بین هزاران هزار تماسگیرنده
یکی از اون ده نفرِ منتخب باشم
متأسفم پسرا، ولی هیچ شانسی نیست
که بتونم به اون برنامه راه پیدا کنم
من قبول شدم
من قبول شدم
سلام ریجیس
سلام لوئیس. بالاخره اومدی
وقت بازیِ «کی میخواد میلیونر بشه» رسیده
اون قورت دادنهای از سر استرس خوبه
همینطوری ادامه بده. هیجانش رو بیشتر میکنه
اوه
تازه از راه رسیده
هر جا میرم حقم رو میگیرم
اگه نمیدونی رفیق، حالا دیگه بدون
تازه از راه رسیده
رفقا نمیدونن از کجا اومدم
ولی میدونم به کجا میرم
من تازه از راه رسیدم
قبل از اینکه شروع کنیم، چطوره خودت رو به مردم آمریکا معرفی کنی؟
اوه، اوم، سلام
اسم من لوئیس هوانگه
پدر سه تا پسرم
عاشق تخمه آفتابگردان توی سالادم
واقعاً؟ هیچ حرفی از من نزد؟
و همسر یک زن باهوش و زیبا هستم
خب، حداقل یک جواب رو درست گفت
و کارت چیه، لو؟
اوه، من یک، اوم، مشاور کسبوکار هستم
و صاحب رستوران کتلمنز رنچ
واقع در خروجیِ بزرگراه آی-4 در شرق اورلاندو
واو. یعنی با یک تیر دو نشون زدی
مثل رفیقم، کتی لی
خب، راستش بدون پسر بزرگم، ادی، نمیتونستم از پسش بربیام
اوه، فاجعهست. این لکهها رو نگاه کن
باید قبل از اینکه چاقوها رو آلوده کنن، بندازیمشون دور
پسر، بیخیال
فقط باید به ماشین ظرفشویی مایع جلادهنده اضافه کنی
همین کار بود که رستوران سیزلر رو توی شهر من به خاک سیاه نشوند
دمت گرم ادی. خوب حواست به ظرف و ظروف نقره هست
نوکرتم بابا. حواسم به دخل و تصرف هست
در واقع، حسابکتابها رو چک کردم
و سودمون ۱۰ درصد رفته بالا
واقعاً؟ چطوری؟
یعنی، منظورم اینه که آفرین
دیدم که اگه از مخلفات دورچینِ غذا کم کنیم
میتونیم در هر پرس سه سنت صرفهجویی کنیم
در ضمن به کارمندان هم چند تا پاداش جدید پیشنهاد دادم
مثلاً چی؟ خب، هر بار که
یک میز بیشتر از چهار تا پیشغذا سفارش بده
رقص شکم مخصوص خودم رو براشون اجرا میکنم
اوه، چه هوشمندانه. عاشق این ابتکارت شدم، ادی
ممنون بابا. میدونم سرت با مشاوره خیلی شلوغ بوده
برای همین من هم تلاشم رو بیشتر کردم
من پایهام
اوه
اوه
ادی، یه میز دیگه هم پنجمین پیشغذاش رو سفارش داد
یه لحظه صبر کن بابا. باید برم کارم رو انجام بدم
شکمتِکونی با پیشغذا
شکمتِکونی با پیشغذا
شکمتِکونی با پیشغذا! شکمتِکونی با پیشغذا
خب، لوئیس، آمادهی بازی هستی؟
معلومه که هستم، شک نکن
یک برنامه خانوادگی، بریم که داشته باشیم
اوه
واو. ریجیس فیلبین
ریجیس «میتونم موقع حرف زدن لبخند بزنم» فیلبین
میدونستید اون بیشتر از هر کس دیگهای در تاریخ
جلوی دوربین بوده؟
نشستن جلوی دوربین که افتخار نداره
میدونی دیگه کی این کار رو میکنه؟
نوزادها و حیواناتِ جنگل
که هر دو به طرز عجیبی تنبلن
تنبل؟
باید سه شب برای شکار طعمه توی دشتهای سرنگتی پرسه بزنی
سرنگتی
حاشیه نرو
باید تمرکز کنم تا نذارم پدرتون
یک میلیون دلار رو به باد بده
میخوام با ایما و اشاره جوابها رو بهش بگم
ولی اون توی پانتومیم افتضاحه
تنها علامتی که بلده، علامتِ تلفنه
بین بابات و حراست که تنقلات توی کیفم رو ضبط کرد
شروع خیلی بدی داشتیم
انگار الگوی تو، ریجیس، نمیتونه کار کنه
اگه صدای خرتخرت از بین تماشاچیها بیاد
به عنوان یک همصنفِ بازیگر، درکش میکنم
برای تمرکز روی هنر، به سکوت احتیاج داری
هنر؟ این که فقط روخوانیِ کلماته
سه تا کمکهزینه داری
حذف دو گزینه، نظرسنجی از تماشاگران و تماس با دوست
که میتونی برای کمک به هر کسی زنگ بزنی
من که آدمم رو پیدا کردم
دایرهالمعارفهام دم دسته، تلفنم هم حاضره
باید تمرین کنم. زود باش مامانبزرگ، یه کلمه بگو
یه چیزی که مثبت باشه
گارفیلد
اوم
آهان
گارفیلد، جیمز اِی
بیستمین رئیسجمهور ایالات متحده
گارفیلد، گربهی بداخلاقِ کمیکبوکی
سریعترین دستبهکتابِ شرق
تنها کاری که باید بکنم اینه که خط تلفن رو آزاد نگه دارم و بعدش
سلام. من آلیستر کِین، «مغزِ علم» هستم
و فقط برای یک ساعت آینده
میتونید زنگ بزنید و هر سوال علمی که دارید از من بپرسید
تمام درآمدش هم میرسه به تلویزیون عمومی فلوریدا
گفتگومون خیلی هیجانانگیز میشه
اوه
آلیستر کِین، مغزِ علم؟
اون تنها آدمیه که هم مدرک دکترا داره
و هم جایزهی محبوبِ بچههای فلوریدا رو برده
چرا الان؟ میتونم ازش بخوام که پروژهی من رو
دربارهی مگسِ سرکه برای جشنوارهی علوم داوری کنه
منم دوست دارم عضلاتش رو داوری کنم
عالیه. بریم برای بازیِ میلیونر
سوال اول همیشه مثل آب خوردنه
یه جورایی دستگرمی واسه خنگهاست
لوئیس، برای ۱۰۰ دلار
آب در چه دمایی به جوش میآد؟
«الف»، ۳۲ درجهی فارنهایت
«ب»، صفر درجهی سانتیگراد
«ج»، ۱۰۰ درجهی سانتیگراد
یا «د»، دمای خورشید؟
وای خدا. کدومشه؟
امری، زود باش، دمای خورشید چقدره؟
فکر کن لوئیس. این رو بلدی
شماها صدای کتری رو نشنیدید؟
سه دقیقهست که روی ۱۰۰ درجهی سانتیگراده
مامانبزرگ داره بهم یاد میده چطوری «بائوزی» درست کنم
خیلی باحاله! نگاه کنید
غلظتش عالیه
مثل کیسهی بیضهی بره میمونه
باشه، مامان
ادی، تازگیها خیلی به آشپزی علاقه نشون میدی
داری یادداشت برمیداری؟ اونم با پاورقی؟
مامانبزرگ هیچوقت دستور پختها رو نمینویسه
فکر کردم بهتره یادداشتشون کنم که اگه یه وقت
همینطوری محض احتیاط
میدونی، اگه همینطوری با پشتکار ادامه بدی
شاید یه روز رستوران رو بسپارم به تو
واقعاً؟ یعنی سکانِ کار رو میدی دست من؟
پس الکی نبود که توی دانشگاه ژیمناستیک موزون کار میکردم
خب، میدونم که دمای خورشید نیست
از کجا میدونی؟ زنگ بزن به ایوان
ریجیس، جوابم گزینهی «ج» هست، ۱۰۰ درجهی سانتیگراد
پاسخ نهایی
داری گرم میشی، لوئیس
چون کاملاً درسته
اووو
هووو
چطور این رو نمیدونستم؟
شاید ترس از صحنه گرفتی
برای بازیگرهای آماتور طبیعیه
نه، میدونی مشکل چیه؟
اون بادامهای توی کیفم که ازم گرفتن
بدون امگا-۶ مغزم کار نمیکنه
یا شاید امگا-۳ بود؟
آخ، به اون چربیهای مفید احتیاج دارم
لوئیس هوانگ همین الان ۱۰۰ دلار برنده شد
و بعد از یک پیام بازرگانی برمیگردیم
خب بچهها، وقت استراحته
باید یه دستگاه فروش خوراکی پیدا کنم
قبل از اینکه پدرتون همهی پولهامون رو به باد بده
منم باهات میآم
میخوام عکسهای تبلیغاتیم رو توی استودیو پخش کنم
ژستِ «متفکر» برای نقشهای درام
و ژستِ «دیوانه» برای نقشهای کمدی
چرا اینقدر طول کشید؟
این کیسهی آجیل گیر کرده بود لایِ چرخدندهها
مجبور شدم ۳۵ سنتِ دیگه بدم تا بیاد بیرون
ما اومدیم اینجا که یک میلیون دلار ببریم
نه ۹۹۹ هزار و ۹۹۹ دلار و ۳۰ سنت
واو. عجب حسابی کردی مامان
اون آجیلها واقعاً اثر کردن
No comments yet. Be the first to leave one.